اسماعیل شفیعیسروستانی
درباره رابطه و پیوند ایران و ایرانیان با اسلام آثار مختلفی به رشته تحریر درآمده است. در عصر پهلوی هم مورخان بویژه فراماسونها از منظر ویژه خود درباره وجوه مختلفی از این رابطه بسیار نوشتهاند. اتکای نویسندگان و پژوهشگران معاصر ما با دریافت انسانمدارانه (اومانیستی) و غفلت آنان از مفاهیم بلندی چون مشیت الهی، طراحی تقدیر آسمانی، وقت، راز و حکمت تاریخ موجب این بوده تا جملگی در وهم و پندار بمانند و قادر به کنار زدن هیچ پردهای و مکشوف ساختن هیچ راز پوشیدهای که حقیقت آن نزد خداوند و حضرات معصومان(ع) است، نشوند و به عکس بر گستره و حجم ابهامات و تردیدها بیفزایند، من نیز به هیچ روی ادعای کنار زدن پردههای راز و مکشوف ساختن پوشیدهها را ندارم. به قول حکیم طوسی:
همه تا در آز، رفته فراز / به کس وانشد این در راز، باز اما در اینباره میتوان پرسید: آیا هیچگاه مجال تأمل درباره ورود اسلام به ایران و شکست سپاه 120 هزار نفری مجهز و مجرب آنها در برابر ارتش 30 هزار نفری مبتدی و آزمونندیده مسلمانان داشتهاید؟ این شکست با هیچ یک از قواعد استراتژیک و فن میدانداری که ایرانیان در آن سرآمد بودند، قابل تحلیل نیست تا چه رسد به اینکه به دنبال بافندگان وهم و پندار مدعی پیروزی اسلام با شمشیر شویم. لشکر 4 هزار نفری رستم فرخزاد که در برابر سپاهیان مسلمان اسلحهها را بر زمین نهاده و به عنوان نخستین گروه از موالیان به کوفه وارد شدند، هیچگاه فکر نمیکردند در دستان طراح تقدیر، رقم زننده سرنوشتی خواهند شد که نام آنها را تا جویندگان علم در پروین بالا میکشد. آیا هیچگاه درباره پیوند و ازدواج دختر پادشاه ساسانی، یزدگرد سوم، یعنی شهربانوی گرامی با حسین بن علی(ع) و تولد معصوم چهارم، یعنی حضرت زینالعابدین(ع) اندیشه کردهاید؟ تنها فرزندی که از خانهاش سلسله امامت تا آخرین وصی رسول ختمی مرتبت ادامه پیدا میکند. به عمر دراز سلمان فارسی چطور؟ به اسلام آوردنش و ارتقای جایگاهش تا منزلت اهل بیت(ع) و نیز حضور ایرانیان در اردوگاه مختار ثقفی و جمع انتقامگیرندگان خون امام حسین(ع). مورخان نوشتهاند که در اردوگاه مختار ثقفی عموماً به زبان فارسی سخن میگفتند. چه کسی میتواند پرده از راز مهاجرت و شهادت امام هشتم، حضرت علیبنموسیالرضا(ع) و صدها نفر از فرزندان و نوادگان امام هفتم که در گوشهگوشه این سرزمین فراخ هر یک نردبامی نورانی به سوی آسمان برکشیدهاند، بردارد؟ و بالأخره راز ماندگاری و بقای ایران و گذار آن از میدان هزاران توفان که میتوانستند هزاران بار این سرزمین و نامش را از صفحه و جغرافیای زمین محو کنند و نتوانستند. در گنج خانه طراح آسمانی، مقدر شده بود تا دامان این سرزمین محل امن و پرورشگاه فرزند فرهنگ و تمدن اسلامی باشد، سینه ستبر مردانش حافظ و محافظ سیره و سنت و سخنان و دانش فرزندان رسول مکرم اسلام باشد و بالأخره زمینش آوردگاهی برای مهیا شدن مردان مرد برای حضور در آخرین فصل از حیات در زمین، یعنی استقبال از مهدی آخرالزمان ارواحنا له الفداء. به عبارت دیگر، راز ماندگاری ایران در «مأموریت ویژهاش» نهفته است؛ نقشی ویژه در آخرالزمان که نام او را در زمره زمینهسازان ظهور و همراهان و یاری دهندگان ثبت خواهد کرد. مردانی چون آیت کبرای خداوندی، امیرمؤمنان(ع) از این راز آگاهی داشتند که در اعتراض و اشاره امثال اشعث که حلقه ایرانیان سرخ روی گرداگرد علی(ع) را تاب نیاوردند و پراکندگی آنان را طالب شدند، فرمودند: «کدامیک از این شکمپرستان بیشخصیت مرا معذور میدارد و حکم به انصاف میکند که برخی از آنها مانند الاغ در رختخواب خود میغلتند و دیگران را از پند آموختن محروم میسازند. آیا مرا امر میکنی که آنان (ایرانیان)را طرد کنم. هرگز طرد نخواهم کرد چون در این صورت از زمره جاهلان خواهم بود. اما سوگند به خدایی که دانه را شکافت و بندگانش را آفرید، حتماً شما را برای بازگشت مجدد به آیینتان سرکوب میکنند؛ همان گونه که شما آنان را در آغاز برای پذیرش این آیین سرکوب کردید». ای کاش پیروان احمد حنبل این روایت منقول از رسول اکرم(ص) را که در مسند حنبل آمده است، با گوش جان میشنیدند که فرمودند: «نزدیک است که خداوند متعال اطراف شما را از عجم پر کند. آنان چون شیرانی هستند که اهل فرار نیستند. طرفهای درگیر و دشمنان شما را میکشند و از غنیمتهای شما استفاده نمیکنند».
هیچ کس تردیدی ندارد که پیشبینی امیرمؤمنان(ع) تنها در هنگامه ظهور رخ خواهد داد؛ آنگاه که ایرانیان همه اعراب را به دامان اسلام حقیقی بازخواهند گرداند. با تکیه بر جمله روایات و رخدادهاست که هماره اعلام کردهام: «ایران شیعه خانه امام زمان(عج) است». چنانکه در کشاکش جنگ اول جهانی ، مرحوم آیتاللهالعظمی نایینی هنگام استغاثه به آستان حضرت صاحبالزمان(عج) این پیام را دریافت که: «ایران شیعه خانه ماست. کج میشود، خطر هست اما نمیگذاریم بریزد». جلالالدین سیوطی در الحاوی للفتاوی روایتی را نقل میکند از قول رسول اکرم(ص) که فرمودند: «پرچمهای سیاهی از خراسان بیرون میآید که هیچ چیز نمیتواند جلوی آنها را بگیرد تا اینکه در بیتالمقدس نصب میشود». مژده باد بر شیران بیفرار، جویندگان علم در ستاره پروین، یاران سید خراسانی، آنان که افتخار وزارت و مشاورت امام عصر(عج) را در دولت کریمهاش از آن خود خواهند ساخت. آنان که مقام فرماندهی کل قوای امام را به نام خود ثبت خواهند کرد. آنان که در جمع یاران خاص، 313 نفر برگزیده، مقامی ویژه خواهند داشت. آنان که در نخستین سال ظهور، در سپاه یک میلیونی به دعوت امام لبیک گفته و در کوفه به ایشان میپیوندند.من میگویم، میراث فرهنگی و آبروی دنیوی و اخروی ما در گذشته، امروز و فردا این است. میگویم، جوانان این سرزمین را به این سو باید «ارشاد» کرد. میگویم، مبلغان همنوا و همافق با آهنگ ظهور، مستمعان و مخاطبان را به آوردگاه «آمادگاه مهدی یاوران» فرامیخوانند. میگویم، صدایی دلنشینتر از «لبیک به امام» و «سیمایی» جذابتر از سیمای شهر و دیار منتظران نیست. میگویم، جذابترین درس مدرسه منتظران، «درس انتظار» است و دلنشینترین داستانها، داستان دلدادگی است و گوشنوازترین نغمات، نغمه یا صاحبالزمان است؛ شما چه میگویید؟