تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۴۴۰

محمد ابوجهاد / نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین در ایران
محمد ابوجهاد (نداءالقدس - شماره 83)
حزب صهیونیستی لیکود در روز 6/1/2005 میلادی با افتتاح شعبه خود در منزل خانواده «محمود عباس» در شهر «صفد» (واقع در مناطق اشغالی سال 1948) که سال‌ها قبل توسط صهیونیست‌ها اشغال شده بود، در واقع به وی پیام داد، گرچه انتشار این خبر و دست زدن صهیونیست‌ها به چنین اقدامی کسی را شگفت‌زده نکرد.
این در حالی است که محمود عباس پیش از انتخابات ریاست تشکیلات خودگردان فلسطین با محکوم کردن انتفاضه و مقاومت و پافشاری بر ضرورت حذف به اصطلاح انتفاضه مسلحانه و هرج و مرج در امر سلاح و از سرگیری گفت‌وگوها با دشمن صهیونیستی امتیازات سیاسی و تبلیغاتی زیادی به دشمن اعطا کرد.
این همان شهر صفد است که محمود عباس در گفت‌وگو با نشریه «یدیعوت آحارانوت» آن را به عنوان مادری همیشه دلسوز و مهربان توصیف کرد. اما ملت فلسطین هنگامی که عکس خانوادگی محمود عباس، همسر، فرزندان و نوه‌هایش را با این حجم گسترده در رسانه‌های گروهی دید شوکه شد گویی او دولت مستقل فلسطین را تشکیل داده، سرزمین و مقدسات فلسطین را آزاد کرده، آزادی و استقلال را به ملت فلسطین بازگردانده و با بازگشت آوارگان و پناهندگان، ملت واحد فلسطین را در این سرزمین جمع کرده است از این رو مستحق این همه تکریم و تقدیر است!!!
گویا «ابومازن» در فضای هرج و مرج در نقش‌ها و اولویت‌ها در تشکیلات خودگردان فراموش کرده که امروز منصب و مسئولیت در فلسطین در واقع تکلیفی برای تلاش تا دستیابی به استقلال واقعی و بازپس‌گیری سرزمین‌های غصب شده است و هرگز موضوعی تشریفاتی به شمار نمی‌رود. به نظر می‌رسد محمود عباس با این چنین جشن‌های کارناوال‌گونه می‌کوشد بر واقعیت این پیروزی و اشکالات آن و همچنین شرکت اندک مردم در انتخابات و تأثیر قدرتمند نیروهای اسلامی (جنبش جهاد اسلامی و جنبش حماس) بر افکار عمومی فلسطین سرپوش گذارد. ابومازن امروز به عنوان رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین اختیار کامل برای انجام هر کاری را در زمینه مذاکره با دشمن صهیونیستی و همچنین مسئله فلسطین و مقاومت ندارد.
در اینجا یک نکته حقوقی و تشکیلاتی وجود دارد و آن اینکه انتخاب محمود عباس از سوی برخی اعضای کمیته به عنوان رئیس دائم کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین در واقع گذر از مجلس ملی فلسطین است چرا که می‌شد ابومازن مانند «روحی فتوح» که به عنوان رئیس موقت تشکیلات خودگردان فلسطین برگزیده شده تا زمان یرگزاری نشست فوق‌العاده اعضای مجلس ملی فلسطین و تمام نمایندگان ملت و نیروهای سیاسی فلسطین در داخل و خارج به عنوان رئیس کمیته برگزیده شود.
محمود عباس به عنوان رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین باید از تجربیات گذشته در پیمان‌های اسلو در زمینه درک نیات دشمن صهیونیستی و صداقت آن در روند صلح و سایر موارد مشابه درس عبرت بگیرد. به رغم اینکه تجربه محمود عباس در زمان تصدی پست نخست‌وزیری در دوران عرفات پر از نکات و عبرت‌هاست اما متأسفانه ابومازن در آن زمان قادر به مقابله با فشارهای آمریکا و رژیم صهیونیستی، دفاع شجاعانه از حقوق و خواسته‌های فلسطین یا مذاکره جدی در فلسطین با تمام نیروهای سیاسی ملی و اسلامی فعال نبود. او حتی نتوانست از ابوعمار به عنوان دوست مبارزاتی خود دفاع کند. محمود عباس، رهبری تاریخی را ترک کرد تا در محاصره بمیرد و به دست دشمن صهیونیستی در رام‌الله تصفیه شود.
«حسن الکاشف» از رهبران جنبش فتح و تحلیلگر مسائل سیاسی دراین‌ باره گفت: یاسر عرفات در آن واحد یک مذاکره‌کننده و یک مبارز بود اما مرجعیت محمود عباس فقط سیاسی است. اگر این توصیف برای عباس و شیوه‌اش در حل مسئله فلسطین را بپذیریم باید بدانیم که در الفبای علم سیاست، فعالیت سیاسی و گفت‌وگو همان امتداد جنگ و همراه و همسو با آن است و جایگزین آن قلمداد نمی‌شود.
ویتنامی‌ها با جنگ، موفق به بیرون راندن اشغالگران آمریکایی از سرزمین خود شدند و حتی وقتی پشت میز مذاکره می‌نشستند باز هم می‌جنگیدند. واقعیت‌هایی که نبردها را می‌سازد همان مؤلفه‌ها و برگ‌های برنده‌ای است که به گفت‌وگوکننده قدرت می‌بخشد و فشارهای اشغالگران بر او را کاهش می‌دهد. پس چرا امروز به رغم دستاوردها و موفقیت‌های ملموس مقاومت و اقدام مسلحانه در برابر دشمن صهیونیستی و شکست سنگین روند سازش از زمان امضای پیمان اسلو تاکنون از ملت فلسطین خواسته می‌شود که از تمام عناصر قدرت و مقاومت خود دست بردارد و پرچم تسلیم را در برابر دشمن صهیونیستی به اهتزاز درآورد و آنگاه مذاکرات را آغاز کند؟
محمود عباس امروز فرصتی تاریخی دارد تا خلاء پس از عرفات را پر کند اما برای موفقیت در این زمینه با چالش‌ها و مسئولیت‌‌های داخلی و خارجی و شخصی روبروست لذا:
1- عباس باید در شخصیت و ایده خود میان یک مبارز و سیاستمدار تعادل برقرار کند و به صورت یک روشنفکر که سکوت اختیار کرده و فقط نظاره‌گر تحولات باشد با مسئله فلسطین برخورد نکند و در روند ایجاد تحولات با ملتش مشارکت داشته باشد. این امر او را به بیش از پیش به آرمان‌ها و آرزوهای مردم و گرایش‌های سیاسی و ملی آنها در زمینه فواید مقاومت نزدیک خواهد ساخت و سهم بسزایی در ایجاد یک پایگاه مشترک برای همسویی با سنگر مقاومت و نیروهای اسلامی و ملی آن خواهد داشت.
2- او باید از امتیازدهی رایگان در رسانه‌های گروهی، جشن‌ها، مراسم‌ها و روابط عمومی سیاسی با صهیونیست‌ها، آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها به صورت محکوم کردن انتفاضه ملت فلسطین و مقاومت مسلحانه دست بردارد زیرا تمام اقشار مردم و گروه‌های ملی و اسلامی بر انتفاضه و مقاومت مسلحانه به عنوان امتداد تاریخ مبارزه 55 ساله ملت فلسطین در برابر رژیم صهیونیستی اتفاق نظر دارند.
3- ابومازن باید از تکرار طرح‌های شکست‌خورده سیاسی سابق و اشتباهات گذشته که باعث کاهش محبوبیت وی به میزان زیادی شد دست برداشته و در دام دشمن صهیونیستی و تلاش این رژیم برای قرار دادن توپ بحران‌های خود در زمین فلسطینی‌ها نیفتد. دشمن صهیونیستی زیر ضربات مقاومت تصمیم به عقب‌نشینی گرفت. بنابراین اگر عباس پیروزی فلسطینی را به پیروزی اسرائیلی تبدیل کند دیگر این امر ملی‌گرایی به شمار نمی‌رود. امروز عملیات مقاومت در غزه پاسخی به تجاوزات و تروریسم «شارون» است و در چارچوب دفاع از ملت فلسطین قرار دارد از این رو کسی که بگوید: «اگر مقاومت به تروریسم صهیونیستی پاسخ ندهد رژیم صهیونیستی در غزه به ما امنیت خواهد بخشید و به فکر عقب‌نشینی از آن می‌افتد» دچار توهم شده است.
4- عباس باید به اصول و آرمان‌های ملی که خطوط قرمز محسوب می‌شوند و دستکم آن چیزهایی که عرفات در کمپ دیوید به آن تمسک جست مانند قدس، آوارگان، دولت فلسطین و مرزها، مسئولیت‌ها و اختیارات این دولت، انحلال شهرک‌ها و سایر مسائل راه‌حل نهایی پایبند بوده و از سخنرانی‌هایی که احساسات ملت فلسطین را جریحه‌دار می‌سازد و همچنین از معامله پنهانی با دشمن صهیونیستی خودداری ورزد.
5- محمود عباس و نزدیکان وی تا دیروز رژیم صهیونیستی را عامل شکست وی به عنوان نخست‌وزیر در دوره عرفات می‌دانستند پس چه عاملی باعث شد دشمن صهیونیستی امروز خود عوامل موفقیت را در اختیار ابومازن قرار می‌دهد. آیا این امر می‌تواند علتی جز موافقت ابومازن با قرار گرفتن در سنگر دشمن صهیونیستی و گردن نهادن به شروط و تمایلات تل‌آویو داشته باشد. امری که به مثابه مرگ سیاسی و ملی ابومازن است.
6- مسئولیت دشوار و اساسی عباس ایجاد توافق میان فلسطینی‌ها در داخل به منظور حل مشکلات است. اگر عباس در این امر موفق شود رژیم صهیونیستی با ملتی متفق‌القول بر سر یک استراتژی واحد روبرو خواهد شد. به طور حتم تحقق این امر نیازمند یک مرجعیت ملی و رهبریتی است که تمام جناح‌های سیاسی ملی و مذهبی در آن شرکت داشته باشند. نباید فراموش کنیم که ما همچنان در مرحله آزادی، تحقق استقلال ملت فلسطین و تعیین سرنوشت قرار داریم و وارد مرحله تشکیل دولت مستقل فلسطین که آرزویش را در سر می‌پرورانیم، نشده‌ایم.
7- همه، میزان استقبال آمریکا و رژیم صهیونیستی از پیروزی محمود عباس در انتخابات ریاست تشکیلات خودگردان فلسطین را دیدند. شارون وعده داد که به سرعت با وی دیدار کند و دولت آمریکا مقرر کرد که 100 میلیون دلار به منظور حمایت از دستگاه‌های امنیتی فلسطین اختصاص دهد اما دیری نپایید که پیش از ادای سوگند اعمال فشار و باج‌خواهی بر وی آغاز شد. روشن است که هدف آمریکا و رژیم صهیونیستی از این فشارها سوق دادن ابومازن به سوی برخورد شدید با نیروهای مقاومت تحت عناوینی چون مقابله با تروریسم فلسطینی و نابودسازی زیربنای آن، جمع‌آوری سلاح، جلوگیری از اقدامات تحریک‌آمیز و سایر خواسته‌های امنیتی جدید و قدیم رژیم صهیونیستی می‌باشد در غیر این صورت هیچ گفت‌وگویی با عباس صورت نمی‌گرفت و عباس باید از میان دو راه قرار گرفتن در سنگر دشمن صهیونیستی یا ایستادن در سنگر مقاومت، یکی را برمی‌گزید.
8- مردم فلسطین از فساد سیاسی، مالی، اداری و امنیتی در تشکیلات خودگردان منزجر و خواستار اصلاحات هستند اما این ملت اصلاحات را به عنوان یک نیاز داخلی در فلسطین می‌خواهند که مبتنی بر ضرورت‌های تاریخی و سیاسی باشد نه اصلاحاتی هدایت‌شده و گزینشی به شیوه آمریکایی که هدف از آن درهم شکستن پایه‌های مقاومت و قدرت ملت فلسطین و فروپاشی کیان، هویت و فرهنگ جامعه فلسطین از درون است تا در نهایت مجبور به پذیرش مشروعیت اشغالگر و فرهنگ آن به مانند الگوی آمریکایی در عراق شویم.
در این میان برخی معتقدند در نکاتی که ذکر شد قدرت رژیم صهیونیستی و همچنین امکانات و توانمندی‌های این رژیم برای ضربه زدن به ملت فلسطین نادیده گرفته شده است. با کمال تأسف صاحبان این اندیشه همان عوامل مصیبت و بدبختی ملت ما هستند زیرا عامل بی‌اعتمادی در ملت ما بوده و نسبت به قدرت و دستاوردهای این ملت در 55 سال گذشته در زمینه زنده نگه ‌داشتن مسئله فلسطین از خود بی‌تفاوتی نشان می‌دهند. اگر بخواهیم نسبت به این افراد دیدی خوشبینانه داشته باشیم باید بگوییم که نمی‌توانند درک کنند که عقب‌نشینی دشمن صهیونیستی از نوار غزه و ایجاد دیوار امنیتی توسط صهیونیست‌ها (حتی در صورت نادیده گرفتن دستاوردهای انتفاضه) نشانگر پیروزی دشمن نیست بلکه نمایانگر شکست تل‌آویو می‌باشد. به نظر من نکاتی که ذکر شد مهمترین مؤلفه‌های خلاصی محمود عباس از شر دشمن صهیونیستی است.