محمد مهدوی
اینک که نسل جوان کشور، همراه و همگام با سایر اقشار جامعه، فردی خدمتگزار و تحصیلکرده را برای ریاست جمهوری برگزیدهاند، چه خوب است منتخب مردم چند نکته زیر را مورد توجه قرار دهد.
1- از وزرای جوانتر و خوشفکرتر و صاحب اندیشه و فرهیخته استفاده کنید و عملاً شیوههای گذشته انتخاب را منسوخ نمائید.
2- همان دلیل یا دلایلی که ایجاب میکرد تاکنون در رأس وزارتخانهای چون بهداشت و درمان، همیشه یک پزشک با تحصیلات دکترای تخصصی و یا فوق تخصص باشد، باید در رأس وزارتخانهای چون آموزش و پرورش که دهها بلکه صدها نفر با مدرک دکترا در آن مشغول انجام وظیفه هستند، شخصی دلسوز و متعهد با مدرک دکترا قرار گیرد تا اولاً کسانی که با عالیترین درجات تحصیلی در زیر مجموعه وزارت تحت امر او انجام وظیفه مینمایند، احساس حقارت نکنند و ثانیاً این قدرت، فرهیختگی و صلابت را داشته باشد که شیوهها و مسئولین ناکارآمد گذشته را با شهامت کنارزده و طرحهای نو و انسانهای مسئولیتپذیر را جایگزین کند.
لازم به یادآوری است که به دلیل خطوربطها و رابطههای دوستانه یا نسبتهای فامیلی که میان مدیران کل سازمانهای آموزش و پرورش و افراد وزارتخانهها تاکنون بوده بعضاً دیده شده است که وزیر با تغییر کابینه تغییر یافته اما مدیر کل شهرستان یا مسئول ناحیه یا منطقه که چهار سال با ضعف مدیریت به همه ارکان سازمان خلل وارد کرده و مجدداً چهار یا هشت سال دیگر به کار خود ادامه دادهاند، به طوری که در بعضی موارد امید به اصلاح و تغییر و تحول به کلی از بین رفته است.
3- وزیری را برای آموزش و پرورش انتخاب کنید که کار کوچکسازی وزارتخانه و دوایر تابعه آن را به طور جدی دنبال کند. اطاقهای فراوانی، مسئولیتهای اسمی، آمارهای کمفائده یا بیفائده نه تنها مشکلی را از این مجموعه حل نکرده است، بلکه بار مالی آن حقوق بسیاری از معلمان را تضییع کرده است.
4- وزیری را برگزینید که به بازنشستگان این نهاد بیش از شاغلین توجه کند، چرا باید کسی که 30 سال یا بیشتر رنج تربیت و تعلیم فرزندان این مرز و بوم را به جان خریدهاند و بر بسیاری از مسئولین کنونی حق تعلیم دارد، با موی سپید و تنی رنجور با چند عروس و داماد و فرزنده و نوه و... نتواند یک زندگی عادی آبرومند داشته باشد؟!!
برای شاغل با توجه به جوانتر بودن امکان فعالیتهای جانبی و کسب درآمد اضافی وجود دارد، اما بازنشسته که دستش از همهجا کوتاه است همواره مورد بیتوجهی و بیمهری و این دور از انصاف است.
5- لازم نیست وزیری که خصوصاً برای آموزش و پرورش انتخاب میشود، سابقه وزارت یا معاونت داشته باشد. اتفاقاً بهتر است نداشته باشد، تجربه به دست آمدنی است، اما جربزه و جرأت توانایی و ایستایی در برابر جریانهای مردی، مردانگی و قاطعیت میطلبد که در همه کس و همه جا نیست.
6- نه تنها شما و نه تنها وزیر انتخابی شما بلکه هیچ کس نمیتواند فیالمثل یکصد هزار تومان را بین 10 میلیون نفر تقسیم کند، به طوری که همه در رفاه و آبرومندی زندگی کنند. پس لازم است شخصی را انتخاب کنید که نظیر ابتکاراتی را که شما در مسئولیت قبلی به خرج میدادهاید، بتواند به منصه ظهور و بروز درآورد.
در 30 - 40 سال پیش وقتی در نقطهای از شهر مسجدی بنا میشد افرادی هزینه آن را به عهده میگرفتند. آنها که میمردند، هزینه بلاتکلیف میماند. اخیراً رسم شده هر کجا مسجدی میسازند، در کنار آن چند مغازه میسازند از درآمد فروش یا اجاره مغازهها هزینههای مسجد را برای همیشه تأمین میکنند.
آموزش و پرورش در شهرهای بزرگ در بهترین نقاط تجاری مدرسه ملکی دارد. ضمن این که مناطق به علت ازدحام و حاشیه خیابان بودن محلهای مناسبی برای محیط آموزشی نیستند. در عین حال سرمایههای ارزنده بالقوهای هستند که با تغییر کاربری به راحتی میتوانند پاسخگویی بخشهای عمدهای از هزینههای آموزش و پرورش برای همیشه باشند و آموزش و پرورش را از معضل کسر بودجه برهانند.
از شما چه پنهان چند سال قبل اینجانب چنین پیشنهادی را مطرح نمودم و از طریق یکی از نمایندگان شهرمان در مجلس شورای اسلامی پیگیری کردم و نهایتاً پس از مکاتبات متعدد و پس از چندین ماه مکاتبه و پیگیری رونوشتی از پاسخ مدیرکل سازمان آموزش و پرورش «قبلی و فعلی» شهر با امضاء ایشان به دستم رسید که در آن با کمال بیادبی نوشته بود مثل چنین پیشنهادی قبل هم مطرح شده (خودمان میدانستیم) به علت عدم امکان «تغییر کاربری» عملی نمیباشد!
7- وزیری را انتخاب کنید که حضور و جایگزینیاش از طریق تحولاتی که ایجاد میکند، در تمام سطوح محسوس باشد و نه فقط نام و امضاء نامهها و بخشنامهها جابجا شود.
8- وزیری را انتخاب کنید که از خود آموزش و پرورش برای خودش درآمد بتراشد و معلم را از هر جهت تأمین کند و قاطعانه و با شدت هرچه تمامتر معلم را از شغل دوم و سوم و... منع نماید تا معلم در کلاس تمرکز داشته باشد.
9- از وزیر انتخابی بخواهید یک دفتر حقوقی با عنوان «رسیدگی به مظالم» با حضور دو قاضی متعهد و فرهیخته در هر سازمانی از شهرستانها دایر کند. واقعاً به ظلمها و تعدیهایی که به معلم میشود، رسیدگی شود تا معلم احساس پشتگرمی و امنیت شغلی کند و نه مثل دفتر رسیدگی به شکایات فعلی که صرفاً جنبه تشریفاتی دارد. دفتر فوق باید مستقل باشد، در حدی که اگر مشخص شد مدیرکل مقصر بوده تغییرش دهد. واقعاً مایه تأسف است که اینجانب در طول بیش از 30 سال خدمت در آموزش و پرورش و تحمل سختیها و ظلمها و تبعیضهای فراوان.