دیلی اکسپرس ـ چاپ انگلستان انسان در باطن میل ندارد به بعضی از مسایل فکر کند ولی وقایع زندگی او را وامیدارد که در فکر آن مسایل باشد و شاه ایران هم بر اثر انقلابی که در ایران شروع شد بفکر افتاد که بعد از اینکه از ایران خارج گردید در کجا سکونت نماید؟
انگلستان کشوری است که شاه ایران میتواند آنجا را برای سکونت دایمی انتخاب نماید. کنستانتین، پادشاه سابق یونان، نیز انگلستان را برای سکونت انتخاب کرده است.
اما در این کشور مالیات بر درآمد بیش از سایر کشورها میباشد و صاحبان درآمدهای زیاد باید خیلی مالیات بدهند و بعید مینماید که شاه، کشور انگلستان را برای سکونت دایمی انتخاب نماید.
کشور دیگری که تا این اواخر برای سکونت پادشاهانی که از کشور خود مهاجرت میکردند مناسب بود، کشور پرتغال به شمار میآمد. کارول، پادشاه سابق رومانی، در آنجا سکونت داشت و امبرتوری دوم، پادشاه ایتالیا، که نتوانست تاج بر سر گذارد در پرتغال سکونت داشت. اما انقلاب پرتغال منجر شد که پادشاهان مهاجری که در آن سکونت داشتند به جاهای دیگری رفتند.
شاه در گذشته در سال دو یا سه ماه را در کشور سوئیس بسر میبرد. ویلای بزرگ او در آن کشور در منطقه سن موریتس معروف است و رجال سیاسی و اقتصادی اروپا و آمریکا در فصل زمستان او را در سوئیس ملاقات میکردند.
ولی سه سال است که دیگر شاه ایران در زمستان به سوئیس نمیرود چون حکومت سوئیس به شاه گفته که نمیتواند امنیت او را در آن کشور تامین نماید و اگر شاه بخواهد کشور سوئیس را برای سکونت دائمی انتخاب کند بایستی با موافقت حکومت سوئیس باشد تا وسایل امنیت شاه را در آن کشور فراهم نمایند.
با توجه به نکات فوق به نظر میرسد شاه ایالات متحده آمریکا را برای سکونت دایمی خود انتخاب نماید و قرنیه این حدس املاک و مستغلاتی است که خواهران شاه در آمریکا خریداری کردهاند و خود شاه هم آنطور که مشهور است در ایالت کلورادوی آمریکا یک قطعه زمین به مبلغ یک میلیون و دویست و پنجاه هزار دلار خریداری کرده و میگوید که قصد دارد در آن زمین یک کاخ بسازد که تروریستها نتوانند در آن کاخ به او سوء قصد کنند.
یک معمار فرانسوی به نام ژاک کوئل در ساختن کاخهایی که تروریستها نتوانند آن را پیدا کنند تخصص دارد و به او دستور داده شده که در ساحل دریای خزر و در دامنه کوه کاخی برای خانواده سلطنتی ایران بسازد.
در شب سیام ماه آوریل 1976 در پاریس زنگ تلفن اتاق ژاک کوئل به صدا درآمد. معمار فرانسوی که خوابیده بود از صدای زنگ بیدار شد و نگاهی به ساعت انداخت و دید ساعت یک بامداد است و از آن تلفن بیموقع حیرت کرد. گوشی را برداشت و صدای یک مرد به او گفت که اینجا تهران است و من میخواهم با آقای کوئل صحبت کنم. معمار که تصور کرد در آن ساعت برای آزار به او تلفن کردهاند خود را کوئل معرفی کرد. صدا گفت که اینجا دفتر علیا حضرت شهبانوی ایران است و علیا حضرت میخواهند برای ساختن یک کاخ با شما صحبت کنند و چه موقع میتوانید به تهران بیایید و بحضور شهبانو برسید؟
چون ساعت تلفن کردن غیر معمول بود کوئل هنوز تصور میکرد که برای آزار وی به او تلفن زدهاند و همچنان گفت آقا چه موقع تلفن کردن است؟ در آن وقت مردی که تلفن کرده بود متوجه اشتباه خود شد و معذرت خواست که متوجه اختلاف ساعت تهران و پاریس نبوده است.
کوئل به تهران رفت و شهبانو را دید و دستور ساختن یک عمارت را که زیربنای آن هشت هزار متر مربع است از شهبانو دریافت کرد.
کوئل نقشه ساختمان را کشید و ماکت آن را فراهم کرد و بنظر شهبانو رساند و آن طوری بود که حتی از فاصله نزدیک هم نمیتوانستند آن را از مناظر طبیعی اطراف تشخیص دهند و معمار فرانسوی بوسیله ماکت و ایجاد مناظر طبیعی و مصنوعی نشان داد که آن ساختمان را نمیتوان بوسیله هواپیما یا هلیکوپتر از بالا دید. از چگونگی ساختن آن کاخ یا کوشک اطلاع ندارم و نمیدانم که آیا اینک آن ساختمان در دامنه کوه مشرف به دریای خزر به پایان رسیده یا نه؟ چون طبیعی است که چگونگی ساختن چنین عمارتی در روزنامهها و وسایل ارتباط جمعی منعکس نمیشود.
از نقشه کاخی هم که شاه قرار است در کلورادو بسازد بیاطلاع هستم و نمیدانم که ژاک کوئل یا یک معمار آمریکایی آن را خواهد ساخت و شاید شاه که علاقه به زیبائیهای معماری وطن خود دارد دستور بدهد که کاخ او را با اسلوب معماری ایرانی بسازد.