تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۱۷۹۷۱۸
چرا یک کشیش گمنام خبر اول دنیا شد

 صادق زیباکلام
تصمیم کشیش امریکایی به آتش زدن قرآن کریم در سالگرد 11 سپتامبر (20 شهریور) را از زوایای مختلفی می توان مورد بررسی قرار داد. یکی از مهم ترین جنبه ها عبارت است از جایگاه و اعتبار آزادی؛ پرسشی ساده اما در عین حال با پاسخی به غایت دشوار: حد و حدود آزادی تا کجاست؟ آیا اصل به رسمیت شناختن آزادی و اجازه به عمل در چارچوب آن می تواند حد و مرزی نداشته باشد؟ در عمل مهم ترین قیدی که در جوامع توسعه یافته بر آزادی گذاشته می شود، قید یا محدودیت قانون است. به بیان دیگر، کشیش تری جونز می تواند هر عملی را مرتکب شود مشروط بر آنکه آن فعل مغایر با قانون نباشد. او نمی تواند از چراغ قرمز نزدیک کلیسایش عبور کند چون خلاف قانون است. اما همان قانون منعی بر آتش زدن قرآن کریم برای او قائل نشده است. اما به هر حال چه اعتقاد داشته باشیم و چه همه اینها را «سیاه بازی» و «فریب افکار عمومی» بدانیم (آنچنان که برخی از مطبوعات خودمان نوشتند)، در امریکا این «سیاه بازی ها و عوامفریبی ها» وجود دارد و افراد «ساده دل و ساده لوحی» هم همچون حقیر در این سر دنیا این «سیاه بازی ها» را باور می کنم. و باور می کنم که در امریکا چیزی به نام دموکراسی هست و حکومت امریکا با آن ید و بیضا و 500 میلیارد دلار بودجه نظامی از پس یک کشیش ناتوان به نام تری جونز که کلیسایش فقط 50 (آری 50 تن)عضو نیز ندارد و در مراسم عشای ربانی آن معمولاً حول و حوش 30 تن (آری 30 تن) نیز شرکت نمی کنند، می تواند کاخ سفید و پنتاگون را به حال خبردار و آماده باش نگه دارد. اوباما از طریق مصاحبه با «سی ان ان» دست به دامن کشیش جونز شد؛ وزیر خارجه خانم هیلاری کلینتون در مصاحبه دست به دامن او شد؛ رابرت گیتس وزیر دفاع شخصاً با او تلفنی صحبت کرد و ژنرال پنج ستاره و ارشدترش فرمانده نظامی ارتش امریکا، التماس کنان به جونز گفت که عملش جان سربازان امریکایی در افغانستان و عراق را به خطر می اندازد. برای خیلی از 5/1 میلیارد مسلمان دنیا باورنکردنی بود که رهبران امریکا اینچنین به جزع فزع افتاده اند و از او درخواست می کنند که آن عمل احمقانه را مرتکب نشود.
سرانجام نیز همتای مسلمان کشیش جونز امام محمد المصری امام جماعت مسجد فلوریدا که در ضمن 50 هزار نمازگزار و عضو دارد یعنی 1000 برابر کلیسای تری جونز به داد رسید و با مذاکراتی که با جونز انجام داد او حاضر شد فعلاً تصمیمش را معلق نگه دارد. اما کمتر از 24 ساعت بعدش هر دو «پیش نماز» مدعی شدند که دیگری دروغ گفته و توافق صورت گرفته چنین و چنان بوده. پس از مذاکرات المصری و جونز، جونز به رسانه ها می گوید المصری به وی وعده می دهد که جلوی ساخت مسجد مسلمانان را در نیویورک و در محلی که نزدیک به انفجار 11 سپتامبر است، بگیرد. به همین خاطر هم او حاضر می شود از آتش زدن قرآن در سالروز 11 سپتامبر خودداری کند. اما روایت المصری از مذاکراتش با جونز متفاوت بود. او به رسانه ها می گوید که به هیچ وجه چنین قولی به کشیش جونز نداده بوده چون اساساً نمی توانسته چنین وعده ای بدهد. تصمیم به برپایی آن مسجد بر عهده فیصل عبدالرئوف امام مسجد نیویورک و شورای مسلمانان شهر نیویورک است. او فقط به جونز می گوید: تقاضای شما را به امام عبدالرئوف منتقل می کنم.
اما در این آشفته بازار و رواج انواع و اقسام فرضیه های ریز و درشت و کوچک و بزرگ توطئه پیرامون موضوع واقعیت این است که کشیشی بود که تا دو سه هفته پیش بیرون از محله «گی ین ویل» فلوریدا کسی او را نمی شناخت. نیرویی که آن توفان را به راه انداخت نه زیرزمین و متاثر از تشکیلات و شبکه های مخوف صهیونیستی – فراماسونری – آخرالزمانی بود و نه ربطی به حکومت امریکا داشت. آن توفان و آن قدرت را موجودی به راه انداخت به نام «رسانه». در روزهای آخر ماه مبارک رمضان و نزدیک شدن به روز شنبه 11 سپتامبر (20 شهریور) تعداد رسانه های بین المللی که به دنبال کشیش جونز به راه افتاده بودند و هر کلام وی را بلافاصله در راس اخبار جهانی مخابره می کردند، به مراتب از اعضای کلیسای وی بیشتر شده بودند. کمتر رسانه داخلی و بین المللی امریکایی، اروپایی، ژاپنی، ترک، عرب، روس وغیره را می شد سراغ گرفت که گروهی را به اطراف منزل و کلیسای تری جونز اعزام نکرده بود. در اوج آن شلوغی و غوغا که رسانه ها فقط سعی می کردند دوربین ها و ابزارشان را در نقطه مناسب تری که پوشش بهتری داشته باشد مستقر کنند، یک فرد کاملاً معمولی، با تحصیلات کاملاً معمولی که کتاب های کاملاً معمولی می خواند و فیلم های کاملاً معمولی می بیند و با آدم های کاملاً معمولی حشر و نشر دارد، درست مثل یک آدم عقب افتاده پرسید که «نمیشه رسانه ها جریان آتش زدن قرآن را فیلمبرداری نکنند،» «نمیشه رسانه ها با هم تصمیم بگیرند و برای احترام به احساسات مسلمانان و نشان دادن مخالفت شان یا اقدام کشیش جونز، خبر آن را رسانه ای نکنند؟»
برای یک لحظه تصور کنیم که رسانه ها از همان ابتدا اعتنایی به کشیش جونز نمی کردند، نه حرف او را، نه تصویرش را، نه خبر اقدامش را، و نه هیچ خبر دیگری را در رابطه با وی پخش نمی کردند، چه اتفاقی می افتاد؟ شخصاً نمی دانم چه اتفاقی می افتاد، اما می دانم که بسیاری از تئوری های ما فلج می شد. اما دنیا را واقعیت ها می سازند، نه آرزوها و رویاهای آدم های معمولی. و یکی از واقعیت های دنیای ما قدرت عظیم رسانه است. داستان کشیش تری جونز به بهترین شکلش این قدرت و این واقعیت را به نمایش گذاشت.