تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۱۸۳۴۱۴
عاطفه صادقی اشاره: سید محمد خاتمی رئیس دولت هفتم و هشتم ایران برای اولین بار در اوایل ریاست جمهوری خویش با کریستین امانپور خبرنگار ایرانی الاصل شبکه خبری سی ان ان دیدار کرد که در آن زمان، انتقاد رسانه‌های ارزشی را برانگیخت، وی در این دیدار آمریکا را تمدن بزرگ و آبراهام لینکلن، رئیس جمهور مقتول آن را "شهید" قلمداد کرد. احمدی‌نژاد رئیس دولت نهم و دهم نیز با این مجری شبکه خبری در حاشیه سفر خویش به نیویورک به گفتگو نشست ولی برخلاف رئیس جمهور قبلی، مصاحبه وی مورد حمایت و تائید رسانه‌های اصولگرای داخلی قرار گرفت.

چرا این اعتراض ها متوجه وی نشد؟!
در ماه اخیر مسائل مربوط به سفر احمدی‌نژاد به نیویورک برای شرکت در شصت و پنجمین اجلاس عمومی سازمان ملل و سفر تازه بازگشته وی از لبنان خبرسازترین تیتر رسانه‌های ایران و بسیاری از شبکه‌های خبری دنیاست.
آیا سیاست خارجی دولت احمدی‌نژاد، متاثر از فضای شعارهای اوائل انقلاب اسلامی ایران و به دور از ترسیم فضا و موقعیت واقعی ایران در جهان است که منافع ملی ما را به خطر می‌اندازد و آنگونه که سید محمد خاتمی در سایت بنیاد باران در تاریخ 15 شهریور عنوان کرده است دولت فعلی، متوهم خشونت گراست نه خردمند خیر خواه؟!
آیا رسانه‌های اصولگرا خصوصا تلویزیون ایران، در بیان تاثیر سفر احمدی‌نژاد به لبنان و نیویورک اغراق کرده و صرفا یک فضای وهمی برای مردم ساخته‌اند و همه رسانه‌ها باید از روزنامه شرق یاد بگیرند که در روز پنج شنبه 22 مهر ماه با خردمندی و خیرخواهی تمام، عکس و خبری از سفر رئیس جمهور به لبنان در صفحه اول کار کرد در حالی که وی از زیر طاقی گنبدی شکل و سبز رنگ! توسط ماشینی امنیتی و در محاصره محافظفین، رد می‌شود، که عده ای به زبان شیرین فارسی شعار می‌دهند "احمدی قهرمان، خوش آمدی به لبنان" و "ابالفضل علمدار احمدی را نگه دار" و یحتمل برای پرچم‌‌ها و آدم‌هایی که از ایران به آنجا برده‌اند دست تکان می‌دهد.
"استقبال لبنان از احمدی‌نژاد" تیتر است نه "استقبال مردم لبنان ار احمدی‌نژاد"
البته تفاوت این دو تیتر به خوبی نشان می‌دهد که آنها نمی‌خواهند به مردم با ایجاد یک توهم قهرمان‌پرور دروغ گفته و منافع ملی را قربانی بلند پروازی و جاه طلبی خود کنند!
مرور دوباره سیاست خارجی خاتمی و احمدی‌نژاد برای درک این حقیقت که کدام روش ما را به منافع ملی‌یمان نزدیک تر می‌کند الزامی است.
اگرچه اساتید دانشکده های علوم سیاسی روش دولت حاضر را چندان صحیح نمی دانند ولی ذکر این نکته لازم است که مگر طبق نظریات علمی رشته علوم سیاسی وقوع انقلاب اسلامی، یک امر خارق العاده و دور از انتظار نبوده است؟!
آیا سیاست و اقتصاد این حرکت خلاف جریان آب باید طبق سیاست و اقتصاد جریان آب باشد؟!
برای اتخاد سیاست‌های کلان و راهبردی در عرصه بین الملل به دلیل باور و ایمان دینی می‌بایست مولفه‌های ایدئولوژیک و آرمانی خود را لحاظ کنیم که برای اجرای آن ها -اتخاذ تاکتیک-، روش‌های متفاوت روسای جمهور مختلف مطرح می‌شود. لازم به ذکر است که سیاست‌های کلان، سیاست‌های نظام است و ربطی به روش روسای دولت ندارد بلکه روش رئیس جمهور برای اجرای این سیاست‌های کلان در عرصه دیپلماسی وسیاست خارجی مدنظر این نوشتار است.
ما به دنبال جواب این پرسش هستیم که روش خاتمی یا روش احمدی‌نژاد در سیاست خارجی، ما را به اهداف کلان و آرمانی ازیک طرف و منافع ملی از طرف دیگر نزدیک‌تر می‌کند.
به دلیل نزدیکی سیاست هاشمی به خاتمی، دیدگاه سود محور، عملگرا و نتیجه گرای ایشان و از سوی دیگر بروز حوادث غیر قابل پیش بینی در دوران ریاست ایشان بر دولت، که اتخاذ سیاستی متفاوت را می‌طلبید از تحلیل و مقایسه سیاست خارجی زمان ایشان رد می‌شویم.
سید محمد خاتمی در عرصه دیپلماسی و سیاست خارجی، به اجرای تاکتیک اعتماد سازی و تنش‌زدایی پرداخت و سعی داشت تا دیوار بی اعتمادی میان دو کشور ایران و امریکا را برداشته و گفتگوی تمدن‌های مورد نظر خویش را محقق سازد، وی در سال 1376ش. (1997 م.) سیاست برخورد تمدنها را به چالش کشید و سازمان ملل متحد در پاسخ به پیشنهاد خاتمی، سال 2001 را "سال گفت‌وگوی تمدن‌ها" نامید.
نظریه گفتگوی تمدنها، بر خلاف نظریه هانتینگتون، که گفتار آن بر اصل زور و برخورد نظامی است، تلاشی فکری است نه عملی، که قصد دارد با هدف تنش زدایی و رفع اختلافات و توجه به اهداف مشترک، زبان برخورد را به گفتار یا زبان گفتگو بدل سازد. (علمداری، کاظم؛ بحران جهان ونقدی بر نظریه برخورد تمدن‌ها و نظریه گفت‌وگوی تمدن‌ها، تهران، توسعه، 1381، ص 235)
دستاورد ایده گفتگوی تمدن‌ها که در بعضی مواضع، می‌رفت تا جایگزین، ایدئولوژی امت محور وآرمان استکبار ستیز سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران شود، نه تنها تحریم‌ها علیه ایران را کاهش نداد بلکه با تعلیق غنی سازی اورانیوم در دولت خاتمی، باج‌دهی اعتقادی وی به کشور‌های غربی و دور شدن از همراهانی چون حزب الله لبنان و مردم فلسطین، ایران را در لیست کشورهای محور شرارت امریکا در زمان بوش قرار داد.
خاتمی در زمین خودی، در مقام توجیه و توضیح، یک دیپلماسی فانتزی را دنبال می‌کرد که در دنیای واقعی محلی از اعراب نداشت، او سعی داشت با تغییر آرمان استکبارستیزی به گفتگوی تمدن‌ها، اعتماد کشورهای دیگر و عمدتا کشورهای غربی را جلب و با منافع ایران همراه سازد، اتفاقی که در عمل شکست خورد.
دیپلماسی احمدی‌نژاد اگر چه، کاملا منطبق با آرمان‌های انقلابی و اعتقادی ایران اسلامی ولی به همان میزان واقع گرایانه است. درحقیقت احمدی‌نژاد، آرمان‌های اعتقادی جمهوری اسلامی ایران را به صحنه واقعی بین المللی کشاند وبا ادبیاتی چالش محور، این بار توپ دیپلماسی ایرانی را به زمین حریف برد و در آنجا پیگیر منافع ملی شد.
رویکردی که تاکنون، با پررنگ‌کردن نقش منطقه‌ای ایران در عرصه جهانی، قدرت و امکان مانور بیشتری برای پیگیری منافع بین‌المللی دولت ایران فراهم ‌می‌کند.
در دولت نهم و دهم، سیاست خارجی احمدی‌نژاد حتی در مورد ارتباط با امریکا، پویا و فعال بود، وی بازی را به زمین حریف برد، عزتمندانه شروع به سوال پرسیدن از غرب کرد و در جایگاه شاکی نشست.
محمود احمدی‌نژاد نشان داد که نه تنها در بیان آرمان‌های امام و انقلاب، در صحنه بین المللی تعارف و رودربایستی ندارد بلکه ستون‌های وهمی تمدن و قدرت غرب را به خوبی می‌شناسد.
او تیر را درست به هدف زد!
در گام اول از غرب درباره هولوکاست پرسید و با قوی‌ترین استدلال، اشغال فلسطین توسط اسرائیل به بهانه هولوکاست را مردود دانست.
از غرب درباره سلاح‌های هسته‌ای امریکا و اسرائیل سوال کرد، ایده خلع سلاح جهانی را مطرح و به این وسیله دیپلماسی هسته‌ای ما را از انفعال خارج و در مقام تهاجمی قرار داد.
به ترکیب شورای امنیت، نحوه مدیریت امریکایی جهان و توزیع ثروت در جهان اعتراض کرد و خواستار اصلاح ساختار سازمان ملل شد.
بحث پرداخت غرامت به ایران به دلیل آثار جنگ جهانی دوم و درگیر کردن کشورمان در این جنگ را مطرح کرد.
در گفتگو با رسانه‌های مختلف از سی‌ان‌ان تا فاکس‌نیوز، ان‌بی‌سی، سی‌بی‌اس و دیگر رسانه‌ها، همواره از رئیس جمهور امریکا برای گفت‌وگوی عادلانه و مناظره رودر رو دعوت به عمل آورد، از اینکه رسانه‌ها و خبرنگاران خارجی، به راحتی می‌توانند با رئیس جمهور ایران مصاحبه کنند ولی خبرنگاران ایرانی این اجازه را ندارند و در همین حال، ایران متهم به دیکتاتوری و اعمال زور می‌شود اظهار شگفتی و تعجب کرد.
از همه جدیدتر بیان تردید در مورد حادثه 11سپتامبر، انفجار و تخریب برج‌های دوقلو و پیشنهاد برای تشکیل کمیته‌ای حقیقت یاب درمورد این حادثه متشکل از کشورهای بی‌طرف است، متن سخنان رئیس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل، خود رسانه شدو به بیان حقایق و طرح سیاست حمله به جای سیاست انفعال پرداخت.
سخنان احمدی‌نژاد بازتاب متفاوتی داشت، برای نخستین بار پس از سخنرانی رئیس جمهور ایران در سازمان ملل، رئیس جمهور امریکا سعی کرد تا به سرعت پاسخ وی را بدهد و برای این‌کار تلویزیون بی‌بی‌سی‌ را انتخاب کرد، اگرچه به اذعان رسانه‌های خودشان، پاسخ اوباما به احمدی‌نژاد ناکارآمد و از روی دست‌پاچگی ارزیابی شد.
در داخل کشور نیز پررنگ‌ترین اعتراض به صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه‌ تهران برمی‌گشت، وی در انتقاد به سخنان و پیشنهاد احمدی‌نژاد در ارتباط با حادثه 11 سپتامبر، در گفت‌و گو با خبرنگار دی‌پرس که متن آن در سایت شخصی وی موجود است، چنین گفت:
"نفس چنین پیشنهادی این است که مسئولین دروغ گفتند و کار خودشان است و می خواهند مردم فکر کنند کار گروه دیگری بوده است. این اظهارات احمدی نژاد که گروه حقیقت یابی تشکیل شود یعنی آنچه توسط مسئولین آمریکایی، انگلیسی، آلمانی و...در خصوص 11 سپتامبر به عنوان حقیقت گفته شد اعتباری ندارد و دروغ هستند و باید کمیته ای تشکیل شود و حقیقت را مشخص کند... بیان این اظهار نظرات و مطرح کردن این حرف ها در اجلاس نیویورک نشان می دهد که ما به دنبال جلب نظرات هستیم و به دنبال حقیقت یابی نبوده ایم و به نوعی با مطرح کردن این حرف ها قصد داشتیم انتقاداتی که رسانه ها و مسئولین غربی از ما داشتند را جبران کنیم. سخنان احمدی نژاد در خصوص ماجرا 11 سپتامبر مانند این است که رییس جمهور و یا نخست وزیر کشوری به مسئولین جمهوری اسلامی پیشنهاد کنند تا اجازه دهند و کمیته حقیقت یابی در مورد انفجار 7 تیر در سال 60 تشکیل شود چون آنها معتقدند که امکان دارد مسئولین جمهوری اسلامی خود در این ماجرا نقش داشته باشند."
البته آقای زیباکلام توضیح نمی‌دهند که امریکا به دلیل حادثه 11سپتامبر به افغانستان و عراق لشکر کشی کرد و نظامیان خود را در این کشورها مستقر کرد.
چگونه ممکن است انفجار هفت تیر سال 60 در ایران با 11سپتامبر قیاس شود در حالی که به بهانه این انفجار، کشور امریکا به خاک دوکشور حمله کرده و صدها هزار نفر، از جمله غیر نظامیان را به سودای دستگیری تروریست، همانند تروریست‌ها به کشتن داد و مگر جمهوری اسلامی برای انفجار 7 تیر چنین کرد؟!
اتفاقا برخلاف نظر ایشان، جمهوری اسلامی نه به دنبال جلب نظر که به دنبال دفع نظر از خود و انداختن توپ در زمین آنهاست که برطبق قداعد علوم سیاسی این اقدام، نشانه هوشمندی و کارآمدی دستگاه دیپلماسی دولت دهم است.
ایشان در نهایت به موسسات نظر سنجی متوسل می‌شوند و چنین می‌گویند: "باید نظر اکثریت نخبگان سیاسی و فکری رابررسی کنیم و ببینیم واکنش به حرف های احمدی نژاد در نزد بسیاری از اقشار و در میان افراد تحصیل کرده چطور بوده است. موسسات و کلوپ های نظر سنجی هستند که در برابر هزینه های تبلیغات، هزینه ای ندارند و با این نظر سنجی می توان پی برد که واکنش به حرف های رییس جمهور چطور بوده است...
اگر این نظر سنجی نشان داد مردم دنیا حرف های احمدی نژاد را باور کردند و طرفدار ایران و احمدی نژاد شدند و به دولت هایشان در خصوص فشارهای وارده به ایران فشار آوردند ایشان راهشان را ادامه دهند و ماه آینده همایشی در تهران تحت عنوان همایش حقیقت یابی 11 سپتامبر برگزار کنند."
آقای زیبا کلام، اجازه بدهید مانند خود شما قیاس کنیم؛ مگر همایش‌های گفتگوی تمدن‌ها در دولت قبلی، با نظر سنجی عمومی انجام شد و مگر دستگاه دیپلماسی یک کشور برنامه‌ها و تاکتیک‌هایش را براساس نظر سنجی عمومی از مردم دنیا پی‌ریزی می‌کند؟!
وی در ادامه چنین می‌گوید: سیاست خارجی در 5ساله اخیر منافع جمهوری اسلامی را تامین نکرده است در حالیکه فراموش کرده‌اند، سیاست خارجی دولت قبلی نهایتا ما را به محور شرارت تبدیل نمود، روند پیشرفت دانش هسته‌ای ما را راکد کرد و عملا تحریم‌های اقتصادی علیه ایران را کاهش نداد.
ایشان حتما می‌پذیرند که نباید فریب دست چدنی زیر دستکش مخملی غرب را خورد؟!
واقعیت آن است که طرح مباحثی چون گفتگوی تمدنها مانند شعری درباری، صرفا تفرج خاطر اهل سیاست است و قواعد بین الملل را واقعیات رقم می‌زنند. احمدی‌نژاد نشان دادکه طرح مباحثی چون ساختارنظام ناعادلانه بین‌المللی، تردید در هولوکاست و 11سپتامبر، استکبارستیزی و دفاع از مظلومین نه یک آرمان ایدآلیستی جهانی بلکه واقعیت دنیای امروز است که باید بدون تعارف و با شجاعت بیان کرد، چرا که از انفعال و وادادگی پیشین، نتیجه ای حاصل نشد.
واقع‌گرایی آرما‌ن‌گرایانه احمدی‌نژاد در سیاست خارجی، فصلی از بومی ‌سازی تئوریک مدل حکومتی جمهوری اسلامی در عرصه تعاملات بین‌المللی است که بایست آن را به فال نیک گرفت، دیدگاهی که ایران را نه مانند مالزی یا ژاپن اسلامی بلکه همانند جمهوری اسلامی ایران دارای علم و قدرت بومی و متناسب با نیازهای خود می‌خواهد اگر چه اصحاب فکری روزنامه شرق و رسانه‌های اصلاح طلبی، نتیجه اعمال چنین دیدگاهی را انزوای سیاسی بدانند و آن را ناخوش بپندارند.
چه موافق سرفصل‌های دروس ترجمه شده دانشکده‌های علوم سیاسی باشیم و چه مخالف، رویکردی در دستگاه دیپلماسی کشور، شکل گرفته که بر اصول مورد نظر مقام معظم رهبری یعنی، عزت، حکمت و مصلحت در استقلال و حاکمیت ملی جمهوری اسلامی، افشای خوی استکباری امریکا و غرب و عدم وادادگی به آنان تاکید دارد، رویکردی که با تامین مصالح نظام و منافع ملی همراه است و نقش منطقه‌ایی پررنگ و امتیاز جهانی بیشتری را برای ایران به ارمغان خواهد آورد.
در پایان به عنوان الگویی عزتمند و مطابق با مصالح نظام و اهداف انقلاب اسلامی ایران برای سیاست خارجی، پیام امام خمینی(ره) به تاریخ بیستم فروردین 1359در اعلام قطع رابطه ایران و امریکا توسط کارتر، ذکر می‌شود:
"خبر قطع رابطه بین ایران و آمریکا را دریافت کردم. اگر کارتر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح مظلوم است، همین قطع رابطه است. رابطه بین یک ملت بپاخاسته برای رهایی از چنگال چپاولگران بین‌المللی با یک چپاولگر عالم‌خوار، همیشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است.ما این ترک رابطه را به فال نیک می‌گیریم چون این قطع رابطه، دلیلی بر قطع امید امریکا از ایران است."