بهزاد حمیدیه
آشنایی با علمای معتقد به نظریه علمای ابرار(1)
دکتر محسن کدیور در این بخش از نوشتار مفصل خود، مدعی است که می خواهد به معرفی چهره های شاخص نظریه “علمای ابرار” به ترتیب از “متاخر به متقدم” بپردازد، “عالمانی که در زمان حیاتشان در اوج اقتدار مذهبی در بین شیعیان زیسته اند.” طرفه آنکه ایشان تنها دو نفر را ذکر می کند!
یک - ابن غضائری: دکتر محسن کدیور می نویسد:“احمد بن حسین بن عبیدالله بغدادی مشهور به ابن غضائری از علمای قرن پنجم. نظراتش که مخالف تشیع امروزی است در “الرجالم” یا “الضعفا” آمده است. این کتاب را به تمامه در حل الاشکال احمد بن طاووس و خلاصه الاقوال علامه حلی می توان یافت. ... به تعبیر محقق کلباسی رد سماء المقال، جلد اول، ص19، “فردی غیرتمند در دین و حامی مذهب” بوده، اما نسبت به رعایت شان ائمه حساسیت ویژه داشته و انتساب شئون فرابشری از قبیل علم غیب، قدرت خارق العاده، معجزه، تفویض، امور تشریعی و تکوینی را خروج از حد مجاز اعتدال مذهبی و منجر به ارتفاع در مذهب یا غلو می دانسته و خود را شرعا موظف به مبارزه با این گونه زیاده روی ها می دانسته است. اگرچه به واسطه عدم وصول اکثر آثار ابن غضائری به زمان ما درباره حد مجاز اعتدال مذهبی درباره صفات ائمه از نظر ابن غضائری نمی توان به دقت سخن گفت، اما با اطمینان می توان او را یکی از منتقدین جدی انتساب شئون فرابشری به ائمه و از جمله غیرتمندان و عالمان قائل به رویکرد بشری به امامت در شیعه یا نظریه علمای ابرار دانست” و لذا بسیاری از افراد راوی را نه به دلیل تاریخی، بلکه به دلیل محتوای روایتشان ضعیف شمرده است.
در سراسر بخش تضعیفات کتاب خلاصه الاقوال علامه حلی که کتاب الضعفا ابن غضائری را در خود دارد، تا آنجا که تفحص کردم، چیزی از جزئیات نظریه ابن غضائری درباره ائمه علیهم السلام نیامده است. او بر راویان بسیاری نسبت غلو و ارتفاع وارده کرده است، اما تفصیل این نسبت را در جایی نمی یابیم؛ او توضیح نداده است که فلان راوی که به اعتقاد او، غالی است دقیقا چه اعتقاداتی در مورد ائمه علیهم السلام داشته است. از اینکه برخی رجالیون مانند وحید بهبهانی، ابن غضائری را در کار قمیین ذکر کرده اند، نیز معلوم نمی شود نظرات ابن غضائری بر نظرات قمیین لزوما منطبق بوده باشد (این نکته را جناب دکتر کدیور نیز تصریحا آورده است(2.)) بنابراین نمی توان ابن غضائری را از نافیان بالکلیه صفات فرابشری یعنی قائلان به نظریه علمای ابرار شمرد. به عبارت دیگر شواهد و نقل های تاریخی به آن میزان متوفر نیستند که بتوانیم چنین نتیجه ای بگیریم. او احیانا برخی صفات را به تصور غالیانه بودنشان نفی می کرده و در عین حال صفات “فرابشری” دیگر را قبول داشته است. به راستی اگر به اذعان جناب آقای کدیور، “به واسطه عدم وصول اکثر آثار ابن غضائری به زمان ما درباره حد مجاز اعتدال مذهبی درباره صفات ائمه از نظر ابن غضائری نمی توان به دقت سخن گفت” چگونه می توان “با اطمینان او را یکی از منتقدان جدی انتساب شئون فرابشری به ائمه و از جمله غیرتمندان و عالمان قائل به رویکرد بشری به امامت در شیعه یا نظریه علمای ابرار دانست؟”
مرحوم کلباسی در سماء المقال که جناب کدیور، غیور بودن غضائری را از او نقل نمود، در صفحه 55 کتاب مزبور می نویسد:
“ان الظاهر من کمال الاستقراء فی ارجاء عبائره انه کان یری نقل بعض غرائب الامور من الائمه علیهم السلام من الغلو علی حسب مذاق القمیین. فکان اذا رای من احدهم ذکر شی غیر موافق لاعتقاده فیهم عنهم یجزم بانه من الغلو فیعتقد بکذبه و افترائه فیحکم بضعفه و غلوه و لذا تکثر حکمه بهما فی غیر محلهما”. عبارت مزبور نشان می دهد ابوالهدی کلباسی، به دقت و در حد کمال استقراء، عبارت های غضائری را بررسی کرده است و نهایتا چنین یافته که او نقل برخی از امور غریبه را از ائمه علیهم السلام، نشان غلو شخص ناقل می گرفته است. کلمه “بعض غرائب الامور”، حاکی از آن است که تنها برخی از غرائب الامور و نه همه آنها، به اعتقاد غضائری غلو تلقی می شده است. اگر گفته شود که گزاره موجبه جزئیه، به لحاظ منطقی، متلازم با یک سالبه جزئیه نیست زیرا اثبات چیزی نفی ماعدا نمی کند، آنگاه پاسخ خواهیم داد ذوق سلیم حکم می کند که عبارت مرحوم کلباسی در بافت منطقی بیان نشده است بلکه عبارتی کاملا عرفی است و در حکم عرف، قضیه موجبه جزئیات همواره یا عمدتا در جایی به کار می رود که سالبه جزئیه را در پی دارد.
نکته دیگر، اینکه اصل این تقسیم بندی (تقسیم صفات ائمه به بشری و “فرابشری”) امری نیست که بتوان آن را به راحتی به خود ابن غضائری نسبت داد، بلکه چنانکه پیشتر نیز تذکر داده ایم این قرائتی کدیوری از ابن غضائری است که البته مویدات کافی ندارد.
در شماره بعد، به بررسی اندیشه های دومین عالمی خواهیم پرداخت که جناب دکتر کدیور، او را از قائلین به نظریه “علمای ابرار” شمرده است.