تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۱۷۸۷۱۱
طلسم عراق شکسته شد

کامبیز توانا
برای قرن 21 خصیصه‌های مهمی را بر می‌شمارند که در آن میان و از مهم‌ترین‌ها می‌توان به جامعه اطلاعات و آمار و فناوری اطلاعات و رسانه اشاره کرد. اما در همین سالهای نخستین این هزاره، باید گفت که شاخص‌های مهم‌تر و دیدنی‌تری نیز به میان آمده‌اند که باید «تغییر سریع» را یکی از این دو شاخص‌ها به شمار آورد. اگر تا پیش از هزاره سوم روابط بین دولت‌ها و کشورها طبق ضوابطی خاص و با صرف زمان زیاد انجام می‌شد، حالا و در اوایل این هزاره دیگر همه چیز بسرعت انجام می‌گیرد. در سال 1950 و در حالی که جنگ دو کره آغاز شده بود، زمانی صرف رایزنی شد تا شورای امنیت اجازه حضور نیروهای نظامی و جنگ مشروع را بدهد اما پس از حوادث یازده سپتامبر بسرعت دو جنگ آغاز می‌شود؛ یکی در افغانستان و دیگری در عراق. تا کشورهای منطقه آمدند به خود بجنبد و شرایط را بررسی کنند، نیروهای آمریکایی بیخ گوش آنها رژه رفتند. آمریکا به عنوان قدرت اول بسیاری از قواعد جدید و تازه تعریف‌ کرده و این قواعد به سرعت تسری می‌یابد.
طلسم قدیمی
عراق مدتها برای ما یک مصیبت بزرگ بود در کل عراق به اصطلاح خودمانی‌تر با بدبختی متولد شده و هیچ‌گاه نتوانسته آن طور که می‌خواسته روی پای خود بایستد. پیش از انقلاب ایران، سعی زیادی شد تا روابط ایران و عراق به یک بهبود نسبی برسد البته به دلیل قضیه کردها معمولا در هر شرایطی ایران، ترکیه و عراق قادر بودند به یک توافق عمومی و نسبی برسند که شرایط خطرناک نشده و کنترل اوضاع از دست خارج نشود. با وقوع انقلاب ایران، صدام سرکوب شیعیان را افزایش داد و وارد جنگ با ایران شد که او هم خود می‌ترسید که با انقلاب شیعیان در عراق مواجه شود و هم دست‌ها زیادی در خفا او را وادار می‌کرد که بدون عاقبت‌اندیشی جلو آمده و نقشی را بازی کند که اعراب و آمریکا از او می‌خواستند.
هر چند ایران هنوز نظر ویژه‌ای درباره وضعیت عراق ـ به شکل رسمی ـ نشان نداده اما در کل می‌توان گفت که از سرنگونی حکونت بعثی خوشحال است. هر چند شاید این نوع سرنگونی صدام آخرین رده در فهرست مورد نظری بود که ایران ترجیح می‌داد طی آن پروسه نظام صدام ساقط شود و از همین رو در طول این سالها از هیچ کمکی در حمایت از شیعیان عراق مضایقه نکرد. با این حال صدام‌حسین رفت و جنگ آمریکا در زمین عراق شکل واقعی به خود گرفت. آمریکا خیلی تلاش کرد که ایران را از همان ابتدا حذف کند و به کمک دیگر همسایگان اوضاع عراق را در دست گیرد اما این اتفاق نیفتاد چرا که ایران اهرم‌هایی از هر دو فاکتور قدرت سخت و قدرت نرم در عراق را به نوعی در دست داشت. دولت محمد خاتمی از قدرت نرم در عراق استفاده کرد و با کمک دیپلماسی و کمک‌های بشردوستانه راه خود را در عراق باز کرد که از آن سو موانع قدرت سخت نبود. از طرف دیگر زمانی که مقتدا صدر به ایران آمد، مخاطب ویژه‌ای در دولت رسمی ایران نداشت و ارتباطات و دیدارهای او به طور عمده خارج از حوزه رسمی دولت بود. آمریکا که این تسلط گسترده ایران را دید ترجیح داد در موضوع عراق به عامل «دو فاکتو» روی بیاورد و طی یک تفاهم نسبی سعی کند که مشارکت ایران در آینده عراق را جلب کند هر چند اختلافات ریشه‌دار و عمقی دو کشور به جای خود باقی ماند. آن زمان که نقش کلیدی آیت‌الله سیستانی در عراق به چشم‌ آمریکایی‌ها آمد، فهمیدند که دیگر نمی‌توان ایران را حذف کرد. حالا و پس از انجام دو دوره انتخابات در عراق،‌ ایران از بابت عراق آسوده است و با خیال راحت‌تری شرایط را دنبال می‌کند. آمریکا به دنبال یک نوع سهمیه‌بندی قومی در ساختار قدرت در عراق است که مشابه الگوی لبنان است و ایران نیز با این شرایط مشکلی ندارد. اما سالها بود که دو طرف ایران و عراق رابطه مناسب و خوبی نداشتند. تکلیف صدام که مشخص بود اما پس از سقوط صدام هنوز آن دلخواه ایران انجام نشده بود. ایران البته سعی کرد ایاد علاوی را به تهران بیاورد اما علاوی ظاهراً به آمریکا بیشتر علاقه داشت تا ایران و از این رو بود که نخست به کاخ سفید و مجلس سنا رفت و پس از آن راهی همه کشورهای همسایه عراق شد به جز ایران. علاوی بیشتر به اطلاعاتی که سیا به او می‌داد بسنده می‌کرد و حاضر نبود الگوی منطقه‌ای را دنبال کند. پس از انتخابات و رئیس‌جمهور شدن «طالبانی» در عراق، خبر خوش دیگر برای ایران نخست‌وزیری ابراهیم‌الجعفر بود. مردی شیعه عضو حزب الدعوه که رابطه قدیمی و مناسبی با ایران دارد. به قدرت رسیدن جعفری در عراق بهترین خبر برای ایران بود که او پیش از انتخابات و در اجلاس وزیران کشور همسایگان عراق میهمان وزارت کشور ایران بود و حالا هم انتظار داشتند او در هیأت نخست‌وزیر به ایران بیاید. اگر چه هنوز موانع زیاد بود اما به هر حال طلسم شکسته شد.
نخست‌وزیر دفاع
اینجا بازمی‌گردیم به ابتدای سخن و این که چقدر هزاره سوم فاصله‌ها را از بین برده و بر شتاب امور افزوده است. تا پیش از این باید «سفیر صغیر» می‌رفت و پروتکل می‌داد و بعد «سفیر کبیر» یا تام‌الاختیار می‌پذیرفت و تقاضا‌ها در دولت‌ها مطرح می‌شد و بروکراسی‌های زیادی، طولانی و زمانبر. اما پیش‌ از حضور جعفری در ایران کسی به ایران آمد که حضور او دست کمی از جعفری نداشت. وزیر دفاع عراق در حالی وارد تهران شد که پیش از او ازدحام شعلان با تمایلات بعثی‌اش مدام ایران را مورد حمله قرار می‌داد و جنگ رسانه‌ای به راه می‌انداخت. الدلیمی‌ به ایران آمد و رسماً اعلام کرد که دوران تخاصم میان دو کشور گذشته است. پس از چند روز او بار دیگر آمد اما این بار در هیأتی عالیرتبه به همراه نخست‌وزیر. حدود 30 سال بود که چنین رابطه‌ای بین دو کشور برقرار نشده بود و محمد خاتمی خوشحال‌تر از همه که حداقل نمود سیاست‌های مصالحه‌جویانه‌ خود را می‌بیند و سپس از دولت کنار می‌رود. این روزها شاید بتوان گفت که شرایط سیاست خارجی ایران به لحاظی در بهترین حالت خود پس از انقلاب اسلامی است و از همین رو بسیاری در سرتاسر دنیان منتظرند بدانند که ادامه آن به چه سمتی خواهد بود.
جعفری به ایران آمد و با تمام سران عالیرتبه نظام دیدار کرد. هوشیاری زیباری وزیر خارجه نیز همراه او بود و او نیز در دیدار همتای خود اعلام کرد که همه‌ چیز فراموش نشده و برای حل برخی مسائل زمان لازم است اما حداقل دیگر خصومتی میان دو کشور نیست. با حضور هیأت عراقی در ایران، تهران قدم دوم را برداشت و تفاهمنامه‌های متعددی را با مقامات عراقی به امضا رساند. تهران پیش از این و در زمان جنگ افغانستان و در زمانی که حرف و حدیث‌های زیادی در خصوص آینده‌ بازسازی افغانستان مطرح بود، شوک خود را وارد کرده و مبلغ 300 میلیون دلار را برای بازسازی افغانستان اختصاص داد. حالا در این مورد اما کمی آهسته ولی رندانه‌تر همین موضوع را نسبت به عراق نشان داد و حالا نه فقط سیاستمداران که صنعتگران، تجار، راهسازان و مهندسان عمران و مکانیک راهی عراق می‌شوند تا در هر گوشه‌ای کاری را به عهده گیرند. قرارداد همکاری امنیتی و نظامی نیز میان دو کشور به امضا رسید؛ امروز ایران بدون واسطه می‌تواند بر سر امنیت مرزها با عراقی‌ها وارد گفت‌وگو و سیاست‌ورزی شود. مهم‌تر از همه این که قراردادهای نفتی نیز به شکلی تشریک مساعی ایران را جلب کرده‌اند و دیگر هالیبرتون یکه‌تاز میدان نیست.
دولت آینده
جعفری به دیدار رئیس‌جمهور منتخب نیز رفت و دیدار آن دو بسیار گرم و صمیمانه برگزار شد. شرایط روز نشان می‌دهد که دولت آینده رابطه گرم‌تر و عمیق‌تری با کشورهای عرب همسایه و اعراب حاشیه خلیج‌فارس برقرار خواهد کرد هر چند روی اصلی سکه در حال حاضر طرف اروپایی است. اروپایی‌ها نیز از رابطه خوب ایران و عراق خوشحالند به شرطی که اسرائیل و اردن صدایشان در نیاید اگر چه هنوز از جهت‌گیری‌های آنها خبری نیست. ظاهراً انگلیس به عنوان رئیس دور‌ه‌ای اتحادیه اروپا راضی است که رابطه ایران و عراق به خوبی پیش رود چرا که راه‌ها و مجاری روابط دیپلماتیک ایران و انگلیس باز است و لذا آنها از بازی بهتر ایران در منطقه استقبال می‌کنند. هنوز اعتراضی از سوی آمریکایی‌ها مطرح نشده و گویا آنها نسبت به همان توافق «دوفاکتو» راضایت دارند و دست‌کم فعلاً نارضایتی آشکاری در کار نیست. تنها شیطنت آنها اختلاف کوچک میان «طالبانی» رئیس‌جمهور و «جعفری» نخست‌وزیر بود که باعث شد سفر جعفری به ایران برای چند روزی به تعویق افتد. واقعیت این است که ایران به دلایل فراوان تاریخی، سیاسی و اجتماعی به مسأله عراق بسیار علاقه‌مند است و از قضا کارت‌های خود را هم خوب می‌چیند. هر چند هنوز دوران مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق سر نرسیده تا ایران از یک جهت دیگر قدرت خود را نشان دهد. پس از انقلاب این نخستین بار است که به طور واضحی می‌توان دید که سرمایه‌گذاری ایران در ساست خارجی نتیجه ‌می‌دهد و حالا فرصت‌هایی پدید آمده که می‌تواند حتی بهتر شده و شرایط را به سوی بهتر شدن بیشتر، پیش ببرند. هر چه باشد آمریکایی‌ها نیز با یک حساب سرانگشتی می‌بینند که نتیجه نهایی برای آنها بهتر است. اگر ایران و عراق همکاری امنیتی و سیاسی خوبی داشته‌ باشند، یکی از حوزه‌های مهم پرورش تروریست در منطقه یعنی عربستان تنها مانده و دیگر نمی‌تواند از عراق سوءاستفاده کند و این موضوع هم رضایت ایران را در پی خواهد داشت و هم عراق و البته در نهایت آمریکا. آمریکایی‌ها فعلاًً فقط سعی می‌کنند که حرکت ضد صهیونیستی ایران به عراق صادر نشود که اگر این اتفاق بیفتد، تمام بازی‌های آتی آنها به هم می‌خورد.