تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۱۷۹۲۹۱
اختصاصی فارس
اشاره: به گزارش خبرگزاری فارس،وحدت اسلامی عامل قوت و قدرت پایدار و برتری امت اسلامی و حرکت جامعه به سمت کمال و رشد است. برعکس، تفرقه و تنازع مهمترین عامل شکست درونی امت و اضمحلال قدرت و شوکت مسلمانان است. یکی از آسیب های جدّی جوامع اسلامی در شرایط فعلی، اختلاف‌های مذهبی است. مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه‌ای با توجه به همین موضوع فتوای تاریخی حرمت اهانت به مقدسات اهل سنت که باید آن را در کنار فتوای تحریم تنباکو ارزیابی نمود، صادر کردند و با این فتوا ضربه سختی بر پیکره دشمنان اسلام و ایران نواختند و همانگونه که امام با صدور حکم ارتداد سلمان رشدی کافر دستهای پشت پرده اهانت به مقدسات اسلامی را برملا کردند، رهبر بصیر انقلاب نیز با این فتوا عوامل منحرفی را که توسط ایادی استکبار برای ایجاد شکاف و تفرقه بین مسلمانان به قصد تضعیف جبهه مقاومت اسلامی چه در لباس شیعه و چه در لباس سنی نقش آفرینی می نمایند را افشا و توطئه آنها را خنثی نمودند.صدور این فتوا ما را بر آن داشت تا به بررسی این موضوع در نظرات و فتاوای سایر مراجع و علما بپردازیم.همانطور که در ادامه خواهید دید سایر مراجع و علما هم نظری مشابه نظر ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله خامنه ای دارند.

حضرت آیت‌الله سیستانی: از شیعیان و اهل‌سنت می‌خواهم که از یکدیگر حمایت کنند
هیچ‌گونه اختلاف واقعی بین شیعه و سنی وجود ندارد. من همه را دوست دارم و خدمتگزار همه هستم. اساس و پایه دین محبت و دوستی است و تعجب می‌کنم که دشمنان چگونه می‌توانند بین مذاهب اسلامی تفاوت قایل شوند. هیچ‌گونه اختلافی بین شیعه و سنی وجود ندارد و تنها نقاط اختلاف به مسایل فقهی بازمی‌گردد. شیعیان باید از حقوق اجتماعی و سیاسی اهل تسنن دفاع کنند و متقابلاً سنی‌ها نیز باید چنین کاری انجام دهند. من به خطبه‌های جمعه خطبای اهل تسنن بیش از خطبه‌های علمای شیعه گوش می‌کنم و معتقدم هیچ فرقی بین مسلمانان وجود ندارد و اسلام چیزی است که ما را گرد هم آورده است.(1)
به فتواهای علمای اهل تسنن احترام می‌گذارم؛ زیرا معتقدم همه مسلمانان به کعبه، نماز و روزه اعتقاد دارند. م احترام به حرمت خون عراقی‌ها، به ویژه خون سنی‌ها، ضرورت دارد و حفظ حرمت خون عراقی‌ها به ویژه حفظ حرمت خون سنی‌ها واجب است.
از شیعیان و اهل‌سنت می‌خواهم که از یکدیگر حمایت کنند؛ من انتظار وحدت بیشتری را در میان شما دارم. (2)
آیت الله فاضل لنکرانی (ره): اهل فکر و دانشمندان و علما با تشکیل جلسات متعدد به دنبال رفع موانع وحدت باشند
بسم­الله الرحمن الرحیم
(واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولا تفرقوا)
بشر از آغاز خلقت تا کنون همیشه به دنبال رشد و شکوفایی و سعادت بوده است. خداوند تبارک و تعالی دو حجت محکم رسولان و عقل را در میان آنان قرار داد تا بتواند با این دو وسیله راه را تشخیص و حق را از باطل تمیز دهد و در دام راهزنان و دنیاطلبان قرار نگیرد. بشریت تا مادامی که اعمال خویش را مطابق با فرامین و دستورات الهی قرار دهد و تا زمانی که در حوادث بسیار مهم گوش جان به هدایت­های اولیای دین و ائمه معصومین: بسپرد و تا هنگامی که با چراغ عقل و خرد در فراز و نشیب های جاده تکامل و سعادت حرکت نماید؛ همواره مصون خواهد ماند و با اطمینان کامل به سر منزل مقصود خواهد رسید.
از دستورات بسیار اکید قرآن کریم اعتصام به حبل خدا و عدم تفرقه است. کسانی که به دنبال عمل نمودن به این کتاب مقدس هستند، نمی توانند از این اصل مهم غافل باشند؛ باید همواره در همه زمانها انسانهای پیروان حق و آگاهان به دین، محوریت خداوند را مورد توجه قرار دهند و همه اقشار و گروه ها را هرچه بیشتر به این نقطه مرکزی نزدیک نمایند. اختلاف و تفرقه موجب دوری بشریت از ریسمان الهی و قرار گرفتن در مکر و حیله شیطان است. امروزه باید مذاهب آسمانی بر مشترکات خود تکیه نمایند و به دنبال پیاده نمودن اصول مسلم ادیان توحیدی باشند؛ باید همه مسلمانان با بیداری و هوشیاری به دنبال تجدید عزت و عظمت خود باشند؛ باید اهل فکر و دانشمندان و علما با تشکیل جلسات متعدد به دنبال رفع موانع وحدت باشند و آنچه را که موجب تفرقه و دشمنی می شود را از بین ببرند؛ باید با اتحاد دنیای اسلام در مقابل کسانی که به دنبال محو و اضمحلال اساس دین هستند، بایستند؛ باید همه باور داشته باشیم که دشمنان بشریت و دین با برنامه های مختلفی درصدد توطئه علیه مسلمانان می باشند و در نتیجه مسلمانان هم باید با برنامه، دشمن را در این توطئه ناکام بگذارند؛ البته همان طوری که مکرر گفته ایم و مقصود بزرگان در گذشته و حال بوده است آن که مقصود از وحدت رجوع به اصول مسلم و مشترک است، نه عدول از مبانی و اصول؛ هیچ گاه کسی نمی گوید که برای اتحاد و وحدت میان مسلمانان باید در عقاید تجدید نظر کرد و یا نسبت به آن تردید نمود، بلکه با حفظ مبانی مذهبی باید بر مسایل مشترک تکیه نمود و در مقابل ظلم و کفر ایستاد. اینجانب به همه علما و دانشمندان و همه گروه ها و اقشار مذهبی و دینی توصیه می نمایم که به شرایط اسلام در زمان معاصر توجه نمایند و برای حفظ این دین عزیز و احیای مجدّد عظمت مسلمانان و اقتدار آنان بکوشند و با اتحاد و یکپارچگی در رشد و تعالی همت گمارند. اگر امروزه مسلمانان خصوصاً کسانی که مسؤولیت هدایت فکری را بر عهده دارند، از این امر غفلت نمایند و اجازه دهند دامنه اختلافات روز به روز تشدید گردد؛ دیگر اسلام نخواهد توانست زمام امور بشر و جامعه را در دست گیرد و دین از صحنه زندگی بشر کنار خواهد رفت. به همه شما علما و گروه هایی که در این مجلس شرکت نموده اید و درصدد بحث و پیدا نمودن ریشه های اصلی وحدت در مقام عمل و تقریب فکری و دینی می باشید درود و سلام می فرستم و از خداوند متعال خواستارم تا نور حق را در قلوب همه روشن فرماید و دست دشمنان را از جامعه مسلمین کوتاه نماید: (إن تنصروا الله ینصرکم و یثبت أقدامکم).(3)
حضرت آیت الله مصباح یزدی: امام صادق (ع) بر وحدت بین شیعه و سنی تأکید می فرمود
عمده مسایل فقهی و اخلاقی و اعتقادی مذهب تشیع توسط امام صادق (ع) به ما رسیده است که اگر قدر آن‌ها را بدانیم هر کدام از آموزه‌های ایشان را به ارزش تمام عالم خواهیم دانست.
باید معرفت خود را نسبت به اهل‌بیت: بیشتر کنیم، هر قدر ذهن ما در مورد شناخت اهل‌بیت: توسعه پیدا کند باز نیز جای حرکت وجود دارد و ذهن ما از شناخت حقایق آنان عاجز است، اما این مسأله نباید سبب شود که در مورد اهل‌بیت: غلو کنیم؛ زیرا آنان بندگان خدا هستند و از خود چیزی ندارند. دوستی با برادران دینی صرفاً به شیعیان محدود نمی‌شود. امام صادق (ع) به عده‌ای از دوستان خود نامه‌ای نوشتند که عمده مسایل آن در مورد وحدت بین شیعه و سنی است.
حضرت دستور دادند تا شیعیان از مریضان اهل تسنن عبادت کنند و در تشییع جنازه امواتشان شرکت نمایند و حتی جفای آنان را تحمل کنند و به طور کلی طوری رفتار کنند که موجب افتخار مکتب شوند. (4)
حضرت آیت الله مکارم شیرازی: تمام دستورات اجتماعی اسلام و حتی دستورات عبادى، بر محور وحدت دور می زند
می دانیم آیین اسلام، آیین وحدت است و تمام دستورات اجتماعی اسلام و حتی دستورات عبادى، بر محور وحدت دور می زند. همه، پیرو یک کتاب آسمانی هستیم و پیروان یک پیامبر، همه به سوی یک قبله نماز می خوانیم و همه در مراسم حج، مناسک را به صورت متحد انجام می دهیم. قرآن کریم اختلاف را، هم ردیف زلزله و صاعقه شمرده و توحید را مانع هرگونه تفرقه دانسته است و ممکن است مذاهب مختلف اسلامى، در بعضی از مسایل اختلاف نظر داشته باشند، ولی در اصول مسلم اسلام، متحد و متفق هستند. ضرورت اتحاد، آن گاه روشن تر می شود که می بینیم دشمنان اسلام، دست به دست هم داده اند، یک روز، به پیامبر اسلام(ص) اهانت می کنند، پیامبری که رحمت عالمیان و افتخار جهان بشریت است؛ روز دیگر، قرآن را هدف قرار داده و تیرباران می کنند، قرآنی که مایه هدایت و نسخه شف بخش همه انسان ها و درمان دردهای اجتماعى، سیاسی جامعه است.
مطمئناً بسیاری از جنگ و نزاع‌ها و مشکلات موجود در جهان با ترویج فرهنگ مدارا در بین مردم قابل حل است. وقتی فرهنگ مدارا از جامعه رخت بربندد، مشکلات نیز پشت سر آن خواهد آمد؛ به ویژه در دنیای امروز که برخوردها و نزاع‌ها زیاد شده است.(5)
حضرت آیت الله بهجت(ره):با تفرقه و نزاع و اختلاف، وحدت اسلامیه و برادرى خود را از دست ندهیم
خدا به ما تنبّه بدهد تا براى امور شخصى، برادران مسلمان خود را از دست ندهیم، چنان که هر کارى کردند که شیعه هاى عراق را علیه دولت عثمانى بر له انگلیس به جنگ وادارند، نتوانستند.
بلکه شیعیان با اهل تسنّن متّحد شدند و هم دست و هم صدا و هم پیمان بر له عثمانى و علیه انگلیس جنگیدند.
حتّى روحانیون شیعه به جبهه جنگ رفتند و به خصوص شیخ شریعت ـ رحمه اللّه ـ با آن سنّ و سال در جنگ شرکت نمود. با این که از عثمانیها دل خوشى نداشتند، با این حال اسلام اسمى و ظاهرى دولت عثمانى را بر کفر بریتانیا ترجیح دادند.
ما را از هم جدا می سازند و براى هر جمعیت مرز و گذرنامه جداگانه قرار می دهند و از هم جدا و بیگانه می سازند و بدین وسیله امت واحده اسلامى را تضعیف می نمایند و بعد از ضعف همه، دانه به دانه به سراغ آن ها می روند!
آیا ما نباید در فکر این باشیم که با هم متّحد باشیم و با تفرقه و نزاع و اختلاف، وحدت اسلامیه و برادرى خود را از دست ندهیم؟!
البته براى کفّار خیلى سخت است که یکى از آن ها به طور مستقیم و رو در رو با ما بجنگد، لذا تا جایى که امکان دارد و جان دارند، پول خرج می کنند که ما مسلمان ها را اغوا کنند و به جان هم بیندازند.
ولى ما هم چنان غافل هستیم و توجّه نمی کنیم که همدیگر را به حق راضى کنیم. چنان که می بینیم به مقتضاىِ "وَقَاسَمَهُمَآ إِنِّى لَکُمَا لَمِنَ النَّـصِحِینَ "؛ (و شیطان براى آن دو [آدم و حوا ـ علیهم السّلام ـ] سوگند یاد کرد که من به راستى خیرخواه شما هستم.) به دولت هاى منطقه و همسایه گفته اند که اگر او ( اشاره به صدّام و حزب بعث. ) را کمک نکنید از بین رفته اید. در جنگ عراق علیه ایران.
"فَرِّقْ، تَسُدْ "؛ (جدایى بینداز و آقایى کن) با همین تفرقه و جدایى بین ملّتها و دولتها وایجاد مرز بین آنها و هر ملّتى را در برابر دیگرى اجنبى قلمداد نمودن بود که نگذاشتند بین ایران و عثمانى اتّحاد نظامى در برابر کفّار (از جمله بریتانیا) تشکیل شود.
با این که خدا و رسول و ائمه طاهرین ـ علیهم السّلام ـ هر چه به ما فرمودند:
با هم باشید. وحدت خود را حفظ کنید. از هم جدا و متفرق نشوید، مواظب باشید بیگانه در بین شما رخنه نکند، با کفّار مخلوط نشوید، با آنها هم پیمان نشوید، اینها بر ضرر دین و دنیاى شما هستند؛ ولى ما به فرموده هاى آنها گوش نکردیم و آخر دیدیم آن چه را که نباید ببینیم.
اساتید ما در سامرا با سنّى ها مخلوط بودند و حتّى بعضى از سنّى ها با علماى شیعه رفت و آمد داشتند. آقایى مى فرمود: یک نفر از سنّى ها به خانه ى ما آمد و گفت: در فلان آبادى خود باغى دارم، آیا هنگام مسافرت به آن جا باید افطار کنم؟ گفتم: از فلان راه برو و از فلان راه برگرد، به روزه ات صدمه نمى زند. راحت شد، با این که سنّى بود. هم چنین یک سنّى مى گفت: اگر بخواهم از شیعه تقلید کنم، از فلانى تقلید مى کنم.
گویا سنّى ها خوش سلوکى و محبّت قلبى علماى شیعه را مى دیدند و نسبت به آن ها تمایل پیدا مى کردند! (6)
حضرت آیت الله مظاهری: یک پایه اسلام وحدت است
جملی مشهوری از بزرگان نقل شده که می فرمایند: بُنِیَ الأِسلامُ عَلی کَلِمَتَینِ، کَلِمَةِ التَّوحیدِ، وَ تَوحیدِ الکَلِمَةِ یعنی اسلام دو رکن دارد و اگر یکی از آنها نباشد اسلامی هم در کار نیست- اول: توحید- یعنی توجه به خداوند تبارک و تعالی د رهمه حال (توجه قلبی و توجه ظاهری) دوم: وحدت و یگانگی بین مسلمین و جامعه ی اسلام، از نظر این روایت شریف محور اسلام و انقلاب اسلامی بر پایه ی توجه به خداوند و وحدت امت اسلام، استوار است.
اگر کسی ظاهراً الله بگوید و توحید را قبول داشته باشد ولی به وحدت و اتحاد مسلمین ضربه بزند مسلمان نیست، و اگر کسی شعار وحدت بدهد ولی توجه به خداوند تبارک و تعالی نداشته باشد اینهم مسلمان نیست.(7)
حضرت آیت‌الله وحید خراسانی : با گوینده شهادتین؛ هر چند شما را کافر بداند به حسن معاشرت رفتار کنید
هر کس شهادت به وحدانیت خداوند متعال و رسالت خاتم انبیا(ع) بدهد، مسلمان است، و جان و عرض و مال او مانند جان و عرض و مال کسی که پیرو مذهب جعفری است، محترم است. و وظیفه شرعی شما آن است که با گوینده شهادتین؛ هر چند شما را کافر بداند به حسن معاشرت رفتار کنید، و اگر آن‌ها به ناحق با شما رفتار کردند شما از صراط مستقیم حق و عدل منحرف نشوید، اگر کسی از آن‌ها مریض شد به عیادت او بروید، و اگر از دنیا رفت به تشییع جنازه او حاضر شوید، و اگر حاجتی به شما داشت حاجت او را برآورید، و به حکم خدا تسلیم باشید که فرمود: (وَ لا یجْرِمَنّکُمْ شَنَئَاَنُ قَوْمٍ عَلی ألاّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتّقْوی) و به فرمان خداوند متعال عمل کنید که فرمود: (وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقی إلَیکُمُ السَّلَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا) والسلام علیکم و رحمة الله. (8)
حضرت آیت الله مهدوی کنى: یکی از عوامل و عناصر حفظ وحدت این است که به اختلاف‌ها دامن نزنیم
بین شیعه و سنی بالأخره اختلاف عقیدتی هست، اگر این اختلاف نبود که ما شیعه و سنی نمی‌شدیم. مسأله غدیر به یک معنا همان منشأ این اختلاف هم است؛ یعنی ما بالأخره از غدیر یک برداشتی داریم؛ آن‌ها یک برداشت دیگری دارند، ولی همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند مسأله اتحاد بدان معنا نیست که ما بیاییم شیعه را سنی و سنی را شیعه کنیم، بلکه امتی را که اعتقادات مشترک دارند، قبله‌شان یکی است، قرآنشان یکی است، پیامبرشان یکی است و دشمن واحد دارند؛ این را درک بکنند. در یک چنین موقعیتی با حفظ همان اختلاف مذهب بتوانند در برابر دشمن غدار خودشان بایستند و وحدتشان را در برابر دشمن حفظ کنند. البته یکی از عوامل و عناصر حفظ وحدت این می‌شود که به اختلاف‌ها دامن نزنیم، حتی اختلاف عقیدتی را خیلی پر رنگ نکنیم. توهین کردن به همدیگر بیان عقیده، یا استدلال نیست. وقتی مرحوم علامه امینی الغدیر را می‌نویسد، عده‌ای از بزرگان سنی‌ها هم بر آن تقریظ می‌نویسند؛ برای اینکه مؤدبانه مسایل را بیان می‌کند. ممکن است آن سنی که تقریظ هم نوشته، برداشت علامه امینی را از ماجرای غدیر نپذیرفته باشد، ولی تأیید می‌کند که یک تحقیقی انجام شده و یک مبانی دارد که قابل بررسی است. دشمن های اسلام، شیعه را به جان سنی و سنی را به جان شیعه‌، عراق را به جان ما، ما را به جان آن‌ها، یا عرب‌های دیگر می‌اندازند. به علمای کشورهای اسلامی عرض می‌کنم: شما که عقلای قوم هستید باید فکری بکنید. مبادا از این حرف‌هایی که بین ما منشأ عقیدتی دارد، یک جنگ درست بشود. دشمن اگر این احساس را بکند از این جنگ‌ها سوء استفاده می‌کند و این مسلماً به نفع مسلمانان نیست. )وَ لَوْ شاءَ رَبّکَ لَجَعَلَ النّاسَ أُمّةً واحِدَةً وَ لا یزالُونَ مُخْتَلِفینَ إِلاّ مَنْ رَحِمَ رَبّکَ وَ لِذلِکَ خَلَقَهُمْ...
قرآن، اصل اختلاف را قبول می‌کند. این‌ها طبیعی است. بین انسان‌ها اختلاف ادامه دارد، اما مهم این است که قرآن نمی فرماید: لاتختلفو ولکن می فرماید: لا تنازعو نزاع غیر از اختلاف است؛ تکیه قرآن بر روی نزاع است. نزاع از ماده نزع؛ یعنی برکندن و براندازی کردن. می‌فرماید در مقام براندازی نباشید؛ زیرا طرف مقابل هم براندازی می‌کند و دشمن از آب گل آلود سوء استفاده می‌کند. (وَ أطیعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنّ اللّهَ مَعَ الصّابِرینَ).نزاع که کردید؛ خواه ناخواه وهن و سستی پیش می‌آید و آن ابهتی که دارید در برابر دشمنانتان از بین می رود.
این که چرا در بین مذاهب اسلامى، اختلاف بین شیعه و سنی معروف شده است و مثلاً اختلاف بین حنفی و مالکی یا مالکی و شافعی یا شافعی و حنبلی در طول تاریخ به اندازه اختلاف بین شیعه و سنی مهم نبوده، می‌تواند دو وجه داشته باشد؛ وجه سیاسی آن، این است که شیعه همیشه برای خودش علاوه بر یک اعتقاد مذهبی یک اعتقاد سیاسی و حکومتی داشته، اما فرقه مالکی نمی‌گفته من می‌خواهم یک حکومت جداگانه تشکیل بدهم. شاید در کنار همان حکومت شافعی قرار می گرفته، ولی شیعه با اعتقاد به مسأله امامت و ولایت، ادعای حکومت داشته و قهراً دولت‌ها با آن‌ها نمی ساختند و این سبب می‌شد که اختلاف بین شیعه و سنی به وجود آید. ما اگر بگوییم در ایران می‌خواهیم حکومت اسلامی داشته باشیم؛ معنایش این نیست که می‌خواهیم حکومت عربستان را از بین ببریم. در عراق دیدیم که شیعه و سنی آمدند و یک حکومت تشکیل دادند. مگر ما گفتیم که این کار خلاف است؟! همیشه گفته‌ایم که اگر دولتی مورد قبول مردم عراق باشد، مورد تأیید نیز هست. مقام معظم رهبرى، علما و نیز مجلس شورای اسلامی همین را گفتند. کدامیک از علمای ما گفتند که چون در آن جا حکومت شیعی تشکیل نشده ما اصلاً حکومت آنها را قبول نداریم. حضرت آیت‌الله سیستانی هم این را نفرموده، با اینکه اکثریت با شیعه است. در ایران هم اکثریت با شیعه بود و یک حکومت شیعه تشکیل شد. آنجا هم یک حکومت ائتلافی درست شد و ما هم تاکنون تأیید کرده‌ایم. (9)