محمدجعفر بهداد
حذف کامل یک جناح سیاسی از سوی جناح حاکم به مصلحت نظام نیست و در صورت نادیده گرفتن این مسئله، نظام در ابعاد داخلی و بینالمللی آسیبپذیر خواهد شد.
اگر از فردای دوم خرداد 76 شاهد عزل هزاران تن از مدیران عالی، میانی و پاییندستی و به قبضه در آمدن کامل مدیریت اجرایی کشور توسط یک جناح سیاسی بودیم، اما امروز به خوبی میدانیم که جناح حاکم در 8 سال گذشته همواره از درک و رعایت مصالح نظام در حوزههای مختلف حاکمیتی عاجز بود و حتی بعضی عناصر آن مدافع و مروج راهبردهای مخالف مصالح و منافع کلان نظام بودند.
جبهه اصولگرایان باید از فرجام نامبارک و پر خسارت حذف مدیران متعهد و با تجربه توسط مدعیان اصلاحات ـ که در نهایت حذف معنادار خود آنها به دست مردم را در پی داشت ـ عبرت بگیرند و مصلحت نظام را در حفظ مدیران دلسوز، کارآمد و معتدل تعریف کنند.
اگر 8 سال پیش، مدیران این مملکت به اتهام آنکه به رئیسجمهور وقت رأی ندادند، گاهی برخلاف آیین متعارف عزل شدند، اما این روزها هیچ مدیری نباید صرفاً به خاطر رأی ندادن به دکتر احمدینژاد، معزول شود، چه آنکه چنین نحوه برخوردی خلاف اصل شایستهسالاری و تداعیکننده تکرار اتفاقات بدفرجام دوران گذشته خواهد بود.
از آنجا که تعداد قابل توجهی از مدیران فعلی، سابقه همراهی با افراطیون مدعی اصلاحات را در کارنامه خود ثبت نکرده و به رغم دوم خردادی بودن، مصالح نظام را فدای منفعتطلبیهای شخصی و حزبی نساختند، بلکه همواره به اصول و مبانی نظام پایبند ماندند، لذا مستحق حذف و طرد نیستند.
عدالتگرایی و مهرورزی اصولگرایان ایجاب میکند که خوبان همه جناحهای سیاسی در پیشرفت و تعالی کشور سهیم باشند تا فراتر از نمایش کامیابی یک جناح، امکان ظهور همه خوبیهای یک نظام اسلامگرا و مردمسالار در عرصه جهان فراهم شود. چنانچه اصولگرایان دل در گرو نظام، امام و شهیدان دارند، باید مراقب باشند تا روشهای عیبناک و منزجرکننده مدعیان اصلاحات را در پیش نگیرند.
همانطور که مشی رهبر فرزانه انقلاب همواره بر حفظ موجودیت همه سلیقههای سیاسی وفادار به نظام در تندباد کشمکشهای جناحی استوار بوده، مدعیان طرفداری از رهبری نیز باید از تلاش برای حذف کامل رقبای خود پرهیز نمایند و راه را برای شکوفایی استعداد همه ایرانیان در عرصه پیشرفت و تعالی میهن اسلامیمان بگشایند.
آنچه باید در راهبرد مدیریتی اصولگرایان مورد توجه قرار گیرد درک این واقعیت است که عناصر خاطی در دوره مدیریت سابق به دو دسته معاندان و بیغرضها تقسیم میشوند و به طور طبیعی نمیتوان مدیرانی که زیر فشارها یا تحریکات بالادستیهای خود گاهی به خطا رفتند را با کسانی که در ارتباط مستمر با کانونهای سیاسی دشمن، منافع و مصالح نظام را در پای مقاصد شخصی و باندی خود قربانی کردند، یکی دانست.
عدالت و مهربانی حکم میکند اشتباهات سابق مدیران با تجربه ـ که در دوره جدید توان ارائه خدمت به کشور، مردم و نظام را دارند ـ نادیده گرفته شود تا برای نخستین بار تصویر حقیقی و صحیحی از مرام وفاداران به نظام جمهوری اسلامی ایران ترسیم گردد.
از دولت اسلامی دکتر احمدینژاد انتظار نمیرود تا همه شعارها و برنامههای خود را در مدت کمی عملیاتی کند، ولی این توقع وجود دارد که در گام نخست، دولت و مدیریت اجرایی کشور را به زیور عدالتگرایی، تحولخواهی و مهرورزی بیاراید، زیرا فقط با یارانی با انگیزه، همدل و مردمباور میتوان این بار گران را به مقصد رساند.
دلبستگی ملت ایران به چهرهها و جریانها، ابدی نیست و دوام آن به رفتار مسئولان و میزان پایبندی آنها به وعدههای امیدآفرینشان بستگی دارد.
واقعیت آن است که دولت اسلامی اصولگرایان، رویش نشاطانگیز و با طراوتی در کنار برخی ریزشهای ملالآور دو دهه گذشته در صحنه سیاسی ایران بود که باید آن را هدیهای الهی و محصول تدابیر داهیانه رهبری و هوشیاری مردم صبور و خوشغیرت این سرزمین دانست.
اینک دولت پاک و خدمتگزار، به کابوسی برای همه بدخواهان نظام دینمدار و مردمسالار ایران تبدیل شده و دشنامگوییهای دشمنان و عملههای ورشکسته آنان علیه این دولت اسلامی، از درستی مسیر انتخاب شده حکایت میکند.
اگر 8 سال پیش ادعا شد با روی کار آمدن صاحبان فلان سلیقه، آمریکاییها از شلیک موشکهای کروز به ایران منصرف شدند، امروز میتوان با افتخار فریاد زد حماسه سوم تیر 84، تمام امیدها و معادلات ضد ایرانی کاخ سفید را برای نتیجه گرفتن از پروژه «فروپاشی از درون» به جای طرح «شلیک موشک کروز» بر هم زده است.