گروه سیاسی: در میان نامزدهای مطرح ریاست جمهوری «مصطفی معین» از وضعیت خاصی برخوردار است. او از سوی احزاب رادیکال جبهه اصلاحات (سازمان مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت) کاندیدای انتخابات شده، در مرز پوزیسیون و اپوزیسیون قرار گرفته است. معین از سویی شعارهای حقوق بشر و دموکراسیخواهی را مطرح میکند و حتی اعلام کرده که تشکیل جبههای برای پیگیری حقوق بشر و دموکراسی از اهداف کاندیداتوریاش به حساب میآید از سوی دیگر چنین شعارهایی نگرانی را نسبت به تایید صلاحیت این نامزد انتخابات بالا برده است.
ضمن آن که سوابق خط امامی معین چنان پررنگ است که او را در صف چهرههای نزدیکتر به اپوزیسیون در احزاب حامیاش نظیر «محمدرضا خاتمی»، «سعید حجاریان» و حتی «مصطفی تاجزاده» قرار نمیدهد و رابطهاش با نیروهای سنتیتر این احزاب نظیر «علی شکوریراد» یا «هادی خانیکی» نزدیکتر نشان میدهد. در کنار این مسائل، معین و حامیانش تلاش دارند طیفی از آرای انتخابات را به دست آورند که به شدت سیاسی هستند و در دو انتخابات اخیر (شوراها و مجلس هفتم) به دلایل مختلف از پای صندوقها فاصله گرفتند.
با این همه، نظرسنجیهای مختلفی که نه تنها توسط نهادهای رسمی که حتی رسانههای نزدیک به محافظهکاران انجام شده، نشان میدهد که معین همواره شانس دوم و حداکثر سوم انتخابات بوده است و همان طور که دبیرکل جبهه مشارکت گفته از شانسهای اول پیروزی در انتخابات محسوب میشود به ویژه اگر هاشمی به عرصه نیاید و صلاحیت معین تایید شود. چنین وضعیتی است که حامیان معین را وا میدارد تا جدیتر از سایر نامزدهای انتخابات با گروههای اجتماعی (به ویژه نخبگان و دانشجویان) وارد گفتوگو و حتی نقدهای دوجانبه شوند تا در این بحثهای گسترده، جمعی را از حاشیه به متن انتخابات و از موضع تحریم به مشارکت مشروط (در صورت تائید صلاحیت معین) وادارند.
اظهارات شکوریراد رئیس ستاد انتخاباتی معین و نیز «محسن میردامادی» از اعضای شاخص جبهه مشارکت که دیروز به ترتیب در مصاحبه خبرگزاری ایرنا و سایت «امروز» منتشر شد، از جمله این تلاشها جهت ابهامزدایی از موقعیت خاص معین و حامیان او است. وضعیتی که شکوریراد از آن با عنوان «خوف و رجا» نام میبرد.
شکوریراد: به آرای افراد مردد چشم داریم
«علی شکوریراد» از حامیان «مصطفی معین» نامزد احتمالی انتخابات ریاست جمهوری به عنوان «اصلاحطلبان پیشرو» یاد کرد و گفت: «چشم امید این طیف عمدتاً به سوی کسانی دوخته شده که هنوز در حالت تردید شرکت یا عدم شرکت در انتخابات هستند. وضعیت این طیف از اصلاحطلبان وضعیت «خوف و رجاء» است، خوف از بابت عدم شرکت مردم در انتخابات زیرا در آن صورت رایدهندگان را در پای صندوقهای رای غایب خواهند دید. هر مقدار که مردم متقاعد شوند در انتخابات بیشتر شرکت کنند، آرای اصلاحطلبان پیشرو افزایش خواهد یافت، لذا اگر بتوانند این بخش از جامعه را متقاعد به شرکت در انتخابات کنند، به پیروزی خود بسیار امیدوار خواهند بود.»
* در میان نامزدهای احتمالی انتخابات که هماکنون فعالیت میکنند، معین بیش از دیگران متهم به دامن زدن به قومیتگرایی است. علت طرح این اتهام که هر بار پس از سفرهای معین و یا حامیان او به استانهای دیگر مطرح میشود، چیست؟
** شعار اصلی ما «ایران برای همه ایرانیان» است و مفهوم آن این است که تبعیضهای میان اقشار مختلف جامعه باید از بین برود. طبیعی است که این شعار موردپسند قومیتهایی قرار میگیرد. شعار «ایران برای همه ایرانیان» برای آنها شعار کاملاً مطلوبی است، چون در برگیرنده اصلیترین مطالبه آنهاست، به همین دلیل پایگاه اجتماعی «اصلاحطلبان پیشرو» در این گونه مناطق بسیار بالا است. آنها عمل به این شعار را موجب تحقق خواستههایشان میدانند. به همین دلیل مخالفان معین تلاش میکنند در این مناطق به برخی بحرانها دامن بزنند که منجر به کاهش مشارکت این بخش از مردم در انتخابات شود.
هر مقدار که مشارکت مردم در کردستان، خوزستان، سیستان و بلوچستان، ترکمنصحرا و مناطق حاشیهای غرب، جنوب و شرق کشور که محل استقرار قومیتها است، کم شود به نفع مخالفان اصلاحات خواهد بود. هر چند که این کاربر خلاف مصالح و امنیت ملی است.
* آیا تاکنون موفق شدهاند؟
** رئیس ستاد انتخاباتی معین پاسخ داد: آنچه در خوزستان رخ داد، باعث نگرانی جدی اعراب خوزستان شد. انتشار نامه جعلی آنها را دچار اضطراب کرد. شواهد زیادی وجود دارد که کسانی به این امر دامن زدهاند و فکر میکنم که تا حدی هم نتوانستهاند در بین عربهای ساکن خوزستان تردیدهایی در مشارکتجویی و شرکت در انتخابات به وجود بیاورند.
* در کردستان چه؟ در برخی از خبرها آمده بود که استقبال مردم کردستان از مراسم سخنرانی محمدرضا خاتمی در چند شهر این استان اندک بوده است.
** بر عکس در هر مراسم سخنرانی آقای خاتمی در کردستان، تعداد شرکتکنندگان بسیار زیاد بود ولی سئوالهای بسیار جدی و مطالبات سنگین بود و طبیعتاً پاسخگویی به این مطالبات سنگین کار دشواری است.
* معین تاکنون تنها نامزدی است که سخنان او و حامیانش با واکنش برخی از مسئولان چون دبیر شورای عالی امنیت ملی، وزیر اطلاعات و سخنگوی شورای نگهبان روبهرو شده است. چرا این امر در مورد هیچ یک از نامزدهای دیگر رخ نداده است؟
** ما در این انتخابات با شماری از نامزدها روبهرو هستیم که هیچ حرف جدیدی ندارند و بر روی مطالبات اصلی مردم دست نمیگذارند. مسلم است در این میان آن کاندیدایی که مسائل اصلی کشور را مطرح میکند، چون این مطالبات عمدتاً متوجه مسئولان کشور است، آنها را وادار به پاسخگویی میکند.
عدهای با انتساب برخی مطالب به کاندیدایی که سخنان مردمگرایانه میزند، میخواهند او را در ذهن برخی از مردم تخریب کنند. از جمله مسئلهای که اخیراً در مورد سخنان محمدرضا خاتمی مطرح شد.
وی اضافه کرد: از طرف دیگر مخالفان شرایطی را فراهم کردهاند و فرد کمک کننده با انواع انگها روبهرو میشود. همین امر امکان کمک به این ستاد را دشوار میکند.
میردامادی: معین جمعی تصمیم میگیرد
«محسن میردامادی» عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت هم با اشاره به تهدیدهای خارجی بر انتخابات آزاد تاکید میکند و امید دارد که با مشارکت گسترده هم موقعیت کشور و هم جایگاه معین در انتخابات بهتر شود.
* انتخابات آزاد، این شعاری است که جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین روی آن تاکید دارند. اصوالگرایان، جناح راست، محافظهکاران و هر اسم دیگری که شما بر روی آنان میگذارید، آنها هم این شعار میدهند و دامنه مورد نظرشان هم همان است که در انتخابات مجلس هفتم روی داد، دامنه انتخابات آزادی که شما تعریف میکنید به کجا میرسد؟
** ببینید اگر ما از انتخابات کاملاً آزاد صحبت میکنیم باید بدانیم چنین انتخاباتی نخواهیم داشت. اما نظر من درباره انتخابات آزاد این است که هر کس صرف آنکه اعلام کند من به این قانون اساسی التزام دارم میتواند در انتخابات شرکت کند و مردم در نهایت انتخاب کنند که چه کسی را میخواهند. بنابراین وقتی در کشور ما صحبت از انتخابات آزاد میشود این یک بحثی است. یعنی انتخاباتی که طور نسبی آزاد باشد. حال اینکه از نظر ما این خط به طور دقیق کجا است این چندان قابل تعریف نیست. اما باید به قضاوت عامه مردم و معیارهای مردمی توجه کرد.
* آیا همین تعریف التزام یا قبول قانون اساسی معیار شما است؟
** البته بین التزام و قبول تفاوت است. من فکر نمیکنم شما کسی را پیدا کنید که بگوید من همه قانون اساسی را قبول دارم. هر کس ممکن است به چند تا از اصول قانون اساسی ایراد داشته باشد. آنچه که مهم است التزام است. سوگند ریاست جمهوری هم این است که من به این قانون اساسی التزام دارم، سوگند یاد نمیکند که من به این قانون اساسی اعتقاد دارم یا آن را کلمه به کلمه قبول دارم.
* سئوال را به گونهای دیگر مطرح میکنم. اگر یکی از گروههای اپوزیسیون خارج از کشور هم التزام به قانون اساسی را معیار خود قرار دهد میتواند در انتخابات شرکت کند؟
** در یک انتخابات کاملاً آزاد هر کس به قانون اساسی التزام داشت باید شرکت کند. البته یک سری استثنائات میتوان گذاشت که کسی اگر سوابق در برخورد با مردم دارد یا مواردی مشابه آن شرکت نکند ولی در بحث التزام هر کس این التزام را پذیرفت باید بیاید. بقیه آن را مورد تعیین میکنند.
* حزب مشارکت در طول سالهای گذشته در پستهای اجرایی و مقننه که در اختیار داشته حداقل در یک یا دو برهه حساس با حکم حکومتی مواجه شده، حال نامزد انتخاباتی این حزب و سازمان مجاهدین «معین» است که اعلام هم کرده که حزبی تصمیم خواهد گرفت. برخورد شما در آینده با حکم حکومتی چگونه خواهد بود؟
** آقای معین نگفته که من حزبی تصمیم میگیرم، گفته من جمعی تصمیم میگیرم و جمعی یعنی تمام کسانی که کاندیدای آنها آقای معین است باید جمعی «یا جبههای» را تشکیل دهند که در آن چارچوب با فرد منتخب خود فعالیت جمعی داشته باشند. نکته دیگر هم که در خصوص مقدمه صحبت شما میخواهم بگویم یکی از اشکالات ما این بوده که هرگز دولت و مجلس حزبی نداشتهایم و شاید اگر داشتیم موفقتر از حالا بودیم. ما در دولت به هیچ وجه حزبی عمل نکردیم، در مجلس هم همین طور.
در مجلس، مشارکت بزرگترین فراکسیون بود اما اکثریت را نداشت. اکثریت را دوم خردادیها داشتند. از جمله در مورد مسئله حکم حکومتی که در مورد مطبوعات در مجلس ششم به وجود آمده میگفتیم در این خصوص باید طبق آئیننامه مجلس عمل شود. منتهی برخی دیگر از دوستان دوم خردادی نظرشان غیر از این بود و بالاخره آن اتفاق افتاد.
* به هر حال مشارکت قابل قبول مردم را در چه شرایطی میتوان انتظار داشت؟
** به نظر من در این شرایط که فشار و تهدید احتمال خارجی نسبت به کشور ما جدی است مسئولین باید به نحوی عمل کنند و میدان را باز کنند که هر کس که انگیزه ملی و میهنی و حفظ کشور در مقابل بیگانه را دارد بتواند در انتخابات کاندیدا شود و وارد میدان رقابت شود تا جمعیت بیشتری را پای صندوقهای رای بیاورد.
همانطور که قدرتهای خارجی مسائل خود را اصلی و فرعی میکنند و امروز که در مسئله هستهای با ما درگیر هستند آن را اصلی میکنند و بقیه مسائل را به عنوان فرعی به حاشیه میرانند مسئولین هم اگر واقعاً به سرنوشت کشور میاندیشند افزایش مشارکت مردم را اصل بدانند و همه مسائل دیگر را و میدان را برای کسانی که التزام به قانون اساسی را میپذیرند باز کنند. در غیر این صورت اگر در آینده کشور با بحرانی مواجه شد آنها هستند که مورد ملامت و سئوال قرار میگیرند.