تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۱۷۸۸۲۰
تاملی بر اظهارات جنجال‌برانگیز رئیس دفتر

ثمینا رستگاری
کمتر کسی است که نام رئیس دفتر هاشمی‌رفسنجانی یا محمد خاتمی را در دوره رئیس‌جمهور بودن‌شان به یاد آورد. کمتر رئیس دفتری هم بوده که متهم شود یک تنه می‌خواهد یک پروژه را جلو ببرد و در مقابل تمامی منتقدان خود قد علم کند و بر عقیده خود پافشاری کند اما اسفندیار رحیم‌مشایی قصد دارد جایگاه سمت رئیس دفتری در نهاد ریاست جمهوری را احیا کند.
مشایی یک ماه پیش گفته بود تا سال آینده برخی از اصولگرایان احمدی‌نژاد را تکفیر خواهند کرد اما مدت زمان راه افتادن مجدد موج انتقاد از خود او به ماه نکشید و جملاتی بر زبان راند که از نگاه خطیب نماز جمعه تهران مصداق «ملی‌گرایی شرک‌آلود» تلقی شد؛ جملاتی که او باید هر چه زودتر برای خاموش کردن شعله‌های نارضایتی‌ای که برافروخته، تدبیری بیندیشد.
او چند روز پیش در همایش ایرانیان خارج از کشور – که حواشی و متن آن هنوز در روزنامه کیهان در حال پیگیری است – جملاتی بر زبان آورد که بسیاری از اصولگرایان را برآشفت. «از مکتب اسلام دریافت‌های متنوعی وجود دارد. ما باید از این به بعد مکتب ایران را به دنیا معرفی کنیم.»
با تمام خروش‌هایی که این جملات برانگیخت، مشایی درست سه روز بعد دوباره حرف خود را تکرار کرد و گفت: «اسلام بدون ایران گم می‌شود». «اسلام بی‌نام ایران در هیچ جای جهان شناخته شده نیست». در مواجهه با این جملات نادر که بخشی از این ویژگی را از سمت گوینده‌اش کسب می‌کند، چه باید کرد؟
آیا باید مانند توکلی و مطهری و آیت‌الله یزدی آنها را «خزعبلات»، «شطحیات صوفیانه»، «جملات غیر کارشناسانه» و «اظهارات غلط و نابجا» بنامیم. به وادی عیارسنجی ایرانیت در مقابل اسلامیت در غلتیم و مانند نویسنده سایت رجانیوز «ایرانیان را قومی آتش‌پرست بدانیم که با اسلام آوردن رستگار شده»... یا مثل علی مطهری بگوییم «اگر الگوی ایرانی‌ها رستم و آرش بود اکنون تهران در دست صدام بود»؟ یا از حرف‌های مشایی شوکه شویم. همان‌طور که خطیب نماز جمعه تهران او را با بازرگان قیاس کرده، او را وارث بازرگان و مصدق بدانیم که از قضا به احمدی‌نژاد هم سخت دل‌بسته است.
می‌توان از میان این دو راه یکی را انتخاب کرد اما کار دشوارتر آن است که راهی جدید باز کنیم؛ راهی که شاید با این پرسش آغاز شود:‌ مشایی از گفتن این جملات چه قصدی دارد؟ پروژه سیاسی‌ای که در ذهن اوست،‌چیست که سرآغازش چنین جملاتی است؟ (ما برای تحلیل سیاسی حرف‌های او باید که کنشگر را معقول تصور کنیم بنابراین شاید نتوان مانند اصولگرایان حرف‌های او را خزعبل یا شطحیات نابجا دانست.)
یکی از پاسخ‌هایی که می‌توان به این پرسش داد، این است که مشایی سودایی فراتر از رئیس دفتر بودن در سر می‌پروراند. به گفته منتقدانش، او جامعه و عاظی آنچنان که می‌خواهد، تشکیل داده، همایش ایرانیان خارج از کشور که به ادعای کیهان در میان آنها سلطنت‌طلب‌ها و دلال رابطه ایران با آمریکا حضور داشته‌اند، برپا کرده و باز هم به ادعای کیهان هشتاد میلیارد تومان داشته که خرج چنین همایشی کند، حالا با ادای این جملات می‌خواهد طبقه متوسطی که کتیبه کوروش در طاقچه خانه‌اش می‌گذارد هم به خیل هوادارانش بیفزاید و می‌پندارد می‌توان با این حرف نماینده سیاسی آنها شد. از سوی دیگر اگر مولفه‌های اصلاح‌طلبی را «فقط» تاکید بر آزادی‌های اجتماعی بدانیم و ادعای برخی اصولگرایان درباره اسلامی نبودن آنها را هم لحاظ کنیم. علم کردن مکتب ایران در قیاس با اسلام می‌تواند وسوسه‌ای برای پوشیدن خرقه به زعم ایشان تهی مانده اصلاح‌طلبی در ایران باشد چرا که بسیاری از اصولگرایان همان‌قدر که امروز مشایی را نمی‌خواند، اصلاح‌طلبان را نیز برنمی‌تافتند. رقیب مشترک با تسخیر گفتمان اگر همراه شود ممکن است حامیان اصلاح‌طلبی را برای تغییر مصداق آرمان‌هایشان قانع کند.
اگر دلیل بر زبان آوردن این جملات از زبان مشایی این هدف باشد، احتمالاً او یک بازی دوسر باخت را آغاز کرده است چرا که هم خشم اصولگرایان را برانگیخته و بیش از پیش از آنها رانده شده و هم با فراموش کردن این نکته که اصلاح‌طلبی یک گفتار نیست بلکه مجموعه‌ای از کردارهاست، از این هدف نیز مانده است.
انتقاد از برخورد تند با آنان که بدحجاب و بی‌حجاب تلقی می‌شوند و مکتب ایران کیمیایی نیست که مشایی را اصلاح‌طلب کند. او باید از آزادی‌های سیاسی نیز دفاع کند و از قدرت بی‌پایان مسئول دفتر بودنش برای دفاع از حق آزادی بیان هم استفاده کند. از حق حیات گرایش‌های سیاسی مختلف حمایت و در این راه تمام تهمت‌ها و اتهام‌ها را هم تحمل کند. اما کارنامه پنج سال او عزمی برای انجام دادن آنچه از لوازم اصلاح‌طلبی است، نشان نمی‌دهد بنابراین در این سناریو هر چند ما کنشگر سیاسی‌مان را معقول فرض کردیم اما باید بپذیریم که او برای شنونده‌اش چنین صفتی قائل نبوده است.
قیاس مع‌الفارق
خطیب این هفته نماز جمعه تهران (15/5/89) آقای سیداحمد خاتمی در نقد سخنان اخیر آقای رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس‌جمهور که آن را «شرک‌آلود» خواندن بدون ذکر نام. این سخنان را با دیدگاه‌های مرحوم مهندس بازرگان در سال‌های اول انقلاب شبیه‌سازی کرد و گفت: «در ابتدای انقلاب یکی از سیاسیون گفته بود فرق ما با امام این است که امام ایران را برای اسلام می‌خواهد و ما اسلام را برای ایران می‌خواهیم که این همان ملی‌گرایی شرک‌آلود است و امام آن را خلاف اسلام و قرآن دانست.»
برای رفع ابهام از این شبیه‌سازی ضرورتاً در غیاب شادروان مهندس مهدی بازرگان، به عنوان شاگرد و همراه مرحوم در طول اجمال و اختصار یادآور می‌شوم:
1- در مقاله «ایران و اسلام» تفاوت نگاه مهندس بازرگان با رهبر فقید انقلاب درباره اسلام و ایران ارائه شده است که در جلد دوم «بازیابی ارزش‌ها» و مجموعه آثار آن مرحوم نیز منتشر شده است.
در این مقاله به استناد آیات قرآن که اسلام را دین فطری و هدف آن را هدایت و هموار کردن راه رشد و کمال انسان معرفی می‌کند، طبیعی است که در کشور ما اسلام برای ایران و ایرانیان تلقی شود. به لحاظ تاریخی نیز اسلام چنین نقشی را در گذشته در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی ایران ایفا کرده است.
2- شهید استاد مطهری در کتاب ارزشمند خود با عنوان «خدمات متقابل اسلام و ایران» که در سال‌های دهه 30 در انجمن اسلامی مهندسین ارائه و سپس تدوین و منتشر شد به خوبی نقش اسلام و ایرانیان را در این خدمات متقابل تشریح کرده‌اند. نقش اسلام در شکوفایی استعدادها و کمال ایرانیان و نقش ایرانیان را در فهم و گسترش فرهنگ اسلامی در این اثر به خوبی تصویر شده است. در این اثر به طور تاریخی و مستند نقش اسلام برای ایران و ایرانیان تبیین شده است.
3- مهندس بازرگان در اردیبهشت سال 1340 طی سخنرانی افتتاحیه تاسیس نهضت آزادی ایران در اجتماع دوستان و همفکرانش گفت: ما «مسلمان، ایرانی و مصدقی» هستیم. در آن سخنرانی مفهوم مسلمانی، ایرانی و مصدقی بودن به طور مشخص تعریف شده است. این مفاهیم دیدگاه‌های اجتماعی و سیاسی مهندس بازرگان و همفکران او را در دهه‌های 40 و 50 یعنی سال‌های قبل از انقلاب برای همگان روشن ساخته بود و برای دفاع از این دیدگاه‌ها در دادگاه نظامی سال 1342 محاکمه و به زندان طولانی محکوم شدند. بر پایه همان نگاه اسلامی و ایرانی مدافعات خود را با عنوان «چرا با استبداد مخالفیم؟» ارائه دادند که به دفعات منتشر شده است. رهبر فقید انقلاب و اعضای شورای انقلاب با آگاهی کامل از مواضع اعتقادی و دیدگاه‌های اسلامی و ایرانی او به عنوان عضو شورای انقلاب و سپس نخست‌وزیر دولت موقت انتخاب شدند. این مفاهیم در حکم انتصاب مهندس بازرگان به سمت نخست‌وزیری دولت مهندس بازرگان به سمت نخست‌وزیری دولت موقت انقلاب که در آن از اعتماد خودشان به «ایمان راسخ آن مرحوم به اسلام» و اطلاع‌شان از سوابق «مبارزات اسلامی و ملی» ایشان ذکر کرده بودند، کاملاً برجسته است.
اگر رهبر فقید انقلاب در سال‌های بعد تعریضی به دولت موقت داشتند از این بابت بود که چرا دولت موقت هماهنگ با جوانان، انقلابی عمل نمی‌کرد! اما هرگز به دیدگاه‌های اعتقادی مهندس بازرگان نسبت «شرک» و «خلاف اسلام» ندادند.
معلوم نیست امام جمعه موقت تهران با چه مبنایی، سخنان آقای مشایی را که از مبانی و انسجامی برخوردار نیست با دیدگاه‌های مهندس بازرگان، که در طول 60 سال خدمات آن مرحوم ارائه شده و از انسجام و مبانی روشنی برخوردار است، مقایسه و شبیه‌سازی کرده‌اند. البته نیازی به توضیح نیست که دیدگاه‌های اعتقادی، مواضع و عملکرد آقای مشایی و همکاران ایشان در دولت دهم در موارد عدیده‌ای با دولت موقت و شخص مهندس بازرگان تضاد آشکاری دارند و لذا نمی‌توان محمل با توجیهی برای این شبیه‌سازی و مقایسه تصور کرد، اما می‌‌توان آن را مصداق «قیاس مع‌الفارق» دانست.
مخالفان
علی مطهری: اگر مشایی توضیح قانع‌کننده‌ای ندهد، احمدی‌نژاد وی را عزل کند. سخنان آقای اسفندیار رحیم‌مشایی زنگ خطری است که باید همه دلسوزان انقلاب اسلامی را به خود آورده باشد. گرچه سخنان ایشان بیشتر به شطحیات یک صوفی شبیه است که در عالم بیخودی مطالبی را می‌گوید که تفسیر آن را یا خودش در حالت عادی باید بگوید یا مرید او. لذا انتظار این است که با خود ایشان با رئیس‌جمهور محترم این شطحیات را توضیح دهند؛ و گرچه سخنان وی کمتر به سخنان یک سیاستمدار شباهت دارد و می‌توان از کنار آن گذشت، اما اهمیت این موضوع از جهت شخصیت حقیقی آقای مشایی نیست بلکه از جهت شخصیت حقوقی ایشان یعنی ریاست دفتر رئیس‌جمهور است. این سخن را در کنار سخنان دیگر ایشان در تجلیل از کوروش و داریوش و احیای غیرعادی ایران باستان بگذاریم و سخنان گاه و بیگاه رئیس‌جمهور در زنده
احمد توکلی: مواضع انحرافی جدید آقای مشایی توهمات ذهن بیماری است که با مبنانی اسلام، قانون اساسی و مصالح ایران عزیز سازگار نیست. این توهمات نه تنها خیانت به اسلام بلکه خیانت به ایران است. چه کسی است که از تاریخ و جغرافیای ایران مطلع باشد و نداند آنچه اقوام مختلف ایران را به هم گره زده است، اسلام است. اگر می‌توانستند اسلام را از ایران بگیرند تجزیه کشور که از آمال دیرینه آمریکا و انگلیس است بارها و به آسانی صورت می‌گرفت. اگر این اسلام و روحانیتی که معرف و شناساننده آن هستند، نبود و امام(ره) در راس آنها نبود در همان اول انقلاب و پیروزی
آیت‌الله سیداحمد خاتمی عضو هیات رئیسه مجلس
خبرگان: از طرح مباحثی مبنی بر «مکتب ایرانی اسلام» انتقاد کرد. از ویژگی‌های برتر نظام ما اسلامیت نظام بود که سرانجام منجر به نظام اسلامی شد. این مساله خیلی مهم است. به تعبیر امام راحل نهضت ما اسلام است قبل از آنکه ایران باشد. اصلاً ایران با اسلام هویت خود را پیدا کرد: متقابلاً هم اسلام و خدمتی بزرگ به ایران کرد. خدمات متقابل اسلام و ایران شهید مطهری برای اثبات این واقعیت و این ارتباط متقابل است. در ابتدای انقلاب سیاسیون گفته بود فرق ما با امام(ره) این است که امام(ره) ایران را برای اسلام می‌خواهد و ما اسلام را برای ایران. این سخن همان‌ ملی‌گرایی شرک‌آلود است که امام(ره) آن را نهی می‌کرد و می‌فرمود ملی‌گرایی خلاف اسلام است و خلاف دستور خداست. برخلاف قرآن مجید است. ایرانی که کردن شخصیت‌های افسانه‌ای آن دوره را به جای شخصیت‌های اسلامی نیز در نظر بگیریم، مانند آنچه چندی قبل یادآوری فرمودند که «ما فرزندان رستم و اسفندیار و آرشیم» و در همین همایش ایرانیان خارج از کشور نیز گفتند «تک‌تک ایرانیان یک رستم، سیاوش و یک رزمنده دلاور هستند.» آری اینها را کنار هم بگذاریم و آنگاه بیندیشیم آیا انفاق تازه‌ای افتاده است؟ آیا قرار است به جای حمزه‌ سیدالشهدا و علی علیه‌السلام و حسین‌بن‌علی علیه‌السلام و مالک اشتر و عمار و یاسر و ابوالفضل‌العباس و سلمان و ابوذر و مقداد، از این پس رستم و اسفندیار و آرش و سیاوش الگوی ما باشند، آیا رزمندگان دفاع مقدس و قبل از آن مجاهدین انقلاب اسلامی با نام رستم و اسفندیار به میدان نبرد با متجاوزان و استعمارگران رفتند؟ اگر بنا بود به نام کوروش و داریوش و رستم و اسفندیار و آرش و سیاوش از خاک خود دفاع کنیم اکنون تهران در دست صدام و حامیانش بود.
آن، جنگ عراق علیه ایران به تجزیه ایران منجر می‌شد. البته اگر پست‌های رسمی و مهم این فرد نبود این خزعبلات که روایت دسته چندم پلورالیسم دینی و ناسیونالیسم منحط دروغین و اسلام منهای روحانیت است، ارزش اعتنا نداشت. آقای رئیس‌جمهور باید تکلیف خود را با این عنصر و تفکر انحرافی که از جایگاه رسمی در نظام صریحاً‌ضدقانون اساسی و اسلام و ایران موضع‌گیری می‌کند، روشن کند طبیعی است که مجلس قدم به قدم و با تلاش برای جلوگیری از به وجود آمدن تنش میان مجلس و دولت، از همه امکانات و ابزارهای خود برای اصلاح امور کشور استفاده خواهد کرد.
بخواهد در برابر اسلام قرار گیرد، ملی‌گرایی شرک‌آلود است. روشن است که وطن‌دوستی غیر از ملی‌گرایی است. ملی‌گرایی به این مفهوم که انسان اسلام را در مقابل ایران قرار دهد و بگوید که اسلام مکتب‌های مختلف دارد و یک مکتب ایرانی دارد. این با وطن‌دوستی متفاوت است وطن‌دوستی قابل قبول است و در متن اسلام هم آن را نشانه ایمان دانسته‌اند. اما مکتب ایران در برابر مکتب اسلام همان ملی‌گرایی شرک‌آلود است که امت مسلمان ما هرگز نپذیرفته و نخواهد پذیرفت.ما دلداده اسلام و ایران اسلامی هستیم ما همه چیزمان اسلام است. مقصد ما مکتب ماست. بنابراین زمزمه‌های اینچنینی تبار آنچنانی دارد که اول انقلاب یکی از سیاسیون می‌گفت و سرانجامش هم جمهوری ایرانی است، این حرف هیچ تفاوتی با جمهوری ایرانی ندارد.
حجت‌الاسلام سالک سخنگوی جامعه روحانیت مبارز:
بنده احمدسالک کاشانی به عنوان یک مسلمان دلسوز که سابقه فعالیت قبل از انقلاب و بعد از انقلاب در مسائل سیاسی و مدیریتی در کشور داشته است، بر ایده‌ها و افکار و آقای مشایی اظهارنظر می‌کنم و هیچ گونه دیدگاهی غیر از رفع شبهات در میان مخاطبان ندارم ملت ایران همواره نشان داده است که در تمامی مسائل در فضای داخلی و بین‌المللی قبل از آنکه به حمایت از ایران بپردازد از اسلام تبعیت کرده است چرا که ملت ایران با اندیشه جهانی اسلام که همان سعادت بشری است، آشنا هستند. آقای مشایی برخوردار از پست‌های سیاسی و دولتی است که از سوی رئیس‌جمهور به او تنفیذ شده که این تعدد پست‌های دولتی میدان عمل بزرگی را برای او باز گذاشته است. تمامی افراد حق اظهارنظر در مورد مسائل مختلف را دارند اما دین اسلام به عنوان خط قرمز در میان ملت ما محسوب می‌شود و مردم با شناخت خطوط قرمز در دین که همان تمکین به قرآن و عترت است به خود اجازه بازگویی ایده‌های متفاوت و بر خلاف افکار عمومی جامعه را نمی‌دهند. به دلیل اظهارنظرها و افکار التقاطی از
آیت‌الله شیخ محمد یزدی نایب رئیس مجلس خبرگان
رهبری: بار دیگر آقای مشایی در بحث‌هایی که در شأن وی نیست، وارده شده و اظهارنظرهای غلط و نابجا کرده است. هر کس اظهارات ایشان را در اختتامیه مراسمی که برای ایرانیان ساکن خارج از کشور برگزار شده ملاحظه کند، مطمئن می‌شود ایشان نباید درباره اسلام و ایران صحبت کنند یا آنکه حداقل باید کتاب خدمات متقابل ایران و اسلام شهید مطهری را می‌خواندند و بعداً حرف می‌زدند هر فرد عادی که در جریان انقلاب اسلامی ایران قرار داشته باشد، عزت کنونی ایران را از اسلام و حاکمیت کشور و مقاومت جوانان ایران می‌داند. مبارزات اول انقلاب به رهبری امام راحل(ره)، مقاومت مردم در جنگ تحمیلی هشت ساله و تقدیم این همه شهید و جانباز و تحمل همه شدائد و سختی‌ها توسط مردم ایران، همه و همه برای اسلام و حاکمیت دین بوده است. هیچ کس منکر نیست که اعتقادات اسلامی مردم، که هرگاه احساس خطر کردند، با حضور میلیونی خود از نظام سوی رحیم‌مشایی، رئیس‌جمهور محترم با توجه به صلاح نظام و انقلاب وی را از پست‌های دولتی برکنار کند. مکتب ایران منهای اسلام در مقابل اندیشه امام(ره) و مقام معظم رهبری ایستادگی می‌کند چرا که نهضت آزادی و گروه‌های مختلف در اوایل انقلاب با ایجاد شبهه خواهان حکومتی غیر از جمهوری اسلامی بودند که امام(ره) به پشتیبانی ملت در مقابل این رفتار غیراسلامی ایستادگی کرد.
اسلام ناب محمدی با تلاش و مجاهدت علمایی همچون امام خمینی(ره) در سراسر گیتی رشد و گسترش پیدا کرده است اما برخی افراد از روی بی‌بصیرتی و صحبت‌های غیرواقع به دستاوردهای انقلاب در طول 31 سال گذشته ضربه می‌زنند.
رئیس‌جمهور باید بیشتر به پالایش اطرافیان خود بپردازد و به عده‌ای اجازه ندهد که متدینین را زخمی، ناراحت و نگران کنند. در شرایطی که ملت ایران با پیروی از مقام معظم رهبری در جهت تقویت دولت تلاش می‌کند رئیس‌جمهوری باید در برابر کسانی که از تریبون نظام به اظهارات غیرمنطقی می‌پردازند واکنش جدی نشان دهد.
و اسلام دفاع کرده‌اند، و عزت امروز ایران، از اسلام است نه از ایران و ایرانی بودن. ایران شاهنشاهی در طول تاریخ، جز ظلم و ستم و وابستگی به شرق و غرب کار چشمگیری نداشته و در جریان انقلاب، کسانی که دنبال ثروت، زندگی و مال دنیا بودند، یا فرار کرده و اط کشور خارج شدند یا در گوشه و کنار دنبال خوشگذرانی‌های خود بودند اما مردم عزیز به خصوص نسل جوان ما، جان خود را در دست گرفته به میدان آمدند. امروز نادیده گرفتن حقایق و زیر سوال بردن عزت اسلام و مسلمین به خاطر خوشامد این و آن و حرف‌هایی که سلطنت‌طلبان و ملی – مذهبی‌ها زده و می‌زنند را به زبان آوردن بسیار تاسف‌انگیز است، به خصوص با داشتن مسئولیتی خطیر در ریاست جمهوری صلاح نظام، تشکیلات ریاست‌جمهوری و شخص رئیس‌جمهور که همواره در خط رهبری و حامی مبانی دینی بوده است، نیست که رئیس‌ دفتر وی در بحث‌های تخصصی که نسبت به آنها بی‌اطلاع است، وارد شود و بیش از این به حیثیت خود و مرتبطان آسیب برساند.