صفآرایی بعضی گروهها و تفکرات در برابر دولت عدالتخواه و مردمی احمدینژاد به موضوع بحث صاحب نظران و فعالان سیاسی تبدیل شده است.
اگرچه نوع مراودات و جنس مناسبات دکتر محمود احمدینژاد به گونهای است که میتوان حدس زد در آینده نه چندان دور افراد و تشکلها به خاطر تناسب یا عدم تناسب با خط و مشی رئیسجمهور منتخب، به وی نزدیکتر یا از ایشان دورتر خواهند شد، ولی مروری بر دیدگاههای چهرههای سیاسی و دانشگاهی در این باره قابل توجه است.
دبیر اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل در این باره گفت: تکنوکراتها، اصلاحطلبان کلاسیک و رادیکال، سه جبهه اصلی هستند که در مقابل دولت منتخب صفآرایی کرده و آن را با چالشهای سیاسی مواجه خواهند کرد. پرویز امینی در گفتوگو با خبرگزاری فارس، اظهار داشت: دولت احمدینژاد به علت این که مستقل از احزاب و گروههای سیاسی شکل گرفت و مستقیما اعتماد مردم را جلب کرد، طبیعی است با چالشهای سیاسی مواجه خواهد شد.
وی با یادآوری این که احمدینژاد همواره دنبال گفتمان عدالت و دفاع از قشر مستضعف و احقاق حقوق آنان بوده است، افزود: بدنه سرمایهداری در کشور ممکن است در مواجهه با طرحها و برنامههای اقتصادی دولت احمدینژاد، موانعی را در راه توسعه اقتصادی و تولید ثروت ایجاد کنند و از طریق تاثیرگذاری بر بازار بورس و سهام، ظرفیتهای اقتصادی و مالی دولت را به چالش بکشانند.
امینی همچنین گفت: از دیگر موانعی که ممکن است احمدینژاد در پیشبرد برنامههای خود در حوزه تحت مدیریتی خود با آن مواجه شود، مقاومتها در برابر شکستن حلقه بسته نخبگان سیاسی در مسیر جوانگرایی در عرصه مدیریت است.
اصلاحطلبان سه دسته میشوند
صادق زیباکلام از اساتید دانشگاه متمایل به کارگزاران به ایسنا گفت: اصلاحطلبان در آینده به سه دسته تقسیم خواهند شد؛ دسته اول گروههای رادیکالی مانند بخشی از دفتر تحکیم وحدت و برخی از عناصر رادیکال سازمان مجاهدین انقلاب خواهند بود که معتقد هستند در چارچوب قانون اساسی فعلی نمیتوان مقوله اصلاحات را پیش برد و تز رفراندوم را مطرح و بر آن پافشاری میکنند، گروه دوم بدنه جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین خواهد بود که جایگاهی مانند جایگاه نهضت آزادی و ملی مذهبیها در عرصه سیاست پیدا میکنند، یعنی گاهی به اعتراض دست میزنند و گاهی بیانیه منتشر میکنند و جریان سوم که اصلیترین و جدیترین جریان در مقابل جریان اصولگراست، جریان سنتی اصلاحطلب است که در رأس آن افرادی مانند هاشمی رفسنجانی قرار خواهند گرفت و دولت سایه مانند آنچه در دموکراسیهای غربی مشاهده میکنیم، به وجود میآید.
اگر مجدداً اشرافیت، ضدارزش شود، بعضیها مقاومت میکنند
عباس سلیمی نمین با اعتقاد به اینکه آرایش نیروهای سیاسی اعم از اصلاحطلب و اصولگرا در انتخابات اخیر به هم خورد، اظهار داشت: فکر میکنم در آینده نزدیک مسائل اقتصادی و ارزشهایی مانند سادهزیستی و مبارزه با اشرافیت، موجب نزدیکی و دوری گروههای سیاسی و باعث شود که بعضی از گروههای اصلاحطلب و اصولگرا به یکدیگر نزدیک شوند.
رئیس مرکز مطالعات تحقیق و تدوین تاریخ معاصر، در گفتوگو با خبرگزاری دانشجویان ایران با اعتقاد به اینکه در این انتخابات بسیاری از جریانهای ناسالم اقتصادی گردهم آمدهاند، گفت: من معتقدم در این انتخابات جریانهایی که در ارتباط با خصوصیسازی و با سرمایهداری جدید و اقتصاد نوین دچار آلودگیهایی شده بودند، همراه با اشرافیت و لوکسگرایی گردهم آمدند و یک خواسته را دنبال کردند، البته و خوشبختانه در این راستا بخشی از جریانهای اصلاحطلب و اصولگرا از این جریان فاصله گرفته و تصمیم مناسبی را اتخاذ کردهاند.
وی افزود: در ابتدای انقلاب، اشرافیت ضد ارزش بود و سادهزیستی ارزش، ولی بعد از مدتی اشرافیت به ارزش و سادهزیستی به ضدارزش تبدیل شد. اما شاید نیروهای سیاسی در آینده بازگشتی به آرمانهای اول انقلاب داشته باشند. مردم در این انتخابات چرخشی در مبنای ارزشگذاری ایجاد کردند که متأسفانه مقاومتهای جدی نیز در مقابل اراده مردم صورت گرفت.
مبارزه با مفاسد اقتصادی به مذاق عدهای خوش نمیآید
حمیدرضا کاتوزیان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی به خبرگزاری فارس گفت: قطعاً اگر دولت جدید بخواهد دست به اصلاحاتی زده و یک سلسله تحولاتی در کشور به وجود آورد، این اصلاحات به مذاق بعضیها خوش نمیآید و در مقابل آن سروصدا کرده و مقاوت میکنند. وی تأکید کرد: انجام مبارزه جدی با مفاسد اقتصادی از این دست اقداماتی است که اگر بر روی آن تأکید شود به فرموده مقام معظم رهبری قطعاً یکسری در مقابلش سروصدا میکنند.
کاتوزیان متذکر شد: عده کمی هستند که مسئله اصلیشان قدرت است و نمیخواهند به هیچ قیمتی قدرت را از دست بدهند. بحث این افراد با بحث بدنه اصلی جریانهای مخالفی که بیشتر از روی صداقت و پاکی مخالفت و انتقاد میکنند فرق دارد. البته من معتقدم که این افراد هم نمیتوانند مانع جدی بر سر راه دولت جدید ایجاد کنند.
مخالفت با دولت دلها در پوشش ضدیت با انحصار!
اینکه مخالفان دولت پاک و خدمتگزار، نمیتوانند به صورت شفاف بگویند که با ارزشهایی نظیر سادهزیستی، خدماترسانی به مردم، توسعه معنویت، نهادینه کردن آرمانهای اصیل امام و انقلاب و... مخالفند، کاملا بدیهی است، بنابراین باید منتظر ماند تا این جماعت تحت عناوین دیگری وارد عرصه کارشکنی علیه روند امور اجرایی کشور شوند.
در لابهلای خبرهایی که دیروز بر روی خروجی تلکسها آمده بود، خبری از جنس تحلیل بالا به چشم میخورد: یک عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت به نام احمد شیرزاد در گفتوگو با «ایلنا»، تشکیل جبهه ضدانحصار (!) را ضرورت جامعه ایران دانست.
وی با بیان اینکه آغاز فعالیت حزبی توسط هاشمی و حامیان او را به فال نیک میگیرم، گفت: اگر حامیان هاشمی مسئله تشکیل یک حزب را قبل از این جدی میگرفتند و جریان کارگزاران را به شکل قبلی آن رها نمیکردند، به طور قطع در انتخابات اخیر نیز میتوانستند خیلی بهتر عمل کنند.
عضو حزب افراطی جبهه مشارکت با ادبیات تحقیرآمیز درباره کارگزارانیها، خاطرنشان کرد: دوستان هاشمی باید کار را از سطوح بسیار سادهتر و پایینتر آغاز کنند، چرا که شروع یک حرکت حزبی ساده و سازمانیافته میتواند در نهایت به تشکیل جبههای گسترده و فراگیر منجر شود. اما اینکه عدهای بخواهند در صدر بنشینند و فرمان تشکیل جبهه بدهند، به جلسات میان نخبگان محدود خواهد شد.
شیرزاد گفت: هاشمی باید یک حزب درست کند، زیرا با تشکیل حزب میتوان به تشکیل جبهه رسید.
دعوا بر سر محور شدن در جبهه اصلاحات
گویا اعلام تشکیل جبهه اعتدال توسط هاشمی رفسنجانی، به مذاق هیچیک از گروههای دوم خردادی، از حیث اینکه تمایلی به داشتن «آقا بالاسر» ندارند، خوش نیامده است. بعد از اظهارات پرطعن و کنایه شیرزاد، مطالعه دیدگاه یک عضو مرکزیت مجمع روحانیون مبارز نیز خالی از فایده نیست.
رسول منتجبنیا به ایسنا گفت: تعدادی از عقلای اصلاحطلب از جمله خاتمی، کروبی، موسوی خوئینیها، بهزاد نبوی و میرحسین موسوی که بعد از شکلگیری دوره چهارم مجلس، محوریت جریان اصلاحطلب و خط امام را برعهده داشتند، در این مقطع به صحنه بیایند و مجدداً برای این جریان محوریتی تشکیل دهند تا اصلاحات به سرچشمه و مسیر خود هدایت شود.