تاریخ انتشار : ۱۴ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۱۸۳۰۲۲

رئوف پیشدار ـ روزنامه‌نگار و مدرس دانشگاه
آنقدر مدرک و سند علیه آمریکا برای حمایت گسترده، طولانی، همه‌جانبه و مستمر آن از تروریسم در گوشه و کنار جهان وجود دارد که واشنگتن هر قدر آن را انکار کند، باقی مانده آن، باز به حد کافی برای به محاکمه کشیدن و محکومیت رهبران آن در دادگاه‌های بین‌المللی کافی خواهد بود. با این همه واشنگتن گوش زمین و زمان را با استفاده از شبکه رسانه‌ای حزب صهیونیسم از ادعاهای خود درباره تروریسم به درد آورده است. اگر مثلث زر و زور و تزویر اجازه می‌داد، رهبران آمریکا برای جنایت علیه بشریت، جنایات جنگی و نسل‌کشی، تاکنون بارها و بارها به دادگاه‌هایی مانند دادگاه جنایتکاران جنگی بر اساس کنوانسیون‌های ژنو، دادگاه رسیدگی به پرونده‌های نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت کشیده شده بودند. این 3 جرم از جرائم بسیار سنگین در حقوق بین‌الملل است. علاوه بر دادگاه‌های بین‌المللی مقرر برای رسیدگی به پرونده مرتکبان آنها، دادگاه‌های ملی نیز به صراحت صلاحیت آن را دارند که رهبران آمریکا را برای ارتکاب این اعمال به محاکمه بکشانند و مجازات کنند. از این رو بر قوه قضائیه ایران است که در مقام مدعی، با تشکیل پرونده و ارسال درخواست، تعقیب قضایی رهبران آمریکا را از نهادهای بین‌المللی خواستار شود. در سراسر دنیا نمونه‌ها و مصداق‌های بسیاری در حمایت آمریکا از تروریسم بویژه در کشورهایی که مخالف سیاست‌های سلطه‌گرانه واشنگتن هستند، وجود دارد.
آمریکا هرگز نمی‌تواند حمایت خود را از گروهک تروریستی منافقین چه آن زمان که در ایران دست به اقدامات تروریستی می‌زد، یا حتی آن زمانی که عناصر آن از ایران گریختند و در آمریکا و اروپا ساکن شدند و نیز از آن زمانی که به عراق رفته‌اند و همچنان با حمایت آمریکا در آن بسر می‌برند، انکار کند. واشنگتن همچنین نمی‌تواند اسناد فراوانی که حمایت آن از تروریست شرور عبدالمالک ریگی عامل شهادت ده‌ها ایرانی را اثبات می‌کند، رد کند. همانطور که اثبات و اعتراف شده است، این آمریکا بود که تروریست‌ها را در قالب القاعده و طالبان و اخیرا تشکیلات ریگی شرور و گروه‌های تروریستی دیگر سازمان داد تا اهداف کلان منطقه‌ای خود را به بهانه مبارزه با تروریسم تامین کند؛ همان اهدافی که نیکسون، رئیس‌جمهوری اسبق آمریکا به صراحت در کتاب خود «1999، پیروزی بدون جنگ» آنها را ترسیم می‌کند و در جهت تحقق آنها راهکار می‌دهد و استراتژهای آمریکایی نیز در دنباله همین نگاه بود که سناریوهای مختلفی را به کاخ سفید ارائه کردند که در نهایت به لشکرکشی آمریکا به منطقه خاورمیانه و اشغال 2 کشور عراق و افغانستان و استقرار نیروهای آمریکایی در همه کشورهای حوزه خلیج فارس و اغلب کشورهای آسیای مرکزی و حوزه قفقاز انجامید.