* جناب آقای دکتر صادق خرازی شرح کاملی از وظایف ستاد تبلیغات جنگ و تاریخچه شکل گیری آن بگویید. به تعبیر دیگر کدام ضرورتهای عینی پس از آغاز جنگ باعث شکل گیری ستاد تبلیغات شد؟
** دکتر صادق خرازی: ستاد تبلیغات جنگ زیر نظر مستقیم شورای عالی دفاع، در همان روزهای آغازین جنگ در سال 1359 شروع به فعالیت کرد. این شورا که بر اساس قانون اساسی مهمترین نهاد سیاست گذاری و مدیریت مسائل دفاعی، جنگ، ساماندهی نیروهای مسلح است، متشکل بود از رئیس جمهور، نخست وزیر، فرماندهان سپاه-ارتش، وزرای خارجه، اطلاعات و نمایندگان ویژه از سوی امام و رهبری که در آن مقطع آیت الله خامنه ای و شهید دکتر مصطفی چمران بودند که برای انجام فعالیت های خبری و سیاست گذاری خبری-تبلیغات و فرهنگی به جنگ ستادی تحت عنوان ستاد تبلیغات جنگ راه اندازی کردند.
* اعضای اولیه تشکیل دهنده این ستاد چه کسانی بودند؟
** رئیس ستاد تبلیغات جنگ توسط رئیس شورای عالی دفاع برگزیده می شد و رئیس ستاد خود عضو شورای عالی دفاع بود که در تمام جلسات شورای عالی دفاع و جلسات مربوط به جنگ برای هماهنگی بیشتر شرکت می کرد. در ستاد تبلیغات جنگ چند شورای اصلی و کمیته های سیاست گذاری داشتیم که سپاه پاسداران، ارتش، سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه علمیه قم، نماینده وزارت امور خارجه، نماینده جهاد سازندگی، نماینده صدا و سیما، نماینده خبرگزاری در سطوح عالی عضو این شوراها بودند که برای هماهنگی لازم هر هفته تشکیل جلسه می دادند.
* آقای خرازی ستاد از چه بخشهایی با چه شرح وظایفی تشکیل می شد؟
** در ستاد تبلیغات جنگ، چارت تشکیلاتی متغیر داشتیم که به مرور زمان به صورت تدریجی گام های تکمیلی خود را طی کرد. این ستاد متشکل از بخش های شورای عالی اخبار جنگ، بخش های استانها، امور بین المللی، مرکز اسناد، گروه چهل شاهد. گروه چاپ و انتشارات و بخش هنری تشکیل شده بود و سطح وظایف هر کدام مشخص بود. در یک مقطع ستاد تبلیغات جنگ برای هدایت و برنامه ریزی در کل کشور و در مراکز استانها کمیته تبلیغات جنگ به مسئولیت استانداران و اعضایی که در مرکز بودند و به تبع آن درمراکز استانها تشکیل شد. در این مقطع می شود گفت تشکیل کمیته های تبلیغات جنگ مقدمه تشکیل شورای عالی پشتیبانی جنگ در مرکز و مراکز استانها شد.
* ارتباط این ستاد با سایر نهادهای درگیر در جنگ چگونه برقرار می شد؟ آیا در جلسات شورای عالی دفاع بود؟
** ببینید چند نهاد جدی در جنگ درکنار شورای عالی دفاع شکل گرفت. در واقع مقتضیات فرماندهی جنگ ایجاب می کرد تا ساماندهی تشکیلاتی در زمان جنگ به عنوان گام های تکمیلی و ترکیبی مسیر خود را طی کنند.
شورایعالی دفاع طبق قانون بالاترین نهاد تصمیم گیری، هدایت و مدیریت و فرماندهی جنگ را به عهده داشت. آیت الله خامنه ای و شهید چمران نمایندگان حضرت امام در روزهای نخست جنگ بودند. پس از شهادت مرحوم چمران، آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان نماینده دیگر حضرت امام در شورایعالی دفاع مسئولیت پیدا کردند. دو رکن اصلی فرماندهی جنگ آیت الله خامنه ای به عنوان رئیس جمهور و رئیس شورایعالی دفاع بودند و آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان فرمانده جنگ.
در ادوار مختلف نهادهای مهم دیگری در کنار شورایعالی دفاع شکل گرفت. مثل قرارگاه خاتم الانبیاء که سرفرماندهی قرارگاههای مختلف جبهه و جنگ بودند.
* به عنوان اعضای ستاد تبلیغات جنگ با امام هم دیدار داشتید؟ به طور کلی ایشان انتظارات خود را از ستاد اعلام کرده بودند؟ مثلا در مورد خاصی خواسته بودند که تبلیغات ویژه ای انجام شود؟
** در این بخش خاطرات فراوانی هست. همه ساله آقای دکتر خرازی قبل از برگزاری هفته دفاع مقدس از حضرت امام وقت می گرفتند و اعضای ستاد شرفیاب حضور ایشان می شدند. البته شخص آقای دکتر خرازی به صورت متناوب طی سال، خدمت حضرت امام می رسیدند و ایشان را در جریان امور می گذاشتند. خاطرات زیادی در آن هنگام هست که بسیاری از آنها شیرین و دلنشین است. مسائلی که مطرح می کردند و تاکیداتی که داشتند و روحیه ای که تزریق می کردند همه و همه فوق العاده درس آموز بود.
* آیا مکانیسم خاصی برای رساندن پیامها و تحلیلهای امام به جبهه جهت تقویت روحیه رزمنگان برقرار بود؟
** حضرت امام خودشان فرای رسانه ها عمل می کردند. به واقع هوشمندی ایشان خود به خود بک رسانه فراگیر با برد جهانی بود.وقتی سخن می گفتند و یا بیانیه و اطلاعیه هایی صادر می فرمودند شعاع تاثیر گذاری آن بسیار گسترده ترو عمیق تر از آنی بود که بتوانیم روی آن کار کنیم. کلام و بیان و سخن ایشان نه تنها در جبهه های جنگ شنیده می شد بلکه کوچه پس کوچه های لبنان سرزمین تفتیده در خون فلسطین و ارتفاعات صعب العبور افغانستان به هنگام اشغال ارتش سرخ را از خود متاثر می ساخت. امام به هنگام جنگ یک هدف را دنبال می فرمودند و آن اینکه جنگ در اولویت امور است. در همه سخنان و بیاناتشان این نکته به عنوان هدف کلی و اصلی مورد نظرشان بود.
* چرا بسیاری از اعضای ستاد از خبرگزاری ایرنا بودند؟ آیا رابطه شما با عمویتان( کمال خرازی مدیرعامل وقت خبرگزاری ایرنا) در این قضیه موثر بود؟
** آقای دکتر خرازی مسئولیت داشتند مسئولیت نخست ایشان رئیس خبرگزاری ایرنا بود. آن روزها ایرنا خیلی اهمیت داشت چون وضع نظام اطلاع رسانی و خبری وضعیت رسانه امروز کشور نبود. ایرنا همچون رسانه ملی درکشور انجام وظیفه می کردند صدا و سیما و خبرگزاری جمهوری اسلامی دارای موقعیت ممتاز بود. از لحاظ تشکیلاتی به وزارت ارشاد وابسته بود ولی مسئول آن می بایست به توشیح و موافقت رئیس جمهور منصوب شود.
به هنگام وقوع جنگ در شهریور 59 آقای دکتر کمال خرازی مسئولیت ایرنا را به عهده داشت در نخستین جلسه شورایعالی دفاع ظاهراً به پیشنهاد حضرت آیت الله خامنه ای، آقای خرازی مسئول ستاد تبلیغات جنگ هم شدند.
رابطه من با دکتر خرازی رابطه شاگری و استادی رابطه کارمندی و مدیری و رابطه مریدی و مرادی بود. به دلیل خویشاوندی من اکراه دارم به فضائل و ویژگی ها و شخصیت ممتاز ایشان بپردازم.
* برنامه ریزی ستاد تبلیغات جنگ بیشتر برای خط مقدم بود یا برای پشت جبهه و داخل کشور هم برنامه ریزی داشت؟
** ستاد مسئولیت در جبهه، پشت جبهه، سراسر کشور و کارهای و یک سلسله اقدامات بین المللی داشت که در مجموع با کلیه نهادها و سازمان های مختلف هماهنگی های اصلی را انجام می داد.
* آقای خرازی ارتباط ستاد تبلیغات با سایر بخش های رسانهای کشور اعم از صدا وسیما روزنامهها و... چه طور برقرار می شد؟
** مباحث روزانه با اصحاب رسانه و رسانه ملی داشتیم و جلسات هماهنگی منظمی هم به صورت نوبه ای با اصحاب رسانه داشتیم.
* ارتباط ستاد با حوزه سینما چگونه بر قرارمی شد؟ آیا سفارش ساخت فیلم به مجموعه سینمایی کشور می دادید؟یا نظر مرجحی درباره فیلمهای تولید شده داشت؟
** یک سری اقدامات تولیدی در زمان جنگ و پس از جنگ انجام گرفت. در ستاد بخش هنری داشتیم. ستاد امکانات مجزای خاص نداشت ولی یکی از اهداف ستاد هدایت تولیدات هنری و تولید محصولات هنری با انگیزه جنگ از اولویت جدی برخوردار بود. این تولیدات هنری شامل ادبیات منظوم در راستای دفاع مقدس، موسیقی و سینمای دفاع مقدس است که البته هرکدام نیازمند واکاوی و نقد اساسی و جدی است. در بحث سینمای دفاع مقدس، به صورت مستقیم بنیاد فارابی، معاونت سینمایی و هنری ارشاد و صدا و سیما و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی تلاش های عمده و وافری در این راستا انجام دادند. در خود ستاد تبلیغات جنگ ما یک گروه ویژه چهل شاهد درست کردیم که پا به پای رزمندگان برای ثبت وقایع لحظه ای به خطوط مقدم جبهه می رفتند.
* آیا ستاد تبلیغات از حق ویژهای برای کنترل اخبار وتولیدات فرهنگی بخوردار بود؟ مانند حقی که الان شورای عالی امنیت برای کنترل رسانهها برخوردار است؟
** علت تشکیل ستاد تبلیغات جنگ سیاست گذاری و کنترل تولیدات خبری، تبلیغی و هنری در رابطه با جنگ بود. آنچه ستاد تبلیغات جنگ در اختیار داشت بسیار بسیار بیشتر از آنی است که الان وجود دارد.منتهی فضای سیاسی جامعه امروز با جامعه آنروز متفاوت بود. همه رسانه ها سعی می کردند در مقوله جنگ و حماسه دفاع مقدس خودشان را از قافله ایثار و اخلاص ملت ایران عقب تر نبینند و جنگ و دفاع یک پدیده ارزشی در ذهن آحاد ملت ایران بود.
* آقای دکتر تبلیغات نقش بسیار مهمی در جنگ ها بازی می نماید تا حدی که برخی کارشناسان اعتقاد دارند طرفی در یک جنگ پیروز است که بتواند افکار عمومی را به سمت خود جلب نماید. با توجه به این اهمیت این موضوع صدام و عراق تا مدت ها توانستند با امکانات تبلیغاتی وسیع و پردامنه، افکار عمومی کشورهای عربی و بین المللی را تحت تأثیر قرار دهند و اهداف تجاوزکارانه خود را پنهان نگه دارند در این مورد توضیح دهید.
** سئوال مهمی مطرح کردید. تبلیغات نقش مهمی در سرشت و سرنوشت کشورها، ملت ها دارد. اینکه ماشین تبلیغاتی صدام قوی تر بود این هم قابل فهم است.البته ما باور داشتیم و داریم نظام از مجموعه امکانات خود برای سرنوشت جنگ به صورت نسبی برخوردار بود. قبل از پاسخ به این پرسش مهم بایست یک ارزیابی از موقعیت منطقه و جهانی خود و طرف مقابل داشته باشیم.جهان عرب و دنیای سلطه و امپریالیسم خبری در ماجرای جنگ ایران و عراق بی طرف نبودند بلکه کلیه امکانات لجستیک، نظامی، سیاسی و تبلیغاتی ایشان در خدمت اهداف صدام حسین بود. اتحاد جماهیر شوروی از صدام حمایت می کرد .ایالات متحده، فرانسه، آلمان، انگلستان و هم دولت های عرب منطقه از رژیم بعثی عراق در برابر ایران حمایت می کردند.
* در زمان جنگ از فرهنگ گفتمان دینی حاکم بر نظام و جامعه سیاسی به بهترین نحو ممکن استفاده شد از جمله مفهوم شهادت یا ایام مذهبی . خیلی جالب است که نام بسیاری از عملیاتهای نظامی ایرانیان وحتی رستههای نظامی نام شخصیتها یا مناسبتهای مذهبی بود مانند عملیات رمضان،گردان کمیل و... آیا برنامه ریزی خاصی برای استفاده از این مفاهیم ومشابه آنها در ستاد تبلیغات وجود داشت؟
** رهبری امام خمینی و ماهیت انقلاب اسلامی به احیای هویت شیعی و عرفانی به ما ایرانیان کمک شایانی کرد.ادبیات گفتاری و نوشتاری امام (ره) خود سرفصل عینیت یافتن و پیدایش پدیده ها در احیای هویت دینی، قلم امام آمیخته با عرفان نظری بود. امام معمار طریقت عرفانی شدند و آن همه معارف و ارزش های صدر اسلام مجدداً بازخوانی شده بودند. فرهنگ عاشورا، نهضت کربلا، واژه های حرکت علوی همه یک گفتمان غریبی را در جامعه به وجود آورده بود.ایران، جبهه و پشت جبهه رنگ و بوی فضیلت های فراموش شده دوران مظلومین آل الله و اهل بیت را داشت. لذا مقدسات و ارزشها در فرهنگ عامه و روزمره مردم تاثیر فوق العاده پیدا کردند. تاریخ شیعه و تاریخ همه جنبش ها و حرکت های شیعی، حوادث کربلا و واقعه عاشورا، صحابه رسول الله و ائمه هدی در این گفتمان یعنی بازخوانی مجدد تاریخ یعنی رجعت و بازگشت به هویت ها و ارزش های فراموش شده که در آن روحیه نوستالژیک جامعه به اوج رسیده بود به عنوان فرهنگ غالب خود نمایی می کرد.
* جناب خرازی با وجود عملکرد نسبتا موفق در عرصه داخلی اما در عرصه خارجی محدودیت های فراوانی برای تبلیغات وجود داشت. اکثر رسانههای بزرگ دنیا علیه ایران موضع داشتند وبه تعبیری کانال ارتباطی موثری برای ارتباط با افکار عمومی جهان وجود نداشت. برای رفع این خلاء ستاد تبلیغات چه می کرد؟
** رسانه های مهم بین المللی در کنترل نظام خبری سلطه هستند. نمی شود انتظار استقلال محض از آنها داشت.قبلا هم توضیح دادم به هنگام عملیات های رزمندگان اسلام، خبرنگاران خارجی می آمدند و گزارش های جالبی تهیه میکردند ولی وقتی به اطاق خبر آن رسانه می رفت شکل و قیافه خبر متفاوت میشد و قلب واقعیت ها آشکارا خودش را نشان می داد.
* آیا نقش خاصی هم برای دستگاه سیاست خارجی کشور در برطرف کردن این خلاء تبلیغاتی تعریف شده بود؟
** تلاش های خوبی در دستگاه سیاست خارجی صورت می گرفت ولی مطلوب نبود.همانگونه که امروز بایست نسبت به حقوق ایران و موضوع قرار داد 1975جدی تر و مصمم تر گام بردارد.
* یک نکته جالب در دستگاه تبلیغاتی عراق این بود که برای حفظ انگیزه جنگ در بین نظامیان عراقی، آشکارا تاریخ و وقایع جنگ و دستاوردهای سپاهیان اسلام را تحریف میکرد. صدام برای لغو قرارداد صلح 1975 الجزایر اعلام کرد در آن زمان، عراق در موضع ضعف قرار داشته؛ بنابراین، قرارداد صلح بر آن تحمیل شده است یا برای آغاز حمله به ایران و قلب ماهیت جنگ، از توطئه مشترک اسرائیل، امریکا و ایران خبر داد و برای آن که نظامیان و مردم مسلمان و شیعه مذهب عراق را به جنگ تشویق کند چاره ای نداشت، جز آن که به جنگ جنبه عربی - فارسی بدهد. نظر شما چیست؟
** صدام قصد داشت که درچند مسیر ماهیت های متفاوتی از خود نشان دهد. در بین اعراب ناسیونالیسم عربی را ترویج کند و با همین استراتژی هویت عربی و قومیت گرایی عربی را مهیج سازد. دربرابر غربیان خودش را اوانگارد و سپر دفاعی در برابر عظمت و قدرت انقلاب اسلامی نشان دهد.