حسن رشوند
هفته گذشته در یک اقدام هماهنگ، رسانههای مختلف جهان بار دیگر کانون توجه خود را به ایران جلب کردند و با بهانه قرار دادن اظهارات رییسجمهور ایران در همایش «جهان بدون صهیونیسم» درصدد برآمدند تا اتحاد نامیمون ضدایرانی را در شرایطی که جمهوری اسلامی نیازمند تعامل و پیشرفت است، شکل دهند. سخن بر سر قاطعیت اظهارات رییسجمهور نیست که چنین سخنانی بارها توسط دیگر مسئولان جمهوری اسلامی به صراحت بیان شده و حداکثر واکنش آن را از سوی رسانههای صهیونیستی شاهد بودهایم. مگر نه این که حضرت امام(ره) فرموده بودند «اسراییل غده سرطانی است و باید از صحنه روزگار محو شود» کجای ادبیات احمدینژاد رادیکالتر از این کلام حضرت امام(ره) در رابطه با موجودیت رژیم صهیونیستی است که این چنینی واکنش کشورهای غرب و شرق را برانگیخته است، آن گونه که به اصطلاح متحد هستهای ایران، روسیه سفیر جمهوری اسلامی را فراخوانده و به وی تذکر دهد. آیا مخالفت با رژیم صهیونیستی – نه یهودیت – تنها اندیشهای است که نشأت گرفته از تفرک شخصیتهای جمهوری اسلامی است که بر جهان امروز سایه افکنده است و آیا یهودیان منصف مخالف چنین تفکری نیستند!
کافی است دولتهایی که اظهارات احمدینژاد را مخالف امنیت جهانی و حقوق دولتها و ملتها میپندارند، به دیدگاههای یهودیانی که با مشی دولتمردان رژیم صهیونیستی مخالف هستند، توجه نمایند. این نگاه را از سخنان «خاخام دیوید وایس» سخنگوی سازمان یهودی «نتوریکارتا» مستقر در نیویورک میتوان کاملاً درک کرد. وی اخیراً در واکنش به جنگ روانی پرحجم محافل سیاسی و خبری صهیونیستی و غربی در ارتباط با اظهارات احمدینژاد رسماً اعلام کرد: «ما از اظهارات دکتر احمدینژاد حمایت میکنیم و خواستار دیدار فوری با ایشان و دیگر رهبران ایران برای حمایت از مواضع قانونی تهران هستیم.». جالب این که این شخصیت یهودی تصریح میکند:«امام خمینی(ره) به درستی میان یهودیت و صهیونیسم تفاوت قایل شده بودند و ما در سفر خود به ایران شاهد حفاظت از حقوق یهودیان ایرانی بودهایم و روز قدس فرصت مناسبی را برای همدردی جهانیان با مردم فلسطین فراهم آورده است. اما متاسفانه صهیونیست با سوءتفسیر از تورات و آموزههای کتاب مقدسمان تلاش میکند که دین یهود را که دینی مقدس است به هویتی سیاسی تغییر دهد. این در حالی است که یهودیت دینی مبتنی بر معنویت است و صهیونیسم بر مادیگری و بیدینی استوار است و این دو کاملا متفاوت با یکدیگرند.» «وایس» حتی اظهاراتی شفافتر از احمدینژاد را بیان میکند و معتقد است:« براساس نص صریح تورات یهودیان از تملک سرزمین اعم از فلسطین و یا دیگر مناطق جهان منع شدهاند اما صهیونیسم متاسفانه با استفاده از رسانههای گروهی وابسته به خود سعی در تخریب افکار عمومی جهان دارد و با تخریب تورات و آوردن بخشی از تورات فلسنی را اشغال کرده است که این مایه رسوایی و جنایت است.»
کشورهایی که زبان انتقاد خود را نسبت به رییس جمهوری اسلامی ایران گشودهاند، کافی است به اظهارات خاخامهای یهودی معترض به رفتار نژادپرستانه رژیم صهیونیستی توجه داشته باشند. کسانی که صراحنتاً رفتار صهیونیستها و حتی مجامع بینالمللی را نسبت به اقدامات وحشیانه دولتمردان تلآویو محکوم میکنند. کسانی که به نمایندگی از 60 هزار خاخام بیتالمقدس پس از اشغال سرزمین فلسطین در سال 1947، اعتراض علنی خود را به سازمان ملل ابراز داشتند و امروز همچون خاخام«وایس» به مقام قضاوت سخنان رییسجمهور کشورمان بر آمدهاند و آشکار اعلام میکنند:«احمدینژاد هنگامی که از محو اسراییل سخن گفت، سخنانش علیه یهودیان نبود، بلکه علیه اسراییل جنبش غیرقانونی و نامشروع صهیونیسم و دولتی اشغالگر و غیراخلاقی بود.» اما جرا دولتهای غربی این بازی را شروع کردند و در واقع پشت این سناریون چه اهدافی نهفته است. از آن جا که شرح سناریوی طراحی شده غرب با چاشنی و بهانه اظهارات احمدینژاد در یک ستون مشکل و چه بسا غیرممکن به نظر میآید، فهرست وار به اهداف طراحان این سناریو اشاره میشود:
1- شاید بزرگترین هدف غرب از شروع جنگ روانی بر علیه تهران، بسترسازی جهت اجلاس ماه نوامبر شورای حکام آژانس انرژی هستهای بود. غرب به ویژه سه کشور اروپایی و آمریکا عملاً در اجلاس سپتامبر (شهریور) فضایی به وجود آوردند تا جمهوری اسلامی از خواسته به حق خود که همانان شروع فعالیت هستهای بود، صرفنظر کند هر چند بخشی از همگرایی در آن اجلاس حاصل شد ولی موضعگیری کشورهایی مثل روسیه پس از اجلاس و تهدید غرب به این که در صورت ارجاع پرونده هستهای از قطعنامه شورا حمایت نخواهد کرد، دولتهای آمریکا و سه کشور اروپایی را نگران کرده بود. لذا به نظر میرسد بخش زیادی از فضاسازی رسانهای در مقابل اظهرات احمدینژاد با هدف ایجاد همگرایی بیشتر جامعه جهانی برای فشار به جمهوری اسلامی در پرونده هستهای است.
2- تحت تاثیر قرار دادن حرکت عمومی و خود جوش ملتهای مسلمان در روز جهانی قدس.
3- سرپوش گذاشتن برتحرکات خرابکارانهای که اخیراً انگلیسیها در مناطق جنوبی کشورمان انجام دادند و موجب و اکنش مقامات رسمی کشورمان گردید.
4- واکنش در مقابل رفتار ایران نسبت به کشورهایی که در اجلاس سپتامبر (شهریور) موضع خصمانه گرفته بودند (انگلیس، کرهجنوبی، جمهوری چک و...)
5- تست کردن دستگاه دیپلمات کشور پس از رفتاری که در زمینه مبادلات تجاری با برخی کشورها به جهت زیرپا گذاشتن حقوق هستهای ابران اتخاذ کرده بودند. آنها به دنبال آن بودند تا مطمئن شوند آیا در مقابل یک آزمون سخت، جمهوری اسلامی ازاستراتژی اصولی خود عقبنشینی خواهد کرد و یا بر مواضع خود پافشاری میکند.
6- پیوند دادن دو جریان در دو منطقه جغرافیایی متفاوت دست داشتن سوریه متحد دیرینه ایران در ترور رفیق حریری نخستوزیر لبنان و حمایت جمهوری اسلامی از جریانهای به اصطلاح تروریستی و مخالف با رژیم اشغالگر قدس.