تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۱۸۴۲۱۱
گزارش تحلیلی شرق

 مهران کرمی
چهار روز از ارائه پاسخ ایران به آنچه بسته پیشنهادی ۱۵ لقب گرفته می گذرد اما کشور های طرف حساب ایران در پرونده هسته ای هنوز پاسخی رسمی به آن نداده اند و انتظار هم نمی رود که چنین پاسخی در آینده نزدیک به ایران داده شود. زیرا وقتی پاسخ ایران به بسته ۷۷ روز طول بکشد دشوار بتوان تصور کرد که چه مدت طول بکشد تا ۶ کشور به نتیجه واحد برسند و این احتمالا نتیجه دلخواه گروه تصمیم گیری در دیپلماسی هسته ای ایران خواهد بود . در آوردگاه دیپلماسی کشوری موفق است که قاعده بازی را معین کند و فعلا این ایران است که با زمانبندی خاص خود قاعده بازی را مشخص می کند. همچنان که وقتی خانم کاندولیزا رایس جنگ میان حزب الله و اسرائیل را سر آغاز شکل گیری خاورمیانه جدید عنوان کرد و در برابر برقراری آتش بس فوری مقاومت می کرد چنین هدفی داشت زیرا این طرف پیروز جنگ است که قاعده بازی را می نویسد و به دیگران دیکته می کند.
اگر اسرائیل پیروز می شد این قاعده مندی طوری دیگر به اجرا در می آمد اما حتی دیرباورترین افراد همچون دان حالوتس هم پذیرفته اند که اگر قرار باشد این جنگ حتما یک پیروز داشته باشد آن یک قطعا اسرائیل نخواهد بود. یکی از عوامل طولانی شدن بحران های منطقه ای افزایش بازیگران است. ایران از ابتدا در دوران محمد خاتمی کوشید با وارد کردن سه کشور آلمان، فرانسه و انگلیس و در چهارچوبی که مورد پذیرش جامعه بین المللی قرار بگیرد پرونده هسته ای را حل کند. با دوبرابر شدن تعداد کشورهای مذاکره کننده که ایالات متحده را هم شامل می شود در صورتی که توافق حاصل آید از ضمانت اجرای بین المللی برخوردار خواهد شد. چون امضای پنج عضو دائم شورای امنیت را در پای ورقه توافقنامه خواهد داشت. اما نکته مهمتر این است که حضور ۶ کشور با منافع متفاوت در این ماجرا ضمن آنکه خود ضمانتی است برای تصمیم گیری های احتمالی، می تواند عاملی باشد برای به درازا کشیدن سیر حل پرونده و این همان چیزی است که ایران می خواهد مشروط بر آن که بتواند آنها و از جمله سرسخت ترین دشمن خود ایالات متحده را به ماندن در صف مذاکره راضی نگه دارد. یعنی دیپلماسی بتواند برآورد درستی از آستانه تحمل جامعه بین المللی داشته باشد و زمان را مدیریت کند. گرچه نمی توان منکر چنین توان بالقوه ای در دیپلماسی ایران شد اما به نظر می رسد تردید های جهانی در مورد کارآمدی ابزار مورد نظر مخالفان ایران به کمک این دیپلماسی شتافته است. به همین دلیل است که روزنامه نیویورک تایمز روز جمعه ۲۵ آگوست به قلم هلن کوپر می نویسد: «در اینکه ایران باید غنی سازی اورانیوم را متوقف کند و قدم بعدی برای باز داشتن ایران تحریم است اتفاق نظر وجود دارد اما اختلاف نظر میان خانم رایس و همتایانش در اتحادیه اروپا با تندرو های دولت بوش به ویژه در دفتر دیک چنی جدی است.
مقاماتی از جمله جان هاناه دستیار امنیت ملی که دیدگاه چنی را نمایندگی می کنند، مدعی هستند که واکنش غیرقاطعانه ایالات متحده به ایران از آغاز گشوده شدن این پرونده موجب شده است تا پاسخ ایران معقول جلوه کند حال آنکه مقامات وزارت خارجه تاکید دارند که آمریکا برای نگه داشتن روسیه و چین در ائتلاف شکننده علیه ایران باید فضا را آرام نگه دارد و استراتژی رسانه ای هماهنگی را پیش ببرد. در نتیجه روز چهارشنبه یعنی یک روز پس از دریافت پاسخ ایران، آمریکا که سرسختانه ترین موضع را در میان شش کشور طرف بحث ایران دارد از زبان گونزالو گاله گز یک سخنگوی نسبتا گمنام وزارت خارجه و نه جان بولتون نماینده بی پروای این کشور در سازمان ملل بیانیه ملایمی را در واکنش به پاسخ ایران قرائت کرد که در آن آمده بود:«ما می دانیم که پاسخ خود به بسته پیشنهادی ۱۵ را جدی تلقی می کند و ما هم جدی به آن خواهیم پرداخت.» هر چند که دیک چنی تیمی قوی از نومحافظه کاران را بر گرد خود دارد اما به نظر می رسد شرایط منطقه ای و بین المللی بیش از گذشته آنها را در تنگنا قرار داده که قدرت مانور و توان آنها را در متقاعد کردن متحدانشان محدود می کند. به علاوه جنگ ماه گذشته اسرائیل با حزب الله بیش از گذشته کشورهای اروپایی را به خطرات رودررویی با جهان اسلام واقف کرده است. اظهارات دیروز فیلیپ دوست بلازی وزیر خارجه فرانسه ناظر به همین معنا است وقتی که می گوید: «پاسخ ایران رضایتبخش نیست اما این مهم است که ما در شرایط فعلی از افزایش برخورد خودداری کنیم. بدترین حالت این است که رویارویی غرب با ایران و جهان اسلام افزایش یابد. ما باید با ایرانی ها وارد گفت وگو شویم.» بلازی ماه گذشته در جریان دیدارش از بیروت نظیر چنین اظهاراتی را در شرایطی که حتی کشورهای عربی هم به انتقاد تلویحی از حزب الله برخاسته بودند بر زبان جاری کرد و با منوچهر متکی در این شهر دیدار کرد. در حال حاضر این دیدگاه با روی کار آمدن رومانو پرودی در ایتالیا هم تقویت شده و کشورهای لاتین و مدیترانه ای اتحادیه اروپا گرایش فزاینده ای به الگوی اروپایی و فاصله گرفتن از سوگیری های ایالات متحده پیدا کرده اند. فراموش نکنیم که اسپانیا و ایتالیا در دوران نخست وزیری اسنار و برلوسکونی در کنار انگلیس نزدیکترین متحدان جورج بوش بودند. این موضع به نظر می رسد حتی دیدگاه خانم آنگلا مرکل صدراعظم آلمان را هم تعدیل کرده است. مرکل دیروز در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با رئیس جمهوری فرانسه گفت که پاسخ ایران فاقد عناصر مهم بود، اما باب گفت وگوها با این کشور همچنان باز است. ایران در پاسخ خود به بسته پیشنهادی کشورهای بزرگ درباره پرونده هسته ای ایران مسائل مهمی را از جمله شرط تعلیق غنی سازی اورانیوم، نادیده گرفته است. ژاک شیراک نیز پاسخ ایران را به ویژه در خصوص فعالیت های مهم و حساس هسته ای غنی سازی اورانیوم کمی مبهم توصیف و اشاره کرد که این پاسخ سئوالاتی را برانگیخته است مبنی بر اینکه آیا ایران این فعالیت های حساس را تعلیق خواهد کرد یا خیر. اما هر دو تن بر ادامه مذاکرات تاکید کرده اند. افزایش تماس ها با ایران احتمالا سرخط تحولات روز های آینده خواهد بود و این موضوعی است که هم خاویر سولانا رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا و هم ژان باتیست متی سخنگوی وزارت خارجه فرانسه بر آن تاکید کرده اند. سخنگوی وزارت خارجه فرانسه برای روشن شدن برخی ابعاد پاسخ ایران به پیشنهاد هسته ای غرب خواستار برقراری تماس های فنی با تهران شد و گفت: «در روزهای آینده می توان تماس های فنی با ایران صورت داد تا برخی از ابعاد پاسخ ایران به پیشنهاد گروه ۱۵ در خصوص موضوع هسته ای این کشور روشن شود. به زعم ما عملی شدن این تماس ها در روزهای آتی برای طرف ها مفید خواهد بود.» سولانا هم در گفت وگو با رادیو دولتی اسپانیا گفت: «پاسخ تهران عناصر بسیار متفاوتی دارد. متفاوت از آنچه ما پیشنهاد داده بودیم. به همین دلیل ما نیاز داریم نشست ها یا گفت وگو ها یی با ایرانی ها برای روشن شدن پاسخ آنها داشته باشیم.» اما نکته کلیدی در واکنش ها به پاسخ ایران موضع روسیه است که تحلیلگران معتقدند می تواند حمایت چین را با خود داشته داشته باشد. خبرگزاری رویترز به قلم ران پوپسکی در این باره به نقل از سرگئی ایوانف وزیر دفاع روسیه که این خبرگزاری وی را نزدیک به ولادیمیر پوتین ذکر کرده است، می نویسد: «تجربیات گذشته جهانی به ما ثابت کرده است که تحریم هیچ گاه موفق نبوده و نتوانسته است در تحقق اهداف موثر باشد.
علاوه بر این من اعتقاد دارم موضوع پرونده هسته ای ایران در حال حاضر آن قدر جدی نیست که در شورای امنیت به بحث گذاشته شده یا گروه ۶ را وادارد که به گزینه تحریم روی آورند. این موضوع می رساند که طرفداران تحریم و برخورد با ایران شرایط دشوارتری را نسبت به گذشته پیش رو دارند. شاید این دشواری ناشی از پیچیده تر شدن پرونده باشد که برای همه طرف ها و از جمله ایران صدق می کند. احتمالا به همین دلیل است که نزدیک ترین کشور به ایالات متحده در میان ۶ کشور یعنی انگلیس درباره آن به سکوت عمیق رفته است. جای خالی انگلیس را اما هفته نامه معتبر اکونومیست پر کرده که در شماره جدید توصیه کرده است اگر ایران به فعالیت در زمینه غنی سازی اورانیوم خاتمه ندهد، تحریم های سازمان ملل باید به اجرا گذاشته شود در عین حال، به نوشته اکونومیست نفوذ ایران در منطقه رو به افزایش است در حالی که به نظر می رسد دولت این کشور مصمم است این نفوذ در آینده نفوذی هسته ای باشد. اکونومیست با اشاره به پاسخ بیست ویک صفحه ای جمهوری اسلامی به بسته پیشنهادی گروه ۱۵ برای حل بحران هسته ای این کشور، می نویسد که دولت ایران پی درپی به خواست های آژانس بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل بی اعتنایی نشان داده است. این هفته نامه ضمن یادآوری قطعنامه شورای امنیت حاوی درخواست از ایران برای توقف غنی سازی اورانیوم و یا مواجه شدن با تحریم های بین المللی، می نویسد که ایران در واکنش پیشنهادی را مطرح کرده است: اگر جمهوری اسلامی آماده گفت وگو است، چرا نباید اعمال تحریم ها را به تعویق انداخت و منتظر دستاورد این مذاکرات ماند ولو اینکه برخی فعالیت ها در زمینه غنی سازی اورانیوم هم ادامه داشته باشد. اکونومیست اظهارنظر می کند که به این ترتیب، ایران امیدوار است روسیه و چین که در گذشته از این کشور حمایت کرده اند، خواستار تعویق ضرب الاجل ۳۱ آگوست شوند و توصیه می کند که شورای امنیت باید در برابر گرفتار شدن در چنین وضعیتی مقاومت کند و از آنجا که حق داشته خطی پایانی را در برابر غنی سازی اورانیوم تعیین کند، باید به این جدول زمانی پایبند باشد.