تاریخ انتشار : ۱۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۶۱۶

یوسف محسن‌زاده
در هفته گذشته اجلاس مشترکی میان شورای همکاری خلیج فارس و پیمان نظامی ناتو در دوحه برگزار گردید که انعکاس خبری مطلوبی نیافت. در این اجلاس، دبیر کل ناتو و همچنین دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس و شماری از نمایندگان کشورها در آن سخنرانی کردند. البته، ابتکار عمل شورای همکاری خلیج فارس در دعوت از نمایندگان این پیمان نظامی برای حضور در قطر و حتی دستیابی به توافق‌های کلان برای همکاری مشترک را می‌توان یک گام غیر حساب شده این شورا که از اختلافات عمیق سیاسی و ارضی رنج می‌برد، به شمار می‌آورد.
العطیه البته در پایان این همایش، به نکاتی در جمع خبرنگاران اشاره کرد که می‌توان آنها را دلایل این رویکرد شورای همکاری خلیج فارس دانست. وی سرنگونی حزب بعث عراق که منجر به انحلال ارتش این کشور گردید و همچنین برنامه هسته‌ای ایران را دو عاملی به حساب آورد که منجر به تفوق استراتژیک ایران در منطقه شده است. العطیه در این اظهارات خود، نتوانسته از احساسات خود در مورد انحلال ارتش عراق که بنا به گفته وی، یک توازن قوا در منطقه برقرار کرده بود، جلوگیری کند و در عین حال، وی نگرانی خود را از برنامه هسته‌ای ایران نیز ابراز کرد.
شاید دعوت از پیمان نظامی ناتو که یاد‌آور دوران جنگ سرد می‌باشد برای حضور در منطقه خلیج فارس، از نظر العطیه، می‌تواند توازن از دست رفته را مجددا مستقر نماید. با این حال، این رویکرد، باز هم سوء‌تفاهم و محاسبات نادرست شیوخ خلیج فارس را که ممکن است منطقه را با دردسرها و بحران‌ها و نا‌آرامی‌های افزونتری مواجه سازد، نمایان می‌سازد. العطیه زیرکانه از متهم کردن اسراییل به اختلال در موازنه نظامی منطقه و در پیش گرفتن سیاست تهاجمی و جاه‌طلبانه‌ برای استیلای سیاسی در خاور‌میانه، طفره می‌رود که دلیل آن نیز روشن است.
قطر، کشوری که العطیه به آن تعلق دارد، از روابط حسنه با تل آویو بهره‌مند است و اظهارات احتمالی وی،‌ می‌توانست به این روابط، که طرفین می‌کوشند ابعاد سیاسی و امنیتی آن را پنهان ساخته و صرفا در حد تعاملات نمایان سازند، آسیب وارد سازد. جالب‌تر اینکه العطیه از پیمان ناتو در‌خواست کرده است که از پخش و انتشار و گسترش سلاح‌های کشتار جمعی در خاور‌میانه جلوگیری کند.
این در حالی است که مهمترین اعضای این پیمان که عبارتند از آمریکا و انگلیس و فرانسه، خود پیشقراولان اصلی تاسیس نهاد‌خانه هسته‌ای اسراییل در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی بوده و اکنون نیز چتر امنیتی و نظامی این پیمان را نیز بر فضای حیاتی اسراییل پهن کرده‌اند.
به هر حال اظهارات دبیر کل شورای همکاری خلیج‌ فارس، حتی آن بخش که مربوط به جراید سه‌گانه ایرانی در خلیج فارس می‌شود، نشان از بروز رویکرد غیر محاسبه شده در رفتار عمل سیاسی آن شورا تلقی می‌شود، این رویکرد، بر این فرض مبتنی است که در موازنه خیالی موجود میان ایرانی و شورای همکاری خلیج فارس به دلیل سقوط صدام از اریکه قدرت و همچنین توسعه برنامه هسته‌ای ایران، فاصله و شکاف وسیعی بوجود آمده که اساس این موازنه را به هم زده است و لذا این شورا و جنگ‌افزار‌های پیشرفته اکتفا نکرده و مایل است برای پر کردن شکاف و فاصله مزبور، ‌پای پیمان نظامی ناتو را هم به منطقه بکشاند تا موازنه مزبور به حالت قبلی خود، ‌بازگردد!
این طرز تفکر، زاییده فکر و اندیشه جریاناتی است که در محافل سیاسی اعراب خلیج فارس از راهبرد دوری گزیدن از مناسبات هسته با ایران و پیوند خوردن به سیاست‌های آمریکا و اسراییل در منطقه حمایت کرده و در گذشته نیز از سیاست‌های توسعه‌‌طلبانه صدام و حزب بعث استقبال کرده و حتی حاضر نشدند تجاوز نظامی رژیم سرنگون شده عراق به کویت را در حد اظهار نظر نیز محکوم کنند و این در حالی است که تهران همواره می‌کوشد از روابط مستحکم با کشورهای واقع در حوزه جنوبی خلیج فارس بر‌خوردار گردد.