تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۱۷۹۵۰۸
مروری بر مطبوعات در دوره مشروطه

افسانه روشن
جایگاه مطبوعات در انقلاب مشروطه به دو صورت قابل بررسی است: نخست نقش مطبوعات در وقوع مشروطه و سپس تاثیر انقلاب مشروطه بر مطبوعات.
از زمان تاسیس کاغذ اخبار به عنوان اولین روزنامه در ایران و بیش از ده سال بعد از آن وقایع اتفاقیه - با انتشاری منظم‌تر- بخش عمده اطلاع‌رسانی، بر عهده روزنامه‌ها قرار گرفت، چرا که در غالب کشورهای آن زمان قسمت عمده وظایف امروز وسایل ارتباط جمعی را روزنامه‌ها بر عهده داشتند. در ایران روزنامه‌ها که انتشارشان تحت تاثیر مطبوعات خارجی و به تقلید از آنها آغاز شده بود، در ابتدا تنها جنبه خبری داشتند. در دوره ناصرالدین شاه روزنامه‌هایی دولتی نظیر ایران و اطلاع منتشر می‌شد که مطالب آنها چیزی فراتر از شرح شکار شاه و اخبار دربار و .... نبود. در واقع روزنامه‌های داخلی عهد ناصری خارج از محدوده نظریه استبدادی مطبوعات نبودند.1 شاه نظارت کاملی بر مطبوعات داشت و در دوره او تشکیلات گسترده‌ای به منظور نظارت بر مطبوعات و جراید ایجاد شد. به دنبال این محدودیت‌ها بود که از اواخر حکومت ناصرالدین شاه روشنفکران ایرانی در خارج از ایران شروع به چاپ روزنامه‌هایی فارسی زبان کردند. در مقابل مطبوعات دولتی، این روزنامه‌های ملی فارغ از نظارت و دستگاه‌ سانسور دربار از آن سوی مرزها مردم را که قرن‌ها به سکوت در برابر ظلم و استبداد عادت کرده بودند، با افکار انقلابی آشتی می‌دادند. بنابراین در بررسی نقش مطبوعات در انقلاب مشروطه باید این تاثیرگذاری را از سوی این روزنامه‌ها دانست و نه روزنامه‌های فرمایشی که جز تعریف و تمجید از شاه و حکومت، مثبت جلوه دادن اوضاع نابسامان جامعه و مشتی اخبار بی‌فایده از سایر ملل چیز دیگری نمی‌نوشتند.
در ابتدا این روزنامه‌های چاپ خارج بودند که توسط روشنفکران و آزادیخواهان و با دغدغه‌ اصلاح ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران شروع به فعالیت کردند و به قدری بر افکار عمومی تاثیر گذاردند که می‌توان آنها را هسته اولیه آشنایی ایرانیان با مشروطیت دانست. این روزنامه‌ها با مضامینی چون قانون، آزادی و عدالت، زمینه‌ساز انقلاب مشروطه شدند. یکی از آنها اختر بود که چاپ آن از سال 1292 ه.ق در استانبول آغاز شد. مندرجات این روزنامه در بیداری افکار و پیدایش مشروطیت نقش عمده‌ای داشت، به طوری که «ادوارد براون» آن را تنها جریده قابل مطالعه در دوره تیره و تار استبداد دانسته است که مردم را با اوضاع کشورهای درگیر انقلاب و اصلاحات، آشنا می‌ساخت.2 ضمناً «میرزا حسن رشدیه» - به گفته خود- با تاثیر از این روزنامه، به تاسیس دبستان به شیوه نوین و اصلاحاتی در نظام آموزشی دست زد.3 علاوه بر این، روزنامه‌های دیگری چون قانون «میرزا ملکم‌خان» در لندن و حبل‌المتین «مویدالاسلام» در کلکته به چاپ می‌رسید که در ایران، هندوستان، مصر و روسیه نمایندگی داشت. مدیران آزادیخواه این جراید معتقد بودند ایران نیاز شدیدی به انقلاب دارد و تنها جراید می‌توانند زمینه چنین انقلابی را فراهم سازند. روزنامه دیگر عروه‌‌الوثقی بود که توسط «سیدجمال‌الدین» به زبان عربی در پاریس منتشر شد. او با انتقاد از حکومت‌های استبدادی ایران، عثمانی و مصر در این روزنامه، شهرت زیادی در جراید و مطبوعات اروپایی کسب کرد. در قاهره نیز روزنامه‌های فارسی مثل حکمت، ثریا و پرورش به چاپ رسید که روشنفکران ایرانی توجه ویژه‌ای به آنها نشان دادند. این روشنفکران نیز که در محیط خفقان و استبداد داخل، قادر به ارائه مطالب و مقالات خود نبودند، آنها را به این روزنامه‌ها ارسال می‌داشتند و فریاد اعتراض خود را از آن طریق بلند می‌کردند. روزنامه‌های چاپ خارج با قلمی تند و بی‌پروا به انتقاد صریح از شاه، حکومت و اوضاع ایران می‌پرداختند و بی‌کفایتی شاه را خصوصاً در زمان واگذاری امتیاز به بیگانگان و استقراض از آنان گوشزد می‌کردند. در این خصوص مطبوعات با روحانیت به عنوان رهبرانی مردمی همراه می‌شدند. نقش دیگر مطبوعات ملی در خارج توانایی آنها در ایجاد ارتباط میان روشنفکران ایرانی در اروپا و روحانیون بود که راه را برای مبارزه هموار می‌ساخت. به عنوان مثال در نظر گرفتن حق اشتراک ده ساله روزنامه حبل‌المتین به صورت متوالی برای علمای نجف و ایران، بین روحانیت و روزنامه‌ها به عنوان دو رکن مهم مبارزه، اتحاد و همبستگی بیشتری ایجاد کرد.
از دیگر خدمات روزنامه‌ها جهت بیداری افکار، ذکر وقایع و اخبار انقلابی از سایر کشورها بود که خواه‌ناخواه بر جریان مشروطیت ایران تاثیر می‌گذارد. «اسپیرینگ رایس» (Spring Rice) وزیر مختار بریتانیا در تهران به «گری» (Grey) وزیر خارجه انگلیس می‌نویسد: «شما ملاحظه خواهید کرد که شباهت شدیدی میان جنبش‌های اصلاح‌خواهانه روس و ایران وجود دارد [ . . . ] به نظر می‌رسد که مردم هر دو کشور یک تنفر مشترک و یک خواسته مشترک دارند. [ . . . ].»4 در کشورهایی چون مصر، هند و روسیه، قبل از ایران جنبش‌های اصلاح‌طلبانه‌ای آغاز شده بود و آزادیخواهان و روشنفکران ایرانی که در این کشورها شاهد رویدادهای مربوط به قانون و مشروطه بودند، تجربیات خود را از طریق روزنامه‌ها به ایران انتقال می‌دادند.
شاه و دربار با وقوف کامل از تاثیر این روزنامه‌ها با دستاویزهای مختلفی از ورود آنها به ایران جلوگیری می‌کردند، اما با این حال این جراید توسط آزادیخواهان به صورت مخفیانه وارد و توزیع می‌شد.
در دوره مظفرالدین شاه مطبوعات از آزادی بیشتری برخوردار شدند. در این دوره، علاوه بر روزنامه‌های چاپ خارج که اینک آزادانه‌تر به فعالیت می‌پرداختند، ده‌ها روزنامه هفتگی، ماهانه و روزانه نیز منتشر شد. در این دوره دو دسته روزنامه به چاپ می‌رسید: روزنامه‌های دولتی که وزارت انطباعات آنها را منتشر می‌کرد و روزنامه‌های غیردولتی که آنها نیز با اجازه وزارت انطباعات چاپ می‌شد. با وجود نشر روزنامه‌های غیردولتی در این دوره روزنامه‌ها همچنان گرفتار تفتیش و بازرسی وزارت انطباعات بودند. با وجود این محدودیت‌ها از تعداد خوانندگان جراید دولتی کاسته شد و در مقابل تیراژ روزنامه‌های ملی خارج افزایش یافت، به طوری که در مقابل هر روزنامه دولتی داخل شش روزنامه ملی در خارج منتشر و به ایران ارسال می‌شد. 5 دوران تاریک صدارت امین‌السلطان و عین‌الدوله - برخلاف صدارت یک ساله امین‌الدوله- دوره حبس و توقیف روزنامه‌نگاران بود، حتی در دوره عین‌الدوله خواندن روزنامه تقریباً جرم به شمار می‌رفت. اما این اقدامات ریشه اعتراضات مردمی را تقویت می‌کرد و باعث شد روزنامه‌های مخفی یعنی شب‌نامه‌ها در تهران و شهرستان‌ها رواج بیشتری یابد. از طرف دیگر روزنامه‌های عصر مظفری، عرصه رقابت و کشمکش رجال طراز اول درباری شد، با انتشار هر مطلب در انتقاد یکی از رجال توسط روزنامه‌ای این تصور ایجاد می‌شد که مخالفان وی آن روزنامه را به نشر آن مطلب تحریک کرده‌اند. 6
به دنبال گسترش مطبوعات، انجمن‌هایی که از مدت‌ها قبل توسط اصلاح‌طلبان برپا شده بود، با نشر روزنامه‌ای مختص خود گزارشی از افکار و عملکردهای خود ارائه می‌دادند، انجمن‌ها مرکز تهیه مقالات انقلابی روزنامه‌ها و همچنین مجمعی برای تفسیر و تعبیر نوشته‌های مطبوعات بودند، در مقابل روزنامه‌ها نیز وسیله ترویج و توسعه انجمن‌های سری به شمار می‌رفتند. در این دوره که افکار عمومی آماده مبارزه با ظلم و استبداد شده بود، مطبوعات همچنان در کنار سایر نیروها به مبارزه فکری خود تا جایی ادامه دادند که آن را به جنبشی ملی تبدیل کردند. نقش مطبوعات در این امر آن قدر اهمیت داشت که رکن چهارم مشروطه لقب گرفتند. در تمام مدتی که انقلابیون در تحصن به سر می‌بردند، روزنامه‌ها همچنان رکن اصلی و مهم ارتباط انقلابیون و آزادیخواهان بودند و در نتیجه اتحاد و هماهنگی آنها با روحانیون و روشنفکران سرانجام مبارزات به ثمر نشست و فرمان مشروطه صادر شد. از این پس مشروطه بود که نه تنها بر مطبوعات و روزنامه‌نگاران بلکه بر کلیه اصناف و طبقات اجتماعی تاثیر می‌گذارد. تا آن زمان مطبوعات به عنوان رکنی مهم، در به ثمر نشستن جنبش مشروطه تلاش کرده بود، حال زمان آن بود تا شاهد به نتیجه رسیدن آن زحمات باشد. اولین پیامد پیروزی مشروطیت برای روزنامه‌ها این بود که تعداد آنها به سرعت رو به فزونی گذاشت. به دنبال آن، توجه مردم نیز به مطبوعات افزایش یافت. مردمی که قبل از آن تنها به مساجد می‌رفتند و گوش به سخنان روحانیون و وعاظ داشتند، حال به خواندن روزنامه‌ها و آرای روشنفکران، روی آورده بودند. مردم بی‌سواد و آنها که توان خرید روزنامه را نداشتند، در قهوه‌خانه‌ها برای استماع مقالات که با صدای بلند خوانده می‌شد، جمع می‌شدند. 7 عبارت «مطبوعات مقدس» که بارها توسط خطیبان مشروطه‌خواه، همچون «سیدجمال‌الدین» و «ملک‌المتکلمین» تکرار می‌شد، در ذهن بسیاری از مردم این‌گونه القا می‌کرد که خریدن و خواندن روزنامه‌هایی چون حبل‌المتین و صوراسرافیل اجر معنوی دارد.
در زمان صدور فرمان مشروطه در تهران نشریه‌های ایران، اطلاع، تربیت، ادب، شاهنشاهی، مجموعه اخلاق، در تبریز حدید و کمال و در بوشهر مظفری منتشر می‌شد. اما یک سال پس از اعلام حکومت مشروطه، در سال 1325 ه.ق این تعداد به 84 روزنامه رسید که اوج انتشار روزنامه‌ها در ایران بود. آنها نه تنها در تهران، بلکه در شهرستان‌هایی چون تبریز، رشت، اصفهان، مشهد و بوشهر نیز چاپ می‌شدند. 8 در تهران نخستین روزنامه پس از مشروطه مجلس بود که توسط «میرزا محمدصادق طباطبایی» به چاپ می‌رسید. برای اولین‌ بار، این روزنامه در زیر عنوان خود عبارت «به کلی این روزنامه مطلق و آزاد است» را داشت. روزنامه مجلس چنان که از نامش پیدا است، به انتشار مذاکرات و اخبار مجلس می‌پرداخت. مجلس اولین روزنامه‌ای بود که هیچ‌گاه برای بازبینی و بازرسی به وزارت انطباعات نرفت، این از دستاوردهای انقلاب مشروطه بود که نوید از شکل‌گیری روزنامه‌نگاری آزاد، هرچند برای مدتی کوتاه می‌داد. روزنامه‌های دیگری پس از آن همچون وطن، مساوات، حبل‌المتین در تهران نسیم شمال، آینه غیب‌نما، آدمیت، عروه‌الوثقی، کوکب درّی، نامه حقیقت و روح‌القدس به چاپ رسیدند. یکی دیگر از روزنامه‌های مهم، صوراسرافیل به مدیریت «میرزا جهانگیرخان شیرازی» بود. بخش طنز این روزنامه که توسط «میرزا علی‌اکبرخان دهخدا»، در ستون چرند و پرند نوشته می‌شد، بین مردم محبوبیت زیادی داشت.
مهمترین پیامد مشروطیت در تاریخ مطبوعات هویت قانونی بود که به واسطه مشروطه به مطبوعات داده شد. اصل سیزدهم قانون اساسی در بردارنده آزادی مطبوعات بود: «. . . هر کس صلاح‌اندیشی در نظر داشته باشد در روزنامه عمومی برنگارد تا هیچ امری از امور در پرده و بر هیچ‌کس مستور نماند، مع‌هذا عموم روزنامه‌جات تا مادامی که مندرجات آنها مخل اصلی از اصول اساسیه دولت و ملت نباشد مجاز و مختارند که مطالب مفیده و عام‌المنفعه را همچنان مذاکرات مجلس و صلاح‌اندیشی خلق را بر آن مذاکرات به طبع رسانیده و منتشر نماید و اگر کسی در روزنامه‌جات و مطبوعات بر خلاف آنچه ذکر شده به اغراض شخصی چیزی طبع نماید یا تهمت و افترا بزند، قانوناً مورد استنطاق و محاکمه و مجازات خواهد شد.» 9 متمم قانون اساسی نیز که در سال 1325 ه.ق به تصویب رسید، از موضوع مهمی چون مطبوعات غافل نماند. اصل بیستم متمم قانون اساسی- دومین قانون مطبوعات- به منظور جلوگیری از انتشار افکار ضددینی و مذهبی به تصویب رسید: «عامه مطبوعات غیر از کتب ضلال و مواد مضره به دین مبین اسلام، آزاد و ممیزی در آنها ممنوع است ولی هرگاه چیزی مخالف قانون مطبوعات در آنها مشاهده شود، نشردهنده یا نویسنده بر طبق قانون مطبوعات مجازات می‌شود. اگر نویسنده معروف و مقیم ایران باشد ناشر و تابع و مورخ از تعرض مصون هستند. »10 چندی پس از آن، با طرح مسئله آزادی مطبوعات در مجلس وزارت انطباعات منحل شد و وظایف آن به وزارت علوم و معارف محول شد. هرچند که آزادی مطبوعات، به دنبال قانونمند شدن آن دستاورد مهم انقلاب مشروطه بود، اما این امر مثبت آنجا که باعث گسترش بی‌رویه مطبوعات، بدون اطلاع و آگاهی کافی می‌شد، چهره‌ای منفی و مخرب به خود می‌گرفت. پس از پیروزی مشروطیت به یک‌باره رویکرد جدیدی به روزنامه‌نویسی آغاز شد که برخلاف ظاهر خوشایندش، تاثیر مطلوبی بر اوضاع جامعه نداشت.
اقبال گسترده‌ای که به چاپ روزنامه شده بود، الزاماً همراه با دانش و تجربه کافی در این زمینه نبود، بلکه به قول «کسروی»، همین اندازه که دیده، دیگران به چنین کاری برخاسته‌اند، به هوس افتاده. این روزنامه‌ها چنان پا از حد خود فراتر گذاشتند که مجلس نیز به اعتراض درآمد، یکی از نمایندگان آن دوره در مجلس در نقد این روزنامه‌ها چنین گفت: «فواید روزنامه خیلی زیاد است مادامی که به وظایف خود رفتار نماید و اگر خارج شد البته به همان اندازه ضرر دارد. »11 پدید آمدن این روزنامه‌ها به عنوان پیامد سکوت چندین قرنه در برابر ظلم و استبداد، سر برآوردن عقده‌ای دیرینه بود که نهایتاً به ضرر مملکت و مطبوعات انجامید. این روزنامه‌ها، در ایجاد دودستگی و نفاق بین مشروطه‌خواهان و تشدید اختلاف، میان مجلس و دربار بی‌تاثیر نبودند. آنها طی مطالبی تند و صریح بر علیه شاه، فراتر از رویکردی انتقادی، وی را به باد فحش و ناسزا می‌گرفتند. بدین ترتیب کینه دیرینه‌ای در دل شاه و درباریان، ریشه دوانید که قطعاً با در پیش گرفتن روشی درست و منطقی، کار بدان جا نمی‌کشید و جامعه در سایه آرامش و امنیت، می‌توانست با سرعت بیشتری به مقاصد خود نائل آید. در مقابل این اقدامات محمدعلی شاه نیز پس از به توپ بستن مجلس در سال 1326 ه.ق مطبوعات را توقیف کرد و دستور حبس، تبعید و حتی قتل برخی روزنامه‌نگاران را صادر کرد. البته گاه او و درباریان با اطلاع از این که روزنامه‌ها رکن مهم مبارزات و شکل دهنده افکار عمومی هستند، سعی در نفوذ میان نویسندگان روزنامه‌ها داشتند. آنها توانستند در تهران و تبریز نظر مساعد برخی روزنامه‌نگاران را برای چاپ روزنامه‌های سلطنت‌طلب و ضدمشروطه جلب کنند، روزنامه‌هایی چون اتحاد، آدمیت، هدایت، قاجاریه و اقیانوس با این هدف چاپ شد، اما توفیقی میان مردم کسب نکردند. سیاست دیگر درباریان البته در مقابله با روزنامه‌های تندرو، بدنام کردن آنها و بهایی و بی‌دین جلوه دادنشان بود. پس از سقوط محمدعلی شاه رونقی در عرصه روزنامه‌نگاری پدید آمد، روزنامه‌نگاران مهاجر به کشور بازگشتند و نشریاتی دیگر چون نجات، شرق و ایران‌نو در سال 1327 ه.ق منتشر شدند.
مسئله دیگر که باعث شد مطبوعات دوره مشروطه، حمایت عامه مردم را به دست آورند، سبک نگارش جدید و نثر روان آنها بود. رشد ادبیات سیاسی از تاثیرات مشروطه بود بر ادبیات که تاثیر مطلوبی نیز بر مطبوعات می‌گذارد چرا که آنها را با استقبال گسترده‌تری از سوی مردم رو‌به‌رو می‌ساخت. ادبیات کهنه و سنتی رایج، در دوران قبل از مشروطه، اینچنین در سیاحت‌نامه مورد انتقاد زین‌العابدین مراغه‌ای قرار می‌گیرد: «بدبختانه در ایران یک نفر ندیدم بدین خیال که عیوب دولت و ملت را به قلم آرد. آن که شعرایند خاک بر سرشان تمام حواس و خیال آنها منحصر بر اینست که یک نفر فرعون صفت نمرود روش را تعریف کرده یک رأس یابوی لنگ بگیرند و آن چه حکمایند . . . چه توصیف کنم که غرق در موهومات رکیکه‌اند. آنچه علما هستند، از مسئله تطهیر فراغت حاصل نکرده‌اند، به دکان کتاب‌فروشی می‌روی غیر از همان کتب دویست، سیصد ساله پیش هیچ تالیف و تصنیف جدید دیده نمی‌شود و اگر کتاب تازه‌ای هم نوشته شده فقط تغییر اسم داده، [ . . . ] در آن خاک وسیع یک روزنامه انتشار نمی‌یابد و اگر هم به اسم یافت شود، عبارت از دو پارچه کاغذ است که هفته‌ای یک بار در روی سنگ با زحمت زیاد طبع می‌نمایند و مندرجات و عناوینش یک قاز به دولت و ملت فایده نمی‌بخشد، روزنامه ایران و اطلاع هم شاهد زنده ما یابند . . . »12 اما این اوضاع پس از مشروطه به دنبال رشد سیاسی، بهبود یافت و تا حدی با تاثیرپذیری از مشروطیت و پس از آن گسترش مطبوعات، سبک ادبی جدید و نثری ساده و روان رواج یافت.