اخیراً در برخی از اخبار و جراید این گونه منعکس شده که پوتین رییسجمهوری روسیه گفته است از مسایل و مواضع اخیر هستهای صلحآمیز ایران ناراحت و مواضعش بیش از گذشته به آمریکا و اروپا نزدیک شده است واقعیت این است که روابط ایران و روسیه طی چهارده سال اخیر همواره در فضایی از همکاری و رضایت تردیدآمیز دنبال شده است.
با این حال آغاز مرحله جدید و طرح "جنگ علیه تروریسم" از سوی آمریکا و تهدیدهای اخیر بوش و تحولات منطقهای به تدریج روسها را به سمت اتخاذ مواضع روشنتری سوق داده است. اکنون دیگر این پرسش مطرح نیست که روسها در برابر اقدامات برتریجویانه آمریکا خواهند ایستاد و بلکه مسئله این است که روسها تا کجا و چه حدبا آمریکاییها همکاری خواهند کرد و در ازای این همکاری چه دریافت خواهند نمود؟!
تردید آمیز بودن فضای روابط ایران و روسیه در وهله اول و در سطح کلان ناشی از تردید اساسی روسها در تعریف جایگاه خود در وضعیت جهانی بوده است اما بطور مشخصتر وجود دو عامل متعارض یعنی مخالفتهای آمریکا با توسعه روابط ایران و روسیه از یکسو و اهمیت همکاریهای نظامی و تکنولوژیک با ایران برای روسیه از سوی دیگر در شکلگیری این فضای نامشخص و ابهامآمیز نقش ایفا کردهاند مخالفتهای آمریکا با توسعه روابط ایران و روسیه در سطح استراتژیک بدون تردید تاکنون مهمترین مانع در سرعت بخشیدن به توسعه و ارتقای سطح روابط دو کشور بوده است اما در مقابل اهمیت همکاریهای نظامی و تکنولوژیکی با ایران برای روسیه در این سالها کشش و انگیزه کم و بیش برابری را برای حفظ و استمرار این روابط به روسها داده است.
آنچه که این همکاریها را برای روسیه جذاب و استراتژیک جلوه میدهد علاوه بر منافع اقتصادی کار کرد و نقش دوگانه آن است که روسها را تاکنون تشویق و ترغیب به ادامه این همکاریها کرده است این همکاریها از یک سو همانطور که گفته شد به لحاظ اقتصادی برای آنها اهمیت دارند و از سویی دیگر به مثابه ابزاری برای چانهزنی بیشتر روسها با آمریکایی در سایر مسایل استراتژیک به کار رفتهاند. شرایط پس از 11 سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان و عراق برخی تغییرات اساسی را در این وضعیت ایجاد کرده است و به نظر میرسد که روسها دیگر نمیخواهند و یا شاید دیگر نمیتوانند همانند گذشته به این بازی دوسویه ادامه دهند – تحت شرایط فعلی روسها ظاهرا از فضای تردید و دودلی گذشته خارج شدهاند و با یک گام عقبنشینی در مقابل آمریکا پذیرفتهاند که منافع آنها از طریق کوتاه آمدن در برابر واشنگتن قابل دستیابی است تا رقابت – عواملی متعددی در رسیدن روسها به این نتیجه موثر بودهاند اما آنچه حایز اهمیت است آن میباشد که روسها هنوز دلایل زیادی برای ادامه روابط دوستانه و نزدیک با ایران دارند و به عبارت دیگر سخنان اخیر روسها و از جمله حرفهای پوتین به معنی همسویی روسیه با آمریکا در دشمنی علیه جمهوری اسلامی ایران نیست اما به هر حال دستگاه دیپلماسی کشورمان باید افزایش گفتگو و تبادلنظر با سایر کشورهای حوزه خزر و خاصه دو همسایه خود ترکمنستان و آذربایجان برای اقناع و یا تحمیل نقش و اهمیت جمهوری اسلامی ایران در تامین امنیت منطقه را شدت بخشد.
روسها هرگاه با ایران احساس تنهایی کردهاند و یا خود را با ایران تنها دیدهاند از موضع قدرت با ما سخن گفتهاند اما هرگاه ایران گزینههای دیگری برای انتخاب و عمل داشته باشد مواضع روسها ملایم شده و با ایران همکاری بیشتری داشتهاند.
در موضوع طرح روسها برای مسایل هستهای صلحآمیز ایران نیز باید گفت هنوز بررسی کارشناسانه این طرح مورد بحث و بررسی است و قرار است دور دیگری از مذاکرات در روسیه انجام شود بنابراین صبر و حوصله همسایه بزرگ ما باید بیش از آن باشد و آقای پوتین هم باید بداند که ملت ایران ملتی آزاده و مستقل است و دولت آن نیز دولتی برآمده از آراء مردم است از این رو تعامل و دوستی بیشتر با ایران نه تنها فواید مادی و دنیوی بیشتر خواهد داشت بلکه میتواند اقتدار و هویت از دست رفته آنان را نیز در پی داشته باشد. دیپلماسی گوهر ارزشمندی است که نباید آن را عجولانه کنار گذاشت.