تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۱۷۸۸۰۳
سیاست‌ورزی مشارکت:

سرمقاله خبرنامه مشارکت: هفت سال پیش در 14 آذر 1377 با انتشار بیانیه‌ای که به امضای 110 تن از فعالان سیاسی رسیده بود، جبهه‌ مشارکت ایران اسلامی موجودیت خود را اعلام کرد. اصلی‌ترین انتقادی که از سوی مخالفان این حزب در سال‌های نخست فعالیت جبهه ‌مشارکت به آن وارد می‌شد، «دولت‌ساخته» بودن آن بود. مخالفان با برجسته کردن نقش تعدادی از همکاران دولت که در مرکزیت حزب حضور داشتند، تلاش می‌کردند با طرح این موضوع اینگونه قلمداد کنند که عمر تشکیلات جبهه مشارکت وابسته به عمر دولت خاتمی است و چنانچه دولت به پایان کار خود برسد، مشارکت نیز از میان خواهد رفت.
امروز اما پس از هفت سال حتی مخالفان هم نمی‌توانند ادعا کنند که جبهه مشارکت حزبی است که عمر آن به حضور و غیبت شخصیت‌ها و یا دولت‌ها پیوند خورده است. حیات پرتحرک و مستقل جبهه مشارکت از این حزب به عنوان فراگیرترین تشکل سیاسی اصلاح‌طلبان و بزرگترین حزب سیاسی کشور تشکیلاتی ساخته است که حتی در کم‌رونق‌ترین فصل‌های سیاست‌ورزی در ایران امیدواری‌های بسیاری را برمی‌انگیزد و چشم‌هایی از نظرگاه‌های متفاوت را معطوف به خود داشته است.
نکته مهمی که باید در این باره مورد اشاره قرار داد آن است که جبهه مشارکت از ابتدای تشکیل خود تلاش کرده سبکی بدیع از سیاست‌ورزی را پایه‌گذاری کند که متناسب با مقتضیات زمان و مکان و با توجه به واقعیت‌های بیرونی ساختار قدرت سیاسی و جایگاه حقیقی عمل‌گرها و شاخص‌های فعالیت سیاسی در شرایط امروز ایران بوده است.
با نگاهی به خروجی‌های حزب در سال‌های اخیر اعم از برگزاری 8 کنگره سالانه سراسری رسمی و علنی به طور منظم که در تاریخ احزاب ایران بی‌سابقه است، شخصیت‌های سیاسی اثرگذار که با هویت مشارکت به جامع‌ شناسانده شدند، تعداد میتینگ‌ها و جلسات سخنرانی سیاسی، اداره قدرتمند بزرگترین فراکسیون مجلس ششم و کادرهای هماهنگ و تاثیرگذار در بدنه دولت اصلاحات، برگزاری منظم جلسات درون‌حزبی در قالب شورای مرکزی، دفتر سیاسی، کمیته‌ها، شاخه‌ها، مناطق و کمیسیون‌های مختلف که به طور هفتگی و بعضاً چند جلسه در هر هفته برگزار می‌شود، می‌توان دریافت که چه اندوخته ارزشمندی از تجربه تشکیلاتی و سیاست‌ورزی در حزب ذخیره شده است.
با این حال سیاست‌ورزی که مستلزم به کارگیری عناصر اخلاقی و رفتاری خاص خود است در جامعه امروز ما هنوز به قوام و استحکام و طبعاً پذیرش اجتماعی کافی نرسیده است. تلفیق هوشمندانه و در عین‌حال هویت‌مدارانه دوگانه «ستیز ـ سازش» با یکدیگر است که می‌تواند راهگشای امر سیاست در ایران باشد. نیروهای سیاسی در کوران حوادث خواهند ‌آموخت که ستیز سیاسی در مسالمت‌آمیزترین وجه آن مقدمه‌ای است برای رسیدن به نقاط سازش‌پذیر در عرصه سیاسی که منافع همه طرف‌های رقابت‌های سیاسی (که در حقیقت همان نقطه تعادل منافع عمومی جامعه است) در آن نقطه تامین می‌شود.
پیشگامی جبهه مشارکت در این تلاش هفت ساله و میانه‌روانه معطوف به تلاش برای ارائه چنین سبکی از سیاست‌ورزی بوده است. باید اذعان کرد که راه‌ درازی در پیش داریم و بی‌آنکه برای خود «رسالتی تاریخی» از آن جنس که معروف بازار مکاره بازیگران است، قائل باشیم باید خود را آماده پیمودن این راه دراز نماییم.