دشمنی استکبار و صهیونیسم بینالملل با اسلام بعنوان برترین دین الهی تازگی ندارد، زیرا جوهرهی اسلام ضدیت با استکبار و نژادپرستی و سلطهطلبی و ظلم و ستم و دفاع از عدالت و مظلومیت و مستضعفین و ستمدیدگان عالم، و نجات آنها از زیر یوغ و سلطهی حاکمان ناصالح و فاسد است.
وقتی انگلیسیهای استعمارگر خواستند غدهی سرطانی اسرائیل و صهیونیسم را در قلب جهان اسلام بکارند ترس و وحشت آنها از قرآن و اهلبیت(ع)، در زبان و گفتارشان مشهود بود و تا به امروز که کرسیهای موسسات مطالعاتی متعددی را برای شناخت بیشتر اسلام حتی در اسرائیل ایجاد کردهاند فهمیدهاند که دین اسلام با برخورداری از کتاب آسمانی بیمانندش و الگوهای رفتاری و حکومتی پیامبر(ص) و علی(ع) و سیره بجای مانده و زنده مانده امامان(ع) و پیشوایانش روزی بر جهان حاکم خواهند شد و این دین جهان را فراخواهد گرفت.
لذا وقتی دیدند با جنگهای صلیبی نمیتوانند مسلمانان را نابود کنند و نسل آنها را از بین ببرند از راه استحاله و دور کردن مسلمانان از قرآن و الگوهای عملیاش وارد شدند و سالها وقوع حادثهی جهانیشدن اسلام را به تاخیر انداختند. همانطور که بنیامیه سعی در نابودی نسل پیامبر(ص) و ائمه(ع) داشتند و اگر امام دوازدهم(عج) غایب نمیشد قطعاً او را هم برای اتمام این رسالت زنده نمیگذاشتند.
اینک اسلام و قرآن و عشق به حسینبنعلی(ع) با مجاهدتهای پیدرپی فداکاران و علما و مبارزین تاریخ اسلام تاکنون مانده و خداوند این کتاب آسمانی را از تحریف و تغییر حفظ کرده چرا که تنها برنامه نجاتبخش بشریت از گرفتاریها و بهترین برنامه برای زندگی سعادتمندانه انسانهاست، اگر بفهمند.
هرچه به وعدهی الهی برای پیشوایی مستضعفین بر زمین نزدیکتر میشویم، و هرچه باطل خود را در سراشیبی سقوط و نابودی احساس میکند و هرچه گرایش به اسلام فوجفوج افزایش مییابد و هرچه ادیان و تئوریهای موجود در جهان از حل و فصل مسایل بینالمللی و مقابله با چالشهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و اخلاقی و فرهنگی بشر عاجزتر میشوند اسلام و قرآن درخشندگی بیشتری پیدا میکنند لذا چرایی اهانت به قرآن توسط دشمنان را باید در حقیقت این کتاب آسمانی جستجو کرد. در حقیقت اسلام باید جستجو کرد چون قرآن قدرت انسانسازی دارد، چون قرآن قدرت جامعهسازی دارد.
چون قرآن حکومت انسان بر انسان را بدون اذن خدا و صلاحیتهای دینی نامشروع میداند.
چون قرآن ورود حاکمان فاسد و پادشاهان زورگو به سرزمینها و کشورها را عامل فساد و تباهی ملتها میداند.
چون قرآن انسانها را از غل و زنجیر خرافات و وسوسههای شیطانی نجات میدهد. چون قرآن به انسانها آزادی فکر و عقیده و انتخاب براساس باورهای درست میدهد.
چون قرآن انسانها را به مبارزه با استکبار و تسلیم نشدن در برابر آن فرا میخواند.
چون قرآن همه را به امربه معروف و نهیاز منکر دعوت میکند.
چون قرآن همه ادیان الهی را به وحدت حول محور خدا و پذیرش حاکمیت او فرا میخواند.
چون قرآن یهود متعصب را بدترین دشمنان بشریت میداند.
چون قرآن همگان را به اجتناب از حکومت طاغوت و پذیرش حاکمیت خدا دعوت میکند.
چون قرآن میخواهد از امت اسلامی امتی نمونه و الگو برای بشریت بسازد.
چون قرآن سرنوشت خداستیزانی چون فرعون، نمرود و ابرهه و سرمایهدارانی چون قارون و کفاری چون ابولهب و منافقانی چون ابوسفیان و امویان را پیشبینی کرده است.
چون قرآن اطاعت از ولیفقیه را در تداوم اطاعت از ائمه(ع) و پیامبر(ص) و خدا قرار داده است.
چون قرآن دعوت به برادری و برابری انسانها میکند.
چون قرآن امر به اجرای عدالت و قسط و رعایت حقوق مستضعفین میکند.
چون قرآن حق را پیروز نهایی و باطل را نابودشدنی میداند.
چون قرآن غلبه اسلام بر همه ادیان را وعدهی اجتنابپذیر دانسته.
چون قرآن وعده داده است که مستضعفین وارث و پیشوایان مردم در زمین خواهند شد.
اینها ذرهای از دریای بیکران برنامه این کتاب آسمانی است که لیبرال دموکراسی غرب و استعمارگران و صهیونیستهای مفلوک جهان را به چالش کشیده است.
امروز دشمنان اسلام نمیتوانند جلو موج بیداری اسلامی را بگیرند، نمیتوانند در برابر موج اسلامگرایی در غرب، اروپا، آفریقا و آسیا بایستند. نمیتوانند تقاضای روزافزون مردم برای شناخت اسلام و آشنایی با راهحلهای قرآن برای زندگی سعادتمندشان را نادیده بگیرند.