مازیار آقازاده
آرزوى عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا، حدود ۵ دهه است که روابط دو طرف را تحت تأثیر قرار داده است. این ایده از زمان انعقاد موافقتنامه آنکارا بین دو طرف در ۱۹۶۳ وارد فاز اجرایى شده است. اما اکنون پس از نیم قرن بسیارى در اروپا و حتى در ترکیه به این عقیده رسیده اند که عمده دلیل نپذیرفتن عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا هویت مذهبى متمایز و متفاوت ترک ها از اروپایى هاست. بر همین مبنا اینان معتقدند که ترک ها هیچ گاه به عضویت اتحادیه در نخواهند آمد. به اعتقاد سیاستمدارانى چون هلموت کهل و ژیسکاردستن واقعیت هایى چون اعتراض هاى مردم ترکیه به سفر پاپ، همان تمایز مذهبى بین دو طرف را بیشتر گوشزد مى کند. سفر پاپ به عنوان عالى ترین مقام مذهبى مسیحیت به ترکیه مى توانست این شکاف فرهنگى و مذهبى را رفو کند. اما اعتراض خودجوش ترک ها به این سفر تفاوت و تقابل فرهنگى و مذهبى میان دو طرف را عمیق تر کرده است. اکنون موضع کسانى که مخالف ورود ترکیه به اتحادیه هستند تقویت شده است. در این میان ترس دیرینه اروپایى ها دوباره زنده شده است: جمعیت مسلمان اتحادیه اروپا بر طبق آخرین برآوردها در حدود ۱۵ میلیون نفر (بیش از ۳درصد از جمعیت کل اتحادیه) است. اما در صورت ورود ترکیه به اتحادیه این جمعیت به حدود ۱۵درصد خواهد رسید و با توجه به رشد کم جمعیت جوامع اروپایى واقعه الحاق ترکیه در آینده نه چندان دور مى تواند ترکیب جمعیتى و هویتى اتحادیه را دستخوش تغییر کند.
به خاطر بیاورید که دستگاه کلیساى کاتولیک و برخى احزاب دموکرات مسیحى در زمان تدوین قانون اساسى اتحادیه (به ریاست والرى ژیسکاردستن) چه اندازه بر گنجاندن قید مذهب مسیحیت در متن قانون، پافشارى مى کرد. هرچند مقاومت بخش هاى دیگر جامعه سکولار اروپایى مانع از تحقق این امر شد که قید مسیحیت و مذهب رسمى در متن قانون اساسى گنجانده شود.
اما بیانگر این نیست که راه ورود ترکیه به اتحادیه هموار است. مذهب رسمى هر چند به صورت نوشتار در متون اتحادیه قید نشده اما به صورت یک قانون نانوشته اعمال و اجرا مى شود. مقامهاى اروپایى به صراحت به تفاوت مذهبى میان دو طرف اشاره نمى کنند. آنها نمى گویند که عضویت ترکیه در اتحادیه محقق شدنى نخواهد بود، اما با انواع و اقسام شرایط سیاسى و اقتصادى که سر راه ورود ترکیه به اتحادیه وضع کرده اند، مانع از تحقق این امر شده اند. موانعى همچون قضیه ترس، معیارها و شروط موسوم به کپنهاگ، قصد کشتار ارامنه، حقوق اقلیت ها و اکراد، دخالت نظامیان در سیاست، نقض حقوق بشر و... لیست بلند ایرادها و بهانه جویى هاى اتحادیه اروپا در برابر ترکیه را تشکیل مى دهند.
در این فهرست مواضع پاپ به عنوان عالى ترین مقام مذهبى اروپا، در مورد ورودترکیه به اتحادیه اروپا واجد اثر بوده است. پاپ قبلى (ژان پل دوم) نظر نامساعدى در مورد عضویت ترکیه در اتحادیه نداشت، اما پاپ بندیکت شانزدهم در موضعگیرى هاى قبلى خود همواره بر مخالفت ورود ترکیه به اتحادیه تأکید کرده بود.
از طرفى این نکته را بایددرنظر گرفت که روابط آنکارا و واتیکان از چنان ثبات تاریخى برخوردار نیست. سال ۱۹۸۰ پاپ ژان پل دوم توسط یک تبعه ترک مورد سوءقصد قرار گرفت. هرچند که دولت ترکیه اقدام این تبعه خود را به سیاست هاى غیرمذهبى دولت ترکیه بى ارتباط دانست. اما نزد اغلب ناظران این اقدام نشانه اى از تقابل فرهنگى میان جامعه ترکیه و اتحادیه اروپا تفسیر شد.
در صورت محقق شدن شروط سیاسى و اقتصادى از سوى ترکیه، اروپاییان در نهایت مجبورند که روى موضوع اصلى انگشت بگذارند و به مسأله تفاوت مذهبى و فرهنگى بین دو طرف اشاره کنند و عذر ترکیه را از ورود به اتحادیه بخواهند. اما این امر از نظر اکثر اروپایى ها عقلانى نیست. چرا که ناامید شدن ترکیه از ورود به اروپا، مى تواند نتایج زیانبارى براى سیاست مغرب زمین داشته باشد. پس ترک ها باید امید پیوستن به اتحادیه را از دست ندهند و در عین حال موضوع عضویت خود را تضمین شده ندانند و این منطق بازى است که اروپایى ها به خوبى در ۴ دهه گذشته در برابر خواسته هاى همسایه شرقى خود پیاده کرده اند.
رؤیاى از دست رفته اروپایى ها
براى اروپایى ها ترکیه دروازه ورود به جهان اسلام بوده است. بر همین مبنا کوشیده اند تا ترکیه مدرن و سکولار الگوى سایر کشورهاى جهان اسلام باشد. در عصر جدید، آنها این خواسته را با صراحت دنبال کردند که بهترین راه مقابله با اسلام گرایى رشد و ترویج اندیشه «باور بدون تعلق» (Believing without Belonging) و به عبارت دیگر همزیستى سکولاریسم و مدرنیسم یعنى همان الگو و راهى که قرار بود ترکیه بپیماید اما این تابلوى زیبا که اروپاییان ترسیم کرده بودند دستخوش تغییر و تحول بنیادین شد. رشد باورها و گرایشهاى هویت طلبانه در اکثر جوامع اسلامى که ترکیه کانون آن بود این تصور و تصویر را برهم زد. گرایشهاى هویت طلبانه پدیده اى است که به خودى خود به برجسته کردن تمایزها و تفاوتهاى مذهبى و دینى مى انجامد و این چنین نیز شد.
امروزه نه تنها ملتهاى اسلامى بلکه اغلب ملتهاى جنوب و درحال توسعه - به مذهب به عنوان عاملى هویت بخش نگاه مى کنند. سفر پاپ به ترکیه در میانه این تصویر پرآشوب شاید مى توانست به عنوان عاملى تسکین بخش باشد. اما اظهارات و دیدگاه هاى پیشین او نیت خیرخواهانه پاپ را در جوامع اسلامى از بین برده است تا حدى که این تصویر درافکار عمومى ترکیه با شایعاتى درمورد نیت پاپ براى احیاى مجدد موزه ایا صوفیه و ترویج مذهب مسیحیت در ترکیه همراه شده است. نه تنها در میان قشر عوام ترکیه، بلکه حتى احزاب سکولار نگرانى هایى درمورد خرید زمین در استانبول از سوى مسیحیان و یهودیان مطرح کرده اند. چنانکه خانم رخشان اجویت (همسر سیاستمدار کهنه کار ترکیه بولنت اجویت که اخیراً درگذشت) در اظهارنظرى، نگرانى خود و حزب متبوع اش DSP (دموکراتیک چپ) را از روند روبه گسترش خرید زمین در استانبول از سوى یهودیان و مسیحیان ابراز کرده است.
به هرحال واقعیتهاى تاریخى و تمدنى امروز قطعه اى از تجلیات خود را در جامعه ترکیه آشکار کرده است.
شاید بتوان ادعاکرد که هیچ کشورى به اندازه ترکیه در قرن گذشته و در مدت ۸۳ سال عمر جمهورى لائیک تحت بمباران فرهنگى غرب نبوده است به گونه اى که آتاتورک حتى خط آنها را تغییرداد.
اوضاع به گونه اى درآمد که اذان را نیز به زبان ترکى مى گفتند، که بعدها در دوره عدنان مندرس دوباره اذان به زبان عربى برگردانده شد، ولى با این وجود هویت مذهبى ترکیه ازبین نرفت.
راه سوم؛ دوستى با اروپا نه به هر قیمتى
به هرحال ترکیه به عنوان یکى از کاندیداهاى سنتى ورود به اتحادیه اروپا از گذشته تا به حال دو راه متفاوت را براى ورود به مجموعه اروپایى طى کرده است:
راه اول، زور و فشار نظامى بوده است که وقتى آنها در قالب امپراتورى به سمت دروازه تمدن اروپایى خیز برداشتند که این راه نه تنها به ورود ترکیه به مجموعه اروپا منجر نشد که آنها را به دشمن اروپاییان تبدیل کرد.
راه دوم که پس از آتاتورک طى شد، نوعى دنباله روى و الگوبردارى از مدرنیسم و فرهنگ غرب بود. این شیوه توأم با شیفتگى نیز نتوانست نظر اروپایى ها را نسبت به ترکیه عوض کند تا حدى که عده زیادى از صاحبنظران غرب (از جمله ساموئل هانتینگتون) به این باور رسیدند که ترکیه به جاى گرفتن هویتى عارضى به خود،سعى کند مجموعه هویتى و تمدنى جهان اسلام که به طور تاریخى ترکیه متعلق به این مجموعه است را رهبرى کند. بنابراین اکنون پس از ناکام ماندن آن دو تجربه و دو طریق، نگاه ها به راه سوم و راه میانه معطوف شده است؛ یعنى راهى که جداى از تنفر و شیفتگى به تعامل در عین حفظ هویت ملى و مذهبى مى اندیشد که اتفاقاً نخبگان حاکم امروزى حزب عدالت و توسعه سعى دارند این راه را بیازمایند. این راه میانه که با شعار «اروپا به هر قیمتى» معرفى مى شود سعى دارد تلاش براى عضویت در اتحادیه اروپا به هر قیمتى نباشد یعنى در همان حال از منافع و حیثیت ملى ترک ها (به ویژه در مسائلى چون قبرس و کشتار ارامنه) دفاع شود و امتیازى داده نشود، ثانیاً عضویت ترکیه در اتحادیه به قیمت فروپاشى هویت ملت ترکیه نباشد. به عبارتى که آنکارا به عنوان یک کانون اسلامى در موضعى برابر و احترام آمیز با سایر فرهنگ ها و مذاهب وارد دیالوگ مى شود.