تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۱۸۰۷۰۶
از نهضت مشروطه تا انقلاب اسلامی

 دکترحمیدرضا صفاکیش
در پی سال ها تلاش و کوشش جامعه ایران و رهبران مذهبی و سیاسی کشور سرانجام با پیروزی نهضت مشروطه عمر سلطنت مطلقه در تاریخ ایران به پایان رسید و برای دوره ای از تاریخ معاصر ایران مردم حق حاکمیت بر سرنوشت خویش را از طریق ارسال نمایندگان خویش به مجلس پیدا کردند.
این دوران اگرچه به درازا نکشید و به زودی در قالب نظام مشروطه بازهم در شکل سلطه استبدادی تجدید حیات پیدا کرد، اما ثمرات فکری و اجتماعی آن در آفرینش نگرش مردم به حقوق خویش مثل حاکمیت مردم آزادی خواهی، عدالت جویی ماندگار شد.
انقلاب و نهضت را علمای دینی و روشنفکران با همدلی و همسویی مردم آغاز کردند و مجلس هم با فرمان مظفر الدین شاه مشغول بکار شد ولی این مجلس متعلق به انقلابیون نبود بلکه تریبون آن در دست نااهلان و غرب زدگان و از راه رسیدگان افتاد و مشکل از همین جا شروع شد.
مجلس محل قانونگذاری است آن هم قوانینی گرفته شده از متن انقلاب و همراه با سازوکارهای فرهنگی منطبق با اسلام نه دیکته ای نوشته شده از غرب یا شرق.
متاسفانه در تاریخ همیشه بسیاری از کارهایی که امروز مورد تایید نیست چه بسا فردا مورد تایید قرار می گیرد. با همین منطق تنظیم و تدوین قانون اساسی که خواسته انقلابیون بود و برای آن خونها ریخته شده بود بعلت عدم آشنایی مجاهدین پاک نهاد بدست شاهزادگان و اعیان و تحصیلکرده های فرنگی مآب می افتد فلان الدوله ها و فلان السلطنه ها و فلان الملک ها خود را وارد گود می کنند.
مردم هم که خیلی تلاش و مجاهدت کرده بودند خسته شده بودند اگرچه متعهدین و متدینین بتلاش شبانه روزی خود ادامه میدادند ولی چون برخی مردم از ظرفیت و آمادگی لازم برای رسیدن به قله های رفیع برخوردار نیستند و شاید هم با رویت دست آوردهای غرب و تبلیغات مسموم ماموران غرب زده و روشنکفرنماها یا ارایه روزنامه ها و مجلات و زخم زبان ها دچار تزلزل و تحت تاثیر احساسات قرار کرفته فاصله عمیق بین آنها و اهدافشان ایجاد شده بود.
از طرفی بین نمایندگان ملت و شاه و دربار نیز روی تدوین قانون اساسی و متن های قرائت شده اختلاف اساسی بود چون قانون اساسی گرفته شده از فرانسه و اتریش و بلژیک بود وهمین اختلافات هیچ وقت نگذاشت تا قانون اساسی بطور کامل اجرا شود.
چیزی که در آن زمان هم متاسفانه مثل امروز بازار گرم داشت بیان عنوانها و الفاظ فریبنده ای چون اصلاحات- توسعه- عدالت- شورا- آزادی و غیره بود که عبارات حقی بود اما در کام باطل بسیاری از روشنفکران و خودفروشان و وطن فروشان که با القای این کلمات روی افراد ساده لوح و احساساتی اثر گذاشته باعوامفریبی آنها را به طرف لامذهبی بی دینی که همزمان با لائیک شدن اروپا مطرح بود گسیل می داشتند تاریخ انقلاب مشروطیت و اسلام و روحانیت متحجر و جامد و تاریخ مصرف گذشته قلمداد کرده در مقابل اعتقاد به آزادی مطلق و رواج منکرات و مسکرات و مخدرات را مجاز حجاب را مکشوف و شریعت را منسوخ و قرآن را محجور می دانستند به گفته شهید فضل الله نوری همه می دانید که دین اسلام کاملترین دین و خود قائم به دستورات شورا و عدالت و انصاف است حالا چه شده که سودای عدالت ما می باید از پاریس و نسخه شورای ما از انگلیس برسد.
دشمنان روحانیت و نهضت مردمی مشروطه عموماً محصلینی بودند که به خارج از کشور جهت تحصیل اعزام شده بودند و با دیدن آب و رنگ و لعاب فرنگ از نوک پا تا فرق سر غرب زده و شیفته بیگانه شده بودند جامعه سنتی و مذهبی ما را در راستا و تمدن لجام گسیخته غرب قرار می دهند و تمام ساختارهای ذهنی جامعه را به لرزده درآورده نهضت را دچار بحران و شک و تردید نموده حملات نابخردانه خود را به ستون خیمه روحانیت که رکن اصلی انقلاب است وارد می سازند.
از طرفی در حوزه اقتصادی نیز سرمایه کشور زیر نظر روس ها اداره می شد بورژوازی وابسته به خارج بیشترین لطمه را به اقتصاد مملکت وارد می ساخت چنانکه در بافت اجتماعی بین تجار یک عده تجارت سنتی می کنند و از طرف روسیه عنوان ملک التجار می گیرند تحت حمایت روس بچه های اینها می روند سن پترزبورگ تحصیل می کنند می شوند روشنفکر و فیلسوف تابع روس یک عده هم واسطه فروش کالاهای روس می شوند.
در بافت زندگی روستایی هم بخشش های بی رویه زمین به خان سالارها و شاهزاده و غیره نظم بافت ارباب و رعیتی را دستخوش تغییرات قرار می دهد این تحولات منفی و این تغییرات به گوش دولت می رسد دولت به فکر وزارتخانه می افتد عشایر واکنش نشان می دهند و این واکنش باعث جابجایی عشایر و دلسردی کشاورزان می گردد.
احاطه سیاستهای خارجی بر سلاطین قاجار:
قدرت امپراطوری روسیه در تضمین عهدنامه ترکمن چای سلسله قاجار را حفظ می کرد هرچند که این خاندان خود گیج بود و نمی دانست چه می کند و به کجا می رود اما با انقراض امپراطوری تزار روسیه به سیاست انگلیس اجازه داد تا همانطور که لرد لرزن سیاستمدار این کشور گفته (در حقیقت واقع امر این است که ایران بایستی همیشه مقدرات و سرنوشت خویش را با کمک و مساعدت ما تعیین کند) خوب شما ببینید شرایط و موقعیت حساس ایران، بی کفایتی زمامداران و نفوذ کامل سیاست خارجی و بی خبری سلاطین قاجار پیوسته این فرصت را فراهم می ساخت که ایران در معرض تجزیه قرارگیرد و در فرصت های مناسب قسمت هایی از آن جداگردد.
تاریخ سیاسی معاصر ایران صفحات بسیاری از مداخله نامشروع اروپا بخصوص همسایه شمالی و جنوبی با درجات مختلف دارد. به یادداشت شخصی ناصرالدین شاه مراجعه می کنیم این عبارت را می بینیم.
(می خواهم به شمال مملکت بروم سفیر انگلیس اعتراض می کند. می خواهم به جنوب بروم سفیر روس اعتراض می کند ای مرده شور این مملکت را ببرد که شاه آن حق ندارد به شمال یا جنوب کشورش مسافرت نماید.)
دخالت بیگانگان حتی در امور شخصی شاه هم دیده می شود سیاست دو کشور همسایه اگر بهم نزدیک می شد مشترکاً علیه ما اقدام می کردند و قراردادی نظیر عهدنامه 1907 را امضاء می نمودند و اگر یکی رو به ضعف می گذاشت آن دیگری بطور کامل تسلط پیدا می کرد و قراردادی مثل قرارداد 1919 جلوه گر می گردید سالهای بین 1907 (بلافاصله پس از مشروطیت) تا 1921 (1299تا کودتای رضاخان) سالهای تعیین سرنوشت است.
کوشش روسیه و انگلیس برای تسلط به ایران به دنبال استقرار رژیم مشروطه به مدت کوتاهی تشدید می یابد، پاره ای از مورخین عقیده دارند اگر دو رویداد بزرگ تاریخی یعنی جنگ جهانی اول و انقلاب روسیه انجام نمی گرفت ایران بطور قطع استقلالش را از دست داده بود.
پیشروان انقلاب مشروطیت با تصویب متمم قانون اساسی تصور کردند مسائل انقلاب تماماً حاصل شده است و به همین جهت در فکر تداوم انقلاب نبودند در صورتیکه امپریالیست های روسیه تزاری انگلیس و آلمان برای هدف های استعماری خود با نهضت های مردمی و از جمله مشروطیت دشمنی داشتند دائماً در فکر دسیسه و توطئه بودندروسیه تزاری مخالفت خود را علناً ابراز می داشت ولی انگلیس نقاب نیرنگ طرفداری از انقلاب مشروطیت را به چهره داشت و هر دو در سالهای اول انقلاب مشروطه به مداخله مسلحانه در ایران دست زدند بعنوان نمونه هجوم قوای انگلیس به جزیره «هنگام» در سواحل جنوبی ایران مقارن مشروطیت و دخالت علنی همین دولت در سیستان و بلوچستان را می توان نام برد.
مقدمات انعقاد قرارداد 1907:
روسیه تزاری که از مستبدین حمایت می کرد محمدعلی میرزا را به تعطیل مشروطیت تشویق می کرد ولی بعلت شکست از ژاپن وقوع انقلاب 1905 دخالت شدید نداشت و به طور کلی ضعف آن در این تاریخ مانع از دخالت نظامی به نفع استبداد بود. نفوذ سیاسی و اقتصادی آلمان هم در سالهای انقلاب مشروطیت ظاهر گردید. ورود کالاهای آلمانی گسترش یافت بندری را درخلیج فارس اجاره کردند و راه مستقیمی را از هامبورگ تا این بندر درنظر گرفتند و مدرسه آلمانی تأسیس کردند ولی برای تسلط گروه متحد آلمان بر ایران ترکان عثمانی در اواخر (1905) نواحی شمال ایران و اطراف دریاچه ارومیه را اشغال نمودند.
همین وضع باعث گردید که انگلیس ها و روس ها موافقت نامه اوت 1907 را در مورد تقسیم مناطق نفوذ خود را درایران و افغانستان و تبت منعقد نمایند و این در حالی انجام می گرفت که نمایندگان دوره اول مجلس شورا در بهار آزادی آن مشروطیت تلاش می کردند تا ترتیبی بدهند دست قدرتهای استعماری از این سرزمین کوتاه گردد.
ائتلاف دو قدرت روس و انگلیس دو قدرت رقیب ایران را به سه نقطه تقسیم کرد. منطقه شمال تحت تسلط روسیه، منطقه جنوب تحت اختیار انگلیس و منطقه مرکز که بیطرف می ماند. با این پیمان و این تقسیم یک کشور مستقل بوسیله دو قدرت متجاوز هدف چپاول و غارت رسمی قرار گرفت بعد نیز این حرکت متوجه مشروطیت بود که تازه بعد از مبارزات طولانی پا گرفته بود و این حاکی از این واقعیت بود که هردو دولت هدف واحدی را تعقیب می کند و حمایت ظاهری انگلیس از مشروطه خواهان فقط بخاطر تضعیف دربار سلطنتی ایران بود که نفوذ روس بر آن حاکم گشته بود بهرحال انعقاد موافقت نامه 1907 در زمان اولین دوره مجلس شورا مردم را در سراسر ایران به هیجان آورد و اعتراض ازهرسو بلند شد دولت ایران اعلام کرد این موافقت نامه را به رسمیت نمی شناسد و مجلس هم به مخالفت با آن قیام کرد. درنهایت باید گفت اگرچه بررسی تاریخ مشروطه و تحولات آن یکی از عبرتهای مهم تاریخ کشورمان است اما اختلاف بین علما اعتماد به عوامل بیگانه و صاحبان افکار منحرف و تساهل در برابر نفوذ آنان در بین صفوف انقلابیون باعث شد که حاصل همه تلاشهای علما و مردم و انقلابیون آن شود که حکومتی نظیر پهلوی پنجاه سال بر ایران حاکم شود.
حکومتی که تلاش کرد بار بر جای مانده قاجار را در برقراری تسلط بیگانه بر کشور اسلامی ایران بر دوش گیرد و با روش های مدرن آن را به سرانجام برساند.
ما می خواستیم سرکه تهیه کنیم شراب به دست آمد این گفته منسوب به یکی از علمای مبارز نهضت مشروطیت است که پشیمانی او را از این محصول نشان می دهد.
اگرچه مشروطه یک تحول بود و حکومت بدون مجلس و تشکیلات دولتی را که شاه در آن همه کاره بود به یک حکومت دارای مجلس و تشکیلات مشورتی و دولتی تبدیل کرد،ابتر ماندن همه تلاش ها به علت آنچه که گفته شد سبب شد که مجلس شورا و سنای دوره پهلوی به ابزاری برای قانونی کردن اقدامات بیگانه و استبداد و مبارزه با دین تبدیل شود.