تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۱۸۳۳۰۱
گفت‌وگو با اسحاق جهانگیری
ریحانه طباطبایی اشاره: گروه سیاسی: از انتخابات سال گذشته تاکنون بسیاری سکوت پیشه کرده‌اند. از شخصیت‌های سیاسی نشسته بر مسند امور گرفته تا طیفی که کنار گذاشته شدند. عده‌ای داوطلبانه گوشه‌گیری کردند، عده‌ای منزوی شدند و عده‌ای در ظاهر روی صندلی تماشاچی نشسته اما پشت پرده رویدادهای سیاست را صحنه‌گردانی می‌کنند. اگرچه روزه سکوت برخی از این سکوت‌پیشگان به محض «نیت» به چشم آمد اما پی بردن به خاموشی طیفی دیگر که در لایه‌های زیرین سیاست می‌زیند نیازمند مرور زمان است. دسته دوم سکوت‌پیشگان اگرچه مسندهای استراتژیکی در اختیار ندارند اما به لحاظ اهمیت کمتر از دسته نخست نیستند. از جمله این طیف تکنوکرات‌ها هستند که اگرچه سکوت‌شان تا حدی به اقتضای ماهیت‌شان توجیه‌پذیر است اما طولانی شدن این روند این سوال را پیش آورده که این خاموشی بیش از آنکه برآمده از سرشت تکنوکراتی باشد، از ترس یا انفعال سرچشمه می‌گیرد. اسحاق جهانگیری اگرچه بر سکوت تکنوکرات‌ها صحه می‌نهد، اما معتقد است برخلاف باور عمومی این قشر هم به اندازه خود هزینه داده و این سکوت بیش از آنکه از سر «بیم» باشد، از سر نداشتن «امید» به شنیدن نظریات است.

* در این مدت بخشی از نیروهای فعال اصلاح‌طلب خانه‌نشین شده‌اند، اما هنوز هستند نیروهایی که امکان فعالیت دارند و خصوصاً این نیروها از میان بخش تکنوکرات اصلاح‌طلب هستند، اما این بخش نیز مانند گذشته فعالیت نمی‌کند و تقریباً‌ می‌توان گفت منفع شده است. آیا این بخش برنامه‌ای برای انسجام دوباره اصلاحات و ادامه فعالیت‌ها ندارد؟
** اصلاح‌طلبان یک جریان ریشه‌دار در داخل نظام جمهوری اسلامی است و تولدش با نام خط امام از مجلس اول شکل گرفت و در انتخابات مجلس سوم به صورت سازمان‌یافته حضور پیدا کرد. در آن انتخابات کاندیداهای این جریان در یک انتخابات رقابتی از اکثر شهرها و روستاهای کشور موفق به اخذ رای شدند و به مجلس راه یافتند. مسئولیت اصلی اداره کشور از دوران جنگ، سازندگی و اصلاحات نیز بر دوش چهره‌های شاخص جریان اصلاح‌طلب بوده و می‌توان گفت از عمر 30 ساله جمهوری اسلامی حدود 25 سالش را اصلاح‌طلبان مدیریت کرده‌اند. از سال‌ها قبل گروهی که در برخی از نهادها حضور پیدا کرده‌اند، تلاش می‌کنند جریان اصلاح‌طلب را از صحنه مدیریتی و سیاسی کشور حذف کنند، خصوصاً که حضور جریان اصلاح‌طلب را در صحنه رقابت همواره به ضرر خود می‌دانند و برای حذف آن برنامه‌ریزی انجام داده‌اند. در نتیجه با بعضی از چهره‌های اصلاح‌طلب برخورد صورت گرفت اما بعید می‌دانم بشود جریان اصلاح‌طلب را که ریشه عمیقی در تحصیلکرده‌های جامعه از تهران تا شهرستان دارد حذف کرد. مطمئناً در یک فرصت مناسب جریان اصلاحات مجدداً به قدرت باز خواهد گشت.
از طرف دیگر اکنون در یک دوره پنج ساله در جریان اصولگرا حاکمیت را به طور مطلق در دست گرفته است ملاحظه می‌شود که اداره کشور در این دوره دچار دگرگونی‌های اساسی شده است.
من فکر می‌کنم موقعیت جریان اصلاحات در تاریخ انقلاب اسلامی و عملکرد جریان رقیب شرایط برای بازگشت اصلاح‌طلبان را مهیا کرده است. با اینکه این شرایط به صورت طبیعی وجود دارد.
* اظهارات شما درخصوص سیاستگذاری و واکنش جریان مقابل بود، گروه‌های اصلاح‌طلب برای ادامه فعالیت‌های خود چه برنامه‌ای دارند و چه راهکارهایی در نظر گرفته‌اند، خصوصاً که در حال حاضر نیروهای اصلاح‌طلب پراکنده شده‌اند، آیا به فکر حزب یا گروه جدیدی برای انسجام دوباره هستند؟
** این اتفاقی است که رخ خواهد داد و احتیاج نیست که از هم اکنون برای این مساله برنامه‌ریزی انجام دهیم. این جریان حذف‌شدنی نیست و در عین حال تعداد زیادی از شخصیت‌های نظام که در آن فعال هستند هرکدام به تنهایی یک سرمایه برای جریان سیاسی کشور هستند راهکارهایی خواهند داشت و احتمالاً هم نشست‌هایی در این باره دارند و راهکارهایی را ارائه خواهند کرد. اما این راهکارها در مقطعی می‌تواند در جمع‌های رسمی مطرح و درباره آن تصمیم گرفته شود که شرایط مهیا باشد. در واقع پیش‌شرط و پیش‌نیاز یک حرکت جدی جریان اصلاح‌طلب برای طرح این مسائل تمهید فضای سیاسی است که احزاب بتوانند در صحنه فعال باشند، جلسه بگذارند و بحث‌های سیاسی خود را ارائه دهند.
* اما با همه این بحث‌ها و موردهای مطرح‌شده از سوی شما باز هم به نظر می‌رسد خود اصلاح‌طلب‌ها نیز نتوانسته‌اند به روش درستی عمل کنند و در مقاطعی مانند شورای دوم یا انتخابات ریاست جمهوری نهم اشتباهات آنان و نبود یک روش مدیریتی صحیح مبتنی بر برنامه و چارچوب سبب شد قدرت را واگذار کنند. آیا برای حل مشکلات گذشته تمهیداتی اندیشیده شده و می‌خواهند در روش خود تغییراتی بدهند؟
** این شرایطی که من بیان کردم عمدتاً عملکرد نامناسب جریان رقیب است، یعنی اگر فرض بر این است که جریان اصلاحات شرایط مطلوب برای بازگشت به قدرت را دارد فقط تحت تاثیر ویژگی‌های مناسب و مثبت جریان اصلاحات نیست بلکه تحت‌تاثیر عملکرد اشتباه و منفی جریان مقابل است. اصلاحات اگر می‌خواهد به قدرت بازگردد و در صحنه مدیریتی حضور داشته باشد، باید یک بازنگری در درون خودش انجام دهد و یک آسیب‌شناسی در تمام جوانب صورت دهد. یعنی نحوه عملکرد مجموعه احزاب اصلاح‌طلب و شخصیت‌های این جریان در رابطه با جریان رقیب و مردم مورد بازبینی قرار گیرد. در هر کدام از این موارد ما نواقصی داشتیم که اگر شناسایی و برطرف شود خصوصاً با توجه به نیروی انسانی کارآمد از اساتید دانشگاه‌ها، چهره‌های علمی و سیاسی که در جریان اصلاحات وجود دارد با بازشناسی دقیق این جریان می‌تواند در صورت بازگشت به قدرت موفقیت زیادی کسب کند و برای اداره کشور نیز مفید خواهد بود. تاحدی اطلاع دارم که این موضوع در برخی از گروه‌ها نیز مطرح شده است.
* به نظر می‌رسد یکی از مسائلی که باید در این آسیب‌شناسی مورد توجه قرار بگیرد پیدا کردن یک چارچوب برای ادامه فعالیت است، یعنی این‌گونه به نظر می‌رسد که از دوم خرداد 76، اصلاح‌طلبان هیچ چارچوب مشخصی را برای ادامه فعالیت‌های خود در نظر نگرفتند. آیا اکنون که از قدرت دور هستند زمان مناسبی برای ترسیم این چارچوب نیست؟
** البته اصلاحات مورد نظر من جریان خط امام را که ریشه‌دار است شامل می‌شود. اما در دوم خرداد طیف وسیعی در جریان اصلاح‌طلب قرار گرفت که از اصلاح‌طلبان محافظه‌کار تا کسانی را که به آنان تندرو می‌گفتند در بر می‌گرفت. یکی از اتفاق‌هایی که در حاکمیت یک جریان رخ می‌دهد، این است که به دلیل عدم اعمال مدیریت صحیح صدای تندروها بلندتر از دیگر صداها می‌شود و آسیبی که یک جریان از گروه اندکی از تندروهای خود می‌خورد به سادگی قابل جبران نیست. هم‌اکنون نیز می‌بینید که این طیف اصولگرا که در قدرت هستند تمامی اصولگراها را شامل نمی‌شود و ما خیلی اصولگراهای کشور را می‌شناسیم که از پیش از انقلاب در مبارزه و بعد از پیروزی انقلاب در مدیریت کشور حضور داشتند اما اکنون کنار گذاشته شده‌اند. در آن دوره یکی از نواقص این بود که یکسری حرف‌ها و عملکردها به نام اصلاحات صورت می‌گرفت که نه مورد تایید آقای خاتمی بود و نه مورد تایید مجموعه طیف اصلاحات قرار می‌گرفت اما به صورت طبیعی آسیب خود را می‌زد. یکی از کارهایی که در چهار سال گذشته انجام شد این بود که با کمک مجموعه‌ای از دوستان و همفکران‌شان چارچوبی برای اصلاحات تبیین و اعلام کردند منظور ما از اصلاحات این است و چارچوبی را برای اصلاحات در نظر گرفتند که این چارچوب‌ها با دین، نظام و حرکت‌های توده‌های مردم در تضاد نیست. در حال حاضر متاسفانه در دنیا عده‌ای به دنبال اثبات عدم کارآیی حکومت دینی هستند. یکی از رسالت‌های جریان اصلاحات این است که با یک تعریف دقیق نشان دهد می‌توان یک حکومت دینی کارآمد داشت که در درون خودش اصلاحات زنده را نگه می‌دارد و هر انحراف و اشتباهی را به روش‌های دموکراتیک اصلاح می‌کند.
* گمان نمی‌برید حال که اصلاح‌طلبان در قدرت نیستند زمان مناسبی برای انجام کارهای زیربنایی، برنامه‌ریزی‌های بلندمدت و ارتباط گسترده‌تر با عامه مردم است؟
** این حرف شما به جهت مبنایی دقیق است و فرصت طلایی در اختیار اصلاح‌طلبان قرار گرفته است تا بتوانند بیشتر با مردم در ارتباط باشند. این جریان دوره‌ای طولانی مدیریت کشور در اختیارش قرار گرفته بود و اکنون که آن سوی میز قرار گرفته می‌تواند متوجه شود که قوانین و مقرراتی که تصویب کرده چه آثاری داشته و از آن سو فرصت بازبینی برخی عملکردها و رفتارهای خود در گذشته را دارد. اما شرایطی که اکنون در آن قرار گرفته، شرایط مناسبی نیست و نمی‌توان خیلی مسائل را در جلسات مطرح و در ارتباط با آنها بحث و گفت‌وگو کرد. اکنون حتی امکان گذاشتن جلسات منسجم و هدفمند وجود ندارد و حتی در بعضی موارد جمع‌های دوستانه نیز کمتر تشکیل می‌شود. برای همین باید این فضا را نخست اصلاح کرد. تا این اتفاق نیفتد و فرصت اظهارنظر و تشکیل جلسات احزاب فراهم نشود، نمی‌توان از احزاب اصلاح‌طلب انتظار داشت که در چنین مقطعی بتوانند درخصوص مسائل بنیادی و زیربنایی برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری کنند. باید این اطمینان به وجود آید که می‌توان در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی فعالیت سیاسی با هزینه کم انجام داد.
* آیا در چنین شرایطی نمی‌توان شبکه‌های اجتماعی را جایگزین کرد؟
** شبکه‌های اجتماعی برای تشکیل و فعالیت نیازمند دستورالعمل و پیگیری نیستند. آنها به طور خودجوش ایجاد می‌شوند و به طور طبیعی به مسائل مورد علاقه خود می‌پردازند. البته شبکه‌های اجتماعی بسیار تاثیرگذار هستند، ولی به هیچ‌وجه این شبکه‌ها نمی‌توانند جایگزین احزاب که برای گرفتن قدرت شکل می‌گیرند، بشوند.
* در میان احزاب اصلاح‌طلب حزب کارگزاران از همه احزاب کمتر مورد اتهام قرار گرفت و به نظر می‌رسد فعالیت این حزب با مانعی روبه‌رو نیست. چرا این حزب اصلاح‌طلب اینقدر منفعل شده است؟
** در حال حاضر اکثر احزاب اصلاح‌طلب در یک شرایط غیرفعال قرار گرفته‌اند و کارگزاران نیز از این امر مستثنی نیست. پس از انتخابات دهم ریاست‌ جمهوری و حوادث پس از آن شورای مرکزی حزب کارگزاران چندین جلسه گذاشت و به این نتیجه رسید که در حال حاضر نمی‌توان فعالیت سیاسی چندانی انجام داد. از این رو فکر می‌کنم برای حزب کارگزاران که با این دید تشکیل شد که توسعه ایران را دنبال کند و همواره از موضوع یک ایران توسعه‌یافته و پیشرفته حمایت کند و بر این اعتقاد بوده و هست که با اعتدال و عقلانیت باید کشور اداره شود، کار سخت شده است.
* با توجه به اینکه حزب کارگزاران به عنوان یک حزب نمی‌خواهد فعالیت کند، تکنوکرات‌های عضو در آن تصمیمی برای ادامه فعالیت در مجموعه‌ای دیگر ندارند؟
** اینکه گفته شود حزب نمی‌خواهد فعالیت کند حرف درستی نیست بلکه حزب به دنبال ایجاد شرایطی است که فعالیت سیاسی با هزینه کم امکان‌پذیر باشد اما موضوع تکنوکرات‌ها بحث دیگری است. چندی پیش یکی از آقایان سخنرانی کرده بود و از جمله گفته بود که تکنوکرات‌ها نیز در براندازی دست داشته‌اند. من از چنین اظهارنظری تعجب کردم، گویا معنی تکنوکرات را نمی‌دانند. تکنوکرات یعنی فن‌گرایان و همه افرادی که تحصیلکرده هستند و اعتقاد دارند با انجام کارهای فنی و علمی می‌توان کشور را توسعه داد. تکنوکرات‌ها علاقه‌مند هستند نظرات‌شان شنیده شود. تکنوکرات‌ها اعتقاد دارند منابع و سرمایه یک ملت متعلق به همه است و هرکس هم که بر سر قدرت باشد باید به این امر توجه کند که کسی انتظار ندارد به رقیب پست‌ مدیریتی داده شود، ولی نباید اظهارنظر از هیچ‌کس سلب شود. تکنوکرات‌ها اعتقاد دارند هر مدیری که بر سر کار باشد باید صدای آنها را بشنود، آنها بر این اعتقاد هستند که تحصیل کرده‌اند تا برای آینده کشورشان مفید باشند و نظریه بدهند، مجموعه‌ای از اینها در قالب اقتصاددانان، مدیران سابق و کارشناسان نظریات خود را در روزنامه‌ها، رسانه‌ها و حتی به طور خصوصی ارائه کردند.
* شما در جایی به سکوت اشاره کردید. در چهار سال نخست دولت فعالان سیاسی و اقتصادی اصلاح‌طلب بیشتر اظهارنظر می‌کردند و فعال‌تر بودند اما اکنون بسیاری از آنها همان‌طور که شما نیز اشاره کردید، سکوت پیشه کرده‌اند. دلیل این امر چیست؟
** چه زمانی کسی در خصوص مطلبی اظهارنظر می‌کند. زمانی که به آن اظهارات توجه شود. وقتی کسی هزینه می‌کند، نشریه و اتاق فکر تاسیس می‌کند یا هزینه می‌کند و در رشته‌ای تحصیل می‌کند، این برای خودش یک تعهدی در مقابل مردم کشورش قائل است و اعتقاد دارد که در مقابل مردم متعهد است که برای توسعه، آبادانی و پیشرفت کشور و مردم باید قدم بردارد، این سرمایه‌ای است که بی هیچ هزینه‌ای در اختیار دولت قرار می‌گیرد و فرق نمی‌کند کدام دولت بر سر کار باشد. او فقط می‌خواهد به مردم خدمت کند. یکی از سرمایه‌های مجانی که بدون کمترین هزینه در اختیار دولت قرار می‌گیرد، همین کارشناسان هستند که سیاست‌های دولت را در جهت بهبود اوضاع و امور نقد می‌کنند. اما وقتی چندبار هزینه کردند، نظر دادند و نامه نوشتند که کجای سیاست‌ها غلط است و چه آثار زیانباری دارد، دیدند به آن توجهی نشد. از مقطعی به این نتیجه می‌رسند که چرا باید اظهارنظر کنیم، وقتی که کسی توجه نمی‌کند و فقط برای خودمان هزینه درست می‌کنیم. باید این کارشناسان و مدیران که بی هیچ چشمداشتی مدیریت کشور را نقد منصفانه می‌کردند، از سکوت بیرون آیند و صحبت کنند. من خودم با خیلی از چهره‌های اقتصادی که می‌شناسم صحبت و گفت‌وگو کرده‌ام که سکوت خود را بشکنند و نقا مثبت را تایید و منفی را نقد کنند اما کمترین علاقه‌مندی در آنها ندیدم. علت نیز این است که برخی به جای اینکه نقد را یک موهبت الهی بدانند و از آن به سود نظام بهره‌برداری کنند، آن را نوعی دشمنی تلقی می‌کنند و ترجیح می‌دهند سکوت کنند. به طور مثال در خصوص تحریم‌ها، ما قبول داریم این تحریم‌ها ظالمانه است و تردیدی در آن نیست،‌ از طرف دیگر در اینکه قدرت‌های زورگو برای مقابله با یک حق قانونی ملت ایران تحریم وضع می‌کنند، هم شکی نیست اما مگر این دشمنی‌ها و تهدیدها اکنون به وجود آمده است؟ در طول تمام عمر جمهوری اسلامی ایران یعنی از زمان پیروزی انقلاب این دشمنی‌ها وجود داشته است اما نکته مهم این است که طی این سال‌ها ما تدابیری را می‌اندیشیدیم که فشارها علیه کشور و مردم را کاهش دهیم و در عین حال سعی می‌کردیم تهدیدها را به فرصت تبدیل کنیم. اما زمانی که تحریم اعمال می‌شود باید به گونه‌ای سخن گفت که مردم احساس نکنند بین مردم و حاکمیت دو گونه برداشت متفاوت از آثار تحریم‌ها وجود دارد.
* گمان نمی‌برید برای حل مشکلاتی از این قبیل باید با جناح مقابل وارد گفت‌وگو و تعامل شد تا بتوان فضای کشور را تغییر داد؟
** در داخل جریان اصلاحات شخصیت‌های زیادی حضور دارند که مخزن اسرار کشور بودند و مدیریت‌های خوبی داشتند که خوشبختانه ارتباط اینان با رهبری همیشه خوب بوده است و نباید این ارتباط قطع شود و قادر هستند که با یک ارتباط منظم با راس نظام نظرات خود را مطرح کرده و دغدغه‌های خود را مطرح کنند. مطمئناً می‌توان با جریان رقیب گفت‌وگو کرد که بهترین راه‌حل خواهد بود. ما وقتی در دنیا می‌گوییم با دشمنان نظام گفت‌وگو می‌کنیم در داخل با دوستانی که بعضاً نظر مخالف دارند نمی‌شود گفت‌وگو کرد. خصوصاً برای جریان اصولگرایی نیز خوب نخواهد بود که در کارنامه مدیریتی‌اش ذکر شود که جریان رقیب خود را با روش اداری حذف کرد. برای همین آنها باید پیشقدم مذاکره باشند.