مجتبی توانگر
به دنبال سلب اعتماد عمومی از جبهه دوم خرداد در 3 دوره انتخابات شوراهای دوم شهر و روستا، مجلس هفتم شورای اسلامی و انتخابات نهم ریاست جمهوری، برخی توهمپردازان را تصور بر این بود که دولت نهم، با در دست داشتن ابزارهای مختلف به حذف این جریان از صحنه سیاسی کشور مبادرت خواهد ورزید به گونهای که با تعطیل کردن روزنامههای در اختیارشان (شرق، اعتماد، آفتاب یزد، همبستگی، مردمسالاری، توسعه و...) و یا انحلال احزاب آنها به سمت بستن فضای سیاسی کشور خواهد رفت. اما برخلاف این تصور در عمل وعده اعطای مجوز روزنامه به احزاب داده شد. برخی احزاب مانند حزب اعتماد ملی (حزب آقای کروبی) و... در دولت جدید شکل گرفت و اکنون تعامل دولت با تمامی جریانها گسترش یافته است.
آنچه از عملکرد دولت جدید در نحوه ارتباط با احزاب مشخص است بیانگر آن است که اصولگرایان حاضر در دولت بر این باورند که وجود یک رقیب جدی و کارآمد موجب بالندگیش و کاهش نارساییها در جریان اصولگرا خواهد بود و این هنر جریان اصولگراست که تلاش کند، رقیبی جدی در صحنه داشته باشد. از طرف دیگر ارگانهایی مانند رسانه ملی درصدد است با ایجاد بسترهای مختلف (همچون رادیو گفتگو)، زمینه حضور تمامی جریانهای حاضر در جامعه (حتی اپوزیسیون داخل کشور) را فراهم آورد.
اکنون با وجود فضای بازی که برای مخالفان دولت در جبهه دوم خرداد فراهم آمده است. این جبهه استراتژیهای جدیدی طراحی کرده تا بتواند اعتماد از دست رفته را بازیابی و احیا نماید. بررسی این استراتژیها به شفافتر شدن فضای سیاسی جامعه خواهد انجامید:
1) توسعه تشکیلاتی: اخبار مختلفی که از درون جبهه دوم خرداد منتشر میشود حکایت از آن دارد که این جبهه با ایجاد احزابی جدید و فراگیر مانند حزب اعتماد ملی، جبهه اعتدال، جبهه دموکراسیخواهی و... درصدد است تا تمامی افرادی سیاسی که به نوعی تمایلاتی به جبهه دوم خرداد دارند را در قالب یکی از این احزاب سازماندهی نماید. از طرف دیگر برخی احزاب این جبهه مانند حزب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب و... با تشکیل شاخههای کارگری، روستایی، دانشجویی، جوانان، اقوام و... در تلاشند تا شبکه ارتباطی و در برگیری خود را به تمامی اقشار سرایت دهند.
2) گسترش وحدت و ائتلاف: برگزاری جلسات متعدد و انجام رایزنی میان گروهها و چهرههای جدید دوم خرداد و سیاست کنار گذاشتن اختلافات در راستای وحدت و یا ائتلاف در میان گروههای این جبهه سیاسی ارزیابی میشود.
3) ناکار آمد نشان دادن جریان اصولگرا: بدون تردید اقدامات شوراهای شهر مخصوصا شورای شهر تهران در زمان شهردار سابق و فعلی، مصوبات مجلس هفتم شورای اسلامی و فعالیتهای دولت نهم از جمله تلاشهایی است که در طول حداقل 16 سال گذشته کمنظیر است. ولیکن با این همه ضعفها و کاستیهایی وجود دارد. برخی از جریانات جبهه دوم خرداد با استفاده از فضای باز کنونی، به برجسته نمودن نقاط ضعف، کمرنگ کردن خدمات دولت نهم و دیگر نهادهای در اختیار اصولگرایان و شایعهسازی علیه این دستگاهها میپردازد که نمونههای مختلف آن را اکنون در سایتهای مختلف وابسته به جبهه دوم خرداد و در قالب سرمقالهها و خبرهای این جبهه سیاسی شاهد هستیم.
4) ایجاد شکاف در میان اصولگرایان: از دیگر استراتژیهایی که برخی جریانات جبهه دوم خرداد، در شرایط کنونی دنبال میکنند، گسترش اختلاف و ایجاد شکاف در میان اصولگرایان است. این صحیح است که در جریان اصولگرا، طیفهای مختلف سیاسی حضور دارند ولیکن به نظر میرسد این به معنای تقابل نیست و اتفاقا این از نقاط قوت این جریان است. چرا که جریانی از بالا به پایین نیست که یک «گرانیگاه» و یا «کمیته X نامی» بخواهد برای آن تصمیم بگیرد بلکه جریان اصولگرا، در عمل نشان داده که در روش مبتنی بر روشهای دموکراتیک است و تمامی طیفهای آن با هدفی مشترک، روشهای متفاوتی را دنبال میکنند و در برابر دستیابی به آن هدف به طور مستمر با هم تعامل دارند. ولیکن جبهه دوم خرداد، با برجسته کردن، تفاوت روش طیفهای مختلف اصولگرایان درصدد است تا با ایجاد شکاف در این جریان سیاسی، بسترسازی برای پیروزی آتی خود در انتخابات سوم شوراهای شهر و روستا به عمل آورد.
با توجه به استراتژیهای مطرح شده لازم است، دولت نهم با افزودن بر آزادیهای کنونی و پاسخگویی بیشتر به افکار عمومی، زمینه شفافتر شدن فضای کنونی را فراهم آورد تا شاید با شفافیت فضا، شاهد آن باشیم که جبهه دوم خرداد بدور از رفتارهای تخریبی، به عنوان منتقدی جدی در صحنه باشد.