تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۱۸۱۳۶۴

حسین یاری
طی سفر اخیر آقای احمدی نژاد رئیس جمهور کشورمان به نیویورک شاهد بودیم که مسئله شرایط گفتگوی ایران با ایالات متحده آمریکا بارها از سوی خبرنگاران و تحلیلگران مورد تاکید و پرسش قرار گرفت.رئیس جمهور کشورمان نیز در پاسخ به این سئوالات بر احترام متقابل و لزوم به فعلیت رسیدن آن به عنوان یکی از اصلی ترین پیش شرطهای گفتگوی طرفین تاکید نمود.واقعیت امر این است که تهران بارها مختصات میدان مذاکره با ایالات متحده و همچنین قواعد بازی طرفین در این میدان را ترسیم کرده است.در این خصوص ایالات متحده بارها سعی کرده است بارها اصل موضوع را تحریف نموده و با اعمال استراتژی همزمان تعامل و فشار به اهداف شوم خود در عرصه سیاست خارجی واشنگتن دست پیدا کند.اما تهران بارها این توطئه ها را خنثی نموده است.هم اکنون پرونده هسته ای ایران از اصلی ترین موضوعات بحث تهران و واشنگتن محسوب می شود.در این خصوص لازم است نکاتی را تشریح کنیم تا اصل مسئله مذاکرات ایران و آمریکا و شروط آن بیشتر باز شود.اولین نکته در خصوص برنامه هسته ای ایران به اصل مذاکره باز می گردد. طی سالهای اخیر طرف اصلی منازعه هسته ای ایران ،گروه1+5 بوده است.از این حیث در مخاطب شناسی هسته ای ایران، اعضای غیر دائم شورای امنیت همواره در معرض تهدید یا تطمیع اعضای دائم این شورا بوده اند.در این رفتارهای اوباما باید به شکلی کامل زیر ذه بین قرار گیرد.رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا با نگارش نامه هایی محرمانه به رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه و لولا داسیلوا رئیس جمهور برزیل از آنها خواست تا به عنوان دو کشور میانجیگر وارد معادلات هسته ای ایران و غرب شوند.با توجه به اعتماد تهران نسبت به این دو کشور،مقامات مذکور وارد کشورمان شده و بیانیه تهران در حضور عالی ترین مقامات اجرایی ایران،برزیل و ترکیه به رشته تحریر در آمد.بیانیه تهران بیش از هر چیز حسن نیت هسته ای کشورمان را در مصاف با انواع کارشکنی های سیاسی غرب مشخص می ساخت.
در حقیقت ایران حسن نیت هسته ای خود را در قالب امضای بیانیه تهران به اثبات رساند.اما هنوزچندساعت از امضای این بیانیه نگذشته بود که هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا خواستار آماده شدن و ارسال پیش نویس قطعنامه چهارم علیه ایران شد.شاید بهتر باشد در همین نقطه متوقف شویم!این همان نقطه ای است که در آن مرز شفاف سازی هسته ای و هنجار شکنی بین المللی مشخص می شود!حال نظام بین الملل خود می تواند قضاوت کند که طرف هنجار شکن و طرف صاحب حق در این میدان کیست.آیا در چنین شرایطی اساسا مذاکره و گفتگو با ایالات متحده معنا و مفهومی دارد؟
نکته قابل تامل تر اینکه حتی ایالات متحده آمریکا وقاحت را به مرحله ای رساند که در برابر برزیل و ترکیه نیز موضع گیری نموده و تا آخرین لحظات رای گیری شورای امنیت سعی کرد رای مثبت آنها را جلب نماید،اما عدم اجماع اعضای شورای امنیت در قطعنامه 1929 فرسودگی غرب در ادامه سریال بی محتوای تحریمها علیه ایران را به اثبات رساند.از آن پس،واشنگتن و اتحادیه اروپا که در اجماع اعضای شورای امنیت بر سر تحریم ایران ناکام مانده بودند با اعمال تحریمهای یکجانبه اوج خصومت خود با تهران را به نمایش گذاشتندبا توجه به این مستندات بلاانکار،آیا تهران می تواند در برابر این جریان سلطه گر بی تفاوت مانده و همچنان بدون وضع پیش شرطهای تضمین کننده و اساسی به گفتگو ها ادامه دهد؟واقعیت امر این است که تهران هیچ گاه تن به چنین مذاکره ای نخواهد داد .در چنین شرایطی مقامات آمریکایی مدام از استراتژی تعامل و فشار سخن می گویند اما این استراتژی نیز محکوم به شکست می باشد.مبانی گفتگو های بین المللی همواره بر اساس اصول انسانی و اخلاقی در جامعه بشری تعریف می شود.هنگامی که این مبانی را با اصول "سود و ضرر"کشورها تلفیق نماییم به نتایج جالب توجهی می رسیم.بر این اساس نمی توان در یک معادله دوطرفه یا چند طرفه هسته ای یک طرف را ملزم به ضرر و مکلف به پایبندی به تک تک بندها و اصول روابط بین الملل دانست و دست طرف دوم را در اعمال هرگونه قانون شکنی و زیاده خواهی و سلطه گری باز گذاشت.
متاسفانه بسیاری از کشورهای جهان در طول تاریخ پس از جنگ جهانی دوم خواسته یا ناخواسته خود را در چنین معادله ای تعریف کردند و در مقابل جریان سلطه گر تن به شکست دادند.اما سخن امروز تهران در خصوص این معادله کاملا مشخص است.تهران بر خلاف بسیاری کشورهای دیگر اصل معادله را بر هم می زند و مانع از شکل گیری آن می شود،زیرا هیچ معادله بین المللی تنها با حضور یک طرف مدعی شکل نمی گیرد!
ایران زمانی که ارکان و پیش شرطهای شکل گیری معادله را صحیح بداند وارد میدان می شود و در غیر این صورت انرژی و زمان خود را صرف ورود به چنین بازی پرهزینه ای نمی کند.این همان منطق هسته ای تهران در برابر غرب است .از سوی دیگر،فعالیتهای هسته ای صلح آمیز کشورمان متغیری وابسته به تحریمهای غرب نیست که با اعمال یا عدم اعمال آنها متوقف شده یا ادامه پیدا کند.آیا اعضای1+5 طی این مدت متوجه چنین حقیقتی نشده اند؟