تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۱۸۲۰۳۴
گزارشی تحلیلی از یک دیدار خصوصی

مهراوه خوارزمی
در حالی که چند روزی است انتشار یک خبر در سایت خبری «جهان» مبنی بر به میان راه رسیدن تدوین «مانیفست اصولگرایی» توسط اطرافیان و حامیان دولت یک بار دیگر این موضوع را به محل بحث اصولگرایان مختلف تبدیل کرده است، سخنان حبیب‌الله عسگراولادی در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس درباره دیدار روزهای گذشته‌اش با محمود احمدی‌نژاد مهر تاییدی بود بر اینکه حامیان و اطرافیان دولت با ابراز اعتقاد به ضرورت بازتعریف اصولگرایی قصد دارند «مانیفست اصولگرایی» را تدوین کنند و به عنوان متر و معیار اصولگرایی در مواجهه با منتقدان هم‌جناح خود به کار گیرند؛ مانیفستی که گفته می‌شود چنان مضیق نگاشته شده است که حتی شخصیت‌هایی چون علی لاریجانی، محمدباقر قالیباف و نیز محسن رضایی در آن محاط نمی‌شوند و بیرون از دایره اصولگرایی تعریف شده در آن قرار می‌گیرند.
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری در این گفت‌وگو با اشاره به اینکه همراه محمدنبی حبیبی با رئیس دولت دیدار کرده است و با یادآوری انتقادات‌شان نسبت به مشایی و اینکه از رئیس‌جمهور خواسته‌اند همچون نشست مشترکی که اصولگرایان به دعوت احمدی‌نژاد با یکدیگر داشتند یک بار دیگر وی مقدمات ایجاد یک شرایط جدید را پدید آورد، گفت: «رئیس‌جمهور پاسخ داد که باید اصولگرایی را بازتعریف کنیم.» هرچند در نهایت پاسخ عسگراولادی به نمایندگی از جبهه پیروان خط امام و رهبری به ابراز ابهام رئیس‌جمهور که «اصولگرایی چیست و چه کسی باید آن را تعریف کند؟» چیزی جز آن نبوده است که «تعریف رهبری از اصولگرایی، فوق همه جناح‌هاست.»
چهار سال پیش و پس از آنکه یک سال از حضور تام و تمام اصولگرایان در ارکان مختلف نظام جمهوری اسلامی گذشته بود، در دیدار کارگزاران نظام با رهبری، ایشان به تعریف شاخص‌های اصلاح‌طلبی و اصولگرایی پرداختند. هشت اصل اصولگرایی که عبارت بودند از: «ایمان و هویت اسلامی و انقلابی و پایبندی به آن»، «عدالت»، «حفظ استقلال سیاسی»، «تقویت خودباوری و اعتماد به نفس ملی»، «جهاد علمی»، «تثبیت و تامین آزادی و آزاداندیشی»، «اصلاح و تصحیح روش‌ها» و «شکوفایی اقتصادی»؛ هشت ویژگی که به لحاظ جامعیت و نیز اهمیت بی‌شک می‌توانستند نه تنها به عنوان شاخصه اصولگرایی بلکه به عنوان فصل مشترک اصولگرایی و اصلاح‌طلبی قلمداد شوند، اما انگیزه‌هایی شدند برای آنکه اصولگرایان تدوین «منشور اصولگرایی» را برای بسط و انعکاس این رهیافت‌ها در اصولی مدون در دستور کار خود قرار دهند. اگرچه در روزهای نخست جبهه پیروان خط امام و رهبری خود را متولی تدوین منشور دانست و در آستان انتخابات مجلس هشتم مثلثی از جبهه پیروان، حامیان دولت و اصولگرایان موسوم به تحول‌خواه «منشور اصولگرایی» را در دستور کار قرار دادند و بعدها محمدرضا باهنر دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین و حسین فدایی دبیرکل وقت جمعیت ایثارگران دست به کار شدند اما این تلاش‌ها هیچ‌گاه به سرانجام مشخصی نرسید و البته گویی در شرایط ان روزها نیاز اساسی نیز به تدوین منشور دیده نمی‌شد. علاوه بر اینکه محورهای منشور اصولگرایی 20 ماده‌ای نیز که در همان دوره توسط برخی از اصولگرایان تحول‌خواه رسانه‌ای شد چیزی نبود جز گزاره‌هایی کلی که چارچوب دقیقی را در نحوه رفتار و گفتار و اصول به تصویر نمی‌کشید.
زمان گذشت، اصولگرایان در انتخابات ریاست‌ جمهوری سال 88 یک بار دیگر حضور همه‌جانبه خود را در قوای سه‌گانه به تثبیت رساندند. اما همان‌طور که انسجام و وحدت میان جناح‌های سیاسی و سیاسیون کشور با چالش مواجه شد، رفته‌رفته شکاف میان اصولگرایان حاضر در نهادهای مختلف نیز گسترش یافت و برخلاف تصور وجود منتقدان و معترضان اساسی نه تنها سبب یکپارچگی اصولگرایان نشد بلکه در بزنگاه‌های مختلف نحوه تعامل میان سیاستمداران اصولگرا با جناح معارض‌شان سبب‌ساز پدید آمدن بخشی از اختلافات درونی شد.
تنش‌های حاصل از عدم همگرایی میان دولت و مجلس که در موضوعاتی همچون عدم ابلاغ مصوبات مجلس توسط رئیس دولت نمود پیدا کرد و نیز سخنان بحث‌برانگیز و جنجال‌آفرین اسفندیار رحیم‌مشایی و دفاع محمود احمدی‌نژاد از وی سبب شد یک شکاف اصلی بر محمل اختلافات کوچک و بزرگ میان گروه‌های مختلف اصولگرا پدید آید. جالب است که گاه در شرایطی خاص همچون قصه «مکتب ایرانی» برخی حامیان دولت به جرگه منتقدان اضافه شدند مانند اتفاقی که هنگام مناظره میان حمیدرضا رسایی و علی‌اکبر جوانفکر در برابر چشم مردم حادث شد. اما به همان وجه که ساکنان این سوی شکاف منتقد اصولگرایی آن طرفی‌ها هستند دولت نیز چندی است اصولگرایی منتقدانش را به زیر ذره‌بین گرفته است.
قرار دادن اتفاقاتی همچون شکل‌گیری هیات داوری فراکسیون اصولگرایان در مجلس و قضاوت آن درباره اصولگرا بودن یا نبودن علی مطهری، دفاع از شکل‌گیری یک هیات داوری متناظر برای مجموعه اصولگرایان، حرکت دوباره به سوی تدوین منشور اصولگرایی، تصمیم جداگانه دو حزب موتلفه اسلامی و جامعه اسلامی مهندسین مبنی بر تشکیل حزب فراگیر و طبعاً پدید آمدن یک مرامنامه اصولگرایی واحد و در مقابل «مانیفست اصولگرایی» حامیان دولت بیش از آنکه نشان‌دهنده حرکت اصولگرایان به سوی وحدت و یگانگی باشد، نشان از تایید وجود اختلاف و احساس نیاز به تعیین تکلیف اصولگرایی جریانات دوسوی این خط فاصله است.
از یک سو به نظر می‌رسد اصولگرایان بیرون از دایره دولت و حامیانش سعی دارند با احساس ویژگی‌های اصولگرا بودن از هرآنچه در مرکزیت دایره می‌گذرد و اصولگرایی را با علامت سوال روبه‌رو می‌کند تبرا جویند، از سوی دیگر دولتمردان که خود را بازآفرینان گفتمان انقلاب می‌دانند، می‌خواهند اصولگرایی مورد تعریف خود را از اصولگرایی سیاستمردانی جدا سازند که به حکم مصلحت جامعه می‌اندیشند و به زعم ایشان شعاروارگی و آرمانگرایی‌شان پا خورده است.
اما در وجه مقابل منتقدان دولت که حالا پس از سخنان چالش‌برانگیز مشایی بیش از پیش بر لزوم تدوین منشور اصولگرایی مصر شده‌اند، در برابر خبر تدوین «مانیفست» مذکور موضع جالب توجهی دارند. برخی سعی می‌کنند این حرکت را در وجه یک حرکت انتخاباتی ببینند و برخی آن را نوعی انحصارطلبی می‌دانند. سیدجلال یحیی‌زاده یکی از نمایندگان عضو فراکسیون اصولگرایان معتقد است: «شرکت در انتخابات آتی مجلس و ریاست جمهوری یکی از دلایل تدوین مانیفست جدید اصولگرایی است تا موجب حذف افراد و چهره‌های شاخص این جریان شوند زیرا تندروها نسبت به نظرات و مواضع معتدل برخی چهره‌های برجسته اصولگرا دیدگاه خوبی ندارند و در پی حذف افراد هستند.»
حسین کنعانی‌مقدم نیز با بیان اینکه دایره اصولگرایی بسیار وسیع‌تر از جمع حامیان دولت است در گفت‌وگو با ایلنا گفته است: «مساله‌ای که امروز حامیان دولت به دنبال آن هستند این است که نیروهای وابسته به دولت را برای انتخابات آینده بازتعریف کنند تا این نیروها حول محور شخص خاصی جمع شوند و به این ترتیب در انتخابات آینده پیروز شوند.»
علی مطهری هم در برابر خبر تدوین «مانیفست اصولگرایی» گفته است «این اقدام جدید نوعی انحصارطلبی است و خلاف نظر رهبری مبنی بر وحدت براساس حفظ اصول است» و تاکید کرده است: «این عده موفق به تحقق مانیفست جدید اصولگرایی نخواهند شد زیرا در اقلیت‌اند.»
به هر روی تدوین «مانیفست اصولگرایی» دولت یا «منشور اصولگرایی» دیگر اصولگرایان یا «حزب فراگیر» جبهه پیروان خط امام و رهبری را خواه از زاویه انتخابات بنگریم و خواه از زاویه چارچوب‌سازی و قاعده‌مند کردن اصولگرایی، تفاوت چندانی نخواهد کرد. واقعیت موجود در پس تمام این اتفاقات اذعان مشهودی است بر اینکه دیگر سیاسیون حاضر در این جناح سیاسی برنامه‌ای برای انکار اختلافات اساسی موجود ندارند. اصولگرایی در مرز ناگزیر انشقاق ایستاده است؛ مرزی که از آن عبور خواهد کرد و فصل تازه‌ای را در فضای سیاسی کشور رقم خواهد زد.