رضا رفیعزاده
در ماتم سالگشت شهادت ناگوار امالائمه، حضرت زهرای مرضیه(س) داغداریم. همچون شقایقی که این داغ را قرنهای متمادی است که در سینه خود نهان دارد و سینه به سینه منتقل شده است. داغ غمگنامه فقدان بانویی از جنس آفتاب و آب که سراسر زندگانی نورانی و مبارکش سرشار از آموزههای والای انسانی و اخلاقی است و از هر سمت و سو که مود توجه و تأمل قرار گیرد، معرفتآموز و سرمشق دهنده و تفکرزا است.
حضرت فاطمه(س) را باید به تنهایی و مطلق و مجزا از وابستگیها و نسبتهای ارزشمندش، تنها به عنوان یک زن و در شمایل زیبای یک انسان خدایی درنظر گرفت تا پی به علو درجات و اوج مراتب وی برد و بی هیچ اغراق و افسانهای، ارزشهای آسمانیاش را در عین آنکه بر زمین خدا و در انبوه خلق خدا میزید و طی طریق میکند و در همان حال و هوا نفس میکشد، به بررسی نشست و از جزء جزء گفتار و کردار او نکته برگرفت و خوشهها برچید. دختر رسول گرامی اسلام(ص) بودن و یا افتخار همسری ابر مردی چون مولا علی(ع) را داشتن یا مادر سلسله نورانی امامت بودن و...، اینها همه هر چند به تنهایی، خود فضیلتی گرانسنگ و بیهمتا به شمار میآیند، اما باز در حق فاطمهزهرا(س) ره به انصاف و اعتدال نپیمودهایم اگر صرفاً و تنها به اعتبار همین گونه کرامتها و فضائل قومی و نسبیاش به او بپردازیم و شخصیت والای وی را با همین نگاه محدود به قضاوت درآییم. نه، فاطمه زهرا(س) خود به تنهایی باید نگریسته شود تا به گفته زیبای مرحوم شریعتی دانسته شود که «فاطمه فاطمه است».
فاطمه را پاره تن رسول خدا دانستن، یک نگاه خاص به شخصیت معنوی فاطمه است و او را مادر پدرش برشمردن نیز نگاهی دیگر؛ که هر دو نگاه و نگرش نیز البته منبعث و مأخوذ از تعاریف خود رسول خدا(ص) است که هر از گاهی به تناسب مقام و موقعیتهای پیش آمده، کلامی و عباراتی را در باب مقام گرامی حضرت زهرا(س) به سلک سخن در میآوردند. آری، فاطمه منسوب به پیامبر است. عزیز و پاره تن رسول خداست؛ اما با این حال او به تنهایی نیز کرامتی والاتر از اینها دارد. او خود، مادر پدر خویش است. مادر همان شخصیت بزرگواری که دخترش را پاره وجود و قوت قلب خود میداند. و به راستی، این بانوی مطهر را چه صفات و خصلتهای ممتازی مگر بوده است که چنین قابل ستایش و الهام میتواند باشد؟ از طریق پدر و همسر و فرزند، به فاطمه نزدیک شدن، یک نوع نگاه است و از طریق خودش و از مسیر خصوصیات فردی خودش به او تقرب جستن، نوعی نگاهی دیگر و اما درس آموزتر و به تحصیل شناخت حقیقی و تحقیقی از مقام و رتبه فاطمه(س) نزدیکتر و دقیقتر.
متأسفانه بسیاری از مداحان و مرثیهسرایان ما هنگامی که میخواهند آن حضرت را برای مردم تعریف کنند، تنها از دریچه ذکر مظلومیتهای آن بانوی رنجدیده به قضیه مینگرند و گویا اصرار دارند که تنها از همین زاویه میتوان بهتر و بیشتر با حضرتش همدلی و همنوایی کرد و یاد و نام او را زنده و ارزنده نگاه داشت. حال آنکه به حقیقت باید گفت که اگر تنها به تعریف و توصیف مظلومیت آن حضرت و آن هم فقط از همین زاویه دید بپردازیم و از سایر ابعاد و زوایا و جهات ارزشی در صدد شناخت و بازرسی کمالات و امتیازات آن بانوی مجلله اسلام برنیایم، این خود مظلومیتی مضاعف و بالاتر برای آن شخصیت علیاست.
داستان حضرت فاطمه(س)، داستان تاریخی و منحصر به فرد یک انسان پایبد به ارزشهای والای ایمانی و انسانی است که تا سر حد جان و توان مقید و معتقد به مبانی فکری و دینی خود بوده است. داستان او شرح دلپذیر عواطف بلند آسمانی و روایت رؤیایی ایمان و ایثار و اعتقاد انسانی است. حکایت شیرین پارسایی و عفت و کرامت یک زن پیراسته و آراسته به پیرایشها روحی و معنوی است. روایت یک بانوی وظیفهشناس و یک همسر ستودنی که کنار او آرامشگاه مرد زندگی است. قصه او، شرح قناعتها و بسندگیهای دنیایی و دلبستن به زیورهای حقیقیتر ماندنیتر است.
فاطمه(س) سمبل یک بانوی ارزشمدار و قابل الگو برداری به لحاظ حضور مثبت و تأثیرگذار در محیط خانه و در فضای جامعه است. زنی که رسیدگی به کانون خانواده را از اهم وظایف خود میداند و همپای آن هرگاه نیاز و ضرورت اقتضا کند در صحنه اجتماع نیز حاضر و ظاهر میشود و از حقوق اجتماعی و طبیعی خود دفاع مینماید. او زلالی عشق و پاکی را در نگاه عفیف و آسمانیاش تموج میبخشد. میدانست که مهمان به خانه آمده نابیناست اما باز هم رعایت عفاف ظاهر را میکرد و میگفت: « اگر او نابیناست، من که میبینم».
باید فاطمه را شناخت؛ اما شناختی مبتنی بر تمام واقعیات وجودی آن حضرت و با توجه و عنایت کافی و همه جانبه به تمام ابعاد شخصیتی آن بزرگ بانوی دو عالم و زنی که پیامبرش عاشق باشد، به راستی چگونه زنی میتواند بوده باشد؟ زنی جز از جنس عشق؟...
رسول خدا(ص) هرگاه خسته و خاطر آزرده از حوادث ایام میشد، به دیدار فاطمهاش میشتافت و در کنار او همانند فردی و فرزندی که در کنار مادرش بیارامد، آرام میگرفت و گرد ملال از روح و روان خویش میپراکند. و بعدها وقتی که شخصیت دو عالم اسلام به همسری حضرت زهرا(س) در آمد، او نیز، علی نیز، همین حس و حال را داشت. خسته از جنگ و جدال و تلاشهای بیرون تا به خانه پا میگذاشت، این فاطمه بود که کولهبار خستگیهای همسرش را از دوش او برمیگرفت و زمین مینهاد. فاطمه، الگوی یک دختر وظیفهشناس و یک بانوی خانواده دوست و یک مادر آشنا به اصول تربیتی است.
فاطمه(س) را باید این گونه شناخت. از طریق خودش و در خودش. فاطمه را با فاطمه و در فاطمه باید به معرفت نشست. هر چند اَنسان که باید و شاید نتوان، اما باز به مصداق «آب دریا را اگر نتوان کشید. هم به قدرت تشنگی باید چشید»، تا آنجا و تا آنچه که در حد بینش و ادراک ما باشد، به هر مقدار که بتوانیم فاطمه را بشناسیم، درسها و ارزشهای بسیاری را آموختهایم که خود میتواند پشتوانه زندگی امروز ما در تطبیق و تلفیق درست زندگی عصر حاضر با دنیای روحانگیز خوبیها و روشناییها باشد.