قاسم روانبخش
گاهی شخصیت ها به برخی افراد اطراف خود اعتماد خاصی پیدا می کنند که به این سادگی ها قابل تغییر نیست. به عنوان مثال شهید رجایی به بهزاد نبوی علاقه و اعتماد خاصی داشت واو را همانند چشمانش دوست می داشت هم وزیر کابینه اش بود و هم سخنگوی دولت وهم نماینده ویژه ایشان در امور مهمی مثل حل مسأله گروگان ها و... . این اعتماد با تذکر دلسوزانه شخصیت هایی که خیر شهید رجایی را می خواستند، تغییر پیدا نمی کرد تا اینکه ایشان به شهادت رسید. این درحالی بود که بهزاد نبوی سابقه گروهکی و وابستگی به جریان کمونیستی داشت! اکنون هم برخی رجال سیاسی به کسانی اعتماد دارند که بسیار جای تأمل است. اعتماد آقای دکتر احمد ی نژاد به آقای مشایی هم به این سادگی ها قابل تغییر نیست.
متأسفانه برخی از کسانی که نسبت به دولت اصو لگرای دکتر احمد ی نژاد دلخوش نیستند برای مقابله با دولت دهم به دنبال سوژه ای می گردند تا با بزرگ کردن آن، هم دولت را از چشم مردم بیندازند و هم سران فتنه می خواهند افکار عمومی را از عملکرد منفی خود منحرف کنند و خطر را سخنان آقای مشایی یا شخص وی معرفی کنند. مع الا سف هرگاه مرزها شفاف می شود و مردم متوجه کانون خطر می شوند، آقای مشایی هم با دادن یک گاف یا سخنان دو پهلو خواسته یا ناخواسته افکار عمومی را از فتنه فتنه گران، به سمت خطر بزرگ موجود در نهاد ریاست جمهوری! منتقل می کند. به طوری که در هر محفل و مجمعی که باید از خطرات جدی فتنه و فتنه گران هشدار داده شود، از خطر جدی مشایی در ریاست جمهوری سخن گفته می شود!
گاهی برخی اشکالا تی که به مشایی گرفته شده، یا صحیح نبوده یا دقیق؛ مثل نقل قولی از وی نقل "محور هستی نبودن خدا" که بعداً تکذیب گردید و اینگونه اشکالا ت موجب شده که رئیس جمهور همه اشکالا ت را از این سنخ بداند.
آقای دکتر احمد ی نژاد حتماً توجه دارد که همه موارد چنین نیست، ایشان رئیس جمهور برخاسته از مردم به ویژه کسانی است که چه بسا در دشوارترین وضعیت اقتصادی شخصی خود به سر می برند، ولی به خاطر عشق به امام انقلا ب و احیای گفتمان امام و عدالت، به ایشان رای داده اند. اکنون که می شنوند دهها میلیون تومان پول مملکت به هنرپیشه معلوم الحالی که هنر او در خدمت به اسلام و انقلا ب هم نیست وام داده می شود (انشاءا... که بلا عوض نباشد) و آقای مشایی با هنرپیشه هایی مثل خانمها « م. ک » و « م. الف » دیدار رسمی می کند، در مقابل دیگران سرافکنده می شوند و جوانه امید در دلشان به زردی می گراید. شایسته است آقای رئیس جمهور در مقایسه آقای مشایی با خیل عظیم مردم، اندکی هم طرف کسانی را بگیرد که برای پیروزی او همه هستی خود را گذاشته اند و چه شایسته بود که آقای احمدی نژاد به جای توجیه عملکرد مشایی، یک بار هم به وی تذکر رسمی می داد.
و اما اظهارات مشایی درباره مدیریت پیامبران الهی. ای کاش وی وارد این عرصه ها که از حوزه تخصصی او خارج است، نمی شد و به انجام کار دفتری خود بسنده می کرد. مع الا سف راجع به مدیریت حضرت نوح گفته است زندگی نوح را پیدا کنید حضرت نوح مدیریت نکرده است ، 950 سال بوده اما مدیریت جامهع نکرد و نتوانست عدالت را برقرار نماید از این بدتر در مورد مدیریت پیامبر اسلام می گوید پیامبر هم فصل جدیدی است که باید ببینیم چقدرمدیریت کرده است اما اگر اینها مدیریت می کردند عدالت را برقرار می کردند چون عدالت پایه است اگر منظور آقای مشایی این است که پیامبران دارای مدیریت عالی بوده اند ولی شرایط و مقتضیات زمان به آنها اجازه نداد آن را پیاده کنند حرف خوب و قابل دفاعی است گرچه عبارات گویای آنم نیست ولی اگر منظور این باشد که پیامبر معصوم آن هم حضرت نوح و حضرت رسول مدیریت جامعی نداشته اند و نتوانسته اند موفق شوند حرف بسیار غلط وزشت و غیر قابل دفاعی است چراکه پیامبران الهی معصوم و کاملترین انسانه بوده اند و برای نجات بشریت فرستاده شده اند.
نکته دیگری که مشایی بر آن تاکید کرده و قبلاً هم در هفتهنامه پرتو مورد نقد جدی قرار گرفته، این است که وی گفته: «اگر امام زمان(عج) موفق میشود به توسعه عدالت در دنیا، راهش توسعه علم است. مطمئن باشید و من از سر یقین میگویم و هر کسی اختلاف دارد میتوانم با او گفتوگو کنم. هیچ راهی برای هیچ فردی، هیچ نبی و هیچ مرسلی برای تحقق عدالت وجود ندارد الا اینکه علم را بگستراند. اگر امام زمان(عج) موفق میشود به توسعه عدالت در دنیا، راهش توسعه علم است.»
البته این اولین بار نیست که آقای مشایی این سخنان را میگوید. قبلاً نیز همین حرفها را زده بود و به آن پاسخ دادیم. به راستی اگر ایشان میخواهد درباره علم و دانش و ضرورت توسعه آن سخن بگوید، میتواند به آیات و روایات زیادی که در این باره وجود دارد، مراجعه کند. تردیدی نیست که توسعه علم و دانش مطلوب است ولی ادعای انحصار تحقق عدالت به توسعه علم و دانش یک ادعای بیدلیل است. اگر این ادعا صحیح باشد و بپذیریم که در جوامع بشری هرچه علم توسعه یابد، عدالت نیز توسعه مییابد، پس جوامع غربی که مدتهاست نسبت به ما از توسعه علمی بیشتری به عدالت نزدیکترند. در این صورت باید ایشان بپذیرد که در آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان به خاطر پیشرفتهای علمیای که دارند و همچنان رو به گسترش است، عدالت حاکم است و رو به گسترش. این در حالی است که همه مردم میدانند ظالمانهترین نظامهای دنیا همین کشورهای صاحب حق وتو هستند که هم به مردم خودشان و هم به مردم و دولتهای دنیا ظلم میکنند. و باز باید بپذیرد که پیامبران خدا به این نکته العیاذ بالله توجه نداشتند که راه تحقق عدالت و توسعه آن، توسعه علم و دانش است و به همین دلیل هم مدیریتی ناموفق داشتهاند! و البته خداوند هم به این نکته توجه نداشت که به آنها گوشزد کند. ای کاش آقای مشایی قرنها پیش متولد شده بود و به پیامبران الهی هم مشورت میداد تا بشریت در مسیر تحقق عدالت این اندازه عقب نماند.
آنچه موجب تحقق عدالت میشود و پیامبر(ص) هم توانست در جامعهای جاهلی آن را پیاده کند، علم و دانش نبود ـ گرچه فیالجمله در کنار سایر علتها تاثیری داشته باشد ـ بلکه ایمان به خدا و یقین به روز قیامت و اینکه باید برای کوچکترین ظلم در پیشگاه الهی حساب پس داد در اجرای عدالت سهم بسزایی ایفا میکند و از سوی دیگر تشکیل حکومت الهی و التزام مسئولان نظام به عدالت و مقابله با ویژهخواری خود، خانواده، وابستگان و دوستانشان میتواند در توسعه عدالت نقشآفرین باشد. اگر این التزام وجود داشت، خانم هنرپیشهای به نام «ه ت» نزد آقای مشایی اینقدر ارج پیدا نمیکرد و خود وی نیز امروز رئیس دفتر رئیسجمهور نبود. امیدواریم آقای دکتر احمدینژاد که بحق رئیسجمهور ولایتمدار، ارزشی، متدین، پرکار و مردمی است و همچنان مورد علاقه مردم، نسبت به اینگونه اظهارات غیراصولی رئیس دفتر خودشان، لااقل تذکری بدهند.