سلمان رشدی مرتد در حالی پنجاه و هشتمین سال حیات خود را پشت سر می گذارد که 18 سال است که زندگی دهشت باری را پشت سر گذاشته و روز به روز بر پرونده سیاهش افزوده می شود.
فردی که امروز به نام « سلمان رشدی مرتد » از او یاد می شود , نویسنده هندی تباری است که تابعیت انگلیس را دارا بوده و یک شهروند انگلیسی به حساب می آید. بنابراین , وی معجونی از تربیت ها و تاثیر پذیریهای گوناگون از یکسو و تاثرات فرهنگی و محیطی شرقی و غربی با احساسی انباشته از عقده های خود کم بینی نسبت به جامعه اروپایی از سوی دیگر است .
وی پنجاه و هشت سال پیش در یک خانواده هندی الاصل مسلمان در شهر بمبئی بدنیا آمد که بنا به گفته خودش , اگر چه پدر و مادرش مسلمان بوده اند , اما پایبند اصول مذهب نبوده اند. وی در خانواده ای مرفه پرورش یافته و دایه ای مسیحی داشته که از طریق او , با بسیاری از آداب مسیحیت آشنا شده و شاکله ذهنی اش بر اساس عقاید مسیحی شکل گرفته است . علاوه بر آن دوران تحصیلات ابتدایی رشدی در یک مدرسه انگلیسی سپری می شود. سلمان رشدی در بخشی از خاطرات خود درباره خانواده اش مطالبی را ارائه می کند که نشان دهنده سطح آشنایی او با اسلام و نگرش او به اسلام است .
خانواده من به اسلام گرایش داشتند ولی در خانه ما از دین خبری نبود فقط سالی یک بار مرا برای عبادت به مسجد می بردند , مثل مراسم سال نو در نزد مسیحیان . من یک دایه مسیحی داشتم که با او , درخت کریسمس را تزئین می کردم و سرود می خواندم . بمبئی یک شهر چند مذهبی است . اکثر دوستان من غیر مسلمان بودند. ما گوشت خوک نمی خوردیم , چون در حقیقت گوشت خوک به سختی در بمبئی پیدا می شد.
پدرم نیز از قانون قرآن مبنی بر نخوردن مشروبات الکلی تبعیت نمی کرد. خوشبختانه می توانم بگویم که پدر و مادر من مسلمانان بدی بودند و من از آنها متشکرم که مرا به صورتی که در جهان معمول است , تربیت کردند . » (1 )
و به این ترتیب پایه های تزلزل اعتقادی و شخصیتی وی توسط این پدر و مادر و همین دایه مسیحی ریخته شد. پس از آن , حضور وی در یک مدرسه انگلیسی در بمبئی که در این مدارس بدون استثنا تدریس انجیل (قدیم وجدید) جزو درس است و نیز محیط هند که ترکیبی است از نژادها و مذاهب گوناگون , در این شکل گیری تاثیر بسزایی داشته است . وی در این مدرسه دو نکته مهم , یعنی احساس مساله خارجی بودن و دیگری مساله عدم غیرت دینی را لمس کرده و با آنها آشنا می گردد. دو مسئله ای که بعدها , به گفته خودش بخاطر از میان برداشتن آنها , مبارزات بسیاری را انجام می دهد و تم اصلی بسیاری از داستانهایش می گردد.
وی در خصوص این مدرسه انگلیسی می گوید :
« در آن زمان تربیت در یک مدرسه انگلیسی برای هندی ها ارزش خاصی داشت . در حال حاضر این ارزش کمتر شده است . در آنجا من دو چیز را کشف کردم . اول نداشتن تعصبات و دوم , تجسم خارجی بودن , تجربه هایی که انسان پیش خود نگه می دارد » .
در نهایت , او با این طرز تفکر به انگلستان می آید و پس از سالها زندگی در جامعه لجام گسیخته غرب و نشو و نما در آنجا , به قول خودش به یک نویسنده چپ گرا مبدل می شود. وی در مصاحبه با مجله اشترن می گوید :
« در حال حاضر بیشتر از فوریه 89 می دانم . در اصل , من یک نویسنده چپ گرا هستم که مخالف عقاید متداول و معمول بوده و بی محابا بر ضد خیلی از مسائل می نویسد. از زمانیکه در انگلستان زندگی می کنم , از حزب کارگر حمایت کرده ام , ولی دیدم آنها به استثنای چند نفرشان می خواهند مرا به سقوط بکشانند در حالیکه حزب محافظه کار که من سالها با آن جنگیده ام , زندگی مرا نجات داده است . » (2 )
به هرحال این نویسنده به اصطلاح چپ گرا , در طول زندگی خود در انگلستان , به بی دینی و بی اعتقادی مطلق می رسد و در نهایت , منکر وجود خدا می گردد و این عقیده را رسما در مصاحبه ای با مجله اشترن تحت عنوان « من قهرمان نیستم » , عنوان می کند :
« مجله اشترن : شما یکبار سعی کردید خود را با افراطیون هماهنگ نشان دهید و به الله , خدای یگانه و فرستاده اش محمد ایمان آوردید!
رشدی : این عمل در یک دوران شک و دودلی انجام گرفت . من می خواستم با یک اشاره دراماتیک به مسلمانان نشان دهم که هرگز دشمن شان نبوده ام . اما در این مورد من داشتم خودم را گول می زدم . از همین رو , دوباره به صدا درآمده , گفتم نه من ایمان نیاورده ام . من یک فرد مذهبی نیستم . اگر کسی از من سئوال کند که آیا خدا وجود دارد , خواهم گفت نه . » (3 )
حال , نویسنده ای با این طرز تفکر و عقاید , دست به نوشتن کتابی تحت عنوان « آیات شیطانی » می زند که صراحتا معتقد است کتابی مذهبی نیست و آنرا « اثری حاوی ضدیت و شک بنیادی » می نامد . (4 )
سلمان رشدی کار تالیف کتاب کفر آمیز « آیات شیطانی » را با این پیش زمینه های شخصیتی و تحریکات محافل صهیونیستی در سال 1367 به پایان می رساند و آنرا برای انتشار به موسسه « وایکنیگ پنگوئن » می سپارد که در شهریور 1367 در لندن منتشر می شود . از آنجا که انتشار این کتاب به عنوان آغاز یک حرکت و توطئه فرهنگی غرب علیه اسلام و انقلاب اسلامی به شمار می رفت , به عنوان یک اثر ادبی ممتاز در رسانه های غربی تبلیغ شد در حالیکه گذشته از محتوای سراسر موهن و جسارت آمیز نسبت به ساحت مقدس پیامبر اسلام , از لحاظ سبک نوشتاری و ارزش ادبی نیز قابل دفاع نبود.
در همین رابطه « جان کیسی » منتقد ادبی برجسته نشریات انگلیسی می گوید : « من آیات شیطانی را خوانده ام ولی فکر می کنم که این کتاب عملا قابل خواندن نیست . »
نخستین واکنش علیه آیات شیطانی
نخستین واکنش علیه انتشار این کتاب موهن در مهر ماه سال 67 توسط مسلمانان هند و سپس پاکستان و در قالب تظاهرات علیه نویسنده کتاب آیات شیطانی صورت گرفت و به همین دلیل چاپ و حتی ورود کتاب آیات شیطانی در پاکستان و هند ممنوع اعلام شد. در 25 دی 1367 , یعنی یکماه قبل از صدور حکم حضرت امام , مسلمانان شهر برادفورد انگلیس نسخه هایی از کتاب آیات شیطانی را سوزاندند و در 24 و 25 بهمن در جریان تظاهراتی که علیه کتاب در پاکستان و هند روی داد دستکم 7 نفر کشته شدند .
سرانجام امام خمینی در بیست و پنجم بهمن 67 پیش از آنکه توطئه حساب شده استکبار با انتشار این کتاب کفرآمیز استمرار یابد , با صدور حکم شرعی آنرا در نطفه خفه کردند. حکم امام در مورد اعدام سلمان رشدی , نویسنده کتاب ضاله و کفرآمیز « آیات شیطانی » نظر شخصی ایشان نبود بلکه این حکم صریح اسلام است که کسانی را که بر خدا و پیامبر (ص ) خروج می کنند , « مرتد » می شمارد و مرگشان را واجب می کند.
اعلام عزای عمومی در ایران
در پی انتشار حکم امام علیه نویسنده کتاب آیات شیطانی , از سوی آقای میرحسین موسوی نخست وزیر وقت جمهوری اسلامی ایران نیز بیانیه ای انتشار یافت که در آن به فرمان رهبر انقلاب روز چهارشنبه 67,11,26 بعنوان همدردی با کسانی که در اعتراض به انتشار کتاب آیات شیطانی در کشورهای جهان بخصوص در پاکستان جان خود را از دست دادند و بعنوان محکوم ساختن توطئه فرهنگی غرب علیه اسلام , روز عزای عمومی اعلام شد.
عکس العمل قاطع و سرنوشت ساز امام در برابر توطئه فرهنگی غرب , ملتهای مسلمان را در محکوم ساختن این توطئه به حرکت , خروش , راهپیمائی و تظاهرات اعتراض آمیز وا داشت . اکثر کشورهای اسلامی شاهد راهپیمائی مردم علیه گردانندگان پشت پرده این نقشه شیطانی گردید.
سلمان رشدی مخفی شد
سلمان رشدی از لحظه صدور حکم شرعی امام خمینی مخفی شد و پلیس « اسکاتلندیارد » حفاظت از وی را در مکانهائی نامعلوم و با صرف هزینه های زیادی برعهده گرفت . رشدی با دریافت گزارشهای مربوط به قیام عمومی ملتهای مسلمان علیه چاپ و انتشار کتاب آیات شیطانی و تاکید آنان بر لازم الاجرا بودن قتل نویسنده این کتاب با انتشار بیانیه ای در روز 29 بهمن سال 67 , یعنی تنها 4 روز پس از صدور حکم شرعی حضرت امام از مسلمانان جهان پوزش طلبید.
رشدی گفت : « از اینکه کتابم موجب ناراحتی پیروان صمیمی اسلام شده است , عمیقا متاسفم » . با این حال رشدی هرگز تصور نمی کرد که مخفی شدن او سرآغاز زندگی تنها و منزوی وی برای سالهای طولانی باشد.
خبرگزاری آمریکائی یونایتدپرس ضمن انتشار بیانیه سلمان رشدی به نقل از وی نوشت : « من بعنوان نویسنده این کتاب متوجه شدم که مسلمانان در بسیاری از نقاط جهان واقعا از انتشار این کتاب ناراحت شده اند. با توجه به این واقعیت که ما در جهانی زندگی می کنیم که مذاهب بسیاری در آن وجود دارد این تجربه ثابت کرد همه ما باید حساسیت دیگران را مدنظر داشته باشیم . » در عین حال در بیانیه رشدی کوچکترین نشانه ای از توبه و اینکه وی قصد دارد کتابش را جمع آوری کند دیده نشد.
بوضوح مشخص بود که انگلیسیها از عکس العمل سریع ملتهای مسلمان و از عمق نفوذ و منزلت حضرت امام در میان آنان شوکه شده و بیانیه عذرخواهی سلمان رشدی در حقیقت می توانست موضع رسمی دولت انگلیس در پی واکنش ملتهای مسلمان تلقی شود.
سه روز پس از انتشار بیانیه سلمان رشدی دفتر امام خمینی با صدور اعلامیه ای اعلام کرد که تبلیغات رسانه های گروهی خارجی در مورد اینکه در صورت توبه سلمان رشدی حکم اعدام در مورد وی لغو می شود , دروغ است و این موضوع از سوی امام صد در صد تکذیب می گردد.
موضعگیری کشورهای اروپائی
در سوم اسفند سال 67 در جریان اجلاس وزیران امور خارجه کشورهای اروپائی تصمیم گرفته شد که کشورهای عضو جامعه اروپا , نمایندگان خود را از جمهوری اسلامی ایران در اعتراض به صدور حکم حضرت امام خمینی علیه سلمان رشدی فراخوانند. کشورهای بازار مشترک اروپا اعلام کردند که « هدف از این اقدام , تحت فشار قرار دادن ایران برای احترام گذاردن به اصول آزاد می باشد. »
اولین کشوری که در اجرای این مصوبه , سفیر خود را از ایران فراخواند , آلمان بود. با این اقدام بقیه کشورهای اروپائی عضو بازار مشترک به تدریج سفیران خود را از تهران فرا خواندند و به این ترتیب مبارزه غرب با اسلام و جمهوری اسلامی ایران وارد مرحله تازه ای شد.
در پاسخ به اقدامات بازار مشترک اروپا , حضرت آیت الله خامنه ای رئیس جمهوری وقت ایران روز چهارم اسفند 67 در پایان سفر خود به یوگسلاوی طی مصاحبه ای در بلگراد اظهار داشتند : « مساله سلمان رشدی هیچ راه حل دیگری ندارد. تیری است که خوب هدف گیری و شلیک شده و لاجرم به هدف خواهد خورد. »
ایشان افزودند : « انتشار کتاب آیات شیطانی حرکت زشتی است که دو جنبه دارد. یکی اهانت به یک میلیارد مسلمان و دیگری حمایت برخی سیاستها و دولتها از این حرکت زشت است . »
ایشان اضافه کردند : « آزادی بیان و قلم , هیچگاه شامل اهانت به پیامبران و مقدسات مردم نمی شود. »
در حالکیه کشورهای عضو بازار مشترک اروپا سفرای خود را از جمهوری اسلامی ایران فراخواندند , تظاهرات و اعتراضات علیه چاپ و انتشار کتاب آیات شیطانی در سراسر جهان ادامه داشت و تعدادی از کشورهای غیر مسلمان نیز اعلام کردند که از انتشار کتاب مذکور در جامعه خویش جلوگیری خواهند کرد.
همچنین بسیاری از مراکز فقهی و فتوایی در جهان اسلام به تبعیت از حکم امام خمینی (ره ) با مرتد اعلام کردن سلمان رشدی حکم قتل او را صادر کردند.
موضعگیری کشورهای اسلامی
تاکید هجدهمین اجلاس وزیران امور خارجه کشورهای عضو سازمان کنفرانس بر ارتداد سلمان رشدی و مهدورالدم بودن وی نیز از جمله رخدادهای مهم سال 1367 بود . در اسفند این سال 45 کشور عضو سازمان مزبور طی اجلاس در ریاض , سلمان رشدی را « مرتد » لقب دادند و خواستار مبارزه با چاپ و انتشار و ورود کتاب کفرآمیز آیات شیطانی به کشورهای اسلامی شدند.
بهمن و اسفند سال 67 را باید سال اعتراض عمومی و تظاهرات همگانی نسبت به توطئه انتشار کتاب آیات شیطانی دانست . اعتراض و تظاهرات عمومی که از فردای صدور حکم امام خمینی (ره ) صورت گرفت بطور کلی در تمام کشورهای جهان جریان داشت , حتی در قلب جهان استکبار و مامن مستکبرین و دشمنان اسلام یعنی آمریکا , انگلیس فرانسه , آلمان و... مسلمانان به شدت نسبت به انتشار کتاب مذکور و توطئه جدیدی که دشمنان علیه اسلام به راه انداخته بودند اعتراض کردند.
قطع رابطه با انگلیس
در روز نهم اسفند سال 67 مجلس شورای اسلامی طی جلسه فوق العاده ای با اعلام یک ضرب الاجل یک هفته ای برای انگلیس , هرگونه رابطه سیاسی با دولت انگلیس را منوط به عذرخواهی مقامات انگلیسی و تجدید نظر آنان در مواضع غیر اصولی شان نسبت به جهان اسلام و کتاب کفرآمیز « آیات شیطانی » , در طول این یک هفته دانست .
انگلیسی ها که مستاصل شده بودند , مواضعی را که نمایانگر عقب نشینی آنان از دیدگاههای ضد اسلامی و اولیه شان بود اتخاذ کردند و حتی وزیر خارجه انگلیس ضمن ابراز تاسف از انتشار کتاب آیات شیطانی , خود و دولت متبوع خود را مکارانه , جدا از مسئولیت انتشار این کتاب دانست , لیکن این اظهارات و موضعگیریها به خاطر آنکه فاقد عذرخواهی رسمی و علنی لندن از مسلمانان جهان بود , وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران در شانزدهم اسفند ماه 67 و در پایان مهلت یک هفته ای مجلس شورای اسلامی رسما روابط سیاسی خود را با انگلیس قطع کرد با این اقدام که حاکی از ایستادگی و واکنش قاطع جمهوری اسلامی ایران در برابر توطئه های ضد اسلامی است , فروش , تکثیر , انتشار ورود کتاب ضاله آیات شیطانی در اکثر کشورهای اسلامی و غیر اسلامی به تدریج ممنوع شد و این توطئه شوم فرهنگی که علیه اسلام و مقدسات مسلمین طراحی شده بود در نطفه خفه گردید.
در اوایل فروردین ماه 1368 هجری شمسی , متفکرین , نویسندگان و خبرنگاران مصری طی یک گردهمایی در قاهره , سلمان رشدی را مرتد اعلام کردند و خواستار اجرای حکم شرعی درباره او شدند. در همین تاریخ بار دیگر امام جمعه دهلی و برخی دیگر از ائمه جمعه و جماعات حمایت خویش را از فتوای امام خمینی (ره ) اعلام داشتند.
در بسیاری از کشورهای مسلمان نشین و یا کشورهایی که مسلمانان در آنجا حضور چشمگیر و موثر داشتند , مسلمانان خواستار اجرای مقرراتی در رابطه با وارد کنندگان و خریداران و پخش کنندگان احتمالی کتاب آیات شیطانی در کشور خود شدند و به دولت های خویش در این زمینه فشار آوردند.
از اوایل سال 1368 موج چاپ و انتشار کتاب در « رد کتاب آیات شیطانی » در سراسر جهان شروع شد و کتابهای فراوانی پی در پی در ارتباط با موضوع مذکور به بازار کتاب ارائه گردید. در این کتب عموما وجوب قتل سلمان رشدی مطرح شد و نیرنگهای نویسنده کتاب آیات شیطانی و سستی و بی پایگی محتویات کتاب مذکور بیان گردید.
در همین حال در موارد متعددی مسلمانان خشمگین به کتابفروشیهائی که « آیات شیطانی » را عرضه می کردند حمله کرده و خشم خویش را ابراز داشتند. سلمان رشدی در طول مدتی که خود را از دید عموم مخفی کرده بود بارها به خاطر اینکه مسلمانان به او دسترسی نداشته باشند تغییر مکان داد و از مخفیگاهی به مخفیگاه دیگر رفت .
بعد از رحلت جانگداز امام خمینی (ره ) در خرداد 1368 , بسیاری گمان می کردند حکم قتل سلمان رشدی نیز به فراموشی سپرده خواهد شد , ولی حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب , حکم امام خمینی (ره ) را غیر قابل برگشت اعلام نموده و فرمودند که حکم قتل سلمان رشدی همچنان به قوت خود باقی است . این حرکت رهبر انقلاب سبب شد که سلمان رشدی و حامیان او دوباره در یاس فرو روند.
همزمان با سالگرد صدور حکم تاریخی امام خمینی (ره ) درباره سلمان رشدی , بار دیگر سراسر جهان یکپارچه اعتراض علیه سلمان رشدی و سیاستهای ضد اسلامی دولتهای استکباری غرب شد. در این زمان تعدادی از مراکز پخش کتاب آیات شیطانی در اروپا مورد حمله قرار گرفت و حامیان سلمان رشدی تهدید به مرگ شدند.
در سال 68 برگزاری مراسم و تظاهرات گسترده توسط مسلمین در ایران و جهان بویژه در انگلیس به عنوان مرکز انتشار کتاب زمان مسلمانان را از تعهد به اجرای حکم اعدام سلمان رشدی باز نمی دارد , و عزم راسخ جهان اسلام برای مقابله جدی با توطئه های فرهنگی استکبار همچنان به قوت خود باقی است .
در هر حال سال 1368 با اعتراضات سراسری مسلمانان نسبت به توطئه فرهنگی استکبار و تهدیدات مکرر حامیان سلمان رشدی و دفاع بی باکانه از فتوی امام خمینی درباره این عنصر استکبار , سپری شد و جهانخواران تجربه تلخ برخورد توهین آمیز با اسلام را چشیدند و در میدان مبارزه با اسلام مقهور یک میلیارد مسلمان گشتند.
جایزه برای قتل رشدی
یکی از اقداماتی که از همان ابتدا در مورد اجرای حکم قتل سلمان رشدی به اجرا درآمد , این بود که بنیاد 15 خرداد تصمیم گرفت برای کسانی که سلمان رشدی را به قتل برسانند , جایزه ای تعیین کند. در این سال این نهاد , مبلغ جایزه را به دو برابر رساند و اعلام کرد هر کس بتواند حکم امام خمینی (ره ) را در مورد سلمان رشدی به اجرا درآورد , جایزه تعیین شده به او تعلق خواهد گرفت .
در بهمن 69 و در اولین سالگرد اختفا سلمان رشدی , مجله نیوزویک چاپ آمریکا و روزنامه ایندیپندنت چاپ لندن مصاحبه های جداگانه و مبسوطی با سلمان رشدی بعمل آوردند. رشدی در این دو مصاحبه ضمن تشریح جزئیات کتاب موهن خود , بشدت تلاش کرد تا چنین وانمود کند که این کتاب , کفرآمیز نبوده و قصد وی توهین به حضرت ختمی مرتبت و مقدسات مسلمانان نبوده است . وی در این تلاش از حمایت نشریات مذکور که سعی می کردند او را مظلوم و محروم از حق آزادی قلم جلوه دهند , برخوردار بود.
در سال 1370 نیز موضوع سلمان رشدی و حکم قتل او همچنان به عنوان یک موضوع مهم مطرح بود و پیوسته خبرهائی در ارتباط با آن در سراسر جهان انعکاس می یافت . در این سال سلمان رشدی به شدت روحیه خود را باخت و از اینکه مسلمانان با عزم راسخ در پی قتل او هستند دچار یاس و وحشت فراوان گردید , بطوریکه طی یک دیدار که با طرفدارانش داشت در انظار عمومی به دلیل ترس از مرگ , گریه و زاری کرد و در زمانی دیگر نیز از اینکه دیوانه نشده است ابراز تعجب نمود.
در همین سال یکی از مترجمین , که کتاب آیات شیطانی را به زبان ژاپنی ترجمه کرده بود به قتل رسید و سزای عملش را دید و یک مترجم ایتالیائی نیز بشدت مضروب شد. همچنین در این سال سلمان رشدی برای رهایی از مرگ از سران وابسته برخی از کشورهای مسلمان طلب کمک کرد.
بازگشت سفرای اروپائی
از جمله اتفاقات مهم سال 1370 بازگشت سفرای کشورهای اروپائی به تهران بود . موضعگیری سال 67 اروپای غربی در برابر ایران اسلامی که ناشی از تحریکات انگلیس و تصمیمات بازار مشترک اروپا بود , نتوانست دوام چندانی داشته باشد و وزیران خارجه دولتهای اروپایی عضو جامعه اقتصادی اروپا که در تبعیت از مصوبه مشترک خویش , سفرا و نمایندگان سیاسی خود را از تهران فراخوانده بودند بتدریج در برابر صلابت و قاطعیت انقلاب و رهبری آن در مواجهه با نقشه های پلید دشمنان اسلام , به واکنش انفعالی و بی حاصل خود پی برده و در اظهارات خود مصرانه خواستار تحکیم روابط خود با جمهوری اسلامی ایران شدند.
این موضعگیریها دقیق نشان داد که دولتهای اروپائی در آن زمان به دام بزرگی که انگلیسیهای شرور فراروی آنان گسترده بودند , واقف شده اند. به همین دلیل جمهوری اسلامی ایران در برابر تصمیم این دولتها به بازگرداندن سفرایشان به تهران عکس العملی نشان نداد با این حال بدیهی بود که این شکیبائی شامل حال انگلستان نگردد.
سفر رشدی به کشورهای غربی
در اسفند سال 70 رشدی تصمیم گرفت به مسافرتهایی به خارج از انگلیس اقدام کند . او در این ماه ابتدا به نیویورک رفت . وی مدعی است که در این سفر نه دولت آمریکا و نه مطبوعات از ورود وی استقبال نکردند . وی در اردیبهشت سال 71 به انگلیس بازمی گردد و سپس در ماه تیر 71 به دانمارک , در ماه مرداد به نروژ , در ماه مهر به فنلاند , در ماه آبان به آلمان و در ماه اسفند به پاریس می رود. رشدی در این سفر زنجیره ای به اروپا که تحت تدابیر شدید امنیتی صورت گرفت , تلاش کرد تا با روزنامه نگاران , شخصیتهای سیاسی , صاحبنظران و نویسندگان تماس گرفته و از آنان بخواهد وی را برای نجات از زندگی مملو از ترس و یاسی که دارد کمکش کنند. در مسافرت زنجیره ای سال 71 روزنامه ها و وسائل ارتباط جمعی فنلاند بیشترین اعتنا را به سلمان رشدی کردند .
سفر رشدی به آمریکا
رشدی روز 15 آبان به فرانسه و بیستم همان ماه به هلند و روز دوم آذر به آمریکا رفت . اودر آمریکا به مدت 15 دقیقه با بیل کلینتون رئیس جمهوری در کاخ سفید ملاقات نمود. در پی سفر رشدی به آمریکا , روزنامه « واشنگتن پست » در مقاله ای نوشت : « در حالی که در الجزایر , مصر و دیگر نقاط جهان اسلام , مسلمانان به مبارزه با نفوذ فرهنگ غرب و جایگزین کردن فرهنگ اسلامی برخاسته اند , کلینتون تصمیم می گیرد چهره ای مانند رشدی را برای گپ زدن به کاخ سفید دعوت کند. در حالی که از بین همه مقامات و شخصیتهای جهان , رشدی منفورترین آنهاست »
این روزنامه در مقاله خود افزود : « اگر بعضی ها سلمان رشدی را با الکساندر سولژنیتسین مقایسه کنند باید این مساله را در نظر داشته باشند که سولژنیتسین 10 سال در اردوگاههای استالین زندانی بود و هنر سرشارش در خدمت کلیسای ارتدکس روسیه قرار گرفته بود. او هرگز دین بزرگی چون اسلام را مورد اهانت قرار نداد.... »
مسافرت رشدی به آمریکا و دیدارش با رئیس جمهور آن کشور خشم مسلمانان آمریکا را برانگیخت و کلینتون ناچار شد علاوه بر هشدار به سفارتخانه های خود در جهان برای اتخاذ تدابیر امنیتی , نمایندگان مسلمانان جامعه آمریکا را نیز برای توجیه دیدار خود با رشدی به کاخ سفید دعوت کند. او سپس گفت : « قصد من از ملاقات با رشدی , اهانت به مسلمانان جهان نبوده است » با این همه بعد از این ملاقات « ویلیام ولزی » رئیس سازمان سیا در مصاحبه با شبکه تلویزیونی « سی .ان .ان » آمریکا ملاقات کلینتون با رشدی را « شجاعانه » توصیف کرد.
سلمان رشدی روز 18 آذر به آلمان رفت و با « کلاوس کینکل » وزیرخارجه این کشور و جمعی از روزنامه نگاران ونویسندگان آلمانی ملاقات و مذاکره کرد.
در همین ماه نمایندگان 47 کشور اسلامی در سازمان ملل بار دیگر بر مفاد بیانیه اجلاس هیجدهم سازمان کنفرانس اسلامی در ریاض (اسفند 67 ) در مورد مهدورالدم بودن سلمان رشدی تاکید کردند .
در دی ماه سال 72 کلیم صدیقی رئیس فقید پارلمان مسلمانان انگلیس گفت : « از سال 67 که آیت الله خمینی (ره ) حکم اسلام در مورد قتل سلمان رشدی را انتشار داد تاکنون , تعداد بریتانیایی هایی که به دین اسلام روی آورده اند , چهار برابر شده است . » وی خشم و عصبانیت اسلامی از رشدی و کتاب موهن وی را در کمک به نزدیکتر شدن مسلمانان به یکدیگر موثر دانست .
در سال 73 سلمان رشدی طی چند مصاحبه که در مخفیگاه خود انجام داد بار دیگر زجر تنهایی خود را متذکر شد و از اینکه جامعه جهانی به قول خودش , وی را رها کرده است اظهار نگرانی و افسردگی کرد.
سلمان رشدی در اردیبهشت 74 بطور مخفیانه و در میان تدابیر شدید امنیتی به اتریش رفت . در خرداد سال 1374 اجلاس سران 7 کشور صنعتی غرب در هالیفکس کانادا حمایت خود را از تلاش های اتحادیه اروپا برای ترغیب جمهوری اسلامی ایران به لغو حکم مرگ سلمان رشدی اعلام کرد.
25 بهمن سال 1375 , انزوای زجرآور سلمان رشدی 8 ساله می شود . در این چند سال ماجرای سلمان رشدی بمنزله یک سنگ محک بوده است . بدین معنی که تمامی آنهایی که با اسلام و مسلمانان عناد می ورزند , در این مدت به حمایت از رشدی برخاستند و از این طریق کوشیدند کینه های ضد اسلامی خود را فرو بنشانند. در این مدت هر یک از دولتهای غربی در حمایت همه جانبه از سلمان رشدی تا سر حد قطع رابطه با جمهوری اسلامی پیش رفتند اما بی آنکه چیزی عایدشان شود , سفیران خود را که باسر و صدا و تبلیغات تند از جمهوری اسلامی ایران فراخوانده بودند , بی سر و صدا و با شرمساری باز گرداندند و با این اقدام به شکست خود در این تهاجم سیاسی اعتراف کردند.
تا این سال دولتهای غربی , موضوع سلمان رشدی را مستمسکی برای طرح موازین بین المللی حقوق بشر و تبدیل آن به یک چماق سیاسی علیه جمهوری اسلامی ایران قرار دادند ولی خود از آن مایوس شدند.
در این سالها سلمان رشدی با سفر به آنریکا سومین ازدواج رسمی خود را با یک زن آمریکایی اعلام کرد ولی همچنان مجبور بود دور از انظار عمومی به یک زندگی جهنمی و در حلقه حفاظتی ماموران امنیتی ادامه دهد که به گفته بسیاری , این زندگی برای او از مرگ هم نکبت بارتر است .
سلمان رشدی امسال و در آستانه هفدهمین سالگرد صدور حکم ارتداد خود به عنوان یک مرده متحرک برای اینکه اظهار وجود کرده و خباثت باطنی خود را در دشمنی بااسلام ابراز کند , اقدام به چاپ نهمین رمان خود تحت عنوان « شالیماردلقک » کرده که داستان نوجوان مسلمانی است که یک روحانی تندرو او را تحت آموزشهایی قرار می دهد تا به اقدامات تروریستی دست زند.
به هر حال رشدی هر چه دست و پا بزند , باید بداند بیش از یک و نیم مسلمان در جهان برای اجرای حکم اعدام او لحظه شماری می کنند و حکم محتوم او را از 18 سال پیش صادر کرده اند .