تاریخ انتشار : ۲۶ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۱۷۸۸۹۴

1- انرژی هسته‌ای، «سوخت برتر» قرن بیست‌و‌یکم تلقی می‌شود. طبعاً این «سوخت برتر» برای کسانی ارزشمند است که تکنولژی استفاده از آنرا بطور کامل بدانند و تمام مسیر دستیابی، غنی‌سازی و بهره‌برداری از سوخت اتمی بعنوان منبع انرژی، را در اختیار داشته باشند چرا که در غیر اینصورت، هر چه بیشتر بر روی انرژی هسته‌ای سرمایه‌گذاری کنند، در واقع میزان وابستگی خود به خارج از مرزها و اتکای به بیگانگان را افزایش داده‌اند.
درواقع، هر گونه ساده‌لوحی برای پذیرفتن تعهداتی بیش از مفاد ان‌پی‌تی، بمنزله قبول محرومیت همیشگی کشور از تکنولژی هسته‌ای و کنار گذاشتن سوخت برتر قرن بیست‌و‌یکم، برای همیشه است.
این در حالیست که تکنولژی چرخه سوخت هسته‌ای در ایران، «بومی» شده و دانشمندان و کارشناسان غیرتمند ما، به این مهم دست یافته‌اند و ایران را جزو معدود کشورهائی قرار داده‌اند که تکنولژی چرخه سوخت هسته‌ای را در اختیار دارد.
2- چه بسیار کشورهائی که هم به منابع انرژی فسیلی دسترسی دارند و هم خواهان دستیابی به تکنولژی هسته‌ای هستند و حتی به توسعه آن می‌اندیشند. آمریکا خودش یک نمونه در این زمینه است که علیرغم در اختیار داشتن نفت، باز هم برای بهره‌وری بیشتر از انرژی هسته‌ای سرمایه‌گذاری می‌کند و نه تنها در قلمرو استفاده صلح‌‌آمیز از انرژی اتمی که حتی استفاده‌های نظامی و توسعه تکنولژی جنگ‌افزارهای هسته‌ای تلاش بی‌وقفه‌ای را انجام داده و می‌دهد.
انگلیس و فرانسه هم که در جریان مذاکرات هسته‌ای با ایران، به دنباله‌روی کورکورانه از آمریکا سرگرمند، خودشان دارای نیروگاههای برق اتمی هستند و در عین حال به تکنولژی جنگ‌افزارهای هسته‌ای هم دست یافته‌اند.
با نگاهی به آخرین آمارها در این زمینه، ابعاد این مسئله را بهتر درک می‌کنیم. تعداد کلاهکهای هسته‌ای روسیه در حال حاضر 16 هزار و هشتصد عدد، آمریکا ده هزار، فرانسه 350، انگلیس 200 و رژیم صهیونیستی نیز بین یکصد تا 200 عدد است. علت اینکه در مورد اسرائیل رقم دقیقی وجود ندارد، اینست که صهیونیست‌ها مانع دستیابی دیگران و حتی حامیان ماورا بحاری اسرائیل به چنین اطلاعاتی می‌شوند. در واقع کسانی تلاش می‌کنند که ایران حتی به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای هم دست پیدا نکند، که خودشان در مسابقه تسلیحات هسته‌ای، سعی دارند گوی سبقت را از یکدیگر بربایند.
3- نکته مهمتر در این میان، تحمیل «تصمیم بیگانگان» بر کشور است. خاویر سولانا هماهنگ کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا در این زمینه تصریح می‌کند که درباره توقف برنامه اتمی ایران، اروپا دیدگاهی مشابه آمریکا دارد. این در حالیست که «کاندالیزارایس» وزیر خارجه آمریکا اخیراً از موضع تحکم‌آمیزی گفت: «ایران توقف کامل برنامه غنی‌سازی اورانیوم را بپذیرد و به آن عمل کند. این تنها راه حل برای جلب اعتماد جامعه بین‌المللی نسبت به ایران است.»
این اظهارات مقامات واشنگتن و دنباله‌روی کورکورانه اروپا از آمریکا بدین معنی است که در واقع ایران برای همیشه از انرژی اتمی، حتی برای مقاصد صلح‌آمیز هم، خودش را محروم کند تا دیگران به او اعتماد کنند!
دقیقاً بطور همزمان، آمریکا به آرژانتین، برزیل، آلمان، ژاپن و هلند توصیه کرده است که علاوه بر داشتن برنامه غنی‌سازی اورانیوم، کار احداث تاسیساتی برای استحصال پلوتونیوم از سوخت هسته‌ای مصرف شده را هم آغاز کنند و در این زمینه انگلیس هم قرار است با آلمان و هند، کار غنی‌سازی اورانیوم را بصورت مشارکتی انجام دهد. در واقع، مسئله اینست که کشورهای خاصی، انحصار تکنولژی هسته‌ای را در اختیار بگیرند و دیگران موظف به خرید از آنها شوند و ابتدا خود را داوطلبانه و سپس بالاجبار، از داشتن چرخه سوخت هسته‌ای محروم کنند.
این همان بازی تهوع‌آوری است که در طول 2 ساله اخیر علیه ما و فقط علیه ما اجرا شده و قدم به قدم، اروپائی‌ها رنگ عوض کرده‌اند و ما را به آمریکا فروخته‌اند. فراموش نکنیم که 3 کشور اروپائی، ابتدا بعنوان «میانجی» وارد معرکه شدند ولی کم‌کم طلبکاری کردند و طرف اصلی مذاکره شدند. اما حالا که امتیازات مورد نظر خودشان را از طرف آمریکائی گرفته‌اند و ما را «وجه‌المصالحه» قرار داده‌اند، می‌گویند از ما کار زیادی ساخته نیست و بدون توافق آمریکا، نمی‌توانیم کاری از پیش ببریم.
البته انگلیس و فرانسه و آلمان در این میان ثابت کردند که بازیگران شیادی هستند ولی سؤال اینست که ما چرا هنوز هم به حسن نیت یکطرفه‌ای که دیگر بوی تند ساده‌لوحی از آن به مشام می‌رسد، ادامه می‌دهیم؟
4- با نگاهی عمیق، جامع و کامل به محیط اطرافمان و با در نظر گرفتن تحولاتی که در طول سالهای گذشته رخ داده، بهتر می‌توان دریافت که اساساً انرژی هسته‌ای، فقط یک بهانه است و آمریکا و مزدورانش با اصل موجودیت، استقلال، توسعه و «الگو شدن» ایران سر دشمنی دارند و هر بار به دنبال بهانه‌های جدیدی می‌گردند.
مقامات آمریکا می‌گویند که ایران با در اختیار داشتن آنهمه نفت و گاز، اصولاً نیازی به انرژی هسته‌ای ندارد، ولی بطور همزمان در مسیر بهره‌برداری از منابع نفت و گاز ایران هم کارشکنی می‌کند.
مگر ما «قانون داماتو» را فراموش کرده‌ایم؟ و مگر قانون ILSA هنوز در آمریکا معتبر نیست؟ بموجب این قانون، نه تنها هیچ شرکت آمریکائی حق انجام معامله، فروش کالا یا خدمات برای توسعه صنایع نفت و گاز ایران را ندارد بلکه حتی شرکتهای متعلق به سایر کشورها هم مجاز به سرمایه‌گذاری یا فروش کالا یا خدمات برای صنایع نفت و گاز ایران نیستند و اگر وارد این مقوله شوند، دادگاههای آمریکا حق دارند علیه آنها وارد عمل شوند و مجازاتی را برای آنها برقرار سازند.
مسئله اینست که دشمنی‌ها و رفتار کینه‌توزانه آمریکا علیه ایران به همین اندازه نیز محدود نمی‌شود. بلافاصله پس از امضای قرارداد مشترک ایران با یک کشور دیگر، مقامات شرور آمریکائی با سفر به آن کشور درصدد بر هم زدن مناسبات ایران با آن کشور برمی‌آیند.
برای نمونه، بلافاصله پس از امضای تفاهم‌نامه برای احداث خط لوله گاز ایران و هند که با همکاری پاکستان احداث خواهد شد، «رایس» وزیر خارجه کینه‌توز آمریکا با سفر به «دهلی نو» از طرفهای هندی خواست که «خط لوله صلح» را کنار بگذارند و تفاهم با ایران را فراموش کنند.
این، دیگر انرژی هسته‌ای و چرخه سوخت هم نیست. اگر قرار بود که ایران به ساز آمریکا برقصد و مقدرات ایران در واشنگتن رقم بخورد، ایران حتی حق بهره‌برداری از نفت و گاز خودش را هم نداشت.
5- البته مسئله حتی از اینهم بالاتر است. اگر قرار باشد تصمیم و اراده آمریکا شاخص باشد، آمریکا با اصل پیروزی انقلاب اسلامی مخالف بوده و هست. آمریکا با اصل حاکمیت مردم بر سرنوشتشان که عملاً مخالف سلطه جهنمی آمریکا بوده و هستند، مخالف است. آمریکا با استقلال رای و استقلال عمل ملت ایران مخالف است. حرف دل مقامات واشنگتن را «گاسپارواین برگر» وزیر دفاع شرور آمریکا در طول جنگ تحمیلی بیان کرد که با کینه‌توزی اعلام داشت: «باید ریشه ملت ایران سوزانده شود» البته آمریکا با تحمیل جنگ 8 ساله بر ایران تلاش کرد شانس خودش را امتحان کند. قرار بود ظرف 3 روز، تهران به اشغال ارتش عراق درآید. قرار بود نظام جمهوری اسلامی با کودتای نظامی، حمله ارتش بعثی و بعداً توسط منافقین جنایتکار از میان برداشته شود. پس از تهاجم وحشیانه آمریکا و انگلیس به عراق هم قرار بود آن جنایتها در ایران هم تکرار شود و دیگر هیچ نام و نشانی از نظام جمهوری اسلامی باقی نماند.
هنوز هم انتخاب اصلی آمریکا برای ایران، همانست که در عراق و افغانستان رخ داد: جنایت، کشتار و شکنجه، تجاوز به زنان و دختران، قتل‌عام در هر کوچه و خیابان، خسته ‌کردن مردم با جنایات سازمان یافته، ترویج تروریسم در زیر پوشش مقابله با تروریسم و...
آمریکا با هر تلاش و اقدامی در ایران که بوی استقلال رای و استقلال عمل بدهد و نشانی از رشد و ثبات داشته باشد، مخالف است و بهر قیمت ممکن در موضع مقابل آن قرار دارد. برای نمونه حتی یک مورد وجود ندارد که حرکت مثبتی در ایران رخ دهد و آمریکا در مقابل قرار نگیرد و با آن تعارض و مقابله نکند.
6- آمریکا نه تنها با ایران مستقل، که حتی با اروپای مستقل و استقلال رای اروپا هم مخالف است. در ماجراهای منتهی به تجاوز نظامی آمریکا و انگلیس به عراق، فرانسه و آلمان با آن تجاوز مخالفت کردند و آمریکا رسماً اعلام کرد که فرانسه و آلمان را مجازات خواهد کرد. صراحتاً به فرانسه نماندند که گوشمالی سختی در انتظار آنهاست.
جای تعجب است که فرانسه و آلمان، برای استقلال رای و استقلال عمل خودشان ارزش و احترام قائلند ولی سعی دارند ملت ما را و نظام جمهوری اسلامی را به تسلیم در برابر اشرار آمریکائی، وادار کنند.
البته تکلیف اشرار انگلیسی که پیشاپیش روشن است. حتی خود مردم انگلیس هم به «تونی بلر» و همدستان جنایتکارش بعنوان سگ دست‌آموز بوش می‌نگرند و تصریح می‌کنند که او بخاطر اربابش، دم تکان می‌دهد ولی سؤال اینست که چرا فرانسه و آلمان در این بازی رسوا، همدست انگلیسی‌های شرور شده‌اند؟
تلخ است ولی واقعیت دارد که فرانسه و آلمان بر اثر اشتباه در محاسبه در دستگاه دیپلماسی ما، یک «فرصت طلائی، به دست آوردند تا ایران را «وجه‌المصالحه» قرار دهند و ما را دست بسته به آمریکا بفروشند تا مسائل و مشکلاتشان با آمریکا در جاهای دیگر را حل و فصل کنند. اگر ما این موضوع مهم را با تمامی پیچیدگیها و ظرافتهایش بطور کامل درک کنیم، اصرار امروز فرانسه و آلمان برای ادامه این بازی رسوا، برای ما کاملاً قابل فهم است.
تصمیم ما به از سرگیری غنی‌سازی، تمامی محاسبات آنها را بر هم می‌زند.
چون آنها ما را فروخته‌اند و روی سود این معامله، حساب کرده‌اند.
7- وقتی تاریخ را ورق می‌زنیم، کم نیستند حوادث و تصمیماتی که یاد و خاطره آنها مستقیماً بر روی «غرور ملی» ما اثر می‌گذارد. تاریخ پر ننگ و ذلت قاجاریه و پهلوی، مایه شرمساری و سرافکندگی است، آنجا که عهدنامه‌های ننگین گلستان و ترکمنچای را می‌بینیم که چگونه دشمنان ما به ما تحمیل کرده‌اند. کودتاهای انگلیسی و آمریکائی برای روی کار آوردن پهلوی‌های خائن هم که جای خود دارد و باعث ننگ ابدی آمریکا و انگلیس و مزدورانشان است.
افتخار بزرگ نظام مقدس جمهوری اسلامی، این بوده و هست که باعث احیای غرور ملی مردم ایران شد. حتی کسانیکه شاید هیچ سنخیتی با نظام و انقلاب اسلامی ندارند از اقدامات و تصمیماتی که موجب غرور آنها می‌شود، استقبال می‌کنند و به ایرانی بودنشان مباهات می‌ورزند. پس از آنهمه افتخارات و دلاوریهای غرورآفرین، به مصلحت ما نیست که فردا، نسل آینده از مقطع کنونی و از توافقات هسته‌ای ما بعنوان وسیله‌ای برای شرمساری ملت یاد کنند که غرور ملی ملت را خدشه‌دار کرد.
ما در مقطع حساسی از تاریخ کشور قرار داریم. توافقات تهران، بروکسل و پاریس، با هر توجیه و انگیزه و محاسبه‌ای هم که به امضاء رسید، چون فقط حسن‌نیت یکطرفه ما را باعث شد و طرف‌های اروپائی به هیچ یک از تعهداتشان عمل نکردند، کان‌لم‌یکن‌ تلقی می‌شود. دلیلی ندارد که ما هنوز هم بطور یکطرفه به تعهداتی که طرف مقابل حتی برای لحظه‌ای هم آنرا محترم نشمرده، اصرار کنیم.
از سرگیری غنی‌سازی اورانیوم و احیای چرخه سوخت اتمی، حق طبیعی ماست و هیچ منافاتی با مفاد ا‌ن‌پی‌تی و حتی با سایر تعهدات ما ندارد. این تصمیم، اگر به درستی بموقع و شجاعانه اتخاذ شود، سرمنشاء دور جدیدی از بالندگی کشور و سرچشمه تازه‌ای از غرور ملی برای نسل امروز و فردای ملت خواهد بود. این تصمیم و اقدام ما برای دوست و دشمن کاملاً مفهوم و دقیقاً پذیرفتنی است.
«هنری کیسینجر» وزیر خارجه اسبق آمریکا که از برترین استراتژیست‌های آمریکا محسوب می‌شود، اخیراً طی مصاحبه‌ای اعتراف کرد که آمریکا نمی‌تواند ایران را به زانو درآورد. او افزود: «اگر من یک استاد بودم، به دانشجویان می‌گفتم که بررسی کنند برای انجام معامله‌ای بزرگ با ایران، آنها چه منافعی باید داشته باشند و ما چه منافعی داشته باشیم؟» بیائید با از سرگیری غنی‌سازی اورانیوم، به دشمنان خود یکبار دیگر بفهمانیم که ملت بزرگی هستیم و هرگز اجازه نخواهیم داد که دشمنان ما «غرور ملی» ما را در هم بشکنند. این بزرگترین درسی است که امروز، و فقط امروز، می‌توان به دشمن آموخت. این جمله، عصاره پیام امام و شهیدان و روح انقلاب اسلامی است، جمله‌ای که ملت ایران برای اثبات آن 200 سال صبر کرد، خون دل خورد، خون داد ولی از پای نایستاد تا آنرا با شکل دادن به نظام مقدس جمهوری اسلامی، به کرسی نشاند.
«غرور ملی» ما، رمز استقلال، بقاء عزت و مظهر اقتدار ماست. امام و شهیدان و ملت بزرگ و سلحشور ما بعنوان پیروان و یاوران آن عزیز دوران، ملی‌تر از همه مدعیان ملی‌گرائی، آنچنان مبارزه و استقامت کردند که برای همیشه، درخت تنومند غرور ملی ما را بیمه کردند. مشروط بر آنکه ما هم با همان اصول و آرمانها، با همان خلوص و صداقت و با همان اراده و شجاعت، برای ادامه راهی که آنها بما نشان دادند و آنرا هموار ساختند، لحظه‌ای دچار تردید و بلاتکلیفی نشویم.
غنی‌سازی حق مسلم ماست. آنرا از همین امروز آغاز کنید و مطمئن باشید که رمز اقتدار و صلابت رای ما در این تصمیم شجاعانه نهفته است.          ادامه دارد...