زهرا کاشانی
بازگشایی پرونده فتح لانه جاسوسی آمریکا در تهران، آن هم پس از 26 سال، همچنان یک ضرورت تاریخی به حساب میآید.
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام که روز 13 آبان 1358، از دیوارهای سفارت آمریکا بالا رفتند و نمیدانستند که در حال رقم زدن انقلاب دوم هستند. اشغال لانه جاسوسی، ابهت پوشالی ابرقدرت غرب را فرو ریخت و پرده از رسواییهای فراوانی برداشت که دستکم از سال 1332 علیه منافع ملی ایرانیان صورت گرفته بود. توضیح شرایط سیاسی کشور ما در آن زمان میتواند اهمیت و بزرگی کاری که انجام شد را نشان دهد. در آن زمان دولت موقت مهندس مهدی بازرگان که اکثریت اعضای آن را عناصر لیبرال وابسته به جبهه ملی و نهضت آزادی تشکیل میدادند، سیاستی را پیشه کرده بود که از آن بوی مماشات در برابر زیادهخواهیهای آمریکا برمیآمد.
از نگاه آن دولت، 25 سال دخالت واشنگتن در سرنوشت ملت ایران و از جمله کودتای 28 مرداد، موضوعی بود که تنها به درد کتابهای تاریخ میخورد. مقهور شدن در برابر قدرت دولت آمریکا، سیاستی را پیشروی دولت قرار داده بود که به نوعی همزیستی مسالمتآمیز با آن تن در دهد. آمریکاییها نیز بنا بر آنچه از اسناد لانه جاسوسی به دست آمد، تعامل با آن دولت را به منظور حفظ منافع سیاسی و اقتصادی خود در ایران را در برنامه کار خود قرار داده بودند.
ملاقات نخستوزیر و وزیر خارجه دولت وقت با مشاور امنیت ملی رئیسجمهور وقت آمریکا در الجزایر دیگ صبر بسیاری از انقلابیونی را که مراودات سیاسی ایران و آمریکا را خلاف منافع مردم کشورمان میدانستند، به جوش آورد و دست آخر، وقتی مختصری از اسناد سفارت (بسیاری از آنها به دلیل تبدیل شدن به پودر یا خاکستر قابل بهرهبرداری نبود) به دست دانشجویان مسلمان پیرو خط امام افتاد، معلوم شد که برخی از مردان دولت موقت اطلاعات مورد نیاز آمریکاییها را در اختیارشان میگذاردهاند و برای آنها جاسوسی میکردهاند. اشغال لانه جاسوسی آغاز یک مقطع نوین در تحولات سیاسی ایران بود.
اگر تا چندی پیش از آن، دشمنی آمریکا با انقلاب اسلامی از خبرهای آشکار مندرج در مطبوعات و غالبا نیز با تحلیل همراه بود، با تصرف سفارت آمریکا، اخبار پنهان نشان داد که دخالتهای دولت واشنگتن چه بسیار فراتر از تصورات پیشین بوده است. به همین دلیل آتش خشم ملت علیه آمریکا فزونی گرفت. تظاهرات و راهپیماییهای بسیاری با شعار اصلی «مرگ بر آمریکا» ترتیب داده شد و مردم شهرهای مختلف، چه شبهای زیادی را تا صبح، جلوی در سفارت سابق آمریکا نشستند و از اقدام دانشجویان پشتیبانی کردند.
امام(ره) و بسیاری از مسئولان جمهوری اسلامی اقدام انجام شده را ستودند و دولت موقت زیر ضرب فشارهای سیاسی، کنارهگیری کرد. استعفای دستجمعی هیات وزیران، زمینه را برای نشان دادن خشم ملت علیه دخالتهای آمریکا فراهم آورد. گروگانها به دلیل لجاجت و سرسختی دولت واشنگتن در ایران ماندند و اقامت آنها تا 444 روز به طول انجامید. رئیسجمهور وقت آمریکا، جیمی کارتر که هیبت ابرقدرتی کشورش را از دست رفته میدید، حمله نظامی به ایران را تصویب کرد.
هواپیماها و هلیکوپترها از مکانی نامعلوم به پرواز درآمدند و کویر طبس زمینگیر شدند. تحریک عناصر ضد انقلاب وابسته به رژیم پهلوی، گروهکهای چپگرا و مارکسیست فعال در استانهای غربی و جنوبی کشور، راهاندازی کودتای نوژه و سرانجام تجهیز ارتش صدام حسین برای حمله به ایران، اقداماتی بود که دولت واشنگتن با صرف هزینههای هنگفت، علیه جمهوری اسلامی ایران ترتیب داد.
در همه این برنامهریزیها، تنها یک نکته مورد غفلت واقع میشد. آنها برای مردم هیچ نقشی قائل نبودند و در برخی موارد نیز اعتقاد داشتند ملت ایران به دلیل مشکلات اقتصادی و اجتماعی ناشی از انقلاب، با آنها همسویی خواهد کرد.
اکنون 26 سال از آن روزها سپری شده است. آمریکا همان است که بود و ملت ایران نیز در برابر پرروییها ایستادگی میکند. رنگ دشمنیها و شکل استقامتها تغییر کرده، اما ماهیت آن، نه. آمریکا همچنان میخواهد ترکتازی کند و مردم ایران همچنان میخواهند روی پای خود بایستند.