تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۱۷۹۳۹۵
اقتصاد در قرآن

خوردن حق ورثه و مال‌پرستی!
و تأکلون التراث اکلالما و تحبون المال حباجما ... و میراث را (از راه مشروع و نامشروع) جمع کرده و می‌خورید و مال و ثروت را بسیار دوست دارید (بطوریکه بخاطر رسیدن به آن مرتکب گناهان زیادی می‌شوید).(1)
در این دو آیه خداوند متعال به دو نکته مهم اما به هم مرتبط اشاره فرموده است:
1- میراث‌خواری از راه مشروع و غیرمشروع. راه مشروع همان است که انسان پس از مرگ یکی از بستگانی که از او ارث می‌برد، از ثروت او بهره‌مند شود. از راه غیرمشروع هم آن است که انسان کاری کند یا حیله و حقه‌ای بزند که بیش از سهم‌الارث خویش و با سوءاستفاده از سهم‌الارث دیگران، حق آنها را ضایع سازد و سهم آنها را نیز از آن خود نماید.
2- مال‌پرستی و مال‌دوستی افراطی، بطوری که انسان هیچ توجهی به راه‌های کسب درآمد مشروع نداشته باشد و از هرجا و هر راهی که بتواند حلال باشد یا حرام و... به ثروت‌اندوزی و جمع مال بپردازد. هر دو مورد فوق کاری غیرشرعی، غیرعقلانی و غیرالهی و شیطانی است. خصوصاً مورد اول که ارتباط با حق و حقوق ایتام و کودکان و افراد سفیه و ساده‌لوح و ... دارد.
از قسمت اول این آیه حرمت خوردن اموال ایتام و سایر وراث بخوبی فهمیده می‌شود. چه بسیارند کسانی که در عرصه تقسیم میراث، توجه کامل به اینکه هر یک از وراث سهم خویش را به تمامی دریافت کند، ندارند. به همین جهت دقت کافی در رساندن حق سایر وراث نمی‌کنند. عده‌ای هم متاسفانه دانسته و آگاهانه حق سایر ورثه را ضایع می‌کنند و با حیله و حقه و انواع اقسام ظاهرسازی و دغلبازی و حتی گاهی با تهدید و تطمیع سعی می‌کنند که از ارثیه بجا مانده بخش کوچکی را به وراثی که سن کمی دارند یا ساده و بی‌اطلاع هستند بدهند و بقیه را خودشان تصرف کنند! اگر کمی در حرکات و رفتار اطرافیان خویش دقت کنید، چنین افرادی را خواهید دید.
اینجانب فردی را می‌شناسم که پسر بزرگ خانواده است اما مردی ساده و بقول معروف بی‌دست و پا است. پس از اینکه پدرش مرحوم شد، برادران او هر یک بیش از پانصد میلیون تومان از اموال پدرشان برداشتند و به این برادر، حدود 70 میلیون داده‌اند!!
وقتی به او گفته شد که سهم تو بیشتر است او گفت: من که حریف آنها نمی‌شوم! اگر حرفی به آنها بزنم اذیتم می‌کنند وقتی ساده‌لوحی و ترس مانع از این می‌شود که فردی بالغ و عاقل از حق خود محروم بماند، تکلیف کودکان صغیر و دختران و ... روشن است.
قرآن کریم در آیه دوم سوره نساء می‌فرمایند:
و اتوا الیتامی اموالهم و لا تتبدلوا الخبیث بالطیب و لا تاکلوا اموالهم الی اموالکم انه کان حوبا کبیرا
اموال یتیمان را به آنها بدهید و اموال بد (خودتان) را با اموال (خوب) آنها عوض نکنید و اموال آنها را همراه با اموال خویش مخورید زیرا اینکار گناه بزرگی است.
همچنین در آیه 9 همین سوره فرموده‌اند:
ان الذین یاکلون اموال الیتامی ظلماً انما یاکلون فی بطونهم نارا و سیصلون سعیرا
کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم می‌خورند فقط آتش می‌خورند و بزودی در شعله‌های آتش دوزخ می‌سوزند.
مفسر تفسیر نمونه درباره این آیات نوشته است:
بدون ‌شک خوردن اموالی که از طریق میراث مشروع به انسان رسیده کار مذمومی نیست، بنابراین نکوهش این کار در آیه فوق ممکن است اشاره به یکی از امور زیر باشد:
نخست اینکه منظور جمع میان حق خود و دیگران است، زیرا کلمه «لم» در اصل به معنی «جمع» است، و بعضی از مفسران مانند «زمخشری» در «کشاف» مخصوصاً آن را به جمع میان «حلال» و «حرام» تفسیر کرده است، زیرا عادت عرب جاهلی این بود که زنان و کودکان را از ارث محروم می‌کردند، و حق آنها را برای خود برمی‌داشتند، و معتقد بودند ارث را باید کسانی ببرند که جنگجو هستند (زیرا بسیاری از اموالشان از طریق غارت به دست می‌آمد و فقط کسانی را سهیم می‌دانستند که قدرت بر غارتگری داشته باشند!).
دیگر اینکه وقتی ارثی به شما می‌رسد به بستگان فقیر و محرومان جامعه هیچ انفاق نمی‌کنید، جایی که با اموال ارث که بدون زحمت به دست می‌آید چنین می‌کنید، مسلماً در مورد درآمد دسترنج خود بخیل‌تر و سخت‌گیرتر خواهید بود و این عیب بزرگی است.
سوم اینکه منظور خوردن ارث یتیمان و حقوق صغیران است زیرا بسیار دیده شده است که افراد بی‌ایمان، یا بی‌بندوبار هنگامی که دستشان به املال ارث می‌رسد به هیچوجه ملاحظه یتیم و صغیر را نمی‌کنند، و از اینکه آنها قدرت بر دفاع از حقوق خویش ندارند حداکثر سو ء‌استفاده را می‌کنند، و این کار از زشت‌ترین و شرم‌آورترین گناهان است.
جمع میان هر سه تفسیر نیز امکان‌پذیر است.
بعد به چهارمین عمل نکوهیده پرداخته می‌افزاید: «و شما بسیار ثروت و اموال را دوست می‌دارید» (و تحبون المال حبا جما).
شما افرادی دنیاپرست، ثروت‌اندوز، عاشق و دلباخته مال و متاع دنیا هستید، و مسلماً کسی که چنین علاقه فوق‌العاده‌ای به مال و ثروت دارد به هنگام جمع‌آوری آن ملاحظه مشروع و نامشروع و حلال و حرام را نمی‌کند، و نیز چنین شخصی حقوق الهی آن را نمی‌پردازد، و یا کم می‌گذارد، و نیز چنین کسی که حب مال تمام قلبش را فراگرفته جایی برای یاد خدا در دل او نیست.
و به این ترتیب بعد از ذکر آزمایش انسان‌ها به وسیله نعمت و بلا آنها را متوجه به چهار آزمایش مهم که این گروه مجرم در همه آنها ناکام و مردود شده بودند می‌کند: آزمایش در مورد یتیمان.
اطعام مستمندان.
آزمایش جمع‌آوری سهام ارث از طریق مشروع و نامشروع.
و بالاخره آزمایش جمع اموال بدون هیچ قید و شرط.
و عجب اینکه تمام این آزمون‌ها جنبه مالی دارد، و در واقع اگر کسی از عهده آزمایش‌های مالی برآید آزمایش‌های دیگر برای او آسان‌تر است.
این مال و ثروت دنیا است که به قول معروف «ایمان فلک داده به باد» چرا بزرگترین لغزش‌های فرزندان آدم در همین قسمت است؟
کسانی هستند که در حدی از «مال» امینند، اما هنگامی پیمانه آنها پر شود و از آن حد بگذرد وسوسه‌های شیطان آنها را به خیانت می‌کشاند اما مؤمنان راستین کسانی هستند که امانت و درستکاری و رعایت حقوق واجب و مستحب دیگران را در هر حدی از مال و بدون هیچ قید و شرط رعایت کنند چنین کسانی می‌توانند دم از ایمان و تقوی بزنند.
آری، کسانی که از عهده امتحانات مالی در هر اندازه و کمیت و در هر شرایط برآیند افرادی قابل اعتماد متقی و پرهیزکار و با شخصیتند و بهترین دوستان و یاران محسوب می‌شوند. آنها در زمینه‌های دیگر نیز (غالباً) افراد پاک و درستی هستند، تکیه آیات فوق بر آزمون‌های مالی نیز از همین جهت است.(2)