تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۱۸۱۵۰۶

علیرضا سعیدآبادی ـ کارشناس ارشد روابط بین‌الملل و کارشناس حوزه فرهنگ
سناریوهای احتمالی برخورد و درگیری نظامی ایران
از تجربه درگیری نظامی ایران و عراق در هشت سال جنگ و تلاش پراکنده برخی عناصر باقی مانده حزب بعث برای قدرت یابی مجدد در آن کشور ، سابقه درگیری محدود ایران و آمریکا در اواخر دفاع مقدس ، نزاع دیپلماتیک ایران و امارات در سال 1992 و تداوم آن در سال های پس از آن ، تضاد منافع ایران و اسرائیل پس از انقلاب اسلامی و دشمنی استراتژیک آن ها ، واگرایی موجود در روابط ایران و عربستان ، وجود قابلیت های تهدیدزایی طالبان علیه ایران ، شرایط ناپایدار بین ایران و آذربایجان و برخی دیگر از کشورهای حوزه ژئوپلتیک شمالی و سایر زمینه های تهدیدزایی دیگر در محیط پیرامونی ایران سریع می گذریم و با توجه به اهمیت سه سناریوی درگیری نظامی ایران و اسرائیل و ایران و آمریکا و ایران و امارات ضمن بررسی احتمالات به استراتژی نظامی هرکدام از آنها می پردازیم.
سناریو احتمالی جنگ ایران و اسرائیل
این گزینه جنگی به لحاظ برخورداری اسرائیل از دویست کلاهک هسته ای و زرادخانه های سلاح های شیمیایی و بیولوژیک در صورت وقوع ، جنبه های متعارف و غیرمتعارف جنگ را باهم دربرمی گیرد.و دربین سناریوهای موجود یکی از محتمل ترین سناریوهای جنگ متعارف و حتی غیرمتعارف خواهد بود.
«ایران از نظر اسرائیل دراولویت اول تهدیدات امنیتی قرار دارد و اسرائیل مدعی است حکومت ایران سعی دارد قدرت اصلی منطقه بحساب آید و هدایت جهاد اسلامی علیه اسرائیل را برعهده گیرد و در حقیقت موجودیت اسرائیل را تهدید می کند.» استراتژی نظامی اسرائیل با توجه به عمق کم استراتژیک ، جمعیت اندک و وجود تهدیدهای از راه دور و فراپیرامونی برپایه استراتژی هوایی و بکارگیری تسلیحات موشکی و هوایی استوار گردیده است.
همکاری های راهبردی ایران-سوریه-لبنان در سال های گذشته و اقدامات متقابل اسرائیل برای نزدیکی و اتحاد استراتژیک با ترکیه و تعدادی از کشورهای آسیای میانه و قفقاز همگام با ناتو یک حلقه نظامی بر دور ایران کشیده است و تلاش برای گسترش روابط با روسیه و حتی هند و پاکستان در این راستا ارزیابی می گردد.هرچند از استحکام روابط ترکیه و اسرائیل در ماه های اخیر قدری کاسته شده است.
درواقع این همکاری های راهبردی که یکی از ائتلاف های موجود در سطح خاورمیانه است و امکان افزایش تعداد بازیگران نیز در آن وجود دارد می تواند برای کشور ایران مخاطرات فراوانی در پی داشته باشد.دراین باره ، ایران سعی دارد موازنه قوا را از طریق ائتلاف با سایر بازیگران منطقه ای و بازیگری در سایر مناطق جهان برقرار نماید.اما ملاحظات روابط سنتی بین کشورهای عربی از یک سو و پیمان های دوجانبه و چندجانبه این کشورها با دولت های فرامنطقه ای بویژه اروپا و آمریکا ایران را در جهت نقش آفرینی برای ایجاد یک ترتیبات امنیتی مستقل از آمریکا در خاورمیانه و بویژه حوزه خلیج فارس تنها خواهد گذاشت.
سناریو احتمالی جنگ ایران و آمریکا
«بطور کلی ، دیدگاه تحلیل گران نظامی در آمریکا درباره جنگ های آینده بر چهار مسئله متمرکز است:1-جنگ آینده تحت تاثیر و سلطه عدم اطمینان و تغییرپذیری قرار دارد و بسیار نامطمئن و نامشخص است.2-دشمنان بدنبال ارایه الگوها و طرح های جدید از جنگ برای رویارویی موثرند.3-نبردهای نامتقارن ، ویژگی اصلی جنگ را تشکیل می دهند.4-سلاح های کشتار جمعی تقریباً بر تمام حوادث احتمالی آینده سایه می اندازد.»
سناریو احتمالی جنگ ایران و با دیگران
سیاست تهاجمی امارات متحده عربی بر سر تصرف جزایر سه گانه ایرانی که درابتدا در بیانیه پایانی سیزدهمین اجلاس سران شورای همکاری خلیج فارس و در بیانیه های بعدی آن مورد تاکید قرار گرفته یکی از کانون های تهدید در آینده است. با این که در حال حاضر ، شورای همکاری خلیج فارس سعی کرده مسئله امارات را از حوزه روابط خود با ایران خارج سازد اما درصورت بروز هرگونه برخورد و درگیری بین ایران و امارات ورود شورای همکاری خلیج فارس به بحران ، براساس تفکر پیمان های امنیت دسته جمعی یعنی «یکی برای همه و همه برای یکی» اجتناب ناپذیر خواهد بود.
گرچه ایران در همان ابتدا ضمن بی اعتبار خواندن ادعای امارات به شورای همکاری خلیج فارس هشدار داد.اما امارات متحده عربی در راستای ادعای خصمانه خود سرمایه گذاری های نظامی عظیمی کرده است.جمعیت کمتر از یک میلیون نفر و خط ساحلی طولانی و عمق استراتژیک پایین از آسیب پذیری های این کشور است.امارات سعی کرده برای جبران این نقایص اتکای خود را بیشتر بر نیروی هوایی ممتازش بگذارد و آن را به پیشرفته ترین تجهیزات مجهز سازد.ماموریت های این نیروی هوایی نظارت بر حریم هوایی کشور ، مراقبت از تسهیلات اقتصادی و نظامی و درصورت لزوم ویران کردن تاسیسات استراتژیک ایران است.
استراتژی نظامی ایران
برپایه این نوشتار ایران به شدت با طیفی از تهدیدهای منطقه ای و فرامنطقه ای در بعد نظامی روبرو بوده که هریک به استراتژی نظامی خاصی متکی هستند.ایران برای رویارویی احتمالی با طالبان به استراتژی زمینی ، برای درگیری با اسرائیل به استراتژی هوایی و بویژه موشکی و در حالت غیرمتعارف به استراتژی هسته ای ، برای مواجهه با نیروی هوایی امارات متحده عربی به استراتژی هوایی و برای جنگ با آمریکا در خلیج فارس به استراتژی های دریایی و هوایی و حتی در صورت شرایط غیرمتعارف به استراتژی هسته ای نیاز دارد.قدرت یابی برخی عناصر حزب بعث در عراق و روندهای واگرایی موجود در روابط بین ایران و عربستان و عدم اقتدار و کنترل دولت مرکزی بر تمامی خاک افغانستان ، قرینه بودن برخی قومیت ها در ایران با کشورهای همسایه و وضعیت متغیر و ناپایدار در حوزه دریای خزر و آسیای میانه و قفقاز و بویژه همگرایی و اتحاد بعضی از کشورهای ژئوپلتیک شمالی ایران با ناتو و اسرائیل از زمینه ها و قابلیت های بالقوه تهدیدزایی در محیط پیرامونی کشورمان بشمار می روند.
ازاین رو ، برای مواجهه با پاره ای از سیاست های توسعه طلبانه در منطقه و تهدیدهای فرامنطقه ای ، جمهوری اسلامی ایران باید بتواند به فراخور از هرسه لایه استراتژی های اعلامی خود استفاده کند.از استراتژی بازدارندگی برای ایجاد یک مکانیسم پیشگیرانه ، از استراتژی دفاع همه جانبه برای اجرای یک دفاع رو به جلو با تکیه برنیروهای مردمی و از استراتژی پاسخگویی موثر برای انجام اقدامات آفندی مورد لزوم که اهداف و چارچوب عملی هر یک را استراتژی ملی مشخص می کند.بدیهی است در صورت وقوع جنگ تجارب حاصله از دفاع مقدس فرماندهان و رهبران نظامی ایران بسیار حائز اهمیت است.
ضرورت‌های استراتژی ملی جمهوری اسلامی ایران
 برخورداری موثر از یک نظام طرح ریزی استراتژیکی در ایران بسیار ضروری است و بی شک برای کشوری مثل ایران با طیف وسیعی از تهدیدها و فرصت ها در محیط داخلی ، منطقه ای و بین المللی آنهم بدون پیروی از یک استراتژی ملی به طور کامل قابل استقرار نخواهد بود.تنها یک استراتژی ملی است که می تواند همه مولفه های قدرت ملی را به دقت محاسبه کند و برپایه واقعیت ها ، تهدیدها و فرصت ها را با آن بسنجد و اهداف ملی را عملی سازد.حتی اگر شده با پیروی از یک الگوی محافظه کارانه فوریت برخی از تهدیدهای نظامی را به طور واقعی رفع نماید.جمهوری اسلامی باید به جای رابطه های موازی و متنافر ، در یک رابطه متقاطع با دنیا تا سر حد منافع حیاتی خود همکاری کند.این استراتژی قطعاً الگوی خوبی از یک کشور مذهبی و علاقه مند به همکاری های بین المللی به جهانیان ارایه خواهد داد.و طبیعی است در این حالت نقش ایران در نظام بین الملل متفاوت خواهد بود و تعریف از تهدیدها و فرصت ها فرق خواهد کرد.درست مانند تفاوتی که ایفای دو نقش انقلابی و محافظه کارانه در نظام بین الملل می تواند داشته باشد.اصولاً دیدگاه انقلابی و ایدئولوژیک در مقابل نظام بین الملل فعلی باعث افزایش تهدیدها و کاهش فرصت ها و ناهماهنگی بین سطوح مختلف استراتژی و در حالت بحرانی منجر به تمرکز بیش از حد بر استراتژی نظامی در ایران خواهد شد.
بی شک برنامه های نظامی جمهوری اسلامی ایران چنانچه در چارچوب استراتژی ملی جامعی نباشد بی توجهی به هریک از فرصت ها و تهدیدهای مهم داخلی ، منطقه ای و بین المللی در ابعاد امنیت نظامی و غیرنظامی استعداد آن را دارند که زمینه ساز بحران های داخلی و حتی بین المللی برای کشورمان باشند.