با حمله آمریکا و متحدانش به عراق و اشغال آن، نگاه و برنامههای نوین استراتژیستهای صهیونیستی با توجه به شرایط اشغالی این کشور، الزامات، تعریفها و مبانی جدیدی را پیش روی صهیونیسم قرار داد چرا که صهیونیسم با سهمخواهی از جنگ در عراقف شمال عراق را که تحت حاکمیت دولت خودمختار کردستان است را مرکز ثقل حضور خود در عراق قرار داد و تاکنون نیز از زمینهسازیهای گذشته به عنوان بستر اهداف و برنامههای جدید صهیونیستی بهرهمند شده است. این مطلب در صدد است تا شمایی کلی از اهداف و برنامههای صهیونیسم در شمال عراق را بازگو کند.
تاریخچه حضور صهیونیسم در شمال عراق
تاریخنویسان صهیونیستی معتقدند در جریان مهاجرت یهودیان به منطقه عراق و پیرامون آن، در دوازده منطقه اسکان یافتند که به زاخو (سلیمانیه)، موصل، نصیبین، اورقه، اربیل، کرکوک، سوندرو، چرقیله، عمادیه و نیروه اشاره میکنند. صرفنظر از اینکه خواستگاه یهودیان ساکن در کردستان به چه زمانی برمیگردد و اصولا میزان حضور آنها در این مناطق از چه برهههای از زمان برای ساکنان این مناطق ملموس بوده باید گفت که از منظر سیاسی روابط و همکاریهای نزدیک رژیم صهیونیستی و افسران اطلاعاتی موساد با «ملا مصطفی بارزانی» به دهه 60 باز میگردد و عرصههای وسیعی را شامل میشود، ولی از دهه 30 و 40 قرن بیستم، نیز ردپای رهبران و مسئولان آژانس یهود به کردستان عراق دیده میشود.
در واقع روابط مصطفی بارزانی با اسرائیل نقطه عطف روابط نزدیکتر و پیوسته کردها و یهودیها شد. او سنگ بنای روابط با اسرائیل را در همه زمینهها براساس اعتمادپذیری کامل ایجاد کرد و حتی بارزانی «موشهدایان» را در آغوش کشید. بارزانی معتقد بود که برای ایجاد کردستان آزاد و مستقل، باید از اسرائیل و ایران انتظار حمایت داشت و روی کمکهای این دو حساب ویژه باز کرد.
دوره دوم تحول در روابط کردها و اسرائیلیها پس از اشغال کویت به وسیله عراق آغاز شد. سرکوب شدید کردها در اواخر جنگ ایران و عراق و پس از آن تا سال 1991 موقعیت خاص کردها را مجدداً مورد توجه مقامات امنیتی اسرائیلی قرار داد. ارتباطات میان موساد و کردها – بارزانی – پس از آنکه منطقه خودمختار در کردستان عراق شکل گرفت و منطقه ممنوعه پروازی در شمال عراق به اجرا درآمد وارد مرحله تازهتر و نزدیکتری شد که در واقع آغاز دوره جدید و مستمر روابط اطلاعاتی میان کردها و اسرائیل به شمار میآید.
دوره سوم و مهم این رابطه با اشغال عراق توسط آمریکا و متحدانش در جنگ عراق و سرنگونی دولت «صدام» آغاز شد در این دوره موازنه قدرت به نفع صهیونیسم تغییر کرد.
با جدیتر شدن مسئله «ناسیونالیسم کردی» در شمال عراق، صهیونیسم با بهره جستن از فضای بحرانی ناشی از «خودمختاری» اقلیت کرد در منطقه که کشورهای «ایران»، «ترکیه» و «سوریه» را به چالشهای قومیتی میکشاند، اولاً خطرات ضدصهیونیستی این دولتها خصوصاً جمهوری اسلامی ایران را تهدید میکند و ثانیاً منطقه را دچار ناامنی و بحران میسازد که این امر باعث ایجاد فضایی مناسب برای پیگیری اهداف صهیونیستی در منطقه خواهد شد.
در دورنمای کلی باید گفت حضور صهیونیسم در عراق خصوصاً شمال این کشور را میتوان تسریع در رسیدن به اهداف صهیونیسم بینالملل در منطقه خاورمیانه که از قرنها پیش دنبال میشد، تعبیر کرد.
اهداف حضور رژیم صهیونیستی در کردستان عراق
رژیم صهیونیستی روابط خود با اکراد را که گذشتهای تاریخی نیز دارد، به صورت عنصری جهت نفوذ و ادعای موجودیتشان در عراق به کار میبرند. رژیم صهیونیستی روابط خود با کردهای شمال عراق را توسعه بخشیده و با کوچاندن 130 هزار یهودی عراقی به سرزمینهای اشغالی فلسطین اقدامات مهمی را در این کشور انجام داده است. اگرچه بازگرداندن یهودیان به عراق مورد بحث نیست ولی همین گذشته تاریخی خود برای اثبات ادعای خاخامهای اسرائیلی و محافل ذیربط به کار گرفته شده است. در این چارچوب با استفاده از همکاری یهودیان و کردها در گذشته و سازماندهی توسط ایالات متحده آمریکا، کردها به صورت ابزاری برای تحقق اهداف اسرائیل درآمدهاند.
رژیم صهیونیستی با فعالیتهای وسیع خود در زمینه اقتصادی تصمیم دارد تا بازار مشخصی در عراق را از آن خود نموده و در زمینه خرید و فروش کالاهای اسرائیلی همه چیز را طبیعی جلوه دهد. حضور اقتصادی اسرائیل در عراق بیشتر به واسطه شرکتهای خصوصی ترکیه و کشورهای حاشیه خلیجفارس تحقق مییابد. در عرصه سیاسی نیز اسرائیل به همراه آمریکا در ساز و کارها و مکانیزمهای مقننه و مجریه عراق دارای نفوذ و قابلیت اظهارنظر شده است.
از نگاه اسرائیل، شکلگیری فدرالیسم در عراق و تجزیه احتمالی این کشور بهترین گزینه برای تأمین منافع اسرائیل است روابط اسرائیل با کردها را میتوان در راستای استراتژی «اتحاد پیرامونی» قرار دارد که در آن اسرائیل برای افزایش حاشیه امنیتی خود، طرح اتحاد با کشورهای غیرعرب پیرامون خود را دنبال میکند. از نگاه اسرائیل در صورت استقلال کردها، اسرائیل یک متحد خوب در منطقه به دست میآورد و از این طریق حاشیه امنیت اسرائیل تقویت میشود. حضور اخیر اسرائیل در شمال عراق و مطرح شدن بحث کمک آن به کردهای جداییطلب ترکیه، بر نگرانی مقامات ترک افزوده است.
اهداف اقتصادی
با توجه به آنچه گفته شد میتوان نتیجه گرفت که طمعورزیهای اقتصادی اسرائیل تنها در مشارکت در بازسازی عراق خلاصه نمیشود بلکه این طمعورزیها مسئلهای جدا از آن است. به ویژه اینکه در پرتو حضور نیروهای اشغالگر آمریکایی در عراق زمینه برای ایفای نقش اسرائیل در این منطقه فراهم شده است و حتی آمریکا در بین کشورهایی که تمایل به همکاری در روند بازسازی عراق دارند، اسرائیل را در اولویت قرار میدهد.
اسرائیل اهداف و چشماندازهای اقتصادی بلندمدتی را دنبال میکند که تحقق یافتن اهداف خود را در عراق جستوجو میکند. مهمترین این اهداف عبارتند از:
رهایی از رکود بیسابقهای اقتصاد اسرائیل
به دست آوردن بازارهای عراقی و کسب بازار فروش 22 میلیونی عراقی برای کالاهای خود
نگاه اسرائیل به عراق به عنوان پلی برای آغاز خروج از انزوای عربی و راهی به سوی عادیسازی روابط اقتصادی بین اسرائیل و کشورهای عربی
ایجاد ارتباط ائتلاف استراتژیک بلندمدت با عراق جدید با میانجیگری آمریکا
رژیم صهیونیستی درصدد است برای تحقق اهداف فوق که برخی از آنها مقدمات تحقق اهداف مهمتر و استراتژیک هستند جایگاهی منطقهای و بینالمللی برای خود فراهم کند که البته تحقق این اهداف را از روزنه کردستان عراق مینگرد.
اهداف سیاسی و فرهنگی
مهمترین دغدغه امروز اسرائیل تهدیدهای سیاسی و امنیتی است از این رو به دنبال گسترش عمق استراتژیک خود در منطقه است و در این راستا با توسل به اقدامات عدیده سیاسی، امنیتی و فرهنگی و حتی اقتصادی درصدد جامه عمل پوشاندن به این اهداف است.
شاید صرف تخصیص اعتبار برای حمایت از کارهای فرهنگی از یک طرف و مجموعه برنامههای این رژیم در زمینه فعالیتهای گردشگری و جستوجو به دنبال اشتراکات یهود و کرد در این راستا قابل ارزیابی است.
انتشار مجله کرد – اسرائیل به سردبیری داود باغستانی که با هدف ریشهیابی پیوندهای کردها با یهودیان است و محتوای این مجله که نویسندگان آن خواهان علنیشدن این رابطه و ترسیم پیوندی ریشهدار میان کردها و یهودیان هستند و تاکنون شمارگان متعددی از آن چاپ شده است را میتوان در این راستا ارزیابی کرد.
صهیونیسم علاوه بر اهداف فرهنگی مجموعه اهداف سیاسی و استراتژیک دارد و به دنبال تحقق این اهداف مهم و استراتژیک است که اهم آنها عبارتند از:
1- تغییر نقشه سیاسی خاورمیانه
2- کنترل جریانات فکری در خاورمیانه
3- تضعیف دولتهای ایران، ترکیه و سوریه
4- دستیابی به «نفت» طمع دیرینه صهیونیسم
5- جنگهای آینده آب در خاورمیانه (آنچه امروز به رویکرد توسعهطلبی صهیونیسم در عرصه نگرش اقتصادی جنبه فرا راهبردی به اهداف خاورمیانهای صهیونیستی میدهد، اراده سیطره و سلطه بر منابع آبی عراق است. آب به عنوان عنصر کلیدی حیات، امنیت و قدرت در آینده خاورمیانه از هماکنون مورد توجه صهیونیسم بینالملل قرار گرفته است)
6- شرکت در بازسازی عراق
7- تقویت زمینههای استقلال کردستان عراق تضعیف پانعربیسم
8- برجستهتر شدن نقش آمریکا و انگلیس در ترتیبات امنیتی منطقه
فعالیتهای نظامی – اطلاعاتی صهیونیسم در کردستان عراق
بیتردید کنترل پایههای اقتصادی دولت عراق در آینده ابزار بسیار مناسبی برای وابستگی و تسلیم این کشور به سیاستهای سودجویانه صهیونیسم و نماینده خاورمیانهای آن، یعنی رژیم صهیونیستی خواهد بود. این رهیافت سیاسی – اقتصادی صهیونیستی حتی در صورت موفقیت نسبی در عراق بازار مصرف بسیار مناسبی را به استعداد 20 میلیون نفر در اختیار کالاهای صهیونیستی قرار خواهد داد. شرکتهای صهیونیستی با هماهنگی و حمایت اطلاعاتی سرویس جاسوسی «موساد» یا حتی به طور مستقل در پی روابط قبلی با اکراد عراقی وارد شمال عراق شدند و تعدادی از آنها به طور مستقل قراردادهایی را با دولت اقلیم کردستان عراق امضا کردند. شرکتهای صهیونیستی به صورت کاملاً سری در مناطق صحرایی شمال عراق مستقرند و تاکنون انواع مختلفی از کالاها و تجهیزات از جمله وسایل نقلیه موتوری، تراکتور، تجهیزات صنعتی و الکترونیکی و کشاورزی و... را وارد منطقه کردی شمال عراق کردهاند. همچنین این شرکتها در اجرای پروژههایی در زمینه جادهسازی، پلسازی، ساختمانی، کارخانههای صنعتی و کشاورزی در منطقه کردستان فعالیت دارند.
سران صهیونیستی برای تثبیت موقعیت و حضور خود در شمال عراق از استراتژی همیشگی خود یعنی خرید پنهانی املاک و تسخیر آن با تکیه بر پیشینه حضور یهودیان در این منطقه و سابقه همکاری و کمک به اکراد در این راستا گام برمیدارند. به طوری که صهیونیسم به بهانه بازگرداندن تعدادی از 130 هزار یهودی عراقیالاصل که در سال 1954 توسط عوامل موساد و «ساواک» رژیم معدوم شاهنشاهی به سرزمینهای اشغالی منتقل شدند، اقدام به خرید زمین و املاک نمودهاند.
سران صهیونیستی برای افزایش توان نظامی و تسلیحاتی قوای «پیشمرگههای کرد» به تسلیح و تجهیز نظامی آنها همت نمودهاند. به طوری که کارشناسان نظامی رژیم صهیونیستی با همکاری دولت اقلیم کردی به ریاست «مسعود بارزانی» اقدام به تأسیس دانشکده نظامی «صلاحالدین» کردهاند که حتی در این دانشکده نظامی آموزش فنون جدید جنگی و استفاده از سلاحهای سنگین آموزش تدریس میشود. در این راستا «پیشمرگههای کردی» علاوه بر آموزش طرز استفاده از سلاحهای جدید به این نوع سلاحها تجهیز خواهند شد.
به طور کلی میتوان اهداف فعالیتهای اطلاعاتی و امنیتی صهیونیسم را در عراق به شرح ذیل برشمرد:
الف) تشکیل تیمهای عملیات ویژه شامل (ترور، ربایش، خرابکاری و...
ب) نفوذ در تشکیلات دولت موقت عراق علیالخصوص وزارتخانه و مؤسسات دولتی
ج) شناسایی، جذب، به کارگیری و آموزش نیروهای عراقی واکرد و یهودیان مقیم عراق به منظور جمعآوری اطلاعات و اخبار فعالیت نیروهای اطلاعاتی ج.ا.ا
د) انجام فعالیتهای جاسوس تحت پوشش سازمانهای بینالمللی، خیریه، شرکتهای تجاری و...
ه) پیگیری مواضع گروههای اسلامی سنی و شیعی.
چالشهای پیش روی رژیم صهیونیستی در عراق جدید تحولات جدید عراق کاملاً طبق خواسته صهیونیستها پیش نرفته و به رغم فرصتهایی که برای آنها ایجاد شده، در عین حال چالشهایی نیز به همراه داشته است. این چالشها به ویژه در دوره پس از انتخابات ژانویه 2005 و انتخابات 2010 که شیعیان اکثریت آرا را به دست آوردند، برجستگی خاصی پیدا کرد.
در مجموع عمدهترین چالشهای پیشروی این رژیم از زمان تغییر ساختار قدرت در عراق را میتوان چنین برشمرد:
1- ناامنیهای عراق 2- همکاری گسترده ایران در بازسازی عراق 3- نگرانی ترکیه از استقلال کردها 4- به قدرت رسیدن جریان ناهمسو با رژیم صهیونیستی در عراق 5- محدودیتهای طرحهای خاورمیانهای آمریکا
واکنش منطقهای به حضور اسرائیل
قویتر شدن رژیم صهیونیستی در عراق و افزایش نفوذ آن در این کشور تمامی موازنه امنیتی و سیاسی منطقه را برهم زده و نتیجه صفبندیها و سازماندهیهای جدیدی را با خود به همراه خواهد آورد. از این رو در قبال موجودیت روزافزون اسرائیل در منطقه، واکنش کشورهای منطقه از الگوی رقابتی دوجانبه پا را فراتر نهاده و موضوع بعدی چندجانبه همانند تهدیدی بزرگ و جدی یافته است.
از یکسو مقامات سیاسی و نظامی ترکیه که از بافت اداره کرد و نظامی خاص در منطقه برخوردار است، از اشغال عراق توسط نیروهای آمریکایی تاکنون در مورد فعالیتهای اسرائیل حساسیت بسیاری از خود نشان میدهند.
سوریه که از غرب با اسرائیل هم مرز بوده و مرزهای شمالی خود را زیر تهدید متحدان اسرائیل میداند، با فعالیت اسرائیل در عراق خود را در محاصره میبیند. عربستان سعودی نیز که از چند سال پیش تاکنون با رویدادهایی مشکوک سر و کار دارد و از استراتژیهای جدید آمریکا در منطقه دلخوشی ندارد، تهدیدات محافظهکاران جدید آمریکا در راستای تجزیه این کشور را در موازات سیاستهای اسرائیل میداند.
کشورهای عربی همانند کویت، قطر، امارات متحده عربی و بحرین که با آمریکا و بعضی نیز با اسرائیل ارتباط دارند ترجیح میدهند تا در مقابل افکار عمومی مردم خود سکوت کرده و چشم خود بر حضور و نفوذ در حال گسترش اسرائیل در منطقه بپوشند. با همه این احوال منسوبین مطبوعاتی و روشنفکران کشورهای عربی و اسلامی حضور و نفوذ اسرائیل در عراق را تهدیدی برای فلسطین و کشورهای دیگر منطقه میدانند. همچنین میتوان به وضوح مشاهده کرد که موضع اسرائیل در قبال کشورهایی همانند لبنان، سوریه، عربستان سعودی و ایران نسبت به دوره قبل از اشغال عراق توسط آمریکا گستاخانهتر شده است.