مهدی امامقلی
شاید بتوان گفت، نظریه برخورد تمدنها که از سوی هانتینگتون (نظریهپرداز صهیونیست وابسته به دولت آمریکا) مطرح شد نخستین قرائت علنی اسلامستیزانه غربیها در سالهای اخیر بوده است که پس از آن با دستور کار قرارگرفتن درحلقههای نظری لیبرالیسم مدرن برآمده از غرب و کمونیسم و مائوئیسم برآمده از بلوک شرق، روند اسلامستیزی و اسلامهراسی شتابی دوچندان گرفت. از اینرو بوده است که پیش از آن و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، این پروژه از اتاق فکرغربیها به سلمان رشدی خائن و امثال او ابلاغ شد و پس از گذشت قریب به 2 دهه، با تولید بازیهای رایانهای و بازتولید فیلمهای اسرائیلی و هالیوودی و نیز اسلامستیزی کاریکاتوریستهای فناتیک غربی، این پازل تکمیل شد تا آنکه اکنون طرح جنونآمیز و نفرتانگیز به آتش کشاندن قرآن از سوی چند کشیش پروتستان و عناصر رادیکال به اجرا در آمد تا سکانسهای بعدی سناریوی آمریکایی – اسرائیلی غربیها به مراحل پایانی خود نزدیک شود.
هانتینگتون، پدر معنوی استراتژیستهای غربی وابسته به سیا و پنتاگون، در فصل دوم کتاب « برخورد تمدنها و بازسازی نظم نوین جهانی» با عنوان کردن «به هم خوردن تعادل میان تمدنها» بیداری اسلامی را زنگ خطری برای دیگر تمدنها میداند و معتقد است که بیداری ادیان غیرغربی به عنوان نیرومندترین پدیده دشمنی با غرب به شمار میرود. گرچه نظریه برخورد تمدنهای هانتینگتون محملی علمی و منطقی ندارد اما مساله «صدور و گسترش اسلام به تمام جهان» چیزی است که او و سایر لیبرالیستهای مطلقگرا را با «بحران هویت» روبهرو کرده و برای برون رفت از این بحران، استراتژی اسلامستیزی و اسلامهراسی را فراروی آمریکا و هم پیالههایش قرار داده است. اکنون پس از تهدیدها و توهینهای «تری جونز» کشیش 57 ساله فلوریدایی، این اهانت مشمئزکننده به قرآن مجید در آمریکایی که داعیهدار دموکراسی و امنیت است رخ داده و دل و جان مسلمانان جهان را جریحهدار و خشمگین کرده است. در ادامه یادآوری ریشهها و اشکال مسبوق به سابق این سناریو در غرب نکات مهم دیگری به نظر میرسد. اول آنکه بهرغم مواضع به ظاهرمثبت اوباما و دیگر غربیها در محکومیت کشیش جونز، چرا این اهانت بزرگ و ددمنشانه، بدین شکل (از سوی چند نفر از کشیشها و عناصر رادیکال، همزمان با واقعه 11 سپتامبر و نزدیک برجهای دوقلو، بدون برخورد پلیسی دولت آمریکا) صورت گرفت؟ علاوه بر استراتژی اسلامستیزی غربیان که سیر و بستر آن در ابتدا آمد، دلیل دیگر، اختلافافکنی بین مسلمانان و مسیحیان و انتقال این اختلاف به لایههای شهروندی مسلمان و مسیحی است تا جاییکه مساله اسلامستیزی در مدل زندگی مسیحیان آمریکایی که به طور کلی از ارزشهای مکتبی و پایهایشان (مسیحیت) سرچشمه میگیرد نهادینه و ایران و اسلام در پیشانی جهانی منزوی و مطرود شود به همین دلیل نوک پیکان این اهانت از سوی یک کشیش همجنسباز و مفسد مالی که دخترش او را دیوانه نامیده است شکل میگیرد. دلیل دیگر به حاشیه راندن فاجعه خودساخته بوش در 11 سپتامبر است که پس از آن تروریستپروری و اسلامهراسی و متهم کردن ایران به کمک به تروریستها از سوی آمریکا مطرح شد به همین دلیل در نزدیکی برجهای دوقلو و همزمان با رخداد 11 سپتامبر این پروژه کلید میخورد.
اما دوم، وظیفه مسلمانان چیست؟ بیشک قرآن کتابی آسمانی و الهی است که برای هدایت و چارهسازی بشر و بحرانهای دنیوی نازل شده است و اصولا بهرغم توصیه به جهاد فیسبیلالله و مبارزه با دشمنان خدا و قرآن، مکررا در آیات روشن و مبین آن بر اصولی چون وحدت، مودت، صلح و آرامش و نیز تبعیت از ولایت تاکید شده است. مطمئنا این جنایت جنونآمیز که دستان پنهان و دلهای آلوده سران آمریکایی را برملا ساخته است نمیتواند مطلوب مسیحیان باشد چنانکه قرآن مقدس به دیگر اقلیتها و مکاتب دینی احترام گذاشته است و از طرفی نماینده مسیحیان و دیگر اقلیتهای دینی در ایران این عمل زشت را محکوم کردند. مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در محکومیت این فاجعه نفرتانگیز فرمودند: «طرف مطالبه همه مسلمانان، امروز دولت آمریکا و سیاستمداران آنند.... همه باید بدانیم که حادثه اخیر ربطی به کلیسا و مسیحیت ندارد و حرکات عروسکی چند کشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی، خواسته دشمنان و طراحان این نمایش دیوانهوار است و درس قرآن به ما، در نقطه مقابل آن قرار دارد».ناگفته نماند سکوت و عدم برخورد پلیسی و قضایی دولت آمریکا با این افراد معلومالحال خود امارهای ضمنی و تلویحی بر حمایت از آنان است که دولت آمریکا و هویت اوباما را در اذهان عموم جهانیان لکهدار کرده و در نهایت موجبات خودسوزی آنان را فراهم آورده است.