حسین شریعتمداری
اگرچه مسئولان پرونده هستهای کشورمان و بسیاری دیگر از صاحبنظران، بر این باورند که گزارش اخیر البرادعی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، قبل از آن که «حقوقی و فنی» باشد، یک گزارش «سیاسی» است که با غرضورزی آشکار علیه فعالیت هستهای ایران اسلامی و تحت فشار آمریکا و متحدانش تهیه شده است و در صحت این ارزیابی جای کمترین تردیدی نیست ولی مروری گذرا بر متن این گزارش که قرار است روز 19 سپتامبر 2005-28 شهریور ماه 84 – به اجلاس شورای حکام ارائه شود، از نکتهای حکایت میکند که با آنچه از ظاهر گزارش به نظر میرسد، نه فقط متفاوت بلکه متضاد است و آن، خالی بودن دست آژانس، اتحادیه اروپا و سایر متحدان آمریکا از دلایل و موارد موجه فنی و حقوقی برای ارائه پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل است. به بیان دیگر، دقت در متن گزارش اخیر البرادعی نشان میدهد این گزارش فقط با این هدف تهیه شده است که ایران اسلامی را از ارجاع پرونده خود به شورای امنیت سازمان ملل به وحشت اندازد و در هنگامه این وحشت امتیاز بدهد، بیانکه پرونده هستهای ایران به لحاظ فنی و حقوقی قابل ارجاع به شورای امنیت باشد و یا آمریکا و متحدانش ارجاع آن را به نفع خود ارزیابی کنند. توضیح آن که:
1- از آنجا که مدیر کل آژانس، پیش از این گزارش کامل و جامعی از فعالیت هستهای ایران به شورای حکام آژانس ارائه داده و شورای حکام بر پایه گزارش جامع البرادعی، چند قطعنامه درباره پرونده هستهای کشورمان صادر کرده است، مطابق معمول و روال قانونی و تعریفشده آژانس، گزارش اخیر البرادعی نباید یک گزارش «جامع» بوده و تمامی مراحل پیشین فعالیت هستهای ایران را بازگو کند، بلکه آنچه مورد نیاز شورای حکام بوده است تهیه گزارشی از آخرین تحولات در فعالیت هستهای کشورمان از اجلاس ژوئن 2005 تا اجلاس سپتامبر است. ولی شورای حکام برخلاف روال معمول و قانونی خود در آخرین اجلاس از البرادعی درخواست گزارش جامع – COMPREHENSIVEREPORT – کرده است. و سؤال این است که شورای حکام چه نیازی به بازگویی و تکرار پله به پله و یک به یک مراحل قبلی فعالیت هستهای ایران داشته است؟! پاسخ این سؤال و انگیزه این تکرار مکررات را تنها میتوان در بستر یک شیطنت سیاسی و عملیات روانی جستجو کرد. چرا...؟! مقصود شورای حکام از دریافت دوباره گزارش جامع آن بوده است که برخی از قصورها – FAILURE – و تقصیرها – BRECH - که در گزارشهای قبلی آژانس درباره فعالیت هستهای کشورمان از آنها به عنوان تخلف یاد شده بود، دوباره تکرار شود و پرونده ایران، سنگین و دارای قصور و تقصیر تلقی گردد.
این، فقط یک شیطنت سیاسی و عملیات روانی است و نشانه آن که در حال حاضر و در مقطع کنونی، در پرونده هستهای ایران هیچ «قصور» و «تقصیر»ی که تخلف از مفاد NPT و پادمانهای آن باشد وجود ندارد و اگر غیر از این بود، بازگویی دوباره قصورها و تقصیرهای پیشین و مورد ادعای آژانس کمترین ضرورتی نداشت.
2- گزارش جامع البرادعی و تکرار قصور و تقصیرهای قبلی در پرونده فعالیت هستهای ایران در حالی است که شورای حکام آژانس در قطعنامه نوامبر 2004 خود – آذرماه 83 – تأکید کرده بود که ایران، قصورها و تقصیرهای گزارششده درباره فعالیت هستهای خود را اصلاح کرده و توصیه قبلی آژانس مبنی بر اقدامات اصلاحی – CORRECTIVE MEASURES – را انجام داده است.
بنابراین، گزارش جامع البرادعی برای ارائه به اجلاس 19 سپتامبر شورای حکام و برشمردن قصورها و تقصیرهای پیشین – و اصلاحشده – از یکسو، ضرورت نداشته و برخلاف روال جاری و قانونی آژانس تهیه گردیده است و از سوی دیگر فاقد اعتبار حقوقی برای پیگیری است.
3- یکی از موارد اتهامی در فعالیت هستهای کشورمان که طی دو سال گذشته دستاویزی برای باقیماندن این پرونده در دستور کار شورای حکام شده بود، گزارش بازرسان آژانس مبنی بر آلودگی برخی از تجهیزات هستهای ایران به اورانیوم غنیشده در سطح بالا بود - HEU – مسئوان هستهای کشورمان در پاسخ به سؤال آژانس و در توضیح چرایی وجود این آلودگی، با ارائه شواهد و قرائن قابل اتکاء و اسناد معتبر اعلام کرده بودند که این آلودگی مربوط به برخی تجهیزات خریداریشده از کشورهای خارجی است و بازرسان آژانس نیز، کمترین نشانهای از تلاش ایران برای غنیسازی اورانیوم در سطح و درجات بالا به دست نیاورده بودند. ولی آژانس تحت فشار مستقیم و آشکار آمریکا و اتحادیه اروپا، وجود این آلودگی را نشانه تردید نسبت به صلحامیز بودن فعالیت هستهای کشورمان تلقی کرده و خواستار کشف منشأ آن بود.
سرانجام چند ماه قبل، بازرسان آژانس در پیگیری و بررسیهای خود با صراحت اعلام کردند که اظهارات ایران درباره منشأ خارجی آلودگی HEU صحت دارد و نتیجه این بررسی نه از روی صداقت – بلکه از سر ناچاری – در گزارش قبلی البرادعی گنجانده شد. بنابراین، بایستی موضوع منشأ آلودگی نیز حلشده تلقی گردد. اما مدیر کل آژانس در گزارش اخیر خود، ضمن اعتراف بر خارجی بودن منشأ آلودگی سطح بالا، به نوع دیگری از آلودگی با عنوان LEU – آلودگی به اورانیوم غنیشده سطح پایین – اشاره کرده و آن را از جمله موارد «تخلف» دانسته که نیاز به بررسیهای جداگانهای دارد!
این بهانهجویی در حالی است که بعد از رفع اتهام از پرونده هستهای کشورمان و اثبات این که منشأ آلودگی سطح بالا، خارجی بوده است، به طور منطقی و قانونی، موضوع آلودگی سطحپایین LEU نیز منتفی و غیرقابل اعتنا خواهد بود. زیرا، از نگاه فنی – و حقوقی نیز – سؤال درباره منشأ آلودگیهای ذرات با غنای پایین، در صورتی که منشأ آلودگی با غنای بالا مشخص شده باشد، یک سؤال غیرمنطقی و بیجاست.
گنجاندن این بند در گزارش اخیر البرادعی هیچ توجیه فنی و حقوقی ندارد، بلکه فقط میتواند بهانهای برای فرصتسوزی و کشدادن موضوع تلقی شود.
این نکته نیز نشان میدهد که دست آژانس و اهرمهای فشار در یافتن موارد تخلف قانونی و فنی برای ارجاع پرونده کشورمان به شورای امنیت سازمان ملل خالی است و اگر چنین نبود، توسل آژانس به مواردی از نوع یاد شده، ضرورتی نداشت.
4- در بند دیگری از گزارش اخیر البرادعی به تاریخچه سانتریفیوژهای 1P و 2P اشاره شده و مدیرکل با لحنی که به بازجویی شبیه است، خواستار توضیح بیشتر ایران در این زمینه شده است و این در حالی است که مدیر کل در همین بند تصریح میکند: «... هرچند درباره سانتریفیوژهای نوع P1 و 2P برخی پیشرفتها از نوامبر سال 2004 در تائید بیانیه ایران درباره گاهشمار برنامه غنیسازی سانتریفیوژها حاصل شده است، اما آژانس هنوز قادر به تائید، تصحیح و تکمیل بیانیه ایران نیست...
تحقیقات آژانس درباره شبکه تهیه نشان میدهد ایران باید اطلاعات تائیدشده بیشتری داشته باشد که ممکن است در این رابطه مفید باشد.»
در اینباره گفتنی است که؛
الف: وظیفه آژانس بررسی فعالیت هستهای یک کشور عضو برای اطمینان از صلحآمیز بودن آن است و اینکه تجهیزات چگونه فراهم شدهاند در حوزه مسئولیت آژانس نیست، چرا که مطابق ماده 4 معاهده NPT، همکاری کشورهای عضو از جمله ارسال تجهیزات در صورتی که برای فعالیت صلحآمیز باشد نه فقط ممنوع نیست که مورد تأکید و سفارش نیز هست.
ب: البرادعی تاکید میکند که احتمالا ایران باید اطلاعات اعلامنشدهای در اینباره داشته باشد و این «اطلاعات احتمالاً اعلامنشده»، میتواند «احتمالا در بررسیهای آژانس مفید باشد»...
اکنون باید از آقای البرادعی پرسید در کجای دنیا و در کدام سیستم حقوقی، «احتمال درباره یک احتمال» قابل پیگیری است؟! و این بند از گزارش غیر از بهانهجویی دمدستی چه مفهوم دیگری دارد؟!
ج: برخی از مقامات غربی گفتهاند اصرار آژانس در این زمینه، با هدف ردیابی شبکههای احتمالی تهیه غیررسمی تجهیزات هستهای است که بر فرض صحت این ادعا، ضمن آن که ایران تاکنون همکاریهای موثری برای شناخت این شبکهها داشته است، باید گفت، موضوع خارج از چرخه بررسی پرونده هستهای کشورمان است.
5- آقای البرادعی در یکی از عجیبترین و البته، مضحکترین بندهای گزارش خود خواستار تعیینتکلیف مواد و تجهیزات دو یا چند منظورهای شده است که ایران طی سالهای گذشته از بازارهای بینالمللی یا کشورهای خارجی خریداری کرده است.
مدیرکل در این بند از ایران میخواهد که درباره تمامی این تجهیزات دو یا چند منظوره و محل مصرف و به کارگیری آن در تاسیسات صنعتی خود توضیحی همراه با اسناد و مدارک روشن ارائه بدهد! تا آژانس اطمینان حاصل کند که این تجهیزات در تاسیسات هستهای به کار گرفته نشده است!!
ترجمه این بند از گزارش البرادعی آن است که ایران فهرستی از دهها هزار قطعه،ماشینآلات، تجهیزات و... که طی سالهای گذشته برای مصارف صنعتی و تولیدی گوناگون خود تهیه یا خریداری کرده است را در اختیار آژانس قرار دهد و سپس دست بازرسان آژانس را بگیرد و در تمامی مراکز صنعتی گوناگون و بیشمار خود بچرخاند و به آنها محل دقیق مصرف آن قطعه یا تجهیزات را نشان بدهد.
مثلا به آژانس نشان بدهد که فلان آلمیچر خریداریشده، در کارخانه خودروسازی به کار رفته؟ در فلان تعمیرگاه موتور و دوچرخه از آن استفاده شده و... یا این که در فلان بخش از تاسیسات هستهای ایران – هرچه باشد و هرکجا که باشد – مورد استفاده قرار گرفته است؟!... مسخره است! نیست؟!
کاش آقای البرادعی تعارف را کنار میگذاشت و برای فرصتسوزی و بهانهگیری از مسئولان هستهای کشورمان میخواست که تعداد دقیق ستارههای موجود در کهکشان شیری را به آژانس اطلاع بدهند تا پرونده هستهای ایران مختومه شود!
برای معاهده NPT، پادمانهای مربوطه و... نه فقط ایران، بلکه هیچیک از کشورهای عضو NPT کمترین الزامی ندارند که موارد استفاده از تجهیزات و ملزومات دو یا چند منظوره خود را به آژانس اطلاع دهند و...
این درخواست مضحک – بخوانید وقیحانه – نیز نشانه دیگری از خالی بودن دست آمریکا و متحدانش برای ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل است.
6- و اما، یکی از سؤالبرانگیزترین و غیرقانونیترین بندهای گزارش اخیر آنجاست که مدیرکل اعلام میکند «برای تایید کامل همه اظهارات ایران و اطمینان از صلحآمیز بودن فعالیت هستهای این کشور نیاز به دسترسیهایی فراتر از NPT، پادمان و حتی پروتکل الحاقی دارد!»
درباره این بند، توضیح بیشتری لازم است.
الف: البرادعی در این بند، اعلام میکند که معاهده NPT، معاهدات وابسته به آن، پروتکل الحاقی و پادمانهای مربوطه برای تعیین ماهیت فعالیت هستهای کشورهای عضو NPT کافی نیست! به بیان دیگر، آژانس با صراحت از بیخاصیت و ناکارآمد بودن این معاهدات سخن میگوید و موجودیت خود و شورای حکام را از اساس بیاعتبار معرفی میکند.
این نکته هرچه باشد، مشکل آژانس و جامعه بینالمللی است و ربطی به ایران و سایر کشورهای عضو ندارد. ایران با پذیرش معاهده NPT ملزم شده به تعهداتش در چهارچوب قوانین بینالمللی وفادار بماند و...
ب: نکته ظریف و در عین حال شیطنتآمیز دیگری که در این بند نهفته است، زمینهسازی – بخوانید تهدید توخالی – برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل است، به بیان دیگر، مدیر کل آژانس با اعلام ناکارآمدی NPT و پادمانهای مربوطه، شورای امنیت سازمان ملل متحد را به پیگیری پرونده ترغیب و دعوت میکند!
ج: دعوت از شورای امنیت برای پیگیری پرونده هستهای ایران که احتمال آن در این بند قابل توجه است، در حالی صورت میپذیرد که اگر معاهده NPT و پادمانها و پروتکلهای وابسته به آن برای تعیین ماهیت فعالیت هستهای کشورهای عضو ناکافی باشد، این موضوع تمامی کشورهای عضو را شامل میشود و منحصر به ایران نخواهد بود.
7- و بالاخره از مجموع نکات فوق که فقط اشارهای گذرا به برخی از بندهای گزارش اخیر مدیر کل آژانس است، به آسانی میتوان نتیجه گرفت که دست آمریکا و متحدانش برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل – یعنی تهدیدی که همواره در چنته داشتهاند – کاملا خالی است و مسئولان هستهای کشورمان باید توجه داشته باشند که شرایط کنونی بهترین و مناسبترین شرایط برای ادامه راهی است که با از سرگیری فعالیت UCF اصفهان آغاز کردهاند. گام بعدی میتواند و باید شکست تعلیق غنیسازی اورانیوم در تاسیسات نطنز و تکمیل همزمان پروژه آب سنگین اراک باشد.
و این نکته نیز گفتنی است که دانشمندان کشورمان در فاصله تعلیق، بیکار ننشسته و تحقیقات و آمادگیهای فنی و تکنولوژیک عمیق و گستردهای برای یک گام بلند و جهشگونه در تکمیل تاسیسات نطنز و پروژه آب سنگین اراک برداشتهاند و ایران اسلامی در یک قدمی این جهش بزرگ و حیرتانگیز قرار دارد... امید است مسئولان هستهای کشورمان با ادامه راهی که در پیش گرفتهاند، زمینه این جهش و ناکامی حریف زورگو و از خودراضی را فراهم آورند.
در انجام این مهم و پیگیری این پیشنهاد تردید نکنید... به خاطر آورید که به اذعان برخی از تحلیلگران غربی پرونده هستهای ایران بعد از دو سال و چند ماه چالش نهایتاً به نقطهای رسیده است که کیهان از ابتدا پیشبینی کرده بود.