تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۱۷۹۵۰۹

نادر کریمی جونی
نه فقط در محافل دیپلماتیک که در محافل خبری نیز سفر بشار اسد رئیس‌جمهوری سوریه به تهران با اهمیت دیده شده است. این اهمیت فقط به خاطر آن نیست که این سفر، نخستین سفر رئیس‌جمهوری یک کشور خارجی به تهران بعد از به قدرت رسیدن محمود احمدی‌نژاد است بلکه تحولات اخیر لبنان و روندی که به منازعه سرد بیروت _ دمشق انجامید در کنار سفر روزهای گذشته سید حسن نصرالله دبیر کل حزب‌الله لبنان به تهران از جمله رویدادهایی است که سفر اسد را با اهمیت‌تر از قبل جلوه داده است. البته امروز خوشوقتی محمود احمدی‌نژاد از اینکه نخستین مهمان رسمی‌اش رئیس‌جمهور یک کشور دوست و برادر است به تنهایی اهمیت این سفر را برای تهران و دمشق نشان می‌دهد و اگرچه اسد در فرودگاه انجام این سفر را ادامه برنامه منظم ملاقات‌های رهبران تهران- دمشق خواند. اما به خوبی روشن است که برای انجام این سفر حداقل هیچ برنامه از پیش تعیین‌شده‌ای وجود نداشته و حتی خبرگزاری‌های رسمی ایران و سوریه، سفر اسد به تهران را به نقل از منبعی ثالث و نه دفاتر ریاست‌جمهوری نقل کرده‌اند. بدین‌ترتیب کمتر تردید می‌توان روا داشت که اسد برای ملاقات با احمدی‌نژاد و هماهنگ ساختن سیاست‌ها با دولت جدید تهران عجله فراوانی داشته است. چنان‌که فرصت را از دست نداده و پیش از آنکه احمدی‌نژاد کابینه‌اش را معرفی کند رهبر سوریه در تهران حاضر شده است. پاره‌ای از کاشناسان این عجله فراوان رئیس‌جمهور سوریه را به سفر اخیر دبیر کل حزب‌الله لبنان نسبت می‌دهند و می‌گویند این سفر اسد در واقع مکمل سفر نصرالله بوده است. تحولات اخیر لبنان و فشار توامان محافل ضدسوری بر دولت دمشق و حزب‌الله لبنان به عنوان قدرتی که به هرحال به دمشق نزدیک است در کنار فشار اعضای شورای امنیت برای خلع سلاح کامل حزب‌الله لبنان و جداسازی کامل دولتین دمشق- بیروت دلایلی روشن برای درک نگرانی‌های فزاینده اسد و نصرالله است که آنان را برای رایزنی و ایجاد همسوری به تهران کشانده تا بحران حاکم بر لبنان را به صورتی هماهنگ شده مدیریت کنند.
محافل غیررسمی در تهران می گویند سفر اخیر دبیر‌کل حزب‌الله لبنان به تهران چند روز بعد از به قدرت رسیدن دولت جدید آن کشور و نخست‌وزیری فواد سنیوره درحالی که هم‌اکنون فشارهای زیادی برای کناره‌گیری امیل لحود وجود دارد بیشتر برای بهره‌برداری از توان سیاسی ایران در خاورمیانه و با هدف تقویت جایگاه سیاسی حزب‌الله صورت گرفته تا حداقل پیش از تخلیه کامل مزارع شبعا و خروج کامل نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان عملیات خلع‌سلاح حزب‌الله آغاز نشود. در این سفر ممکن است نگرانی لبنانی‌های ضدسوریه درباره چشمداشت دمشق نسبت به مزارع شبعا برای تهران تشریح و از رهبران کشورمان مشورت خواسته شده باشد. به این ترتیب شاید سفر شتاب زده اسد به تهران بیش از علاقه‌مندی برای ملاقات با رئیس‌جمهور جدید برای آگاهی از نتایج گفت‌وگوهای نصرالله و ایجاد هماهنگی درباره این گفت‌وگوها و به‌طور کلی سیاست‌های خاورمیانه‌ای محور تهران- دمشق باشد. البته سفر اسد به تهران تنها برای بررسی همین محور نبوده است؛ عراق همسایه میانی دو کشور و تلاش‌کردهای شمال این کشور برای دستیابی به استقلال در قالب یک عراق فدرال دلمشغولی مهمی است که در گفت‌وگوهای رهبران تهران و دمشق همواره جایگاه ویژه‌ای داشته است. به‌ویژه موضوع تدوین قانون‌اساس‍ی جدید و دائمی برای عراق و تلاش موازی دولت نیمه خودمختار کردستان آن کشور که این روزها از سر اجبار و برای رعایت احترام رئیس‌جمهور کرد آن کشور مجبور شده حاکمیت دولت مرکزی را بپذیرد، چشم‌انداز نه چندان دلگرم‌کننده‌ای را برای رهبران ایران و سوریه گشوده است. بالاخص آنکه در روزهای اخیر ناآرامی‌هایی که شاید ارتباطاتی هم با آن طرف مرزها داشته باشد در مناطق کردنشین ایران و سوریه دیده شده است.
فشار بی‌امان ایالات‌متحده بر سوریه و ایران و گسترش تخاصم دیپلماتیک میان نومحافظه‌کاران آمریکایی با دول تهران و دمشق بی‌شک از دیگر موضوع‌های مطرح شده در سفر اخیر اسد به تهران بوده است. طی ماه‌های گذشته هرچند دو موضوع متفاوت انرژی هسته‌ای و مداخله در امور عراق برای اعمال فشار بر ایران و سوریه انتخاب شده اما واشینگتن از این تلاش‌های دیپلماتیک اهداف تقریباً یکسانی را دنبال می‌کند که بسیاری کاشناسان مسائل خاورمیانه علاقه دارند آن را در راستای طرح خاورمیانه بزرگ توجیه کنند. بر این پایه و در حالی که انتظار نمی‌رود که در راس هرم رهبری سوریه تغییری پدید آید ملاقات روسای جمهوری ایران و سوریه می‌تواند مقدمه‌ای برای اجرای یک طرح تدافعی میان‌مدت و مشترک از سوی دوستان قدیمی در صحنه دیپلماتیک باشد به‌ ویژه آنکه اکنون قراینی قابل ملاحظه برای درک نزدیک‌ شدن دیدگاه‌های دوسوی آتلانتیک در دست است. هم‌صدایی فرانسه با ایالات متحده برای اخراج سوریه از لبنان و همگرایی اروپا با ایالات ‌متحده در موضوع هسته‌ای ایران از جمله این قراین است که هشدارهای مشابهی را به رهبران تهران و دمشق گوشزد کرده است. با این همه شاید نتوان این سفر را موجد وقوع تغییرات عمده‌ای در روابط تهران و دمشق دانست. چه دوستان قدیمی در روسیه و تهران از روند فعلی مناسبات و چشم‌انداز روابط خویش راضی به نظر می‌رسند و از این بابت نیازی به ایجاد تغییر عمده در این مناسبات نمی‌بینند.