تاریخ انتشار : ۰۳ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۱۸۴۰۷۱

علیرضا اکبری/معاون امور راهبردی وزیر سابق دفاع
مذاکرات اعضای دائم شورای امنیت تا چهارشنبه سوم ماه می جاری نهایتاً به پیشنهاد یک قطعنامه توسط انگلیس و فرانسه انجامید، قطعنامه‌ای که از شدت و غلظت خاص برخوردار بود، قطعنامه پیشنهادی، ذیل فصل 7 منشور تنظیم شده و زمینه‌هایی برای اعمال مجازات و یا برخورد را در مواد اجرایی به ویژه ماده 4 اجرایی دربر داشت. جلسات فشرده‌ای تشکیل شد و نهایتاً وزرای خارجه 5 کشور عضو دائم شورای امنیت و آلمان پس از هفته‌ای پرکار و فشرده در شامگاه دوشنبه هشت می اعلام نمودند که «این مذاکرات برای توافق بر سر قطعنامه پیشنهادی فصل هفتمی بی‌نتیجه ماند». چرا؟ به این دلیل که دو عضو دائم، چین و روسیه قویا با «جهش آئین‌نامه‌ای» آمریکا و حرکت به سوی تولید تنازع مخالفت نمودند.
آیا مخالفت روسیه و چین تنها عامل عدول تیم غربی از قطعنامه بود؟ قطعا خیر، چرا که مساله به منافع امنیت ملی طیف قابل ملاحظه‌ای از کشورهای متوسط ـ قوی در سطح بین‌المللی و جهانی مربوط می‌شود، آنچه که مستقیما به روسیه و چین مربوط است موضوع «عدد» یا «سقف» مناسبات بازرگانی و تجاری این دو کشور با جمهوری اسلامی ایران نیست. مساله عمدتا مساله امنیت است آنهم در بعد کلان امنیت ملی و امنیت جهانی. روسیه و چین می‌دانند که کیس ایران نمونه‌ای است که نتیجه آن سرنوشت معاهده عدم اشاعه را رقم خواهد زد که این معاهده در دهه 60 میلادی منعقد و اجرایی شده است.
در آن سال‌ها هم به عنوان نمونه بحران خلیج خوک‌ها پدید آمد و هم تئوری سه جهانی اقتدار یافت. یعنی چه؟ یعنی اینکه تعادل قدرت‌های جهانی در یک مثلث تعریف می‌شد، واشینگتن، مسکو، پکن، سهم روسیه و چین در تنظیم مطلوب معادلات قدرت و امنیت کمتر از آمریکا نبود این دو کشور به ویژه روسیه در عداد یکی از «دو ابرقدرت» تعریف می‌شد. NPT اگرچه که تبعیض‌آلود بوده و هست اما همین معاهده تبعیضی اولا در زمان اقتدار مسکو و پکن منعقد شده است ثانیا حقوق و تکالیف هسته‌ای همه اعضا را توام با هم در بر دارد و سوم اینکه زیرساخت اصلی معادلات خلع سلاحی و تعادل قدرت جهانی می‌باشد.
از این روست که نه تنها روسیه و چین با روند ضد NPT ایالات متحده اینگونه «غیرتی» برخورد می‌نمایند بلکه حتی بسیاری از کشورهای غربی (اعم از اروپایی یا آمریکای لاتین یا غیر آن) با دیده تردید و نگرانی به جهت‌گیری ایالات متحده می‌نگرند، به هر تقدیر دوست بلاری وزیر خارجه فرانسه در دهم می جاری فصل جدیدی را در خصوص حل و فصل مساله هسته‌ای ایران گشود، بلازی که به نظر می‌رسید از سوی همه چهار عضو غربی گروه 5+1 اظهارنظر می‌کرد اولا تعویق روند مربوط به صدور قطعنامه را رسما اعلام نمود دوم اینکه رسما اعلام کرد که موضوع متن قطعنامه بنا به دلایلی از جمله مخالفت روسیه و چین به نتیجه نرسیده است و سوم اینکه برای حل و فصل، همه به این نتیجه رسیده‌اند که «مشوق‌هایی» در قالب یک طرح مبسوط و کامل به ایران ارائه گردد، اگر این روند جدید که ممکن است چند هفته به طول بینجامد به نتیجه‌ای نرسید آنگاه سعی خواهند نمود که توافق همه اعضا را برای صدور قطعنامه جلب نمایند.
صرفنظر از موضوعات و ریشه‌یابی‌های ضروری و مهمی که پیرامون شرایط مذکور و نتیجه آن موجود است پرداختن به یک مسئله در این روند مفید و راهگشا است. مساله مشوق‌ها و تضمین‌ها چیست؟ معنای آن کدام است؟ علت آن چیست؟ رویکرد ایالات متحده چه خواهد بود؟ نخست اینکه آنچه از آن به عنوان مشوق تضمین امنیتی برای ایران ذکر می‌شود با همین عنوان، پیشتر نیز بعد از توافق پاریس 15 نوامبر 2004 از سوی EU3 مطرح شد و با تاخیری چهار ـ پنج ماهه در 5 اوت 2005 در قالب یک پکیج به جمهوری اسلامی ایران ارائه شد و البته آن روز نیز دولت جناب آقای خاتمی و تیم آقای روحانی آن بسته را صراحتا رد کرده و لذا فعالیت سایت اصفهان را از تعلیق خارج نمودند.
اگر آنچه که امروز مجددا مطرح می‌شود از همان سنخ و جنس باشد که نهایتا تا یک هفته بعد معلوم می‌شود، معنایی به جز تلاش برای کاهش اعتبار ایران ندارد. چرا که چنین «بسته‌ای» نه تنها در قبال صرفنظر کردن از حقوق مصرح هسته‌ای فاقد ارزش اقتصادی است بلکه به طور مستقل نیز هیج ارزشی ندارد، بسته‌ای شامل گشایش‌هایی در صنعت هواپیمایی و نظیر آن اما چنین بسته‌ای تنها یک خاصیت می‌تواند داشته باشد و آن اینکه «دنیا بداند که غرب به ایران یک شانس جدی با بسته‌ای تشویقی داد. ایران آن را رد کرد، حالا اگر ما (غرب) مجددا مجبور شدیم قطعنامه‌ای شدیداللحن و فصل هفتمی را ارائه کنیم لطفا نگویید که ما دچار جهش آیین‌نامه‌ای شدیم. نکته بعد اینکه در تضمین امنیتی ما (غرب) می‌پذیریم که شما (ایران) از تکنولوژی و توسعه توانمندی موشکی خود صرفنظر نمایید و در مقابل قول می‌دهیم که شما در سایر تکنولوژی‌ها ـ در حد متعارف، حق بهره‌برداری داشته باشید.»
البته تاکید می‌شود که هنوز متن بسته پیشنهادی مورد نظر تیم غربی نزد خود ایشان نهایی نشده است. سهل است که جمعه 19 می در لندن، نتیجه جمع‌بندی احتمالی حاصل از اجلاس دوشنبه 15 می در بروکسل، عرضه شود. اجلاس جمعه آتی در لندن با شرکت وزرای خارجه 5 کشور عضو دائم شورای امنیت به اضافه آلمان شروع یک مجموعه گفت‌وگو است که بعد از آن نیز ادامه خواهد یافت. تیم غربی احتمالاً «اتود» یا طرح سایه این بسته پیشنهادی را در اجلاس بروکسل تمرین خواهد نمود، سپس تا پیش از 19 می آن را جمع‌بندی می‌کند و به ایران ارائه می‌دهد، (در چند و چون ارائه آن بسته به ایران گمانه‌زنی نمی‌شود).
از یک طرف ایران بایستی نتیجه موردنظر خود را در قبال پیشنهاد مذکور یا بسته پیشنهادی ارائه دهد، از طرف دیگر نظرات چین و روسیه نیز نسبت به چنین بسته‌ای باید توسط تیم غربی اخذ شود. در همین حد باید گفت «هیچ مابه‌ازائی نمی‌تواند حقوق مصرح ایران در معاهده را تعطیل کند همانطور که هیچ مابه‌ازائی نمی‌تواند تکالیف اعضا را وفق معاهده تعطیل کند، این گزاره و منطق می‌تواند مبنای هرگونه بسته پیشنهادی موفقیت‌آمیز تیم غربی برای ایران باشد.» در غیر این صورت چنین پیشنهادی حتی ارزش کاهش اعتبار ایران نزد افکار عمومی را هم ندارد، چه رسد به تغییر رفتار ایران.