تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۱۸۰۹۳۷
ترجمه: مانیا عرشی مقدمه: هفته گذشته کنفرانس بین‌المللی لندن در مورد بازسازی افغانستان با حضور نمایندگان 60 کشور و چندین نهاد بین‌المللی از جمله بانک جهانی برگزار شد. در این کنفرانس در مورد مسائل مختلفی از جمله کشت خشخاش در افغانستان گفت‌و‌گو شد. اگر چه حدود پنج سال از سقوط طالبان می‌گذرد، اما آن‌گونه که در مطلب حاضر می‌آید، میزان کشت خشخاش در افغانستان نه تنها کاهش نیافته، بلکه چندین برابر افزایش هم یافته است. در دوره طالبان و پیش از آن گفته می‌شد چون یک دولت مرکزی قوی در افغانستان حاکم نیست، حکمرانان محلی برای به دست آوردن پول در این کشور، خشخاش می‌کارند. در آن موقع ادعا می‌شد که افغانستان «یک دولت ناکام» است. به این معنا که گروه‌های محلی امور خود را اداره می‌کنند و این خودمختاری باعث عدم اجرای قانون می‌شود. یکی از اهداف حمله آمریکا به افغانستان تبدیل دولت ناکام این کشور به یک «دولت موفق» بود. به رغم حضور نظامیان آمریکا و نیروهای ایساف در افغانستان، آمارهای سازمان ملل حکایت از آن دارد که «امنیت» تنها در بعد نظامی و سیاسی آن خلاصه شده است. برای نمونه در افغانستان پیش از هر چیزی برقراری امنیت و انتخابات ارجحیت دارد. نتیجه این وضعیت گسترش روزافزون تولید موادمخدر در افغانستان است. متاسفانه ایران بزرگترین قربانی این ماجراست. ایران برای قاچاقچیان، کوتاه‌ترین راه برای عبور موادمخدر است. آنچه در افغانستان برای غرب، یک مساله امنیتی محسوب نمی‌شود، برای ایران یک عامل مهم امنیت‌زدا به حساب می‌آید. با این مقدمه گزارش حاضر را با هم می‌خوانیم:

در ژوئن سال 1906 «چارلز هنری برنت» اولین اسقف پروتستان کلیسای اپیسکوپال فیلیپین و مخالف جدی تجارت تریاک، نامه‌ای خطاب به «تئودور روزولت» رئیس‌جمهور آمریکا نوشت و از وی خواست تا کنفرانسی بین‌المللی برای تقویت اقدامات ضدتریاک در چین برگزار کند.
این کنفرانس در سال 1909 در شانگهای برگزار شد. با گذشت بیش از یک‌صد سال از نامه اسقف برنت، ممانعت جهانی تریاک و سایر موادمخدر به طور عمده ناکام مانده است که این امر به رغم بیش از سی سال «جنگ علیه موادمخدر» می‌باشد که این جنگ در سال 1971 توسط دولت «ریچارد نیکسون» رئیس‌جمهور آمریکا آغاز شد. البته ممکن است دلیل ناکامی، همین جنگ سی‌ ساله باشد.
این همان مساله‌ای بود که در کنفرانس «تولید موادمخدر و ثبات دولتی» که اخیرا در پاریس برگزار شد مورد تاکید قرار گرفت. «آلفرد مک‌کوی» پروفسور تاریخ دانشگاه ویسکانسین و نویسنده «سیاست هروئین: همدستی سیا در تجارت جهانی موادمخدر» در این کنفرانس تشریح کرد که بعد از پنج جنگ در سی سال با هزینه 150 میلیارددلار واشنگتن با افزایش پنج برابری در ذخیره تریاک غیرقانونی دنیا مواجه شده است. این ذخیره از هزار تن در سال 1970 به حدود 5 تا 6 هزار تن در اواسط دهه اول 2000 میلادی افزایش یافته است.
این امر در اوایل 2005 با اعلام بخش موادمخدر و جرائم سازمان ملل (UNODC) مبنی بر اینکه افغانستان هنوز هم اولین کشور تولیدکننده تریاک غیرقانونی است، مشخص شد. این ناکامی به رغم تلاش‌های توسعه، اقدامات نابودی مواد مخدر و دستاوردهای گسترده در مقوله دموکراسی و دولت‌سازی در کشور افغانستان رخ داده است.
همان‌گونه که خیلی از ناظران و تحلیل‌گران گفته‌اند خطر موجود برای افغانستان این است که یک سرکوبی گسترده یا برنامه نابودی در فقدان ارتقای روش‌های امرار معاش گسترده، اقتصاد روستایی شکننده و حساس را مورد آسیب قرار دهد، در میان‌مدت غیرموثر ظاهر شود و مانع راه‌حل‌های عملی برای بحران افغانستان شود.
«دوریس بودنبرگ» رئیس UNODC در افغانستان در مصاحبه‌ای در سال 2004 گفت: «نابودی موادمخدر معمولا موجب کاهش دائمی محصولات خشخاش نمی‌شود و تلاشی کوتاه‌مدت است که تاثیری اندک دارد. همچنین این اقدام عملا موجب افزایش قیمت‌ها می‌شود. همانطور که ما در دوره طالبان شاهد بوده‌ایم ممنوعیت یک ساله کشت خشخاش و تریاک موجب افزایش بی‌رویه قیمت‌ها در سال بعد شد و برای کشاورزان کشت این محصول جذاب‌تر از همیشه شد.»
ولی در دسامبر سال 2005 تنها چند هفته بعد از اعلام بزرگترین کاهش در کشت تریاک در یک سال در افغانستان نشانه‌هایی از امکان افزایش کشت در سال بعد در بعضی مناطق نمایان شد که بخشی از آن به دلیل فشار بر کشاورزان برای تولید خشخاش و نگرانی آنها از وضعیت معیشتی بود که این امر موجب شد اعلام موفقیت در کاهش کشت در افغانستان غیرممکن شود.
در چنین حالتی می‌توان گفت، هم نابودی و هم تولید در حل مشکل تریاک در افغانستان ناکام مانده است، چون نابودی بدون تولید موجب تخریب بیشتر وضعیت معیشتی کشاورزان تولیدکننده تریاک می‌شد و اجرای تولید با راههای اقتصادی کافی و اراده سیاسی نیز دور از ذهن به نظر می‌رسد، ولی پیشنهاد نسبتاً جدید، اما غیرواقعی آشکار شد: دادن مجوز استفاده از تریاک به افغانستان برای تولید مورفین در بخش‌های دارویی و امور پزشکی.
پیشنهاد «شورای نسلیس» مرکز مطالعاتی بین‌المللی سیاست موادمخدر مستقر در پاریس که به نظر خیلی‌ها یک راه‌حل موثر محسوب می‌شود شامل صدور مجوز برای تبدیل تریاک افغانستان به داروهای مجاز مثل مورفین و کدئین به صورتی است که به نیاز مبرم کاهش بارز تولید و تجارت تریاک افغانستان به طور غیرقانونی پاسخ دهد، ولی همچنین راهی برای غلبه در کمبود جهانی شاخص داروهای مشتق از تریاک مثل مورفین و کدئین باشد که این کمبود در دنیای روبه توسعه به شدت بارز است.
به هر حال این پیشنهاد بر پایه فرضیه‌های غلط یا غیردقیق در دو جنبه پایه‌ریزی شده است: توجه به بازار جهانی از یک طرف و جوامع کشت تریاک محلی و ملی از طرف دیگر.
تامین و درخواست داروهای مسکن مخدر
بر اساس شورای کنترل عصبی بین‌المللی (INCB) که مسوول آزمایش مسائل بنیادی معمولی تاثیرگذار بر ذخیره و درخواست موادمخدر مورد استفاده برای اهداف پزشکی است، ذخیره چنین موادمخدری برای سال‌ها در سطحی بیشتر از درخواست جهانی بوده است.
در واقع در حالی که این مواد بیش از مقدار کافی برای پاسخگویی به نیاز جهانی در یک سال بوده، ولی INCB حتی پیشنهاد کاهش تولید موادمخدر را ارائه کرده است، به هر حال INCB تاکید می‌کند که مصرف پایین داروهای مسکن مخدر برای دردهای شدید و معمولی خصوصا در کشورهای توسعه‌یافته بسیار نگران‌کننده است.
در سال 2003 شش کشور، 79 درصد مورفین جهانی را مصرف کردند در حالی که کشورهای در حال توسعه که 80 درصد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند تنها در حدود 6 درصد مورفین مصرف کردند: بنابراین از نظر INCB ضرورت این مساله بیش از آن است که تصور می‌شود و باید این مساله به طور جدی مورد بررسی قرار گیرد و افزایش تولید قانونی مورفین دارویی در کشورهایی مثل افغانستان راه‌حل مساله نیست. این مساله زمانی به راحتی قابل درک است که که یک نفر درمی‌یابد که اکثر دولت‌های دنیا به فرم پرسشی INCB، درباره نیازهای دارویی پاسخ نداده‌اند و اطلاعات در مورد نیمی از نیازهای مردم دنیا کافی نیست.
ولی بعید به نظر می‌رسد سطوح روبه افزایش تولید مورفین چه با صدور مجوز تولید تریاک در افغانستان یا افزایش دسترسی تولیدکنندگان فعلی، مصرف دارویی مورفین یا کدئین را در دنیا افزایش دهند.
پیشنهاد سازمان بهداشت جهانی (WHO) مبنی بر اینکه مورفین و کدئین به عنوان داروی مسکن استفاده شود نیز با موانع مختلفی مواجه است که مربوط به ذخایر آن نیست و به اعتیاد موادمخدر و تبدیل موادمخدر، قوانین محدودکننده، واردات ناکافی یا تولید مربوط می‌شود، ولی نقایص در سیستم‌های ملی بهداشتی، آموزش اندک و غیره تاثیر زیادی در این امر دارند.
البته درخواست برای داروهای مخدر جدید همچنین به اهمیت داروهای معمولی یا تولیدی با توجه به سنت‌ها و باورهای محلی مربوط است. به عنوان مثال بر اساس آمار WHO در چین آمادگی‌های سنتی و باورهای دارویی قدیمی 30 تا 50 درصد کل مصرف دارویی را تشکیل می‌دهد، در حالی که در آفریقا بیش از 80 درصد جمعیت برای اقدامات اولیه بهداشتی از داروی سنتی استفاده می‌کنند.
بنابراین مشخص است که مصرف دارویی موادمخدر جهان چندان به ذخایر یا خواسته‌ها وابسته نیست، همان‌طور که شورای سنلیس اعلام و تاکید کرد در سال 2002، 77 درصد مورفین دنیا توسط هفت کشور ثروتمند مصرف شده است: آمریکا، انگلیس، ایتالیا، استرالیا، فرانسه، اسپانیا و ژاپن، ولی بر اساس آمار رسمی در این کشورها تنها 24 درصد نیاز دارویی برآورده شده است. این واقعیت که مصرف دارویی مواد مخدر حتی در کشورهای ثروتمند پایین است، نشان می‌دهد که مصرف مسکن‌های مخدر با عواملی پیچیده‌تر از بازار فروش تعیین می‌شود.
تولید غیرقانونی تریاک در هند در مقابل افغانستان
از آنجایی که افغانستان و زارعان تریاک آن در حال حاضر مدنظر هستند، بعید به نظر می‌رسد که صدور مجوز ذخایر غیرقانونی تریاک از لحاظ اقتصادی به توسعه کمک کند.
اول از همه، مهم این است که درک کنیم در حالی که کشت تریاک برای استفاده دارویی بر عهده 12 کشور (استرالیا، چین، جمهوری‌چک، فرانسه، مجارستان، هند، ژاپن، اسلوواکی، اسپانیا، مقدونیه، ترکیه و انگلیس) است، تنها کشور هند شیرابه قابل تزریق به خون تولید می‌کند که از کپسول‌های خشخاش مشتق می‌شود. یازده کشور دیگر برای تولید نی خشخاش و تولید مغزی نی خشخاش با روش مکانیزه جدید، به کشت خشخاش می‌پردازند.
از طرف دیگر، چون برداشت تریاک یک روال طولانی و کسل‌کننده است به نیروی کار متعدد و ارزان قیمت نیازمند است که در صورت به صرفه بودن روند تولید مورفین و تریاک از لحاظ اقتصادی جوابگو خواهد بود. به همین دلیل و همچنین به دلیل توافقات بین‌المللی ناشی از نقش اقتصاد تریاک در گذشته استعماری، تریاک تنها به طور قانونی در هند تولید می‌شود.
البته از آنجایی که 12 کشور مواد خام تریاک برای ساخت کدئین، مورفین و تبائین تولید کرده‌اند و به طور ویژه تمرکز آلکالوئیدها در مزارع تریاک را افزایش داده‌اند، INCB با توجه به کنوانسیون موادمخدر عصبی در سال 1961 تمایل دارد که بر سایت‌های ذخیره‌سازی مواد نظارت کند تا از تبدیل این محصولات و ارائه محصولات مذکور به بازار غیرقانونی ممانعت به عمل آورد. انحراف از بازار قانونی به غیرقانونی با تریاک خیلی راحت‌تر از نی خشخاش انجام می‌شود و وضعیت هند مثالی از این امر است.
در هند تولید قانونی تریاک در سایت‌های منتخب در «مادیا پرادش» و «راجستان» انجام می‌شود. دولت مرکزی هند حداقل کیفیت محصول (MQY) تریاک را بر اساس بازده محصولات گزارش شده توسط کشاورزان در سالهای قبل تعیین می‌کند. در سال 2005 – 2004 در سطح 8770 هکتار زیر کشت MQY، تولید 58 کیلوگرم در هکتار در مادیاپرادش و راجستان و 49 کیلوگرم در اوتارپرادش لازم بود تا کشاورزان بتوانند در سال 2006 – 2005 مجوز کشت تریاک را به دست آورند.
برای کشاورزان یک مجوز برای تولید موادمخدر صادر می‌شود و کل تریاک تولید شده کشاورزان تنها به وسیله سازمان مرکزی مواد روانگردان به قیمتی که دولت مرکزی تعیین می‌کند، خریداری می‌شود. قیمت خریداری به میزان محصول بستگی دارد و کشاورزانی که تریاک بیشتری تولید می‌کنند محصولات خود را به نرخ بالاتری می‌فروشند: در سال 2005 – 2004 حداقل قیمت پرداخت شده برای هر کیلو 17 دلار برای محصولات بیش از 44 کیلوگرم در هکتار بود. حداکثر قیمت نیز در حدود 500 دلار برای بازده بیش از صد کیلوگرم در هکتار بود. میانگین بازده ملی 56 کیلوگرم در هکتار بود و این محصول با قیمتی در حدود 260 دلار خریداری شد.
به هر حال باید در نظر گرفت که برای ممناعت از انحراف محصول به بازار غیرقانونی در سال 2005 – 2004 حداکثر منطقه تحت مجوز برای کشت خشخاش 10 درصد هکتار بود. بنابراین، حداکثر درآمد کشاورزان هند از تولید قانونی تریاک محدود به قیمت‌های تعیین شده و مناطق تحت کشت توسط هر کدام از آنهاست.
با توجه به نرخ‌های پایین خرید تریاک از کشاورزان هندی، بعید به نظر نمی‌رسد که محصول به بازار غیرقانونی راه یابد که در آن محصول به قیمتی حدود چهار تا پنج برابر حداقل قیمت دولت به فروش می‌رسد و هیچ تخمین دقیقی در این‌باره وجود ندارد.
این یک واقعیت است دولت مرکزی MQY را بالا می‌برد و قیمت رسمی پرداخت شده به کشاورزان به روشنی برای ممانعت از تبدیل بخشی از محصول به تریاک غیرقانونی کافی نیست. لازم به ذکر است که CBN اخیرا کنترل خود بر کشت تریاک و ارسال آن به بازار غیرقانونی را تشدید کرده و میزان سطح زیر کشت تحت مجوز و تعداد کشاورزان مورد اعتماد را کاهش داده است. سطح زیر کشت از 141/21 هکتار در سال 2004 – 2003 به 8771 در سال 2005 – 2004 رسیده و تعداد کشاورزان نیز در همین دوره از 105697 به 87682 نفر کاهش یافته است.
نقایص صدور مجوز تریاک در افغانستان
پیشنهاد مجوز تریاک در افغانستان یک سوال مهم ایجاد می‌کند: آیا نرخ‌های پرداخت شده به کشاورزان آنقدر بالا خواهد بود که درآمدی کافی برای آنها ایجاد کرده و توسعه اقتصاد روستایی را میسر کند و در عین حال مانع از ارسال محصول قانونی به بازار غیرقانونی شود؟ در افغانستان، نرخ‌های تریاک در دهه گذشته به شدت متفاوت بوده و میزان آن از 23 تا 350 دلار برای هر کیلوگرم تریاک تازه در زمان برداشت متفاوت بوده است. در سال 2005 میانگین نرخ هز مزرعه در زمان برداشت 102 دلار برای هر کیلو بوده است (میانگین بازده: 39 کیلو در هکتار) و 309 هزار خانواده یا حدود دو میلیون نفر (7/8 درصد کل جمعیت) در کشت تریاک دست داشته‌اند که در این میان کارگران روزمزد درنظر گرفته نشده‌اند.
چنین قیمت‌هایی که خیلی دور از تمایل آنها است ولی به آنها اجازه می‌دهد از فقر رهایی یابند، تنها باید با نرخ‌های هند مقایسه شود تا درک کنیم تولید قانونی تریاک در افغانستان نمی‌تواند با تولید غیرقانونی رقابت کند و بیشتر کشاورزان باید تولید تریاک را متوقف کرده و در عین حال سایرین شاهد افت درآمد خواهند بود. با درنظر گرفتن قدرت و صلابت محدود مقامات دولت افغانستان، تبدیل بازار قانونی به غیرقانونی اجتناب‌ناپذیر است و قطعا خیلی بیشتر از نسبت‌های بالای هند خواهد بود. از آن مهم‌تر، صدور مجوز برای تولید تریاک در افغانستان بهتر از حذف یا توسعه جایگزین برای ریشه‌کن کردن تولید غیرقانونی تریاک نیست و بنابراین نمی‌تواند هدف جامعه بین‌الملل را که سرکوبی تولید غیرقانونی تریاک است، برآورده کند اگر جایگزینی محصول در دهه‌های گذشته ناکام بوده، چرا جایگزینی تولید غیرقانونی تریاک با تولید قانونی با کاهش درآمد کشاورزان و لحاظ نکردن عوامل ساختاری و روی آوردن به تولید غیرقانونی می‌تواند موثر واقع شود؟
درک این مساله اهمیت زیادی دارد که برخلاف اظهاراتی که اکثرا بیان شده، تولید تریاک بیشتر نتیجه بی‌ثباتی، بی‌قانونی و فقری است که در افغانستان ریشه دارد. تولید تریاک به روشنی از فقر و بی‌غذایی دائمی است که از افغانستان تا میانمار و لائوس شیوع دارد که مکانیسم و استراتژی معیشتی و ناامنی در آن جریان دارد. تولید تریاک یک عنصر مهم در استراتژی‌های معیشتی بخشی از جمعیت روستایی افغانستان است و نه تنها به آنها منبع درآمد می‌دهد، بلکه امکان دسترسی به اعتبار و زمین را نیز برای آنان فراهم می‌کند. بنابراین فقر و نقایص سیستم‌های اداره افغانستان خیلی پیش از تولید تریاک مشکل‌ساز است و باید برطرف شود.
باید وضعیت معیشتی به گونه‌ای ارتقا یابد که اهداف مقابله با موادمخدر به استراتژی‌ها و برنامه‌های توسعه ملی تبدیل شود که این امر تنها با در نظر گرفتن دلایل کشت تریاک و تولید غیرقانونی تریاک امکان‌پذیر است.