تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۱۷۹۷۲۲
لیبی کشوری که دو نسل از جهان عقب است

مترجم: محمدعلی فیروزآبادی
ظاهراً همه چیز البته روی صفحه کامپیوتر حاضر و آماده است یعنی آب نماهای زیبا زیر درختان نخل و ساختمان های پوشیده از مرمرهای صیقلی. اما این همه در واقعیت هنوز چیزی جز یک اسکلت ساختمانی نیست. قرار است تا پایان سال آینده در اینجا 250 فروشگاه لوکس بین المللی همراه با پیست یخی و هفت سینما و سالن بولینگ ساخته شود. به این ترتیب لیبی اولین محصول برتر خود را می سازد یعنی بزرگ ترین مرکز خرید کشور با هزینه ای بالغ بر 600 میلیون یورو. علاوه بر آن مغازه ها و فروشگاه ها، 1800دستگاه آپارتمان با متراژهای 180 تا 400 متری هم از جمله طرح های این پروژه به حساب می آید. در جای جای این کارگاه ساختمانی عظیم واقع در جنوب طرابلس تابلوهایی به زبان های عربی، ترکی و ویتنامی به چشم می خورد: «نظافت محوطه کارگاه را رعایت کنید». معماران این پروژه از کالیفرنیا، مهندسان از بسفر و کارگران فنی آن از ویتنام و مصر و تونس آمده اند. لیبیایی های حاضر هم همان ناظرانی هستند که هر گونه ارتباط با کارگران را به سرعت قطع کرده و مدیران خارجی پروژه را با سوءظن زیر نظر دارند. یکی از مهندسان این به اصطلاح بهشت نوین «افشین کانبولات» نام دارد که 43 ساله است و در امریکا تحصیل کرده و قبل از آمدن به طرابلس در پروژه مترو استانبول مشغول به کار بوده است. کانبولات هنگام سرکشی های شبانه در میان آن طبقات بتنی خاکستری رنگ معمولاً به سوال های جدی ناظران باید پاسخ بدهد.
او در حالی که پوزخندی بر لب دارد شانه هایش را بالامی اندازد و می گوید: «وقتی از ما سوال می شود باید جواب بدهیم.» اینکه این مرکز خرید چه مساله اسرار آمیزی دارد پرسشی است که او نمی تواند پاسخی به آن بدهد. تعداد بسیار زیادی از این مراکز خرید در سراسر خاورمیانه از اردن گرفته تا دوبی و مصر و عربستان سعودی وجود دارد.
جهش ناگهانی کارهای ساختمانی در «جماهیر عربی سوسیالیستی خلق لیبی» مانند همه چیز دیگر در این امپراتوری کویری «معمر قذافی» تابع قواعدی خاص است. اگرچه این کشور غنی از منابع نفتی درآمدهای نجومی از محل فروش نفت دارد و فردای نوینی را در رویاهای خود می بیند اما اکثر مردم این کشور هنوز هم متعلق به دیروز هستند. لیبی حتی کارگران ساختمانی را هم از خارج وارد می کند. همه جا بتن و آجر و داربست و جرثقیل به چشم می خورد و برخی از شرکت های ساختمانی که دوبی ورشکسته را ترک می کنند در راه لیبی هستند تا در سواحل این کشور آفریقای شمالی دست به کار ساخت بنادر، هتل ها، راه آهن، خیابان و شبکه مترو و فرودگاه شوند. حتی قصرهای آنچنانی ایتالیایی های استعمارگر و زمانی منفور نیز با هزینه های گزاف مورد مرمت قرار می گیرد.
چهار دهه توهمات پان عربیسم و هوای نامطبوع سوسیالیستی و قرار داشتن در محور شرارت و تحریم های سازمان ملل، آثاری عمیق در لیبی بر جای گذاشته است؛ آثاری که نه تنها در اذهان مردم بلکه در چهره شهرهای این کشور نیز قابل مشاهده است. اما این روزها جناب معمر قذافی حاکم مطلق لیبی در فکر استفاده از درآمدهای نفتی است و این مساله را آشکارا عنوان می کند. وضعیت در این کشور به گونه ای است که همین چندی پیش بیماری وبا در شهر طبرق واقع در شرق لیبی شایع شد. فرودگاه طرابلس هم وضعیت نابسامانی دارد. پلکان های متحرک هواپیماها در اینجا چنان تکان هایی دارند که هر لحظه بیم شکستن استخوان های مسافران می رود. هنوز هم روی بسیاری از پل ها هشدارهای انقلابی به چشم می خورد و تصاویر «پیشوا» یعنی قذافی روی همه بیلبوردهای تبلیغاتی و در کنار آگهی های آب پرتقال و پنیر خود می نماید. اما ظاهراً لیبی به اصطلاح خیال بازگشت به دنیا را دارد. در سال 2003 تحریم های سازمان ملل علیه لیبی لغو شد و روابط دیپلماتیک این کشور با امریکا پس از وقفه ای چهار دهه ای بار دیگر برقرار شد.
هنگامی که در سال 1969 آن افسر 27 ساله یعنی معمر قذافی علیه «شاه ادریس اول» دست به کودتا زد، «مائوتسه تونگ» بر چین، «لئونید برژنف» بر روسیه و «ریچارد نیکسون» بر امریکا حکومت می کرد. هیچ یک از این افراد امروز زنده نیستند، در حالی که آن سرهنگ بدوی همین چند هفته پیش چهل و یکمین سالگرد حکومت خود را جشن گرفت. قذافی قدیمی ترین حاکم در کره زمین به شمار می آید و در مورد خود می گوید: «من رهبر رهبران عرب، شاه شاهان آفریقا و امام همه مسلمین جهان هستم.»
این حاکم 68 ساله پس از آنکه به بازماندگان قربانیان حادثه لاکربی در سال 1988 خسارت پرداخت و پس از آنکه از برنامه ساخت سلاح های اتمی اش چشمپوشی کرد، توانست آن تقابل درازمدت با غرب را پایان دهد. در آن زمان جمعیت شش میلیونی لیبی که نیمی از آن را جوانان زیر 25 سال تشکیل می دهند از فرط یاس و ناامیدی در حال فلج شدن بود. با این حال هنوز هم این مردم مانند گذشته پشت درهای بسته و کاملاً پنهانی از نارضایتی های خود می گویند. یکی از مدیران شهر بندری بن غازی واقع در شرق لیبی از قول همکارانش شکایت می کند و می گوید: «ما ملتی کوچک هستیم که بر دریای نفت نشسته ایم. پس چرا باید تا این اندازه فقیر باشیم و در این خانه های خراب زندگی کنیم؟»
حقوق متوسط ماهیانه این مردم بین 400 تا 700 یورو است. نرخ بیکاری در میان جوانان دو رقمی است و به گفته یکی از مدیران بن غازی: «مردم همیشه سکوت می کنند و تا زمانی که این وضعیت تغییر نکند همین خواهد بود.»
در هیچ یک از کشورهای عربی به اندازه لیبی روزنامه نگاران به این شکل تحت کنترل نیستند. به اصطلاح ناظران با آن لباس های مرتب و پاپیون و ژاکت و موبایل در دست در خیابان ها حضور دارند و برای جلوگیری از ارتباط گردشگران خارجی با عامه مردم به صورت سیستماتیک اعمال مراقبت می کنند.
سوپاپ اطمینان جدید رژیم در برابر این فشارهای اجتماعی بیش از همه پروژه های ساختمانی است. بزرگ ترین این پروژه ها هم در 30 کیلومتری به اصطلاح دروازه های بن غازی قرار دارد، یعنی همان منطقه ای که از سال ها پیش کانون دشمنان قذافی به شمار می آید. در این منطقه هشت هزار کارگر ساختمانی چینی زیر نظر امریکایی ها کار می کنند و ردیف چندین کیلومتری مجتمع های آپارتمانی نیمه کاره کاملاً به چشم می آید. تا پایان سال 2012 باید تعداد 20 هزار دستگاه آپارتمان و خانه ویلایی کوچک برای مجموعاً 145 هزار نفر آماده شود. طرحی سراسری نیز وجود دارد که بر پایه آن تا پایان سال 2020، 500 هزار خانه جدید ساخته می شود. پدر ملت یا همان پیشوا در نظر دارد مبلغ یکصد میلیارد دلار برای این پروژه های عظیم رفاهی هزینه کند و البته در همین حال باید هر گونه انتقاد از سیستم قدرت قذافی در منطقه سرکوب شود. با این حال «وائل احمد بوریان» در مورد آینده خود هیچ نگرانی ندارد. این جوان 22 ساله نیمی از تحصیل دانشگاهی خود در رشته کامپیوتر را پشت سر گذاشته و می گوید: «لیبی درهای خود را می گشاید، گردشگران می آیند و ما بار دیگر شاهد بازگشایی سفارت امریکا هستیم و این مساله برای من اهمیت زیادی دارد.» وائل خود را خوشبخت می داند اما از پدرش به عنوان فردی «عتیقه» یاد می کند، زیرا پدر هیچ تاثیری از قذافی و انقلاب سال 1969 نگرفته است. وائل در حالی که پشت میز غذاخوری خانه اش نشسته است، توضیح می دهد: «در آن زمان در کل کشور تنها هفت پزشک داشتیم و به همین خاطر امروزه در مقایسه با آن دوران در بهشت زندگی می کنیم.» این جوان و امثال وی هیچ حس نوستالژیکی نسبت به گذشته ندارند و الگوی آنها «سیف الاسلام» است، یعنی همان پسر معروف این پیشوای عجیب و غریب. سیف الاسلام به تازگی طی یک سخنرانی در قاهره خواهان تدوین قانون اساسی و احترام و رعایت بیشتر حقوق بشر شد. پسر پیشوا در آن سخنرانی از نبود رسانه های مستقل و فرهنگ سیاسی و جامعه مدنی قدرتمند در کشورش انتقاد کرد و از «عدم اعتماد به رهبری کشور» و از «فقدان کارایی وزارتخانه ها» سخن به میان آورد.
اما شور و هیجان 40ساله انقلاب و آن سوسیالیسم کویری که قذافی در اثرش به نام «کتاب سبز» تبلیغ می کند، مانع از آن می شود که بتوان این ایستایی بوروکراتیک و تنبلی سیستماتیک را به سرعت برطرف کرد و به قول یکی از بازرگانان غربی: «حداقل دو نسل طول می کشد تا این وضعیت کاملاً تغییر کند.»
شاید یکی از علت های ماندگاری این وضعیت وجود افرادی مانند «محمد عبدالقاسم ال زوای» یا همان رئیس کنگره خلق لیبی در عرصه قدرت این کشور باشد. این افسر سابق گارد که به خاطر آن طره سفید مو و البته قصیده هایش در مورد دوراندیشی های درخشان پیشوا معروف است، هم کلاسی قذافی در دوران مدرسه بوده است. ال زوای معمولاً تک گویی های دوساعته اش را با تجدید خاطره ای شیرین از شوروی سابق آغاز می کند، یعنی همان نظامی که امروز چون خود او دیگر ارزشی ندارد. اما اصلاح طلبی چون «شکری قانم» از چنین ادبیاتی رویگردان است. او بین سال های 2003 تا 2006 ریاست دولت لیبی را بر عهده داشت و امروز به عنوان رئیس شرکت ملی نفت بر صادرات این طلای سیاه نظارت دارد. شکری با صدای بلند می گوید سوسیالیسم لیبی کارایی ندارد و سپس خواهان «برچیدن این دیوارهای ساختگی» می شود، همان دیوارهایی که مردم را از دسترسی به حقوق اقتصادی شان مانع می شود. اما حتی شکری هم در مورد حقوق سیاسی صحبتی به میان نمی آورد. حتی ساکنان دورافتاده ترین مناطق لیبی هم به مدد گیرنده های ماهواره ای می دانند دیگر کشورهای نفتی از قبیل کویت، قطر یا ابوظبی از آنها پیشرفته تر و گاه پنج برابر ثروتمند تر هستند اما لیبی به غیر از عرصه های نفت و گاز از سرمایه گذاری خارجی بی بهره است و شکل گیری یک بخش خصوصی قدرتمند نیز امکان پذیر نیست. سالانه تنها 200 هزار گردشگر خارجی به این کشور می آیند و این در حالی است که لیبی نزدیک به دو هزار کیلومتر ساحل دارد و علاوه بر آن شهرهای رویایی و معروفی چون قدامس در این کشور قرار دارد. تنها منبع بودجه ملی لیبی نیز مانند همیشه درآمد نفت است. تقریباً همه بزرگسالان کارمند دولت به شمار می آیند و به این ترتیب این دولت یک میلیون کارمند دارد. «ال زولیتینی» وزیر اقتصاد و برنامه ریزی لیبی می گوید: «با این جمعیت کارمند چه کار می شود کرد؟» او در نظر دارد در سال آینده نیمی از این عده را زودتر از موعد بازنشسته کند و البته این کار هزینه ای گزاف خواهد داشت زیرا به گفته زولیتینی «بخش خصوصی با آن شاخه های ظریف و ضعیف نمی تواند این جمعیت کارمند را بپذیرد.»
زولیتینی پول زیادی خرج می کند، همان پولی که قانم به عنوان وزیر نفت و رئیس شرکت ملی نفت در می آورد و این دو وزیر می دانند وقت تنگ است. منابع نفتی لیبی با وجود آنکه بزرگ ترین منابع نفتی آفریقا به شمار می آید تنها برای 30 سال دیگر نفت خواهد داشت. پس برای تحولی اساسی در این سوسیالیسم نفتی سرسخت و تبدیل آن به یک اقتصاد ملی مدرن و کارآمد زمان زیادی در اختیار تحولخواهان نیست. بی تردید جوانان امروز لیبی پایان دوران نفت را مشاهده خواهند کرد.
شاید به همین خاطر است که سخنان زولیتینی پایانی حزن آور و التماس گونه دارد. او می گوید: «ما نیازمند یک نسل جوان تحصیلکرده و یک زیرساختار عالی و خدمات درمانی کارآمد هستیم. این هدف شماره یک ما به شمار می آید و در غیر این صورت نخواهیم توانست استاندارد زندگی خودمان را حفظ کنیم.»