تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۱۷۸۷۰۲

میشائل کینگه
ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی

بررسی اختلاف میان اتحادیه اروپایی و ایالات متحده آمریکا بر سر مسئله تحریم تسلیحاتی چین تا حد زیادی کیفیت رابطه میان این سه قدرت بزرگ جهانی را روشن می‌کند. اما پرسش اصلی این است: اروپا و آمریکا با قدرت فزاینده چین چطور کنار می‌آیند؟ «دیوید شامباو» کارشناس برجسته و مشهور امور چین با طرح همین پرسش، مقاله خود در نشریه Washington Quarterly را آغاز می‌کند و در این مقاله به تجزیه و تحلیل کیفیت و ساختار روابط این مثلث جدید و استراتژیک سیاست جهانی می‌پردازد. از نظر «شامباو» تفاوت اصلی در روابط این سه‌گانه جدید، در مقایسه با روابط واشینگتن و مسکو در خلال سال‌های جنگ سرد، بیش از هر چیز در انعطاف‌پذیری، پویایی و تأثیرگذاری‌های خاص آنها است. هر سه این بازیگران بزرگ عرصه سیاست جهانی روابطی همواره پایدار با یکدیگر داشته و سعی در حفظ این مناسبات دارند. ائتلاف‌های همواره در حال تغییر و تبدیل در این مثلث قدرتمند، در واقع بازتاب همان انعطاف‌پذیری است. هیچ اقدام و عمل ثابت و پایداری از طرف دو ضلع این مثلث علیه ضلع سوم وجود ندارد اما با این حال در برخی مسائل با وجود توافق اصولی، اختلافات آنها نیز آشکار است. از جمله این مسائل می‌توان از جنگ عراق، اصلاحات سازمان ملل و تجارت جهانی نام برد. هدف مشترک ایالات متحده و اتحادیه اروپایی (و همین طور چین) این است تا حتی‌الامکان ورود بی‌تنش جمهوری خلق چین به جامعه جهانی را امکان‌پذیر سازند. هم اتحادیه اروپایی و هم آمریکا از سال‌های دهه 80 این سیاست را دنبال می‌کنند و البته آمریکا در این مورد از سابقه بیشتری برخوردار است. زیرا اولین بار این «ریچارد نیکسون» بود که در سال 1963 به طور علنی اعلام کرد یک چین منزوی موجب ناپایداری و عدم ثبات در جامعه جهانی می‌شود. برحسب ارزیابی و برداشت‌های «شامباو» ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپایی در اکثر اهداف مهم و مشترک توافق نظر دارند. این توافق نظر را بیش از هر چیز می‌توان در مورد مسئله چین مشاهده کرد: هم آمریکا و هم اتحادیه اروپایی بر این عقیده هستند که تغییرات مسالمت‌آمیز و ارتباط کامل چین با جامعه جهانی امری ضروری و حیاتی است و علاوه بر آن به طور مشترک بر این مسئله پافشاری دارند که چین باید ضمن رعایت حقوق بشر، تقویت قانونمندی و عدم گسترش سلاح‌های اتمی همزیستی جامع و کاملی را در سازمان تجارت جهانی از خود نشان داده و در این سازمان علاوه بر برخورداری از حقوق یکسان با دیگر اعضا، به وظایف و مسئولیت‌هایش نیز عمل کند.
با همه اینها اتحادیه اروپایی و آمریکا در مورد جزئیات این مسائل اختلاف‌نظرهای زیادی دارند. به عنوان مثال در مورد مسئله حقوق بشر، ایالات متحده در این مورد پیش از هر چیز به وضعیت زندانیان سیاسی و دگراندیشان، آزادی مذهب، سقط جنین و مسئله تبت توجه دارد، اما برای اتحادیه اروپایی آزادی مطبوعات، لغو مجازات اعدام، شرایط زندانیان اعم از سیاسی و غیرسیاسی و توسعه جامعه مدنی در اولویت قرار دارد. «شامباو» اختلاف‌نظرهای آمریکا و اتحادیه در مورد ارزیابی آنها از نقش آینده چین به عنوان یک بازیگر اصلی سیاست جهانی را مهم‌تر از این عنوان می‌کند. از نظر وی اختلاف‌نظر این دو قطب بزرگ قدرت در این مورد بیش از هر چیز ریشه در تفاوت‌های جهان‌بینی اروپایی و آمریکایی دارد. اروپا جهان چندقطبی را به جهان یک قطبی ترجیح می‌دهد و به تبع آن قدرت واحد آمریکا را رد می‌کند. از نظر اروپاییان باید چندین قطب آلترناتیو در جهان ساخته شود و سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی و منطقه‌ای چون «سازمان ملل متحد» و «آسه آن» تقویت شده تا به عنوان وزنه متعادل‌کننده‌ای در مقابل تسلط و تفوق آمریکا عمل کنند. و همین مسئله اختلاف‌نظر بزرگ این دو قدرت بزرگ به شمار می‌آید و در مقابل، اتحادیه اروپایی و چین در این مورد توافق کامل دارند. ایالات متحده آمریکا نسبت به واگذاری کامل یا بخشی از قدرت به سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی بدگمان است. از نظر دولتمردان آمریکایی در این حالت یک فاکتور مهم و تعیین‌کننده که همان قدرت نفوذ و تأثیرگذاری است، از بین می‌رود. و جالب آنکه ایالات متحده با همین نگرش به ارتقای سیاسی بین‌المللی چین می‌نگرد. از دید آمریکا، قدرت تسلیحاتی عظیم چین از این کشور در آینده رقیبی برای ایالات متحده در تسلط بر آسیا خواهد ساخت. و درست به همین دلیل آمریکا محدود ساختن نفوذ چین در منطقه را از جمله اهداف اصلی خود می‌داند.
به عقیده شامباو با وجود همه این اختلاف‌نظرهای ریشه‌ای و ایدئولوژیک هر دو ضلع این مثلث قدرتمند نسبت به چین در مجموع اشتراک‌نظر دارند. با این حال اظهار تمایل اتحادیه اروپایی برای لغو تحریم تسلیحاتی چین مسئله‌ای است که بر روابط این اتحادیه با آمریکا سایه انداخته است. امکان‌پذیر شدن صادرات اسلحه به چین آن هم درست در زمانی که این کشور از نظر نظامی توان بسیار بالایی دارد و تایوان را به صورت علنی تهدید می‌کند، نمی‌تواند نشانه خوبی برای واشینگتن باشد. چنانچه اروپایی‌ها به صورت عملی اقدام به ارسال اسلحه به چین کنند و به تبع آن نیروهای آمریکایی مورد تهدید قرار گرفته و موقعیت امنیتی منطقه دگرگون شود، بی‌تردید این مسئله پیامدهای مهمی برای روابط آمریکا و اتحادیه اروپایی در بر خواهد داشت.