پرویز اسماعیلی
پرونده فعالیتهای هستهای ایران بار دیگر در «موقعیت ویژه»ای قرار گرفته است و کمتر از یک هفته دیگر گزارش مهم البرادعی منتشر میشود تا شورای حکام در ترکیب، فضا و تحولات تازهای که پیرامون فعالیتهای صلحآمیز هستهای کشورمان رخ داده، تصمیم بگیرد. شناخت این موقعیت ویژه، هم برای تصمیمگیران پرونده و هم افکار عمومی ضروری است:
الفـ واقعیت طرحهای هستهای
نکته مهم و قابل توجه ـ بویژه برای رسانهها ـ این است که طرحهایی که به عنوان طرح آفریقای جنوبی و یا روسیه و... مطرح میشود، همه در ادامه ابتکاری است که رئیسجمهور کشورمان در اجلاس اخیر مجمع عمومی سازمان ملل بیان کرد.
پیشنهاد سخاوتمندانه و بیسابقه مشارکت شرکتهای دولتی و حتی خصوصی سایر کشورها در تولید سوخت هستهای با ایران، تصویب حدود و ثغور این پیشنهاد در هیات دولت و در نهایت اعلام جزییات آن ـ از جمله در سقف 35 درصدی و 350 میلیون دلاری برای مشارکت ـ از سوی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، آخرین گام عملی، داوطلبانه و اعتمادساز کشورمان به منظور ارائه «تضمین عینی» به جهانیان برای صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران است.
طبعا پیرو این پیشنهاد، طرحهای متعددی به طور رسمی و غیر رسمی از سوی کشورها و شرکتهای مختلف مرتبط با انرژی اتمی به کشورمان ارائه خواهد شد که البته با توجه به چارچوبهای پیش گفته، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
بنابراین هر کدام از این طرحها بازخوردی از ابتکار رئیسجمهور ایران اسلامی مبنی بر پیشنهاد مشارکت در تولید سوخت است و نباید ابتکار کشورهای دیگر قلمداد شود.
از سوی دیگر، فهم این مساله مهم است که روح پیشنهاد ایران، تشکیل کنسرسیوم جدیدی برای تولید و عرضه سوخت هستهای به مرکزیت ایران است؛ و اگر دانسته یا نادانسته کشوری این رویکرد شفاف را به معنای آمادگی برای انتقال توانمندی ایران در چرخه سوخت به خارج از خاک ایران تفسیر کرده، به خطا رفته است. به عبارتی، فناوری اتمی ایران در تولید سوخت بارور است و نیاز به لقاح مصنوعی ندارد!
تشکیل هر کنسرسیومی در این زمینه، یک اقدام راهبردی از سوی ایران است و بنابراین نه میتوان با شتابزدگی و تحت تاثیر ملاحظات مقطعی و بدون اثبات امتیازات پایدار و درازمدت طرحی را پذیرفت، و نه میتوان شتابزده طرحها را از گردونه بررسی حذف کرد. به عبارتی، با توجه به رفع ابهامهای آژانس، از این به بعد این طرحها هستند که باید به عنوان تضمین عینی به دالان مذاکره بیایند و محک بخورند.
بـ گزارش جدید البرادعی
دو بار سفر معاون پادمانی آژانس به تهران در هفتههای گذشته، 23 مورد بازرسیهای سرزده و نیز مصاحبهها و اسناد ارائه شده ایران، بخش بازرسی و فنی آژانس را به این نتیجه رساند که هر دو ابهام باقیمانده در گزارش البرادعی، یعنی منشاء نهایی آلودگی سطح بالا و گسترده برنامه سانتریفیوژهای 1 P و 2 P حل شده است. بنابراین از بعد فنی و حقوقی، پرونده ایران نباید در دستور کار شورای حکام باقی بماند؛ مگر این که مدیر کل آژانس بار دیگر و مثل گزارش دوم سپتامبر گذشته فشارهای سیاسی آمریکا را بر مستندات فنی بازرسان ترجیح دهد! و بندهایی مثل 49 تا 51 گزارش مذکور را تشدید کند.
در موارد متعددی، گزارش البرادعی منطبق با رهیافت فنی بازرسان آژانس نبوده است و ایران باید با ابراز مختلف فنی، حقوقی و رسانهای، وزن بخش بازرسی آژانس را در رایزنیهای شهرک سازمان ملل در وین بالا ببرد.
از سوی دیگر، حتی اگر گزارش البرادعی (در پی پذیرایی گرم رایس از وی در سفر اخیر آمریکا) تندتر و سیاسیتر از سپتامبر گذشته باشد، ایران باید همچنان روی ریل موازین فنی و حقوقی آژانس، روابط خود را با این نهاد بینالمللی ادامه دهد. باز مرور پادمان نشان میدهد ما از ابزارهای دست نخوردهای هم برخورداریم؛ گر چه همچنان با تفکیک مواضع سیاسی از بخشهای فنی قطعنامهها و اعلام آن در محیط آژانس، باید از تسلیم به تکلیفهای زیادهخواهانه پرهیز کرد.
جـ سناریوی لپتاپ
دولتمردان هالیوود در جنگ روانی و تخیل استادند. در طول 2/5 سال پرونده هستهای هرگاه ترفند آنان با شکست روبهرو میشده و بازرسیها به مذاق آنها خوش نیامده، سناریوهای تبلیغاتی مضحکی را برای تحت فشار قرار دادن مدیر کل آژانس، فریب افکار عمومی و لاشانی ناکامی خود سامان دادهاند.
از دروغهای ژوئن 2004 مبنی بر پیدا شدن لاشه سانتریفیوژ با آلودگی بالا در دوشان تپه تا ادعای نوامبر همان سال مبنی بر آزمایشهای اتمی ایران در پارچین و 12 کیلومتری پایتخت! (محل سوزاندن زباله!) در همه موارد گذشته دروغگویی آمریکا اثبات و حتی گزارشهای البرادعی ـ از جمله بندهای 37 و 39 و 41 و 49 گزارش سپتامبر ـ آنها را رد کرده است. سناریوی مضحک لپتاپ هم استمرار عملکرد ذاتی «چوپان دروغگو» است!
قبل از نشست اضطراری آگوست گذشته (مردادماه) روزنامه وال استریت ژورنال (84/5/5) یک خط خبری را به عنوان جنگ روانی جدید آمریکا درباره احتمال تلاش ایران برای ساخت کلاهک اتمی بر اساس یک تعداد فایل رایانهای مجهول کلید زده بود که به نظر میرسد بعد از مشخص شدن رد ادعای آمریکا درباره سایت پارچین طی بازرسیهای اخیر، مجددا به روی «سن» آورده شده است!
ما دروغ چوپان را میتوانیم نادیده بگیریم، اما عوارض و خطرات آن را نه. اگر به گزارش دو ماه گذشته «جان چیپمن»، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک لندن مراجعه کنیم، احتمال زمینهسازی برای تخلیه اطلاعات موشکی ایران به بهانه اختیارات فراتر درخواست شده برای آژانس را نادیده نخواهیم گرفت.