تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۱۸۰۷۲۱

 ابراهیم حاجی محمدزاده
تا قبل از جنگ تمام عیار اسرائیل و حزب الله در لبنان تقریباً تمامی تهاجم های برق آسا و چند روزه رژیم صهیونیستی از سناریوی واحدی پیروی می کرد. این سناریو که همواره تضمین کننده منافع آمریکا و اسرائیل بود با بهره گیری از چهار بن بست در خاورمیانه پایه ریزی گردیده بود.
بن بست اول
اسرائیل در مقابل خود در خاورمیانه حکمرانانی را می دید که اکثریت آنان بعلت وابستگی های گوناگون خلأ دوری از مردم را با وابستگی هر چه بیشتر به آمریکا و غرب جبران می نمودند. بنابراین چراغ سبز آمریکا برای تجاوزات اسرائیل در منطقه بهمراه خود تضمین همراهی وابستگان به شیطان بزرگ در اشکال گوناگون نظیر عدم تحرک و موضع یکپارچه سران عرب در مقابل اسرائیل و عدم تعهد به جنگ دراز مدت و عجله در قبول آتش بس و قبول قطعنامه های تنظیم شده به نفع اسرائیل را بدنبال داشت. مردم و امت اسلامی خاورمیانه نیز علی رغم غلیان و تزاید تنفر و انزجار نسبت به آمریکا و اسرائیل بعلت در دست نداشتن فرماندهی جنگ علیه اسرائیل چاره ای جز قبول شکست تحمیلی طرح ریزی شده تیم آمریکا، اسرائیل و سران وابسته عربی را نداشتند.
بن بست دوم
تبلیغ شکست ناپذیری اسرائیل با تکیه بر ایجاد وحشت از ماشین جنگی چهارمین ارتش مجهز دنیا و کمک های بی دریغ تدارکاتی و نظامی نامحدود آمریکا و متحدانش بهمراه در اختیار گرفتن آخرین اطلاعات جاسوسی سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و غرب موجب موفقیت تهاجم اولیه اسرائیل به مراکز نظامی، فرودگاهها و محل استقرار هواپیماهای جنگی و نیروهای نظامی در ساعات اولیه تهاجم می شد و درصد قابل توجهی از توان جنگی کشورهای عربی را خنثی می نمود و از همان آغاز جنگ تخم یأس و نا امیدی از مقاومت را در دل حاکمان و فرماندهان ارتش های عربی می پاشید.
بن بست سوم
با بهره گیری از دو بن بست فوق، آمریکا و اسرائیل سعی می نمودند به مجرد دست یافتن به هدف های از قبل تعیین شده با صحنه گردانی متحدانشان و هیاهوی رسانه های جمعی جهانی در خدمت صهیونیزم و فعال شدن دیپلماسی آمریکا، آتش بس تحمیلی مورد پسند اسرائیل را بر اکثریت حاکمان منتظر عنایت شیطان بزرگ فراهم آورند و با هزاران منت کشورهای مورد تهاجم و سران ترسوی خاورمیانه را در بن بست آتش بس گرفتار نمایند.
بن بست چهارم
با پادرمیانی متحدان آمریکا و تصویب قطعنامه های تحمیلی و برآورده شدن اهداف کوتاه مدت و دراز مدت صهیونیست ها در منطقه، اسرائیل با کمترین هزینه و حداقل تلفات و خسارات ناشی از جنگ رعب و وحشت و توهم شکست ناپذیری خود را القاء می کرد و با همراهی آمریکاشرایط مقتضی برای عملیات بعدی را فراهم می آورد.
در چند سال اخیر مقاومت حماس در سرزمین های اشغالی و مبارزین حزب الله در اراضی اشغالی لبنان موجب عقب افتادن تجاوزات زنجیره ای اسرائیل گردید.
امروزه همه کارشناسان نظامی اذعان دارند که وسعت و طول نبرد اسرائیل با حزب الله گستردگی و ددمنشی صهیونیست ها در تخریب لبنان و قتل عام مردم، پشتیبانی آمریکا از جنایات فوق تصور ارتش اسرائیل و اعلام طرح خاورمیانه جدید از طرف خانم رایس و سکوت مرگبار وابستگان به شیطان بزرگ در خاورمیانه، همه و همه نشان از طرح ریزی و تحمیل جنگی حساب شده به منظور حذف حزب الله در لبنان بوده است.
توانایی شگرف حزب الله در صحنه عمل که نشان از آمادگی قبلی برای رودرروئی با اسرائیل بود و اطلاعات وسیع حزب الله از سرزمین های اشغالی این حدس را تقویت می نماید که حزب الله با اطلاع از آماده شدن اسرائیل، با پیشدستی در جنگ، بهره گیری اسرائیل از اصل غافل گیری و آمادگی صددرصد برای حمله را خنثی نموده و در مقابل با استفاده از نقاط ضعف اسرائیل و با اعتقاد به پوشالی بودن ادعای شکست ناپذیری اسرائیل در تمامی زمینه های نظامی و اطلاعاتی که بارها آنرا در ضربه زدن به اسرائیل تجربه نموده بودند شکست بزرگ اخیر را به رژیم صهیونیستی تحمیل کرده است. لذا از مدت ها قبل در مرز لبنان در مقابل چشمان سازمان های اطلاعاتی موساد و سیا و... اقدام به تعبیه سنگرها و امکانات موردنیاز یک نبرد درازمدت می نماید و در عمل برخلاف گذشته حزب الله با انتخاب زمان و منطقه نبرد از اصل غافلگیری به نفع خود بهره میگیرد و برای اولین بار با محروم نمودن اسرائیل از ثمرات چهار بن بست فوق و با زمین گیر نمودن دشمن در سرزمین از قبل آماده شده برای دفاع و آمادگی تکنیکی و استتار در منطقه برای موشک باران تأسیسات اسرائیل و شهرهای اشغالی در پاسخگوئی بمباران شهرها و روستاهای لبنان، طعم تلخ تجاوز را به کام شهروندان اسرائیلی بی انگیزه و ترسو می چشاند و تبعات روانی و اقتصادی جنگ طلبی را در جلوی چشمانشان به نمایش می گذارد. مقاومت حزب الله در صحنه جنگ با ناکام گذاشتن طرح تهاجم از قبل برنامه ریزی شده اسرائیل و عدم پیشروی دشمن صهیونیستی و تحمیل تلفات غیرقابل تصور در قلب سرزمین های اشغالی و تأسیسات و شهرهای آنان موجب گردید تا تمامی سران لبنان دفاع از حزب الله را بعنوان تنها راه مقابله با تهاجم بپذیرند. و با پرهیز از قبول خانم رایس برای ایجاد زمینه بن بست های موردنیاز اسرائیل در جنگ عملا دست آمریکا را از تحمیل آتش بس قطع نمایند.
سران وابسته به خاورمیانه نیز که قبلا فرماندهی جنگ را بعهده داشتند اینبار پس از به ثمر رسیدن مقاومت با قبول رهبری حزب الله و سیدحسن نصرالله لنگ لنگان خود را در مسیر جریانی که دیگر بهیچ وجه در آن نقشی ندارند یدک می کشند.
قراردادن اسرائیل در مقابل امت اسلامی تکرار اشتباهی است که قبلا آمریکا در ایران و عراق مرتکب آن شده بود. رهبری امام در انقلاب اسلامی و در صحنه نگهداشتن مردم ایران موجب شد حمایت همه جانبه از شاه و رژیم وابسته به او توسط آمریکا و متحدانش، رفته رفته به حمایت مشروط آمریکا از شاه تبدیل شود و در نهایت با دستور فرار شاه و مزدوران وابسته به او از ایران و پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا مجبور گردید بدون هیچ حکومت حائلی بصورت رودررو و مستقیم در مقابل مردم قرار گیرد و نزدیک به یک ربع قرن از تبعات شکست مواجهه با مردم در ایران و جهان ضربه پذیر گردد.
در عراق نیز در جریان جنگ تحمیلی صدام و رژیم وابسته به او از حمایت نامحدود و همه جانبه آمریکا و متحدانش بهره میبرد. ولی بعلت شکست های متعدد صدام در جنگ تحمیلی و عدم تحقق توطئه های آمریکا در جنگ، صدام نیز مشمول حمایت های مشروط آمریکا قرار گرفت. و سپس در جریان عقب نشینی ارتش صدام از کویت و اشغال عراق توسط آمریکا و متحدانش آمریکا مصمم بود که در همان اشغال اول عراق صدام و حزب بعث را از میان بردارد ولی شورش مردم عراق، و آزادشدن شهرها یکی پس از دیگری و عدم توانائی مقابله با این شورش های مردمی، شیطان بزرگ را مجبور نمود با ابقاء و حمایت مشروط از صدام و حزب بعث دست صدام و حزب بعث را در جنایات و سرکوب بازنماید و حذف صدام را به زمانی دیگر موکول نماید. و این مهم در هجوم دوم آمریکا تحقق یافت. اینبار صدام و رژیم بعثی بمانند شاه و ساواک از صحنه خارج شدند. و مردم عراق با تکیه بر آگاهی از جنایات آمریکا و متحدانش در دنیای کنونی به رهبری روحانیت متعهد شیعه بدون هیچگونه نظام حائل به مخالفت علنی با آمریکا برخاستند و علی رغم میل استراتژیست های نئوجمهوری خواه برای تسلط همه جانبه بر عراق و ثروت های آن به مدت حداقل بیست سال برنامه ریزی کرده بودند. امروز در جستجوی مفری هستند تا از باتلاق مواجه با خشم ملت عراق فرار کنند.
در لبنان نیز با برنامه ریزی های گسترده قبلی برای نابودی حزب الله، آمریکا برای اولین بار اسرائیل را نه در مقابل حاکمان خاورمیانه و ارتش های آنان بلکه در مقابل ایمان امت حزب الله قرار داد و تجربه ناموفق ایران و عراق تکرار گردید.
بدون شک شکسته شدن ابهت اسرائیل در منطقه و قبول شکست در مقابل حزب الله- حتی از زبان سران نظامی اسرائیل- آمریکا و سرمایه داران صهیونیست را که به خط قرمز نابودی منافع خود در خاورمیانه نزدیک شده اند مجبور به حمایت مشروط از اسرائیل می کند و با مقاومت گسترده تر مردم خاورمیانه به رهبری ایران و حزب الله رژیم اسرائیل به سرنوشت محتوم رژیم شاه و صدام گرفتار خواهد شد.
امام خمینی که صریحاً در وصیت نامه سیاسی و الهی خویش میفرمایند «وصیت سیاسی و الهی این جانب اختصاص به ملت عظیم الشأن ایران ندارد بلکه توصیه به جمیع ملل اسلامی و مظلومان جهان از هر ملت و مذهب می باشد» خطاب به ملت ها این روزها را پیش بینی کرده و فرموده بود؛
«ملت ما. بلکه ملت های اسلامی و مستعضفان جهان مفتخرند به این که دشمنان آنان که دشمنان خدای بزرگ و قرآن کریم و اسلام عزیزند، درندگانی هستند که از هیچ جنایت و خیانتی برای مقاصد شوم جنایتکارانه خود دست نمی کشند و برای رسیدن به ریاست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمی شناسند در رأس آنان آمریکا این تروریست بد ذات دولتی است که سرتاسرجهان را به آتش کشیده و هم پیمان او صهیونیست جهانی است که برای رسیدن به مطامع خود جنایاتی مرتکب می شود که قلم ها از نوشتن و زبان از گفتن آن شرم دارد و خیال ابلهانه اسرائیل بزرگ آنان را به هر جنایتی می کشاند.» 1
و خطاب به مسئولان نظام اسلامی می فرمایند:
«مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت- ارواحنا فداه : است... من بار دیگر از مسئولان بالای نظام جمهوری اسلامی می خواهم که از هیچ کس و از هیچ چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشاء سرمایه داری غرب و تجاوز کمونیزم نکشند که ما هنوز در قدم های اول مبارزه جهانی خود علیه غرب و شرقیم» 2
و امروز همه شواهد حکایت از آن دارند که اسرائیل در آغاز خط پایان خود قرار دارد.