* جشن پیروزی شما بسیار عظیم بود. در آن شب دهها هزار نفر، شاید هم صدها هزار تن حضور داشتند و همه چیز یادآور تظاهراتهای حمایتآمیز از آلنده در 1970 بود. رویای آنها، رویای مردم در خیابان، انقلابی سوسیالیستی و صلحآمیز بود. رویای شما چیست؟
** رویای من؟ گشایش دریچههای تازه... فرصتهای جدید و برابر... برای همه مردان، زنان و کودکان. رویای من کشوری است که در مسیر توسعه اقتصادی است. کشوری که در آن اقتصاد وسیلهای برای گسترش شادی و عدالت و برابری است. رویای من کشوری است که انسانگرایی در آن کلمه مهمی است. جایی که در آن مردم ارزشمندند.
* شما در سخنرانی پیروزیتان اعلام کردید: به خاطر اینکه من قربانی نفرت بودم، زندگیم را وقف تبدیل نفرت به تساهل، درک متقابل و حتی عشق کردم. شما به عنوان رئیسجهور برای رواج تساهل و درک متقابل میان شکنجهشدگان و شکنجهگران دوره پینوشه چه سیاستی را دنبال میکنید؟
** من این را تازه شروع نکردهام. زمانی که وزیردفاع شدم حرکتم را آغاز کردم و تا پایان عمر ادامه خواهم داد. من میخواهم جامعهمان را بر مبنای تحمل، درک تفاوتها، اتحاد و عدم تبعیض بنا کنیم. وقتی من از عشق صحبت میکنم، وقتی من از واژگون کردن نفرت حرف میزنم، تنها آشتی و مصالحه منظورم نیست. در اسپانیایی به آن میگوییم: reencuentro. منظورم آشتی نیست.
* چیزی مثل دوباره گرد هم آمدن؟
** بله. چیزی شبیه این. چون آشتی به بخشایش مربوط است و عملی است کاملا شخصی. بعضی مردم میبخشند و بعضی نمیبخشند. به خاطر همین است که میگویم ما باید روند آشتی را – بگذارید از کلمه آشتی استفاده کنم – بین مردمی که قربانی بودند و آنهایی که مسوول آن کارها تلقی میشوند، پیش ببریم.
* میخواهم کمی در مورد وضعیت خودتان صحبت کنیم. برای شما محاکمه آنان که با شما و مادرتان بدرفتاری کردند و مسوول مرگ پدرتان هستند، مهم است؟ آیا اصلا شکنجهگران شما تا به حال محاکمه شدهاند؟
** بعضی از آنها، نه همهشان. به خاطر اینکه چشمانمان را بسته بودند و نمیتوانستیم اشخاص را تشخیص دهیم. اما من به این به عنوان مساله شخصی نگاه نمیکنم، این مهم است که عدالت اجرا شود. دادگاههایی که برگزار میشود نشانه همین هدف است. در دولت من سه اصل مهم اجرا خواهد شد: حقیقت، عدالت و غرامت برای تمام قربانیان و خانوادههای آنان. ما در این مسیر گام برمیداریم و من تمام تلاشم را خواهم کرد.
* هیچ معافیت از مجازاتی در کار نیست.
** نه! من پزشک هستم و میدانم که زخم وقتی درمان میشود که کاملا پاک شده باشد. اگر زخمتان آلوده باشد هیچگاه التیام نمییابد.
* فکر میکنید آگوستو پینوشه هیچگاه محاکمه خواهد شد؟
** بله، ما چندین مرحله دادرسی انجام دادهایم و...
* تحقیق؟
** بله. من عقیده مشخصی در اینباره ابراز نمیکنم تا در روند محاکمات تاثیر نگذارم. مهم این است که دستگاه قضایی کار خود را میکند.
* برایم خیلی جالب بود که دیدم در شب جشن پیروزی شما تعداد زیادی از مردم به من میگفتند که برای ما این واقعیت ارزشمند است که دکتر باچلت خواهان بخشش است. شما بسیار رنج کشیدهاید و دوست ندارید در اینباره صحبت کنید. مادرتان 6 روز تمام در اتاقکی کوچک اسیر بود. و پدر شما زیر شکنجه جان داد. او به شما نامههایی نوشته که مطمئنم غمگینترین نامههایی است که میشود تصور کرد. نامههایی از آنچه که بر او رفت.
** درست است...
* چگونه به امکان گرد هم آمدن ملت خوشبین هستید؟
** اگر بخواهم صادق باشم باید بگویم لحظاتی در زندگیم بوده که از خشم و شاید از نفرت آکنده شدهام. نفرت را شک دارم، اما در مورد خشم مطمئنم. اما وقتی شما به یک عقیده میرسید همه چیز عوض میشود شما نمیتوانید با دیگران آن کاری را کنید که معتقدید هیچکس با دیگری نباید انجام دهد. زندگی برایم مهم است و نه هر نوع زندگی. چگونگی زندگی کردن بسیار مهم است و نه هر نوع زندگی کردن بسیار مهم است. شاید درکش کمی سخت باشد. اما آنچه که بر من گذشته نه فقط از لحاظ عقلانی، که از لحاظ حسی مرا به این اعتقاد راسخ رسانده است.
* اعتقاد راسخ؟
** بله. اعتقاد راسخ. به اینکه ما باید تمام تلاشمان را بکنیم تا بتوانیم کشورمان را به جایی برسانیم که نسلهای آینده طوری زندگی نکنند که ما مجبور بودیم زندگی کنیم.
* شما از شکنجه زیاد سخن میگویید. به عنوان پزشکی که به درمان قربانیان شکنجه میپرداخته و حالا رئیسجمهور شیلی شده، دوست ندارید سخنگوی بینالمللی برای محکومیت و جلوگیری از شکنجه باشید؟
** شیلیاییها سیاست خارجی روشنی در اینباره اتخاذ کردهاند. ما همیشه ترویجدهنده بزرگ حقوق بشر در سراسر دنیا خواهیم بود. ما جهانی را میخواهیم که در آن حقوق بشر محترم شناخته شود.
* راجع به ایالات متحده چه احساسی دارید؟ شما کودکیتان را در آنجا گذراندهاید، قربانی حکومت پینوشه هستید. ایالات متحده برای سرنگونی دولت آلنده پول خرج کرد و نیرو فرستاد. آنها با پلیس مخفی زمان پینوشه روابط گرمی داشتند. احساستان نسبت به ایالات متحده چیست؟
** قبل از همه چیز باید بگویم که اولین برخوردم با آمریکا در 12 سالگی بود. پدرم به خاطر ماموریتی از سوی نیروی هوایی باید به واشنگتن میرفت. در آنجا واقعا شگفتزده شدم وقتی فهمیدم در آمریکا کسی از شیلی چیزی نمیداند. آنها فکر میکردند ما در چادرهای سرخپوستی زندگی میکنیم. برایم خیلی عجیب بود که کشوری به این بزرگی و قدرت چیز زیادی درباره کشورها نمیداند. البته آنجا زندگی شگفتآوری داشتم. دوستان خوبی پیدا کردم و از رفتن به کتابخانههای عمومی لذت میبردم. تمام کتابهای خانم ام. لوئیس. الکوت را خواندم. میدانید که؛ "زنان کوچک" و بقیه. من در آنجا واقعا شاد بودم.
* هیچ ناخشنودی از بابت تجربه آلنده احساس نمیکردید؟
** من از مردم صحبت میکردم و فکر میکنم که مردم همیشه در تمام طول تاریخ و در هر کشوری شگفتآور هستند. من فکر میکنم که بزرگترین مشکل این است که ما دوباره در اصول جنگ سرد گرفتار شدهایم. فکر میکنم نباید بگذاریم نگاهمان دوباره آنگونه شود. به خاطر جنگ سرد آن بلا را بر سر رژیم آلنده آورند. جدال با کمونیسم و این چیزها...
* منظورتان این است که دولت نیکسون شیلی را معضلی کمونیستی میدید؟
** بله. در دورهای طولانی در طول تاریخ بشر ما به خاطر رنگ پوست آدمها جهان را تقسیم کردهایم. من فکر میکنم زندگی پیچیدهتر از این حرفها باشد. کشورهای آمریکای لاتین تهدید بزرگی محسوب میشوند. اما آن تهدیدات فقر است؛ نبود اتحاد میان مردمی است که از کشورشان منفعتی نمیبرند، مثل بومیان. نکته مهم اینجاست که ما نباید از اشخاص یا دولتها چهرهای شیطانی درست کنیم. کشورهای بزرگ همیشه به ما به عنوان دردسر نگاه میکنند. آنها به فرصتهای بزرگی که در کشورهای ما وجود دارد بیتوجهند.
* البته شیلی کشوری جالب توجه است. شما حزب سوسیالیستی دارید که بیش از دیگر احزاب سوسیالیست به تجارت آزاد معتقد است. این چگونه رخ داده است؟ چرا حزب شما با دیگر احزاب آمریکای لاتین متفاوت است؟
** شاید به خاطر اینکه شیلی شمار عظیمی تبعیدی داشت. عده زیادی از ما در اروپا زندگی میکردند.
* شما در اروپای شرقی هم زندگی کردهاید. تجربیات آنجا روی عقاید اقتصادیتان موثر بوده است؟
** من متوجه شدم چگونه میتوان به توسعه رسید و فهمیدم مدلی اقتصادی که انعطافپذیر باشد و آزادی بیشتری بدهد، موفقتر است. و دلیل دیگر این است که شیلی دهه 70 با شیلی دهه 90 متفاوت است. ما باید آزادی را دوباره زنده کنیم. حالا دموکراسی از همه چیز مهمتر است. نهادهای مدنی باید دوباره قدرتمند شوند.
* آیا شما خودتان را به مورالس در بولیوی و چاوز در ونزوئلا شبیه میدانید؟ میدانید که رسانههای آمریکایی شما را جزو جریان قدرت گرفتن دستچپیها در آمریکای لاتین میدانند. چه پاسخی به آنها میدهید؟
** کلیشهسازی را دوست ندارم. من به چیزی اعتقاد دارم که مخصوص خودم است و تلاشم را برای رسیدن به اهدافم انجام خواهم داد و به تعهداتم که در جریان مبارزات انتخاباتی اعلام کردم پایبند خواهم ماند.
* شما میگویید که با آنها فرق ندارید؟
** منظورم این است که علاقهای به نگاه من فرق دارم؟ من شبیه دیگریام؟ ندارم. من با تمام رهبران دنیا همکاری میکنم تا برای کشورهایمان به نتایج خوبی برسیم.