صدام گمان میکرد که با یک مملکت آشفته که منزوی شده است و همه دولتها پشت به او کردهاند یا او را در فشار اقتصادی گذاشتهاند طرف شده است و ما نه قوای نظامی داریم و نه انتظامی داریم و نه ساز و برگ جهاد و جنگ. او همچو گمان کرد و گمان میکرد با چند ساعت تهران را هم فتح خواهد کرد. او غافل از خدا بود.
دولت جابر صدام و بعث ناگهان بدون هیچ مقدمه حمله کرده است به ایران از طرف دریا و از طرف هوا، از طرف زمین و بدون اینکه دولت متوجه بشود بعضی از بلاد ایران را غصب کرده است و بعضی از سرزمین ها. آن روزی که مطلع شد ایران، جلویش را گرفت و بحمدالله به قدری صدمه بر او وارد کرده است و بر جنود او وارد کرده است که برگرداندن به اصل اول محتاج به سالهای طولانی است و این هجوم ناجوانمردانه، کشور عراق را به تباهی کشاند و میکشاند و سرمایههایی که باید صرف بشود در راه ترویج اسلام، اینها را صرف کردهاند در راه جنگ. ما بادی به جنگ نبودیم و نیستیم، لکن اگر تعدی بکند دهان او را خرد میکنیم. ابتدا از آنها بوده است و لهذا در مملکت ما این واقعه واقع شده است، اگر ما بادی بودیم، خوب بود اول ما رفته باشیم یکی از دهات آنجا را گرفته باشیم و آنها آمده باشند و ما را عقب زده باشند.
از اول هم که (صدام) وارد این هجوم شد، بازیش دادند و بزرگ منشی خودش به اصطلاح و بلندبینی خودش به اصطلاح و آن حب شیطانی نفسانی خودش هم بود. آمریکا هم بازیش داد که ایران دیگر چیزی ندارد، خوب ارتشش که از بین رفت و پاسدارها هم که چیزی نیستند و دیگر مردم هم که اصلا کاری به این حرفها ندارند، تو بیا برو ایران را بگیر، نفت ایران مال تو، وقتی شد، چه خواهی کرد، چه خواهی شد، منطقه را تو بگیر، همه منطقه مال تو، یک همچو حرفهایی زدند و کلاه سرش گذاشتند، این بدبخت هم از آنها گول خورد و حمله کرد به ایران و هیچ یک از اینها ایران را نمیشناختند، یعنی ایران را خیال میکردند مثل زمان سابق است.
جنگ ما دفاع است، هجوم نیست و جنگ دفاعی از تکلیفهای شرعی و وجدانی و نفسانی همه است.
و ما ایستادهایم در مقابل دفاع از کشور خودمان و دفاع از اسلام عزیز در مقابل هر مهاجم. مهاجم میخواهد ابر قدرت باشد، میخواهد قدرت کم، فرقی در نظر ما نیست. ما واجب است برایمان دفاع کنیم از نوامیس اسلام و نوامیس خودمان و دفاع کنیم از کشور اسلامی خودمان و تا مادامی که در حال دفاع هستیم، با هر قدرتی که بخواهد هجمه بکند بر ما، مقابله میکنیم و هیچ هراس نداریم.
تکلیف ما این است که از اسلام صیانت کنیم و حفظ کنیم اسلام را، کشته بشویم تکلیف را عمل کردیم، بکشیم هم تکلیف را عمل کردیم. این همان منطقی است که ما در اول هم که با این رژیم فاسد پهلوی مخالفت میکردیم منطق ما همین بود منطق این نبود که ما حتما باید پیش ببریم، منطق این بود که برای اسلام مشکلات پیدا شده است، احکام اسلام دارد از بین میرود، مظاهر اسلام دارد از بین میرود و ما مکلفیم که به واسطه قدرتی که هر چه قدرت داریم مکلفیم که با آنها مقابله کنیم، کشته هم بشویم اهمیتی ندارد. بکشیم هم که انشاءالله موفق خواهیم شد به جنت و به بهشت انشاءالله. شما هیچ وقت از هیچ چیز هراس نداشته باشید. شما برای حفظ اسلام دارید جنگ میکنید و او برای نابودی اسلام. الان اسلام به تمامه در مقابل کفر واقع شده است و شما باید از اسلام پایداری کنید و حمایت کنید و دفاع کنید. دفاع یک امر واجبی است بر همه کس، بر هر کس که هر مقدار قدرت دارد باید دفاع بکند از اسلام.
ما هیچ وقت سر دعوا با کسی نداشتیم، ما برای حفظ اسلام دفاع باید بکنیم، برای حفظ مملکت اسلامی دفاع باید بکنیم. او حمله کرده است و آمده است و شهرهای ما را گرفته است و خرابکاری دارد میکند، بر همه ما واجب است که این شر را از سر مسلمانها دفع کنیم. ما وارد کشور آنها نشدیم که ما مجرم باشیم، آنها مجرمند که وارد شدند، یک کسی، دزدی میآید منزل یک کسی، اگر این دزد را دفعش کنند، دزد تقصیر کار است یا آن که دفع کرده؟ صاحبخانه که تقصیر ندارد، دزد آمده این هم باید دفعش کند. حتی اگر به کشتن او هم منجر بشود باید دفعش بکند، مجرم اوست...
اینهایی که به سرحدات حمله میکنند به ما، ولو فرض کنید که مسلمان هستند، لکن چون حمله کردند دفاع واجب است و کشتن آنها تا دفعشان واجب است. نه اینکه ما سر جنگی داریم، ما میخواهیم عالم در صلح باشد. ما میخواهیم همه مردم، همه مسلمین و غیر مسلمین همه در صلح و صفا باشند، لکن معنایش این نیست که اگر یک کسی بخواهد بریزد در منزل یک کسی و تعدی کند، ما بگوئیم که سر صلح داشته باشید و تن بدهید به ظلم. نه، همانطوری که ظلم حرام است، انظلام و تن دادن به ظلم هم حرام است. دفاع از ناموس مسلمین و جان مسلمین و مال مسلمین و کشور مسلمین یکی از واجبات است. ما داریم به این واجب عمل میکنیم، کشور ما دارد به این واجب عمل میکند.
ما میل داریم همه صلح و صفا باشد. همه عالم در صلح و صفا باشند. ما اگر قدرت داشتیم، اصلا باروت را از بین میبردیم و قوای منفجره را از بین میبردیم که اقلا خالی بشود از این جنایت ها. ما نمیخواهیم با کسی دعوا بکنیم، نه با عراق دعوا داریم و نه با فرض کنید جاهای دیگر دعوائی نداریم، آنها دعوا دارند، وقتی دعوا دارند تو دهنی میخورند و خوردند،حالا هم از هر جائی هم همچو چیزی پیدا بشود همین مردمند و همین پاسداران هستند و همین ارتش است و همین جوانهای زن و مردما، از هر جا تعدی بشود تو دهنی میخورند.
ما که اسلام را خواستیم و میخواهیم، اسلام اجازه نمیدهد که ما تعدی کنیم به یک کشوری، لکن فرموده است که اگر به شما تعدی کردند، بزنید تو دهنشان، اگر یک دستهای از مسلمین را، در جنگهای سابق این هست، اگر یک دستهای از مسلمین را کفار سپر قرار دادند، فرض کنید که عراق فاسد یک دستهای از مسلمین بیگناه را سپر قرار داد و پشت آنها ایستاد که بریزد ایران را بگیرد، بر ما واجب است که مسلمان و غیرمسلمانش را بکشیم. مسلمانها شهید هستند و به بهشت میروند و کافرهایش کافرند و به جهنم، دفاع واجب است.
امروز که ما باز برای دفاع از کشور خودمان و دفاع از ملت مظلوم خودمان وارد شدیم در عراق، برای اینکه نگذاریم هر روز آبادان و اهواز و آنجاها مورد حمله آنها واقع بشود و مورد توپهای دوربرد آنها و موشکهای آنها باشد و میخواهیم اینها را به حدی برسانیم که نتوانند این کار را بکنند و این یک دفاعی است که ما میکنیم باز تمام مطبوعات و تمام رادیوها یا محکوم میکنند ما را و یا فریاد میزنند که برای منطقه خطر است. تحریک میکنند کشورهای منطقه را. وارد شدن ما در عراق نه برای این بوده است که ما عراق را میخواهیم تصاحب کنیم یا بصره را، ما وطنمان بصره و شام نیست ما وطنمان اسلام است ما تابع احکام اسلام هستیم. اسلام به ما اجازه نمیدهد که یک کشور مسلمی را ما تحت سلطه قرار بدهیم و ما نخواهیم هیچ وقت، توجه به این نخواهیم پیدا کرد.
اینها با کمک رادیوهای بیگانه تبلیغ میکنند که ایران میخواهد کشورهای خلیج فارس را بگیرد ما همانگونه که مکرر گفتهایم، شارع مقدس به ما اجازه چنین کاری را نمیدهد، اما اینکه مسلمین از مال و نوامیس خود دفاع کنند، این را هم خدا و هم عقل و هم شرع اجازه میدهد، ما ملت مظلومی هستیم، و از شما میخواهیم در مسائل مربوط به ما تحقیق کنید.
الان بعضی از شهرهای ما و بعضی از زمینهای ما در دست دشمن است و شهرهای مرزی ما هر روز در زیر توپهای دوربرد و موشکهای دشمن است - و ما - و بر همه واجب است که دفاع کنیم ار کشور خودمان، و دفاع این است که ما دشمن را تا آنجا برسانیم و برانیم که نتواند با موشکهای خودش شهرهای ما را بکوبد، رفتن در خاک عراق نه هجمه به عراق است، دفاع از اسلام و کشور اسلامی است. نظیر اینکه اگر یک کسی در خارج منزل شما بایستد از داخل خانه خودش سنگپرانی کند و موجب خسارت جانی و مالی بشود، اگر شما وارد بشوید در منزل او، شما هجمه نکردید به او، شما میخواهید دفاع کنید از خودتان. ما هیچ وقت بنای هجوم به یک کشوری نداریم. ما بنای دفاع داریم از یک متعدی و از یک هجمهگر و از یک خدانشناس که در خارج، وقتی نتواند در داخل وارد بشود و کاری بکند، به توپهای دوربردشان و موشکها از خارج، از جاهای دور میاندازد و کشور ما را ویران میکند و عزیزان ما را میکشد. ما در حال دفاع هستیم گو که این تبلیغات خارجی میگویند که نه شما وارد شدید در کشور دیگری، از اول جنگ تا حالا که آنها وارد بودند صحبتی نبود، حرفی نبود، اشکالی نبود، نه در سازمانها و نه در رسانههای گروهی. امروز که ما برای دفاع خودمان میخواهیم این را تا جایی بیریم که نتواند به ما خسارت وارد کند، ما هجوم کردیم به عراق! طبع آنهایی که تبلیغ بر ضد اسلام میکنند همین است. بنابراین ما چون مدافع هستیم بر همه ما یک امر واجب است منتها هرکسی دفاع را به یک نحوی باید بکند.
ارتش ما و قوای مسلح ما و پاسدارهای ما و همه اینها پشتوانه شان همه ملت هست. الان شما میبینید سرتاسر مملکت ما در حال جنگند، دخترهای توی خانههایشان هم در حال جنگند، برای جنگیها دارند کار میکنند. یک همچو مملکتی که ارتشش با ملتش یک است، روسایش با دیگران برادرند، اینها همه خدمتگزار هستند نسبت به ملتشان، ملتشان از آنها پشتیبانی میکند، یک همچو ملتی از چی میترسد، و شما مطمئن باشید.
من با جرات مدعی هستم ک ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسولالله صلیالله علیه و آله و کوفه و عراق در عهد امیرالمومنین و حسینبن علی صلوات الله و سلامه علیهما میباشند. آن حجاز که در عهد رسولالله صلیالله علیه و آله مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمیکردند و با بهانههائی به جبهه نمیرفتند که خداوند تعالی در سوره توبه با آیاتی آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است. و آنقدر بایشان دروغ بستند که بحسب نقل در منبر به آنان نفرین فرمودند و آن اهل عراق و کوفه که با امیرالمومنین آنقدر بدرفتاری کردند و از اطاعتش سرباز زدند که شکایات آن حضرت از آنان در کتب نقل و تاریخ معروف است، و آن مسلمانان عراق و کوفه که با سیدالشهداء علیهالسلام آن شد که شد و آنان که در شهادت دست آلوده نکردند یا گریختند از معرکه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد. اما امروز میبینیم که ملت ایرن از قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاه و بسیج تا قوای مردمی از عشایر و داوطلبان و از قوای در جبههها و مردم پشت جبههها با کمال شوق و اشتیاق چه فداکاریها میکنند و چه حماسهها میآفرینند. و میبینیم که مردم محترم سراسر کشور چه کمکهای ارزنده میکنند. و میبینیم که بازماندگان شهدا و آسیبدیدگان جنگ و متعلقان آنان با چهرههای حماسه آفرین و گفتار و کرداری مشتاقانه و اطمینان بخش با ما و شما روبرو میشوند و اینها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است. بخداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان. در صورتیکه نه در محضر مبارک رسول اکرم صلیالله علیه و آله و سلم هستند و نه در محضر امام معصوم صلواتالله علیه. و انگیزه آنان ایمان و اطمینان به غیب است. و این رمز موفقیت و پیروزی در ابعاد مختلف است و اسلام باید افتخار کند که چنین فرزندانی تربیت نموده و ما همه مفتخریم که در چنین عصری و در پیشگاه چنین ملتی میباشیم.
در کجای دنیا شما سراغ دارید یک همچو مطلبی، یک همچو پشتیبانی مردم از حکومت، از ارتش، سراغ نداریم ما جائی در این، نظیر نداشته است این، در تاریخ هم نمیتوانید پیدا بکنید از بچههای کوچکی که ده تومان دارند میدهند برای ارتشی که آنجا، قوای مسلحهای که آنجا کار میکنند، یا آن پیرزن هشتاد سالهای که چند تا تخم مرغ دارد، این ارزش دارد، ارزش اینها زیاد است اما باید حفظ کنیم این ارزش را. پیروزی مملکت ما برای همین ارزشهاست.
ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنههای فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند. و آنانکه توان جنگ دارند در آموزش نظامی که برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی از واجبات مهم است شرکت و از محرومیتهایی که توطئه دشمنان و ناآشنایی دوستان از احکام اسلام و قرآن بر آنها بلکه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قید خرافاتی که دشمنان برای منافع خود بدست نادانان و بعضی آخوندهای بیاطلاع از مصالح مسلمین بوجود آورده بودند،خارج نمودهاند. و آنانکه توان جنگ ندارند در خدمت پشت جبهه بنحو ارزشمندی که دل ملت را از شوق و شعف بلرزه درمیآورد و دل دشمنان و جاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب میلرزاند، اشتغال دارند.
خود مردم بحمدالله حاضر هستند و ما باید از آنها تشکر کنیم و انصافا ما رهین منت این تودههای بزرگواری هستیم که همه چیزشان را میدهند و چیزی هم نمیخواهند، از آن پیرزنها که آن جیزی که در طول عمرشان تهیه کردند،حالا میآیند برای اسلام میدهند تا آن اشخاصی که قلکشان را میشکنند و پولش را درمیآورند برای اسلام میدهند، من نمیتوانم توصیف کنم از این ملت و نمیتوانم تجلیل کنم، اما واگذار میکنیم تا خدای تبارک و تعالی به آنها عنایت خاص خودش را اعطا بفرماید.
جنگ یک مسالهای بود که انسان خیال میکرد که یک هائلهای است برای ما و یک مسالهای است بسیار مهم لکن معلوم شد که منافعش بیشتر از ضررهایش بود، آن انسجامی که در اثر جنگ، بین همه قشرها پیدا شد و آن معنای روحانی و معنویای که در خود سربازان عزیز از ارتش و ژاندارمری، روحانی و سپاه پاسداران به نمایش گذاشته شد و آن روح تعاونی که در همه ملت از زن و مرد در سرتاسر کشور تحقق پیدا کرد، به دنیا فهماند که این مسالهآی که در ایران است با همه مسائل جداست. اینجا از باب اینکه اصل نهضت را خود ملت کرد و به ثمر رساندنش هم به دست خود ملت باشد، چیزهائی که بر ضد این نهضت و بر ضد این انقلاب است، باز به دست خود ملت از سر راه برداشته میشود.