سمیه خواجوندی
بخش اول سمینار یک روزه «رادیو، تلویزیون و دموکراسی» که به مناسبت روز جهانی ارتباطات در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد،فرصت خوبی بود برای گفتوگو و فهم نسبت میان دموکراسی و رسانه. دکتر الستی عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد، دکتر منتظر قائم و دکتر کوثری اعضای هیأت علمی دانشگاه تهران سخنرانان این سمینار بودند. الستی صحبتهایش را با موضوع ساختار و کارکرد دموکراتیک رادیو و تلویزیون آغاز کرد. وی خاطر نشان کرد که کارکردگرایی برای پاسخگویی به 3 پرسش اساسی به وجود آمده است؛ یکی این که پدیدههای اجتماعی چه کارکردی دارند، چگونه جوابگوی نیازها و حلکننده مشکلات جامعه هستند و بالاخره این که این پدیدههای اجتماعی چگونه با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند. اصول «ساخت» از پاسخهای مربوط به پرسش سوم حاصل میشود، یعنی پدیدههای اجتماعی را به تنهایی نمیتوان مورد مطالعه قرارداد و مجموعه ساخت است که هر یک از اجزا و پدیدهها را معنیدار میکند، به این اعتبار ساخت عبارت است از ترتیب خاص همبستگی اعضای یک مجموعه برای منظوری معین. در واقع «ساخت» ترتیب، شیوه و اسلوب قرارگرفتن قسمتهای یک مجموعه با هم و در ارتباط با هم است. از این رو است که مجموعه روابط و پیوندهای میان یک گروه یا جامعه را ساخت اجتماعی گویند. ساختارگرایی در این تعریف کوشش برای کشف ترکیبها و یافتن روابط ثابت میان اجزای یک مجموعه است. به باور ساختارگرایان با روش استقرایی میتوان ساختهای ناآشنا که در زندگی روزمره به چشم نمیخورند را آشکار کرد. یکی از این ساختها که برای ما از اهمیت برخوردار است ساخت رسانه است. دوگونه مطالعه و بررسی رسانه وجود دارد: اول بررسی مدلهای ارتباطی فرآیند ارتباطات. یعنی شناسایی تکبهتک مدلهای ارتباطی، به عنوان نمونه پیش مدل ارسطویی، در کتاب علم معانی بیان، مدعی این است که ارتباط از گوینده (کسی که میگوید)، شنونده (کسی که میشنود) و گفتار (چیزی که گفته میشود) تشکیل شده است. در اینجا مطالعه رسانه با پیش مدل ارسطویی، بیمعنا است. سپس مدل «کشول» را داریم که دو شناخت اضافهبر شناخت ارسطویی دارد: از چه طریقی بگوید، با چه تاثیری بگوید. اما در مدل کشول هم چیزی به نام «پرازیت» معنا ندارد. مدل دیگری هم در ارتباطات استفاده میشود که مدل «لاوینسور» است و 3 عنصر دیگر را نیز اضافه میکند: پارازیت، رمزگذار و رمزگشا. هرچه مدلهای شناخته شده از ارتباطات بیشتر شود، شاخصهای شناسایی ارتباط نیز بیشتر میشود و به این ترتیب شناخت ما از فرآیند ارتباط ارتقا مییابد. به گفته الستی در بررسی دموکراسی رادیو و تلویزیون در این تلقی، که مدلهای ارتباطی را مدنظر قرار میدهد به دنبال این هستیم که کدام بخش فرآیند ارتباط با دموکراسی رابطه اصلی را برقرار میکند؟ اولین اظهارنظر جدی درباره رابطه دموکراسی و رسانه در همین رویکرد و در سال 1787 توسط «ادمون بورک» بیان شده است که با نظرات امروزی دو تمایز جدی دارد: اول آن که از رسانهها فقط مطبوعات را بیان میکند که البته با توجه به دوره زمانیاش رسانههای دیگری برای شناسایی و موجود نبوده است، اما بحث ما در مورد رادیو و تلویزیون است و نه مطبوعات. دوم آن که در این بحث تاکید بر آثار وسیله است و نه عوارض محتوا. تحقیقات کلاسیک تا اواخر دهه 60 میلادی ارزش و تاثیر وسایل ارتباط جمعی را در محتوای آنها میدانستند، اما امروزه اینگونه مطالعات، مطالعه ارتباطی صرف نیست بلکه دینی، روانشناختی و اخلاقی نیز است. همین مسئله، گونه دوم مطالعه و بررسی رسانهها است. الستی در ادامه گفته: نخستین کسی که مطالعه ارتباطی را با نقد رویکرد نخستین مطرح کرد «مک لوهان» بود که معتقد بود یک مطالعهگر ارتباطی بایستی به دنبال تاثیر رسانه در مخاطب باشد نه این که از این وسیله چه استفادهای میشود. قبل از این که انسان الفبا را اختراع کند، انسانها با هم ارتباط شفاهی داشتند و تجربیات روزمرهشان را با هم تبادل میکردند و اطلاعات سینهبهسینه نقل میشد و در این میان هویتشان هویت جمعی بود و به فردیت خود پی نبرده بودند اما به تدریج به برقراری ارتباط مکتوب پرداختند و از هجوم تحمیل جمع آزاد شدند و برای اولینبار آزادی و فردگرایی را تجربه کردند. مجموعه این تعاملهای عینی و نظری «ارتباطات» بحث ما را درباره دموکراسی و رسانه روشن میکند. در مورد کارکرد دموکراتیک ساختاری رادیو و تلویزیون میتوان سه ویژگی قائلشد: 1- قدرت انتخاب 2- حریم شخصی و آزادی 3- عدم امکان تاثیرگذاری
دموکراسی یعنی چه؟ یعنی حاکمیت مردم. آیا رادیو و تلویزیون احساس حاکمبودن را به انسانها میدهد یا نه؟ آنچه حاکمیت مخاطب را به طور ساختاری تضمین میکند این است که به او قدرت انتخاب میدهد و قدرت دموکراتیک پیدا میکند. اصول و مبانی اساس دموکراسی به صورت فهرستوار به مواردی مثل لیبرالیسم، پراگماتیسم، اصالت برابری، قانون و قانونگرایی، شهروندی، حاکمیت مردم و حقوقبشر اشاره دارد. این اصول دموکراتیک کاملاً به وسیله ساخت رسانههای نوین به ویژه رادیو و تلویزیون اعمال میشود. بدیهی است هر نیرویی که این رسانهها را در اختیار داشته باشد پیامهای «له» خود و «علیه» مخالفان را منتشر میکند، اما مهم این است که همین رسانه چه احساسی در مخاطب ایجاد میکند. از نظر این استاد دانشگاه برای صحبت راجع به رسانه و دموکراسی باید تاثیر ساخت رسانه را بر ویژگیهای دموکراتیک مردم مورد بررسی قرارداد و این همان بررسی ساختار رسانه در دموکراتیزاسیون جامعه بدون توجه به محتوا است.