تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۱۷۸۶۴۹
دکتر علی مطهری در گفت‌وگو با قدس:
جواد صبوحی اشاره: در خصوص هویت فکری و روشنفکری شهید مطهری همین بس که وی توانست با قدرت فکری و اندیشه صائب خود در دهه های چهل تا پنجاه، وارد میدانهایی شود که تا آن هنگام هیچ کس در زمینه مسایل اسلامی وارد آن نشده بود. وی با تفکرات وارداتی غربی و شرقی به چال ش علمی عمیق، وسیع و تمام نشدنی پرداخت و در جبهه مقابله با مارکسیسم و تفکرات غربی و لیبرالیسم، دست به جهادی هوشمندانه زد. مقابله با کج اندیشی، دوری از تحجر و التقاط، از دیگر ویژگی های تفکرات استاد مطهری است. دکتر علی مطهری، فرزند این شهید بزرگوار در بیست و ششمین سالگرد شهادت پدر، به تبیین برخی دیگر از جنبه های علمی و شخصیتی ایشان پرداخته است. گفت و گوی ما را با و ی بخوانید.

* یکی از ویژگیهای آثار و اندیشه های شهید مطهری، تازگی آن در هر دوره زمانی است؛ ضمن اینکه به شکل جدی نوعی پختگی در این آرا می توان یافت. رمز این پایداری و ماندگاری را در چه می دانید؟
** شما به دو جنبه اشاره کردید؛ نخست، اصولی بودن اندیشه های ایشان است که من این موضوع ر ا این گونه تبیین می کنم که ما در تمامی آثار ایشان هیچ گونه تناقضی نمی بینیم؛ یعنی این آثار از مبانی خاصی شکل گرفته است که امکان تضاد و ناسازگاری در آن محال است.
در آ ثار بخش عمده ای از نویسندگان می توانید نمونه های ملموسی از تضاد را کشف کنید. برای مثال، نویسنده ای در خصوص عدالت به گونه ای اظهار نظر می کند که در مقطعی دیگر با ا ظهار نظر وی در این خصوص همخوانی وجود ندارد.
اما اگر موضوعی خاص را در آثار استاد در نظر بگیرید و سپس در خصوص آن به تحقیق و پژوهش در آن آثار بپردازید، به هیچ عنوان به نقطه تضاد نمی رسید و در همه جا نوعی پایبندی به اصول و مبانی را ملاحظه خواهید کرد.
رمز اصولی بودن آثار بر استاد در همین نکته نهفته است که ایشان همواره با مبنا سخن می گ وید و همواره بر روی آن مبنا تأکید دارد.
فرض دیگری که به آن اشاره کردید، این است که ایشان به موضوعات مورد نیاز پرداخته ان د، موضوعاتی که به زمانی خاص اختصاص ندارد و نمی توان آنها را مقید به زمانی خاص دانست، بلکه غالب موضوعاتی که استاد برای تحقیق و نگارش انتخاب کرده اند، در تمامی دوره ها مورد نیاز است.
مثلا، نظام حقوق زن در اسلام و یا رابطه اسلام و ایران، حجاب، اسلام و نیازهای روز، سیره بنویس و ... از جمله موضوعاتی است که در هر مقطع زمانی مورد نظر بوده است.
* در موضوعی چون عدل الهی نیز همین طور است و برای هر فردی این سؤال مطرح می شود که آیا در این دنیا، واقعا همان گونه که ما مشاهده می کنیم، تبعیضها و ناعدالتی های ناروایی وجود دارد و آیا این تبعیض ها با عدل الهی سازگاری دارد یا خیر؟
** در حقیقت، موضوعی که اهمیت بسیار دارد، مسأله شناسی استاد شهید است. این موضوعات، حتی مختص مکان خاصی چون ایران هم نیست، حتی در قیدی چون جهان اسلام هم قرار نمی گیرد؛ بلکه بشریت با آن مواجه است و همین نکته رمز ماندگاری آثار ایشان است.
مقوله دیگری که نباید به سادگی از کنار آن گذشت به نوع بیانی برمی گردد که در آثار شهید مطهری ملاحظه می شود. ایشان حتی می کوشد مسایل غامض و دشوار را با بیانی ساده و ر وان ارایه دهد.
برخلاف برخی از فلاسفه و عالمانی که اساساً می کوشند مسایل ساده را نیز به گونه ای دشوار و پیچیده عنوان دارند؛ در میان قدما این سبک بسیار مرسوم بوده است و گاهی از روی تعهد و برای آنکه عوام متوجه موضوع نشوند، موضوع را قدری پیچیده بیان می کردند؛ اما شما می بینید که ایشان مسایل سنگین فلسفی را نیز که در آثار دیگر فلاس فه به دشواری بیان شده است، به روشنی ،در کتاب اصول فلسفه یا عدل الهی و ... ،بیان می نماید و خواننده تصور می کند شاید این موضوع از همان ابتدا ساده و بدیهی بوده است، پس چرا در خصوص آن این همه بحث و اختلاف وجود داشته است.
شیوه سهل و ممتنع که می توان ا ز نوع بیان ایشان دریافت، تأثر از تسلط بیش از حد به یک موضوع و یا موضوعات متفاوت است.
البته از عوامل دیگری نیز می توان به عنوان دلایل ماندگاری آثار و نظرات ایشان یاد ک رد.
برای نمونه ، می توانم از روح علمی که در آثار ایشان وجود دارد و به تعبیری دیگر انصا فی که می توان در این آثار سراغ گرفت، یاد کنم.
شهید مطهری در قضاوتهای خود در زمینه مسایل مختلف، دارای انصاف منحصر به فردی است و خواننده درک می کند که ایشان قطعا در پی حقیقت است و به تعصبات نژادی، دینی، زبانی و ... هم کاری ندارد.
به گونه ای بحث می کند که حتی چنانچه به این نقطه برسد که ادعای او غلط است، به راحتی می پذیرد و بر حرف خود اصرار و پافشاری غیر منطقی نمی کند.
به تعبیر واضحتر، ایشان فرزند دلیل است و هر چه دلیل می گوید آن را می پذیرد نه آنکه رعایت بزرگان و آباء و اجداد را بکند و حر فی را بی چون و چرا بپذیرد و آن را تکرار کند. ایشان حتی در پاره ای موارد به نکات مثب ت نظریه مخالف خود هم اشاره و اعتراف می کند که فلان نکته، نکته خوب و قابل تأملی است.
مجموعه این عوامل باعث شده است که هنوز پس از گذشت 26 سال از شهادت این بزرگوار، همچن ان نوعی طراوت و زندگی را در آثارش بتوان مشاهده کرد.
در خصوص مراجعه مردم به آثار ایشان، باید گفت نه تنها این میزان رجوع کم نشده که به اعتقاد من بیشتر هم شده است، به گونه ای که همیشه و در هر مقطعی یکی ،دو اثر از آثار ایشان کمیاب می شود، با آنکه یک چاپخانه تنها مخصوص انتشار آثار ایشان در نظر گرفته شده است.
اما در عین حال، ا مکان اینکه تمامی 80 اثر ایشان همواره در بازار به وفور وجود داشته باشد، میسر نیست.
دوره حضور و عصر مبارزاتی ایشان در مقطعی است که می توان در آن اتفاق و هم آوایی گروه مشترکی را که ایشان هم جزو آن است، شاهد بود؛ دوره ای که آثار متعددی از تمامی آنها به خانه های مردم راه یافت، اما در دوره ای دیگر بسیاری از همین اندیشه ها محور حرکت طیفی خاص قرار گرفت .
* می خواهم از شما که مجری نشر اندیشه های استاد هستید سؤال کنم که آیا اساسا امکان ان تساب این اندیشه ها به یک جریان فکری وجود دارد یا خیر؟
** اندیشه های ایشان را نمی توان به یک گروه خاص منتسب ساخت و هیچ گروهی نمی تواند و حق ندارد که این آثار و افکار را مصادره به مطلوبهای خود کند. اساسا این کار شدنی هم نیست.
با توجه به اینکه این آثار، متشابه و دو پهلو نیست تا به دو گونه قابل توجیه باشد ؛ یعنی مطلب به گونه ای عنوان شده باشد که هر فرد به شکلی از آن استفاده کند؛ اما در آثار برخی از نویسندگان، این موضوع مشاهده می شود.
شما وقتی آثار و اندیشه های استاد را با تفکرات گروههای موجود مقایسه کنید، ملاحظه خواهید کرد که ایشان در هیچ یک از جریانهای حاضر نمی گنجد. برخی از افکار ممکن است با تفکرات یک گروه سازگاری داشته باشد و برخی دیگر باگروه مخالف آن راه مستقلی وجود دارد که افراد و گروهها کمتر به آن توجه کرده اند .
مثلا شما اگر شعارهای اصلاح طلبی را در نظر بگیرید و موضوعاتی چون آزادی اندیشه، آزادی بیان، رعایت حقوق مردم و ... را مرور کنید ملاحظه خواهید کرد که مفاهیم ی فراتر از آن هم در آثار استاد به چشم می خورد و حتی گاهی نیز رهبران این گروهها به این مسأله بی توجهند.
مثلا حرفی که در خصوص آزادی بیان گفته می شود، اگر با نظرات ایشا ن مقایسه گردد، ارزش و اعتبار نظرات استاد در این خصوص را بیشتر روشن خواهد ساخت.
شهید مطهری تنها مرز جلوگیری از آزادی بیان را مسأله فریب و نفاق می دانند و می گویند چنانچه فردی از روی فکر به اندیشه ای معتقد گردید و قصد استفاده ابزاری از اسلام و قرآن ندارد باید بتواند آزادانه حرف خود را بزند.
اما وظیفه علمای دین در این مسأله سنگین می شود تا آنها در مقام پاسخگویی علمی و منطقی حاضر شوند. هر چه این تقابلها و تضاربها بیشتر صورت گیرد، جوهر و گوهر اسلام بیش از پیش خود را نشان خواهد داد و حقانیت اسلام با این شیوه بیش از پیش روشن خواهد شد.
در خصوص انتشار کتب ضاله و نشر آثاری از این قبیل چنین دیدگاهی وجود ندارد.بله، ایشان معتقد است برخی کتب و نشریات ممکن است اسباب گمراهی مردم را فراهم سازد.
این جا هم ان جایی است که فریب و نیرنگ مطرح می شود. در اینجا اسلام با انتشار و خرید و فروش این آثار مقابله می کند. اما اینکه به بهانه دفاع از اسلام و دفاع از نظام جلوی آزادی بیان مردم گرفته شود، صحیح نیست.
ایشان می فرمایند این نکته نه تنها به نفع اسلام و جمهوری اسلامی نیست، بلکه عاقبت به ضرر آن تمام می شود.
جمله معروفی از ایشان وجود داردک ه از اسلام با یک نیرو می توان دفاع کرد و آن علم و آزادی دادن به دیگران برای بیان افکار آنهاست و البته علمای راستین اسلام هم باید وظیفه خود را انجام دهند و نسبت به شبهه زدایی اقدام کنند.
* شما پیشتر اشاره کردید که آرای استاد با نگاهی جامع تر نسبت به نظرهای گروههای مختلف هم راه است، به گونه ای که فارغ از عناوینی چون فیلسوف، فقیه و یا متفکر می توان او را اصلاح طلب اصول گرا دانست. این اصلاح طلبی و اصول گرایی در ابعاد اجتماعی آن، از منظر استاد چگونه عینیت می یابد؟
**  من تعبیر جامعتری را می توانم عنوان کنم و آن اینکه استاد مطهری یک مصلح است؛ البته م صلحی اصولگرا و یا اصلاح طلبی اصولگرا. مصلح واقعی کسی است که با نقاط ضعف مردم مبارزه کند؛ یعنی اگر مشاهده می کند که مردم نسبت به موضوعی دیدگاهی خرافی دارند، سوار بر آن عقیده نشود و از جهالت مردم برای پیش بردن هدف خود استفاده نکند.
ایشان خودمثالی می زنند و همان داستان معروف درگذشت ابراهیم فرزند پیامبر(ص) را عنوان می کنند که با از دنیا رفتن وی به صورت اتفاقی خورشید گرفتگی رخ می دهد و مردم گمان کردند که این پدیده در پی وقوع غمی است که بر دل پیامبر(ص) سایه افکنده است.
پیغمبر(ص) با آنکه می توانست سکوت کند، مردم را در مسجد گرد آورد و به آنها گفت که این پدیده هیچ ربطی به ا ز دنیا رفتن فرزند من ندارد.
در حقیقت، از جهل مردم به سود خود و در جهت تبلیغ دین خود بهره نجست.
شهید مطهری در خصوص تحریفات واقعه کربلا به صراحت سخن می گوید و واعظان را از تحریف حقایق بشدت نهی می کند. در زندگی اجتماعی ایشان، می توان نمونه های بارز و روشنی را از مبارزه با خرافات ملی و مذهبی شاهد بود.
در حقیقت، مصلح واقعی به فکر محبوبیت خود به هر شکل ممکن نمی افتد ضمن اینکه انتقاد از این گونه سنتها چندان ساده هم نیست و کمتر کسی جرأت مخالفت با آن را دارد.
معمولا درهر قومی تغییر دادن سنت های موهوم با مشکلاتی همراه بوده است و قرآن کریم نیز بر این مدعا صحه گذاشته است. اینکه می بینید پیامبران و مصلحان اجتماعی حتی گاه در تغییر دادن و آگاه ساختن مردم در این مهم توفیق نمی یافتند ، دلیلی بر دشوار بودن این مسأله است.
البته، وظیفه حکم می کند که حتی برای تأثیر گذ اری بروی درصد اندکی از مردم هم این موضوع عنوان شود. در عین حال، جامعه هر لحظه نیازمند اصلاح است و امر به معروف و نهی از منکر، مصداق و م ظهر اصلاح مستمر جامعه قلمداد می شود.
البته، این اصلاح طلبی نباید به تجددگرایی های افراطی و غرب گرایی منجر شود. چنانکه در برخی از کشورهای اسلامی شاهد بوده ایم که نتوا نسته اند اصلاحات خود را مبتنی براصول اسلامی پیاده کنند و وقتی از آزادی سخن گفته اند، در دام آزادی از نوع غربی آن گرفتار شده اند؛ یا وقتی از عدالت سخن گفته اند، گرفتار عدالت سوسیالیستی شده اند.
آنچه مهم است، رعایت اعتدال است. هنر شهید مطهری نیز این بود که توانست اعتدال را حفظ کند و نه در ورطه تحجر و قشری گرایی سقوط کند و نه به ورطه روشنفکری افراطی و غربزدگی افتد.
وقتی صحبت از مقتضیات زمان و در نظر گرفتن برخی ملاحظات به میان می آید، عده ای تصور می کنند شاید مقصود تغییر و یا تعدیل است و عده ای می گویند شاید اندیشه ها هم مثل بسیاری از مواد مصرفی تاریخ مصرف مشخصی دارند و پس از مدتی باید آن را کنار گذاشت.
* این تغییر و یا تعدیل، شامل آثار استاد هم می شود؟
** ایشان مطلبی را که مثلا در سال 31 به عنوان نخستین اثر نوشتند(اصول فلسفه) در سال 56 ی عنی دو سال قبل از شهادت نیز بر همان نکته تصریح می کنند. هر چند ممکن است نوع بیان دچار تغییر شود، ولی مبنا همان نکات است و این نکته مثبتی برای یک متفکر است که مبانی وی تغییر نکند.
در آثار ایشان چنین نکته ای دیده نمی شود. اما مثلا تکمیل شدن یک کتاب در چاپهای بعدی آن وجود داشته است؛ ولی اینکه مبانی آن دستخوش تغییر شود چنین چیزی وجود نداشته است.
البته نوع بیان و شیوه برخورد در هر موقعیتی متفاوت است. ایشان وقتی در یک موقعیت علمی قرار می گیرد، به یک شیوه سخن می گوید، در جلسه درس خود در حوزه علمیه ، به سبک دیگری نکات خود را بیان می کند و حتی از اصطلاحات عربی و بیگانه هم استفاده م ی کند اما این شیوه را بروی منبر و در مراجعه با سایر مردم به کار نمی گیرد.
در بحث ها یی که ایشان در انجمن اسلامی پزشکان و مهندسان و برای قشر تحصیل کرده دارد، بندرت از ا صطلاحات عربی استفاده می کند.هدف ایشان، فهم دقیق مسأله برای مخاطب است.
* فرزند شهید مطهری بودن و سالها تلاش برای نشر آثار ایشان، دغدغه افزونتری را و تعهد س نگین تری را برای تأثیرگذاری اندیشه های پدر ایجاد می کند. با بی تفاوتی برخی نسبت ب ه این اندیشه ها، آن هم پس از گذشت 26 سال، چگونه کنار آمده اید؟
** طبعاً نقایصی وجود دارد و نمی توان مدعی بود به تمامی اهداف انقلاب اسلامی رسیده ایم، اما نمی توان موانع را نادیده گرفت و یک سویه به مسأله نگاه کرد. زحمت زیادی کشیده شده است، اما آنچه مشاهده می شود، گواه این مسأله است که برخی از آرمانها مثل تحقق عدالت اجتماعی که استاد دغدغه آن را همواره مطرح می کردند، به شکل کلی و تمام میسر نشده است .
ایشان می فرمود اگر ما به مسأله عدالت اجتماعی اهمیت لازم را ندهیم، انقلاب ما به نت یجه نخواهد رسید.
بالا رفتن تولید ناخالص ملی و عملی شدن توسعه اقتصادی، با تحقق عدالت اجتماعی متفاوت است، گاهی افزایش درآمد بین 20 درصد مردم صورت می گیرد و این یعنی افزایش شکاف طبقاتی .
ما وجود مسؤولان سخت کوش و پرتلاش را نفی نمی کنیم، اما حقیقت این است که افراد فرصت طلب هم با اشغال پست های حساس مانع انجام کارها می شوند. ما نمی گوییم در جامعه اسلامی نباید تفاوت باشد. عده ای با تلاش و پشتکار به موقعیتی می رسند، اما در جایی دیگر شکا فهای جدی طبقاتی وجود دارد که باید از میان برود.
در سایر موارد باید گفت، در خصوص مسأله استقلال سیاسی به اهداف مورد نظر خود رسیده ا یم و امروز سرنوشت خود را خودمان تعیین می کنیم و تحت تأثیر قدرتهای بزرگ قرار نداریم .
در زمینه استقلال اقتصادی هم می توان ادعا کرد که برنامه ریزیها توسط برنامه ریزان داخلی صورت می گیرد و دیگر کسی به ما نمی گوید شما می توانید تنها این مقدارگندم تولید کنید و مقدار باقی مانده را از آمریکا وارد نمایید و ... تا این حد استقلال اقتصاد ی وجود دارد و اگر نقصی هم وجود دارد در سوء مدیریت برخی مدیران است.
* با این دغدغه ای که دارید، این سؤال مطرح می شود که آیا زمان آن فرا نرسیده تا شخص ا برای نشر آثار و اندیشه های بزرگانی چون استاد مطهری، از عرصه نظری به گود سیاست و ارد بشوید؟
** حرف درستی است، ضمن آنکه کار فرهنگی لازم است، گاهی هم باید وارد میدان عمل شد و صرف ادعا و نشر فکر و انتقاد فکر نیست، اما اینکه چرا در این عرصه ها وارد نشده ایم بی شتر به این خاطر بوده است که هنوز نتوانستیم تمام آثار استاد را به طور کامل منتشر کن یم و تا زمانی که این کار به پایان نرسد، فراغت خاطری برای من به وجود نمی آید تا به کارهای سیاسی و اجتماعی بپردازیم. نمی توان در عین داشتن چند مشغله، کار خوبی هم ارایه داد.
* این کار چقدر طول می کشد؟
** ما مصمم هستیم ظرف حداکثر سه سال آینده کار را به تمام برسانیم و بعد وارد عرصه سیاس ت خواهم شد. به هر حال، از وارد شدن در این میدان گریزان نیستم و چنین نیست که وارد شدن در این وادی را قبول نداشته باشم.
من یک اصل کلی را قبول دارم و آن اینکه اگر فردی می خواهد وارد عرصه سیاست شود، بای دبه مرز پختگی وارد شده باشد. چون دنیای سیاست دنیای پیچیده ای است و باید از نظر ر وحی و روانی هم آمادگی داشته باشد. گاهی پستها و مقامها ممکن است باعث تغییراتی در شخ ص شود.
* آقای دکتر، از حضورتان در این گفت و گو سپاسگزاریم.
** من هم همین طور.