تاریخ انتشار : ۰۲ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۱۸۱۸۷۱

طهورا مهدوی
چندین سال است که از فراخوان مقام معظم رهبری برای ایجاد کرسی های آزاد اندیشی و تضارب آرا در دانشگاه ها می گذرد اما هنوز این مطالبه شکل و شمایل جدی به خود نگرفته است و عملیاتی نشده است . تاکنون در باب فواید و مزایای اعمال این پروژه در دانشگاه ها سخن بسیار گفته شده است اما هنوز این نظریات در عمل پیاده نگشته است اما پیرامون اهمیت و ظرفیت های بالفعل این طرح باید گفت مع الاسف امروز وضعیت علوم انسانی و حتی فنی در دانشگاه مطلوب ارزیابی نمی شود . به واقع علوم انسانی که هم اکنون در سطح آموزش عالی ایران تدریس می گردد منبعث از کتب ترجمه ای و وارداتی از غرب است .
البته پرواضح است که کسی با ورود و ترجمه آثار و اندیشه های غرب در کشور مخالف نیست . زیرا همین غرب که امروز به عنوان بزرگترین تمدن بشری درحال حاضر از آن یاد می کنند زمانی به ترجمه و تقلید از آثار مسلمین می پرداخته است و در واقع بنیان های اولیه این تمدن از تقلید و تبعیت از اندیشه های مسلمین آغازشده است . اما باید دانست که علم بیش از هر چیز دیگر متاثر از فلسفه وجود و فرهنگ بومی هرتمدن و کشور است . علوم انسانی غرب همان طور که اربابان فکر واندیشه غربی نیز بارها و بارها در آثار و نوشته های خود بر آن تاکید کرده اند بر اساس اندیشه های غربی تدوین گشته است . بی شک حتی با اضافه کردن متون اسلامی به برخی از کتب نمی توان روح نهیلیستی و سوبژکتیویسم اومانیستی را از این آثار زدود و این علوم را در راستای تحقق آرمان های بلند اسلام که خود منبعی فراخ از دانش و فلسفه و حکمت است به کار گرفت . رهبر معظم انقلاب نیز که همواره به عنوان دیده بانی بصیر آسیبهای پیرامون نظام را داهیانه رصد می کند چندی پیش بر ایجاد تغییر و تحول بنیادین در علوم انسانی در کشور تاکید داشتند .
اما بی شک یکی از راه های برون رفت از وضعیت فعلی و حرکت به سوی گفتمان اسلامی نگاه ایجابی در دانشگاه ها و حوزه است . امروز نمی توان انکار کرد که دانشگاه ما و حتی حوزه نیز به مصرف کنندگان بزرگ اندیشه های غربی تبدیل شده اند و این درحالی که ما هنوز تولیدات گسترده ای در سطح اندیشه و علوم انسانی نداریم . امروز کفه ترازو به صورت چشمگیری به سمت واردات سنگین است . ایجاد کرسی های آزاد اندیشی که در آن نخبگان کشور به تضارب مستقیم آرا می پردازند بی شک می تواند بخش گسترده ای از عقب افتادگی ها و کاستی های موجود را پر کند . گفتگو و ابراز عقیده ها در فضای علمی در یک روند منطقی می تواند بسیاری از حقایق اصیل و ناب اسلامی را مشخص کند و بنیان های متزلزل فلسفه لیبرال ، سوسیالیسم و... را آشکارا به ترسیم کشد . از سوی دیگر نمی توان از ایجاد فضای خلاقانه و روبه رشد و پر شور و نشاط علمی پس از اجرایی کردن این طرح چشم پوشی کرد . امروز متاسفانه آن شور و نشاطی که در خور انقلابی پوینده و استراتژیک اسلامی است در دانشگاه ها وجود ندارد و نوعی جزمیت دانشجویان و اساتید دانشگاهیان ما را در بر گرفته است .